تصاویر جدید
آمار بازدید
آخرین بروز رسانی 1395/10/15 2017/01/04

روایت یک مرگ!


يك روز نبي الله حضرت سليمان بن داود عليه السلام با يكي از وزيرانش نشسته بود يك نفر با قيافه مرتب و زيبايي بر او داخل شد، وقتي كه آن مرد خارج گرديد وزير گفت: اي نبي الله مرد چه كسي بود كه نزد تو نشست؟ حضرت سليمان عليه السلام فرمود:آنكس كه آمد و نزد من با اين هيبت نشست و رفت حضرت ملك الموت بود، هنگاميكه وزير اين سخن را شنيد اندامش به لرزه افتاد. سپس به حضرت سليمان گفت: خواهش ميكنم كه به باد دستور بده كه همين الآن مرا به بلادم هندوستان ببرد چون من قدرت و توانايي نشستن در جايي ندارم كه ملك الموت آنجا نشسته باشد.

سليمان آنچه را وزير از او خواست به جا آورد و باد او را با خود حمل كرد و به سرزمين هند رسانيد. بعد از اين ملك الموت در خدمت سليمان عليه السلام حاضر شد و عرض كرد وزير را چه شده؟ حضرت سليمان به او گفت: باد او را برداشت و به بلاد هند برد. ملك الموت عرض كرد: حقيقتاً وقتيكه من او را در كنار تو اينجا نشسته ديدم تعجب كردم چون خداوند به من دستور داده بود كه در بلاد هندوستان او را قبض روح نمايم.

هنگامی که او را اينجا نزد تو ديدم متعجب شدم و گفتم: سبحان الله ! خداوند که نه زمان را تغيیر ميدهد و نه مكان را، چگونه ممكن است در همين ساعت او را در هندوستان قبض روح نمايم. ولي به دستور خداوند همين ساعت كه او را در بارگاه تو ديدم به هند رفتم همان ساعت او را در آن بلاد يافتم همان مكانيكه خداوند وعده اش را مشخص كرده بود و همانجا او را قبض روح نمودم.
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
تصویر اتفاقی
فارغ التحصیلان جدید

فارغ التحصیلان جدید

اسلامی فارغ التحصیلان جدید

اسلامی فارغ التحصیلان جدید

اعضای دارای بیشترین پیام
1 mohammad2
mohammad2
172
2 elyas 130
3 SAHABI 111
4 sahneh 91
5 gapist 56
6 neghab
neghab
30
7 nurahmed
nurahmed
25
8 alten 21
9 men 19
10 IBB
IBB
19
جدول اوقات شرعی