تصاویر جدید
آمار بازدید
آخرین بروز رسانی 1395/10/15 2017/01/04

تحریم ربا


بسم الله الرحمن الحيم

مقدمه

الحمد لله علي نعمائه من الطالبين و الطيبات و من النقود و الاوراق النقديه التي وهب الينا ليسهل المعاملات اليوميه التي لابد منها لكل من الناس لمعيشته اما بعد:
اين رساله وجيز و مجملي است درباره ربا كه به فرمايش اساتیدم به رشته تحرير در آورده ام اميد است كه مورد پسند و استفاده خوانندگان محترم قرار بگيرد.

تحريم ربا در قرآن

الذين يأكلون الربا لا يقومون الا كما يقوم الذي يتخبطه الشيطان من المس ذلك بانهم قالو انما البيع مثل الربا و احل الله البيع و حرم الربا فمن جائه موعظه من ربه فانتهي فله ما سلف و امره الي الله و من عاد فالئك اصحاب النار هم فيها خالدونo يمحق الله الربا و يربي الصدقات والله لا يحب كل كفار اثيم ترجمه: كساني كه ربا مي خورند (از گورهاي خود بهنگام دوباره زنده شدن يا از مشي اجتماعي خود در دنيا) بر نمي خيزند مگر همچون كسي كه (بنا به گمان عربها) شيطان او را سخت دچار ديوانگي سازد (و نتواند تعادل خود را حفظ كند) این از این رو است كه ايشان مي گويند خريد و فروش نيز مانند ربا است و حال آنكه خداوند خريد و فروش را حلال كرده است و ربا را حرام نموده است پس هر كه اندرز پروردگارش به او رسيده و (از ربا خواري) دست كشيد آنچه پيشتر بوده (و سود و نزولي كه قبلا دريافت نموده است) از آن او است و سر و كارش با خدا است اما كسي كه برگردد (و مجددا مرتكب ربا خواري شود) اينگونه كساني اهل آتشند و جاودانه در آن مي مانندo خداوند (بركت) ربا را (و اموالي را كه ربا با آن بياميزد) نابود مي كند (ثواب) صداقت را (و اموالي را كه از آن بذل و بخشش شود) فزوني مي بخشد و خداوند هيچ انسان نا سپاس و گنهكاري را دوست نمي دارد
روايت كرده شده است :
اهل جاهليت وقتي كه زمان مال خود از غريمش رسيد از او طلب مال خود را مي كرد و غريم به صاحب دين مي گفت تو به زمان دين بيفزاي تا من هم در مال زياده كنم و آنها اين كار را مي كردنند و مي گفتنند كه برابر است زياده در اول بيع به صورت ربح باشد يا در محل به سبب تأخير مهلت.
والله تعالي در تكذيب آنها فرمود (احل الله البيع و حرم الربا) ترجمه: الله بيع را حلال كرد و ربا را حرام.

تعريفات ربا

در شرح الوقايه مي گويد :
ربا زياده اي كه از عوض خالي باشد در معاوضه مال به يكي از عاقدين شرط شده باشد. و علت آن: قدر و جنس است.
و مراد از قدر: در مكيالات كيل و در موزونات وزن است.
ربا بدون زياده صورت نمي گيرد اين كه زياده حقيقي باشد يا حكمي هر دو ربا است. زياده حكمي مانند: فروختن نسيه گندم در برابر جو. در معاملات اگر زياده مشروط نباشد ربا نيست مثلا فروشنده به مشتري بدون شرطي، زايد از مبيع مي دهد و يا مثل راهني كه مرتهنش ميوه درخت مرهون را بدون شرط ميدهد. همچنين در معامله اي كه اگر زياده به عوض باشد ربا نيست چنانچه در خريد و فروش انجام مي گيرد
ودر تفسير كبير آمده است :
ربا عبارت است از طلب زياده در مال با نهي كردن الله تعالي از آن. در حديث آمده است: لعنت باشد به آكل ربا و موكول او و شاهد او و كاتب او و آن كسي كه بر او ربا هلول ميكند.
بدان كه ربا بر دو قسم است :
1- ربا النسيه
2- ربا النقد
ربا النسيه: كاري است كه در زمان جاهليت مشهور بوده است. بدين صورت كه شخصي به يك شخص ديگر مالي مي داد و در ماه مقدار مشخصي از آن شخص ميگرفت و رأس المال (اصل مال) در حال خود باقي بود و وقتي كه بدهي تمام مي شد از مديون رأس مال را درخواست ميكرد اگر آن شخص نمي توانست رأس مال را در موعد مقرر پرداخت نمايد در مال و مهلت افزايش ميداد.
ربا النقد: يعني فروختن 1من گندم به 2من و نظير اين گونه معاملات.

چگونگي تحريم ربا
نظر جمهور مجتهدين همه متفق بر حرمت هر دو قسم ربا ميباشند.
قسم اول (ربا النسيه) حرمت آن با نص قرآن كريم ثابت است . (به دليل آيه مذكور ) و قسم دوم (ربا النقد) حرمت آن با حديث رسول الله صلي الله عليه وسلم ثابت است . ( به دليل حديث آتي)
ربا با چه چيزي ثابت مي شود
و ربا با نص صريح و يا به اجماع صحابه (رض) و يا به رأي مجتهد ثابت مي شود.

و اما با نص:
در 6 چيز ثابت شده است: گندم، جو، خرما، نمك، طلا و نقره.
و اما با اجماع:
درآن چيزهايي كه علتهاي استنباط شده موافق هر مجتهد باشد مثلا حبوبات نزد احناف را بودن آن با قدر و جنس است، و نزد امام شافعي به طعام است، و نزد مالك به طعام و ذخيره كردن است.
و اما رأي مجتهد:
در آن چيزهايي كه یک علت داخل شده و علت ديگري داخل نمي شود مثل مطعومي كه نه وزن كرده مي شود و نه كيل از قسم ربا نزد ما نيست، و نزد شافعي خير مطعوم اصلا ربوي نيست و لو اينكه وزن و كيل كرده شود

در كتاب اعلا‍ءالسنن ميگويد:
عن ابي سعيد الخدري مرفوعا: التمر بالتمر و الحنطه بالحنطه و الشعير بالشعير و الذهب بالذهب و الفضه بالفضه يدا بيد عينا بعين مثلا بمثلا فمن زاد فهو ربا.
از ابي سعيد خدري (رض) حديث مرفوعي روايت شده است:
خرما در برابر خرما، گندم در برابر گندم، جو در برابر جو، طلا در برابر طلا، نقره در برابر نقره، دست به دست، عين به عين، مثل به مثل باشد هر كس از اين مقدار زياده بكند ربا است.
سپس مي افزايد: و مثل همين است آنچه كه كيل و وزن كرده شود.
و به اين حديث، امام ابوحنيفه رحمه الله استناد مي كند .
احناف معتقدند در قاعده ربا حقيقتا تقابض شرط نيست نه در صرف و نه در طعام بلكه ربا در فضل و نسيه است.
اشتراط قبض در صرف نزد مذهب حنفی بخاطر تعيين است، چونكه در اصل احناف دراهم و دنانير با تعيين كردن، تعيين نمي شود، چونكه اثمان در عقود معاوضاتي به مجرد عقد تعيين نمي شود بلكه با قبض كردن تعيين مي شود، اما در عقود غير معاوضاتي مثل وديعت، ارث، مهر، وكالت با عقد كردن تعيين مي شود.





دليل جواز فروختن 1 مشت گندم در برابر 2 مشت گندم
اما قولي كه: (1 مد گندم در برابر 1 مد گندم و1 مد جو در برابر 1 مد جو) و در روايتي 2 مد در برابر 2 مد آمده است.
امام سرخسي در مبسوط خود مي فرمايد: اگر ربا در اشياء مكيله در كثير و قليل پيدا شود چه تحت كيل داخل شود و چه نشود، در آوردن عبارت «مدين» به لفظ تثنيه معني نباشد، و زماني كه ربا اگر كمتر از دو مد باشد يعني نصف صاع جاري نمي شود.
و بخاطر اين مسئله در هدايه گفته شده است:
1 پنجه را به مقابل 2 پنجه و 1 سيب را در مقابل 2 سيب فروختن جائز است، چونكه مساوي بودن با معيار است و اگر آن هم پيدا نشود فضل ثابت نمي شود و مادون نصف صاع در حكم 1 پنجه است، چونكه در شرع به نصف صاع اعتباري نيست.
يعني آوردن لفظ «مدين» در حديث ربا، دلالت مي كند بر اينكه مادون مدين ربا نيست و اگر اين طور نباشد ذكر عدد لغو است و از اين لغویات شارع صلی الله علیه و سلم محفوظ است.

وزن 1 صاع
نزد ما نيم صاع 2 من است و 1 من 40 ايتار 5/4 مثقال است پس 1 من 180 مثقال است
و 1مثقال 6/4 گرم است پس 1 من برابر 828 گرم و 2 من 1656 گرم. پس نيم صاع 1656 گرم است و 1 صاع برابر 3312 گرم است.

نتيجه گيري

ربا زياده ای است كه از عوض خالي باشد و علت آن قدر (كيل يا وزن) و جنس است.
گندم و جو، خرما، نمك كيلي و طلا، نقره وزني مي باشند و غير اينها اگر در عرف كيلي باشد كيلي و اگر وزني باشد وزني مي باشد.
اگر قدر و جنس در شيئي پيدا شود زياده آن چه نقد و چه نسيه حرام است و اگر جنس و قدر در چيزي پيدا نشود هم نقد و هم نسيه حرام است.
و اگر يكي از وصفان يعني فقط جنس و يا فقط قدر پيدا شود و ديگري پيدا نشود فقط نسيه آن حرام و نقد آن حلال است.
توجه!
شيئي كه جنس و يا قدر آن مساوي است تازه و يا كهنه بودن آن شیئ در ربوی بودن تأثیری ندارد.
آيا در پول هم ربا است یا نه؟
اولا براي ما دانستن ثمن و مثمن الزامي است و ثانيا پول از قسم اثمان است يا از مثمن.
ثمن: بهاء، ارز، نرخ، اخش، قيمت، مقابل مثمن و صرف
ثمن: آن چيزي كه در بيع لازم مي شود
قيمت: آن چيزي كه قيمت گذارنده اي بر آن قيمت بگذارد.
ثمن گاهي مساوي قيمت است و گاهي از قيمت زياده تر مي شود و گاهي ناقص از آن مي شود .
حاصل كلام : آن چيزي كه دو عاقد در بيع در برابر مبيع عوض مي شود ثمن مي نامند و آن چيزي كه اهل سوق مي نامند و مقدار مي كنند و در معاملاتشان رواج مي دارند قيمت مي نامند و به ذمه تعلق بيابد
المثمن: آن چيزي كه در برابر ثمن فروخته شود
بعد از شناختن ثمن و مثمن، حال بايد بدانيم كه پول امروزي را در اصطلاح شرع از قبيل ثمن مي شمارند يا از قبيل مثمن و در اين باره علماء اختلاف نظر دارند ولي اكثر آنها بر ثمن بودن پول متفق شده اند اما اختلاف اين علماء بر اين است كه پول قياس به فلوس، ثمن است يا جايگزين درهم و دينار است، در اين باره اقوال بعضي علماء را به سمع و نظر شما میرسانيم.
در شرح قواعدالفقهيه چيزي كه الان بين ممالك رواج دارد به عنوان والورق الصوري (اسكناس) از فلوس معتبر است و آن چيزي كه در وقت رواج فلوس بجاي درهم و دينار استعمال مي شد، در اسكناس هم رواج و معتبر است چونكه فلوس جنسي بود كه از غير طلا و نقره ساخته شده بود و آن را بجاي درهم و دينار استفاده مي كردنند و اسكناس هم از اين قبيل است و اگر كسي بگويد كه فلوس از اسكناس تخصيص دارد بايد گفته خود را بيان و اثبات كند.
طلا و نقره حقيقتا ثمن هستند و فلوس و هر چيزي كه به جاي طلا و نقره رواج يابد (مثلا اسكناس) حكما ثمن است.
واما ثمن اصلي (طلا و نقره) هيچ وقت باطل نمي شود. اما اشيائي كه رواج ثمن را به حكم سلطان گرفته است مثل اسکناسهای عصر حاضر که عرف قادر به ابطال آن نيست تا زمانی كه سلطان آن را باطل نكند و يا به يك كشوری ديگر نرود و يا سلطان عذل كرده نشود. اما در صورت بروز این صورت ها حكمش باطل مي شود.
اسكناس محل ربا است پس مبادله اسكناس با اسكناس با تفاضل درست نمي باشد مگر اين كه جنسهاي آنها با هم مختلف باشد، به جهت مختلف بودن صدور آنها، پس در اين صورت تبادل آن با تفاضل درست است، و اما تفاضل آنها بصورت نسيه حرام مي باشد، مثلا 100 ليره سوري را به 105 ليره آن تبادل كردن بصورت نقد و نسيه حرام است، چونكه اسكناس سوريه همه از يك جنس هستند، اما مبادله كردن اسكناس سوري با ريال ايراني با تفاضل صحيح است اگر بصورت نقد تبادل شود، اما اگر بصورت نسيه تبادل شود جائز نيست .

محقق: مصطفي يلمه
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
تصویر اتفاقی
حضور پرشور مردم در نماز جمعه

حضور پرشور مردم در نماز جمعه

حضرت شیخ محمد عثمان سراج الدین نقشبندی

حضرت شیخ محمد عثمان سراج الدین نقشبندی

اعضای دارای بیشترین پیام
1 mohammad2
mohammad2
172
2 elyas 130
3 SAHABI 111
4 sahneh 91
5 gapist 56
6 neghab
neghab
30
7 nurahmed
nurahmed
25
8 alten 21
9 men 19
10 IBB
IBB
19
جدول اوقات شرعی