تصاویر جدید




آمار بازدید

آخرین بروز رسانی 1393/06/22 2014/09/13

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.

جمع آوری قرآن در اعصار مختلف

فرستنده ErfanAbad در تاريخ ۱۳۸۸/۸/۳۰ ۸:۱۰:۰۰ (1919 بار خوانده شده) مقالات
برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.
بسم الله الرحمن الرحمیم

الحمد لله رب العالمین و الصلاة و السلام علی نبیه الکریم محمدن المصطفی صلی الله علیه و سلم و علی آله و اصحابه اجمعین اما بعد:

به اتفاق تمامی علماء و اصحاب و تابعين و علماء قرنهاي بعدي، ترتيب آيه هاي يكایک سوره های قرآن، كاملا توقيفي بوده و هر يك از آيه ها به فرمان خدا و راهنمائي جبرائيل بر جاي خود گذاشته شده اند و نظر هيچكسي حتي پيامبر اكرم صلي الله عليه و سلم نيز در پس و پيش بودن و ترتيب آيه ها دخالتي نداشته است همچنين ترتيب تمام سوره ها و پس و پيش بودن آنها عموماً توقيفي است و نظر هيچكسي در ترتيب آنها دخالتي نداشته است.

جمع كردن قرآن از راه كتابت و ثبت در برگه ها در سه دوره تحقق پيدا كرده است:

اول در عصر پيامبر صلي الله عليه و سلم و زير نظر او، دوم در دوره خلافت ابوبكر صديق و زير نظر او و بزرگان اصحاب، سوم در دوره عثمان ذي النورين و زير نظر او و بزرگان اصحاب. جمع كردن قرآن در دورة دوم و سوم هرگز تكرار عين عمل قبلي نبوده است بلكه چنانكه در خلال بحث از جمعهاي سه گانه ميبينيم در جمع اول بصورت اوراق پراكنده و بدون رعايت ترتيب آيه ها و سوره ها بوده و در جمع دوم بصورت كتاب در آمده و تمام آيه ها و سوره ها بگونه ی مرتب و منظم نوشته شده اند و در جمع سوم علاوه بر رعايت همان نظم و ترتيب در املاي كلمات قرائتهاي هفتگانه و به قولي حروف هفتگانه را نيز منظور نموده اند. يعني كلمه را بصورتي نوشته اند كه قابل قرائت با همة قرائتهاي متواتر و قطعي بوده است.



دوره اول: جمع آوری قرآن زير نظر پيامبر صلي الله عليه و سلم



كاتبان دوره مکه:

كاتبان دورة مكّه ـ كه در مدينه نيز كاتب بوده اند ـ عبارت بوده اند از: «ابوبكر صدیق، عمر فاروق، عثمان ذي النورين، علي مرتضي، شرحبيل، خالد بن سعيد، طلحه، زبير، سعد بن وقاص، عامر بن فهيره، علاء خضرمي، معيقب دوسي، ارقم بن ارقم، حاطب ابي عمر، حاطب بن بلتعه، مصعب بن عمير، عبدالله بن جحش، جهيم بن قيس، سالم مولي بن حذيفه».


كاتبان دوران مدينه:

«عبدالله بن رواحه، ثابت بن قيس، حنظله بن ربيع، حذيفة بن يمان، علاء بن عقبه، جهيم بن صلت، عبدالله بن زيد، محمد بن مسلمه، حنظله بن ابي عامر، معاذ بن جبل، ابو ايوب انصاري، مغيرة بن شعبه، عبدالله بن عبدالله بن ابيّ ابن ابي سلول، ابو زيد، عقبه بن عامر، در سال هفتم هجري، ابان بن سعيد (برادر خالد) و عمرو بن عاص و خالد بن وليد به جمع كاتبان فوق افزوده شدند و در سال هشتم هجري ابو سفيان و پسرانش يزيد و معاويه، و عبدالله بن ارقم و حويطب بن عبدالعزي به جمع كاتبان پيامبر صلي الله عليه و سلم اضافه شدند.

آيات قرآن نسخة اصلي كه با نظارت دقيق پيامبر صلي الله عليه و سلم و براي او نوشته ميشد، بر اوراق نازك و برگهاي كاغذ نوشته ميشدند. زيد بن ثابت معروفترين كاتب پيامبر صلي الله عليه و سلم در اشاره به اين مطلب چنين ميگويد: «كنّا عند رسول اللهِ، نُؤَلِّفُ القرآنَ منَ الرقاعِ. يعني كار هميشگي ما كاتبان وحي این بود كه در حضور پيامبر خدا صلي الله عليه و سلم و با نظارت دقيق او قرآن را بر رقعه ها يعني اوراق نازك و برگهاي كاغذ مرتب و متناسب مينوشتيم».


آن نسخة اصلي در منزل پيامبر صلي الله عليه و سلم و زير نظر او نگهداري ميگرديد. حارث محاسبي (م ـ 243) در اشاره به مطلب ميگويد: «وَ كَانَ ذَلِكَ بِمَنْزِلَةِ اوراق وحدت في بيت رسول الله فيها القرآن منتشراً فجمعها جامع و ربطها بخيط حتّي لايضيع منها شيئي. يعني عملكرد ابوبكر صديق رضي الله عنه در جمع كردن قرآن كاري بود شبيه مجموعه اي از اوراق و برگهايي كه در منزل پيامبر خدا صلي الله عليه و سلم وجود داشت كه تمام آيه ها و سوره هاي قرآن بصورت پراكنده را مطابق آنچه در حافظه هاي بي شماري موجود بود، مرتب و منظم نمود و سپس آن مجموعه از اوراق مرتب شده را با نخي به هم بست كه چيزي از آن مجموعه نابود نگردد».


پيامبر صلي الله عليه و سلم بر نوشتن آن نسخه اصلي كه بر روي برگها نوشته ميشد نظارت دقيقي را داشت و هرگاه چند آيه اي يا سوره اي بر پيامبر نازل ميگرديد چه در شبها و چه در روز ها فوراً و بدون كمترين تأخير يكي از كاتبان وحي را ميخواند و همانگونه كه جبرائيل به او گفته بود به كاتب ميگفت: اين آيه را در همين محلّ از اين سوره بنويس همانگونه كه از عثمان ابن ابي العاص روايت شده كه گفت: «در حضور پيامبر صلي الله عليه و سلم بودم كه پيامبر فرمود جبرئيل آمده و امر ميدهد كه اين آيه: «ان الله يامر بالعدل و الاحسان... نحل / 90» در اين محل از سوره نوشته شود. ابن عباس روايت كرده كه جبرئيل آية «و اتقوا يوماً ترجعون فيه الي الله» را آورد و گفت خداوند متعال ميفرمايد اين آيه را بر سر آیه دويست و هشتاد از بقره قرار دهيد.


پيامبر صلي الله عليه و سلم به هنگام فرود آمدن آيه ها، يكي از كاتبان را به نزد خود ميخواند وي را پهلوي خود مينشاند و آيه هاي فرود آمده را بر او ديكته ميكرد و او مينوشت و آنگاه به او ميفرمود: «ضع قلمك علي اذنك اليسري. یعنی فعلاً براي اينكه قلم به چيزهايي آلوده نشود و زير پاي ديگران خرد نگردد و نرمي زبانة آن به سختي و سفتي مبدّل و آماده كار مجدد گردد، عجالتاً آنرا در پشت گوش چپت قرار ده و آنچه را نوشته اي برايم بخوان و اگر ميديد كه در نوشتن كلمه اي اشتباه كرده يا كلمه اي را پس و پيش نوشته است فوراً دستور ميداد كه آن اشتباه را اصلاح كند و هرگاه «بسمله» را ديكته ميفرمود نشانة آن بود كه سورة ديگري آغاز ميشود هر چند بسيار اتفاق ميافتاد كه سورة قبلي هنوز تمام نميشد.


پيامبر صلي الله عليه و سلم علاوه بر بيان محلّ آيه ها در سوره ها موضع مشخص آن سوره را نسبت به سوره هاي ديگر معين ميفرمود و نه تنها موضع يكايك آنها، بلكه موضع مجموعه هاي گوناگون سوره ها را نيز در بيانات خويش معين ميفرمود مانند حديثي كه امام احمد و ديگران از واثله بن اصقع روايت كرده اند كه پيامبر صلي الله عليه و سلم فرمود: «بجاي تورات (سبع توال) و بجاي زبور (مئين) و بجاي انجيل (مثاني) به من داده شده و با عطا شدن (مفصّل) فزوني يافته ام» این مطلب دقيقاً ترتيب مجموعه هاي گوناگون سوره ها را نشان ميدهد كه سبع طوال مقدم بر همه و مفصّل آخرين بخش آن مجموعه هاست.


علاوه بر نسخه اصلي قرآن كه به نظارت دقيق پيامبر صلي الله عليه و سلم نگاشته ميشد و در منزل او نگه داري ميگرديد، ياران پیامبر صلي الله عليه و سلم نيز آنانكه اهل خواندن و نوشتن بودند هر كدام بقدر توانايي و امكانات خويش تمام سوره هاي قرآن يا برخي از آنها را براي خود مينوشتند و آنانكه اوراق و برگهاي كاغذ را در اختيار نداشتند، آيه ها و سوره هاي قرآن را بر نوشت افزار هاي ديگر كه در آن عصر در مكه متداول بود مينوشتند مانند «لخفه» يعني صفحه هاي نازك و سفيد سنگ و «عسيب» تخته چوبهاي درخت خرما و «اديم» يعني صفحه هاي چرمي و دباغي شده و «كتف» يعني استخوانهاي پهن شانة شتر و گوسفند و «قتب» چوبي كه بر پشت شتر ميگذاشتند تا بتوانند سوارش شوند.


آنانكه دسترسي به اوراق و برگهاي كاغذ نداشتند تا آن اندازه كه ميتوانستند و امكاناتي داشتند سوره ها و آيه ها را بر روي آنگونه نوشت افزار ها مينوشتند و در ظرفهايي نگهداري ميكردند و برخي از كاتبان اصحاب كه علاقة بيشتري داشتند و براي خريدن كاغذ نسبت به ديگراه امكانات بيشتري نيز داشتند هر كدام مجموعه ي مكتوبي از تمام آيه ها و سوره ها را براي خود تهيه كرده بودند كه آنها را «مصحف» ميناميدند.


محققين علوم قرآن، در حدود بيست نفر ازياران پيامبر صلي الله عليه و سلم را نام برده اند كه هر يك داراي مصحفي مخصوص به خود بوده و پيامبر صلي الله عليه و سلم آنها را بازديد ميكرده است. اين شخصيتهاي صحابي، دركتابهاي علوم قرآن و غيره، از دارندگان مصحف بشمار ميآیند که اسامی آنان عبارتند از: «زيد بن ثابت، معاذ بن جبل، ابو زيد، ابي بن كعب، ابن مسعود، ابوالدرداء، علي مرتضي، مقداد بن اسود، ابو موسي اشعري، حفصه ام المؤمنين، عايشه ام المؤمنين، ام سلمه ام المؤمنين، و عقبه بن عامر، عبد الله بن عمر، انس بن مالك، ام روقة، سعيد بن عبيد كه نخستين جامع و قاري قرآن بشمار آمده است.



دوره دوم: جمع آوری قرآن در زمان خلافت ابوبكر رضي الله عنه


همانگونه که قبلاً بيان گرديد در زمان پيامبر صلي الله عليه و سلم تمام سوره ها و آيه های قرآن همانگونه كه در سينه ها ضبط شده بودند در نوشت افزارها نيز ثبت گرديده بودند اما با اين تفاوت كه ضبط آن در سينه ها مرتّب و منظّم و به گونه اي بود كه حالا ميبينيم ولي ثبت آنها نوشت افزارها به گونة پراكنده و نامنظم در نزد جمع كثيري از اصحاب و مجموعه اي از آنها نيز بصورت مجموعه اي از اوراق پراكنده و با نخي بسته شده در منزل پيامبر صلي الله عليه و سلم و زير نظر او نگهداري ميگرديد بنابراين جهت حفظ نظم و ترتيب سوره ها و آيه ها جز حافظه حافظان قرآن، هيچ وسيله ديگري وجود نداشت و وفات جميع كثيري از حافظان قرآن، يك تهديد جدّي جهت فوت نظم و ترتيب سوره ها و آيه ها به شمار ميآمد به همين جهت ده ماه بعد از رحلت پيامبر صلي الله عليه و سلم هنگاميكه سپاه اسلام به فرمان ابوبكر (جانشين رسول الله صلي الله عليه و سلم) و به فرماندهي خالد بن وليد سيف الله خطرناكترين پايگاه كفر و توطئة مرتدان عرب را در يمامه متلاشي نمود و مسيلمه كذاب را با بيست هزار نفر از سپاهيانش، در خون غلطانيد و بيست هزار نفر بقيّه را به اسارت گرفت.


از آنجا كه در اين معركة خون و آتش، جمع كثيري از اصحاب، هفتاد (به قولي هفتصد) نفر از حافظان تمام قرآن در آن معركه به درجة شهادت نايل آمدند، زنگ يك خطر جدي در رابطه با فوت نظم و ترتيب سوره ها و آيه هاي قرآن به صدا در آمد و صداي آن زنگ به گوش عمر بن خطّاب «دومين وزير رسول الله صلي الله عليه و سلم و نخستين معاون جانشين رسول الله صلي الله عليه و سلم» بحدّي دلخراش و هراس انگيز بود كه نه تنها شيريني دفع غايلة يمامه را از ياد او برد، بلكه موجب گرديد زير فشار امواجي از نگراني و رعب و احساس خطر فوت نظم و ترتيب سوره ها و آيه هاي قرآن قرار گیرد. ابوبكر صديق رضي الله عنه كه بي نهايت اصول گرا و ضد نوگرائي در دين بود از آن پيشنهاد بشدت تكان خورد و با ابراز تعجب و انكار شديد، خطاب به عمر بن خطاب گفت: «كيف نفعل ما لم يفعلْه رسول الله؟!» يعني چطور ما كاري را بكنيم كه پيامبر صلي الله عليه و سلم آن را نكرده است؟! اگر كار خوب و مناسبي ميبود حتماً پيامبر صلي الله عليه و سلم آن را انجام ميداد.


عمر بن خطاب رضي الله عنه آنقدر دلايل و برهان اقامه نمود و بر خير و نيكويي اينكار مخلصانه سوگند ياد كرده و گفت: «هو والله خير» انجام دادن اين كار به خدا قسم كار بسيار خوب و نيكو است» تا اینكه ابوبكر رضي الله عنه براي انجام اينكار متمايل شده و از زيد بن ثابت نيز در مورد انجام اينكارمشورت نمود. ابوبكر رضي الله عنه زيد بن ثابت را فرا خواند و مطلب را با حضور عمر با او در ميان گذاشت. زيد نيز مانند ابوبكر صديق در آغاز امر مخالف بود، اما وقتي ابوبكر و عمر مشتركاً دلايل جواز و حتي لزوم و وجوب آنرا بيان كردند زيد نيز آمادگي خود را براي انجام دادن اينكار اعلان نمود.


از آنجا که زيد در محافل اكابر اصحاب به اهل رأي و اهل نظر شناخته شده و علاوه بر اين، در مسايل قضائي و حقوق و فتواها و قرائت و فرائض داراي تبحر خاصی بوده و نيز مورد اعتماد همگان بود و مدتها نیز متصدي رياست قضاوت و فتوا و قرائت و فرائض در مدينه بوده و به كمال عقل و فراست و امانت و پرهيزگاري معروف بوده است، لذا جهت تصدي مقام رياست گروه جمع آوری قرآن کریم، مناسب ترین و لایق ترین فرد بود.


بعد از موافقت زيد بن ثابت و مدتي مشاوره و تأمل و تفكر در نحوة انجام دادن اين عمل، عمر بن خطاب به دستور ابوبكر صديق، در تمام شهر ندا سر داد كه در راه كتاب كردن آيه هاي قرآن عموماً همكاري كنند و هر كس بخشي از آيه هاي قرآن را كه از پيامبر صلي الله عليه و سلم دريافت نموده و آن را بر برگهاي كاغذ يا صفحه هاي چوبي و تخته هاي چوب خرما و پاره سنگ هاي صاف نوشته است آنرا به مسجد بياورد و بعد از اين اعلان ابوبكر صديق طي حكمي عمر ابن خطاب و زيد بن ثابت را متصدي تحويل گرفتن آن نوشته ها نمود و در آن حكم نيز قيد نمود «همانگونه كه گيرنده دو گواه مورد اطمينان (عمر بن خطاب و زيد بن ثابت) هستند، هيچ نوشته اي را بدون شهادت دو شاهد نپذيرند». طبق همين حكم، عمر و زيد هر دو متفقان بر در مسجد نشستند و هر كس نوشته اي از آيه هاي قرآن را ميآورد و دو نفر شهادت ميدادند كه اين نوشته در حضور پيامبر صلي الله عليه و سلم و با املاي او نوشته شده آنرا تحويل گرفته و با همان املا آن را مينوشتند.


زيد در تحقيقات خود به حدي عميق و محتاط و واقع نگر و در نوشتن يكايك آيه ها تا آنجا واقع گرا بود و دستور پيامبر صلي الله عليه و سلم را ملحوظ ميداشت كه آخرين آيه سورة برائت «لَقَدْ جَائَكُمْ رَسُوْلٌ مِنْ اَنْفُسِكُمْ عَزِيْزٌ عَلَيْهِ مَا عَنِتُّم...» را هر چند خود حفظ داشت و شخصاً آنرا از پيامبر صلي الله عليه و سلم دريافته و در عرضة اخير نيز پيامبر صلي الله عليه و سلم وجود آن آيه را در آخر آن سوره يقيناً تاييد كرده بود و جمع بي شماري از حافظان قرآن نيز متفقان آن آيه را در آخر آن سوره در حفظ داشتند، با همة اينها چون كسي نوشتة آن آيه را نياورده بود جاي آن را خالي گذاشته، تا ابو خزيمه انصاري نوشتة آن را آورد و طبق شرايط، نوشتة آن آيه را از او تحويل گرفته و در آخر سورة توبه نوشتند.


در ادامة اين تحقيقات تحت نظارت دقيق و دائمي ابوبكر صديق جانشين پيامبرصلي الله عليه و سلم و تلاش مجدانه معاونش عمر بن خطاب و بسيج عمومي اصحاب مهاجر و انصار و نهايت دقت و امانت و تحقيق عميق زيد بن ثابت موجب گرديد كه در مدت نزديك به يك سال يك نسخة مورد اطمينان و قطعي از تمام آيه ها و سوره هاي قرآن (آيه ها مرتب و منظم اما سوره ها بدون رعايت نظم) در برگهايي از كاغذ نوشته شود و هر يك از بخشها به نام صحيفه و جمع آن صحف، بصورت يك كتاب در آيد و در بين دفيتن (در ميان دو جلد) قرار گيرد.


ابوبكر مصحف جمع آوری شده را در محل امني در صندوق محكمي بنام «ربعه»گذاشت و سعد را مأمور نگهداري و نگهبان مخصوص آن «ربعه» نمود. همانگونه كه قبلاً بيان گرديد عوامل تحقق اين امر بسيار مهم و اساسي، عبارت بودند از عمر فاروق كه با اصرار و تكرار به همراه اقامه برهان آنرا پيشناهد نمود و لزوم و ضروري بودن آن را بيان نمود سپس موافقت ابوبكر صديق و صدور فرمانش دربارة انجام دادن اين امر و بسيج كردن تمام اصحاب مهاجر و انصار و نیز موافقت زيد بن ثابت براي اجراي آن فرمان و تحقيق و تطبيق طاقت فرساي آن همه كتيبه ها و الواح و برگهاي پراكنده و بالاخره نوشتن و كتاب كردن تمام آيه هاي قرآن بطور يقين مطابق با آنچه پيامبر صلي الله عليه و سلم در آخرين عرضه بر جبرئيل تلاوت نموده است و مطابق با آنچه چندين صحابي که از پيامبر صلي الله عليه و سلم شنیده بودند.


اما از اين جهت كه صدور فرمان ابوبكر صديق عامل اساسي بود و بدون صدور آن اين امر تحقق پذير نبود، تنها نام ابوبكر صديق بر سر زبانها است و تاريخ نيز تحقق جمع اول قرآن و كتاب كردن آيه هاي قرآن را تنها به ابوبكر صديق نسبت داده است و علي مرتضي رضي الله عنه نيز بعد وفات ابوبكر صديق دربارة اين مصحف و دربارة ابوبكر صديق چنين فرمود: «اَعْظَمُ النّاس في المصاحف اجراً ابوبكر، رحمه الله علي ابي بكر هو اول من جمع كتاب الله» و در روايت ديگر گفت: «رحم الله ابابكر هو اول من جمع كتاب الله بين اللوحين» يعني اجر و ثواب ابوبكر دربارة مصحفها از اجر و ثواب تمام مردم بيشتر است رحمت خدا بر ابوبكر باد كه او نخستين كسي بود كه تمام آيات كتاب خدا را در يكجا جمع كرد و در روايت ديگر «رحمت خدا بر ابوبكر باد، او اول كسي است كه تمام آيه هاي كتاب خدا را در بين دو لوح (دو جلد) قرار داد.


بعد از وفات ابوبكر بر حسب وصيتش آن مصحف به دست عمر فاروق رسيد و او نيز آن را در «ربعه»و جعبة محكمي نگهداري ميكرد و هنگامي كه عمر فاروق به درجة شهادت رسيد بر حسب وصيتش آن مصحف را به حفصه دخترش كه يكي از امهات المؤمنين بود دادند و عثمان ذي النورين هنگامي كه ميخواست قرآن را بار ديگر بنويسد از ام المومنين حفصه درخواست نمود كه آن مصحف را براي او بفرستد و ام المومنين حفصه بعد از اخذ تعهد بر برگرداندن آن، مصحف را براي او فرستاد و عثمان رضي الله عنه نیز پس از نگاشتن مصحفهایي از روی آن مصحف اصلی، همانگونه كه تعهد كرده بود آنرا سالم و دست نخورده به ام المومنين حفصه برگرداند.


آن مصحف در آن «ربعه» نزد حفصه باقي ماند و مروان بن حكم (م ـ 65) در زمان معاويه كه والي مدينه بود آن «ربعه» را از حفصه درخواست کرد اما ام المومنین از دادن آن مصحف خودداری کردند و همچنان آن مصحف پیش ایشان نگهداری میشد. سالم پسر عبدالله بن عمر ميگويد: چون در سال چهل و پنج هجري حفصه وفات كرد و ما از تشييع جنازة او برگشتيم، مروان كسي را پيش عبدالله بن عمر فرستاد و آن مصحف را از او خواست و عبدالله آنرا براي مروان فرستاد و چون بصورت اوراق پراكنده و فاقد نظم و ترتيب سوره ها بود، مروان (كوتاه فكر) ترسيد كه در آينده مردم را در نظم و ترتيب سوره ها كه در حافظه ها ملحوظ و در مصحفهاي عصر عثمان منظور شده بودند دچار حالتي از توهم و ترديد نمايد، (با كمال تاسف) آنرا سوزاند و به روايتي آنرا شست و پاره پاره كرد و بعد سوزاند.



دوره سوم: جمع آوری قرآن در عصر عثمان رضي الله عنه


در اواخر سال بيست و چهار و اوايل سال بيست و پنجم هجري، در حالي كه دايرة و فتوحات اسلامي به سرعت گسترش مييافت، ناگاه اختلاف شديدي در شيوة تلاوت آيه هاي قرآن ظاهر گرديد و علاوه بر اينكه در پشت جبهه ها و در داخل شهرهاي حجاز و عراق و شام اختلاف معلمان قرآن كريم به شاگردان و خانواده هاي آنها نيز سرايت نموده و فضاي مه آلوده ابهام و تشنجها و آبستن حوادث نامطلوبي را نشان ميداد، در جبهه ها نيز مخصوصا در جبهة آذربايجان و ارمنستان، سپاهيان اهل شام كه طبق قرائت مقداد بن اسود و ابيّ بن كعب قرآن را تلاوت ميكردند، با سپاهيان اهل عراق كه طبق قرائت عبدالله بن مسعود و ابو موسي اشعري قرآن را ميخواندند و همچنين با جواناني از تابعين كه با قرائتهاي شاذ و غير متواتر قرآن را تلاوت ميكردند، درگيري هاي بسيار شديد لفظي پيدا كرده و هر دسته با حالتي از قهر و خشونت بر ديگري فرياد ميكشيدند: «قرائتي خير من قرائتك» قرائت من بهتر از قرائت توست و افرادي از اين و از آن به سبب تفاوت قرائتهايشان، يكديگر را تا حد تكفير تقبيح ميكردند.


عثمان ذي النورين در مقام خلافت، هنگامي كه خبرهاي جسته و گريخته اي از آن اختلافها را ميشنيد بيش از حدّ نگران عواقب و خيم آنها ميشد، بويژه هنگامي كه حذيفه يمان فرمانده جبهة آذربايجان و ارمنستان، با حالتي از هول و هراس از جبهه بسوي مركز شتافت و با تعبير هول انگيز، شدت خطر آن اختلافها را پيش چشم امير المؤمنين مجسّم نمود، بر منبر نشست و طيّ خطابة داغ و غرّايي، مسلمانان را از كمّ و كيف آن اختلافات و عواقب وخيم آن، آگاه نمود و در پايان خطابه خطاب به ياران پيامبر صلي الله عليه و سلم گفت: «اي اصحاب محمد صلي الله عليه و سلم هر چه زودتر جمع شويد و امامي (نسخه اصلی از قرآن که ابوبکر جمع آوری کرده بود) را براي جوامع اسلامي بنويسيد.


بلا فاصله اصحاب مهاجر و انصار زير نظر عثمان رضي الله عنه جلسات مشورتي تشكيل داده و براي بررسي اين دو مطلب تحقيقات وسيع و عميقي را آغاز نمودند. يكي بررسي موجبات اختلاف مسلمانان در تلاوت آيه ها و ديگري دسترسي به وسيله اي و به قول عثمان رضي الله عنه دسترسي به «امام» كه ريشة تمام اختلافات را قطع نمايد. پس از مدتها شور و بحث و گفت و شنودها در بررسيهاي خويش به سه نتيجه زير رسيدند:


اول: بخش عظيمي از موارد اختلاف قرآن خوانها، همان تفاوت قرائتهاي متواتري بود كه اصحاب مهاجر و انصار و بويژه صاحبان مصحفهاي شخصي، آنها را شخصاً از پيامبر صلي الله عليه و سلم شنيده و در مصحفهاي خويش يادداشت كرده بودند و به عنوان قرائت ابي بن كعب و قرائت عبدالله بن مسعود و قرائت مقداد بن اسود و ابو موسي اشعري اشتهار يافته بودند و گروهي از مسلمانان كه مطابق يكي از آنها قرآن را تلاوت ميكرد مورد اعتقاد دسته ديگري واقع ميشدند كه قرائت ديگري را انتخاب كرده بود. بعنوان مثال در شيوة خواندن يكي از كلمات آية شش حجرات دو قرائت متواتر از پيامبر صلي الله عليه و سلم روايت شده بود: 1ـ «اِنْ جَائكم فاسقٍ بنبإٍ فَتَبَيَّنُوْا» 2ـ «ان جائكم فاسق فتثبتوا» و همچنين در شيوة خواندن يكي از كلمات آيه يكصد و بيست ونه سورة بقره دو قرائت متواتر از پيامبر صلي الله عليه و سلم روايت شده بود: 1‌ـ »كيف ننشزها» 2‌ـ «كيف ننشرها».


بعضي از افراد ناآگاه از تابعين و ديگران و بي خبر از آزاد بودن مسلمانان در دايرة وسيع قرائتهاي متواتر هنگاميكه يكي از قرائتهاي متواتر را انتخاب مينمود، بقية قرائتهاي متواتر را ناقص و غير مجاز میشمرد و آنها را سبب توبيخ و تقبيح و حتي تفسيق و تكفير قرار ميداد.


دوم: موارد كمي ولي مهم از موارد اختلاف قرآن خوانها، وجود قرائتهاي شاذ بود كه اساساً قرآن به شمار نميآيند و كسي آنها را از پيامبر نشنيده بود بلكه برخي از دارندگان مصحفهاي شخصي بعنوان توضيح و تفسير آيه ها كلماتي را از خود در دنبالة آيه ها يادداشت نموده بودند و چون صدها صحابي تمام قرآن را بدون آن كلمات اضافي در حفظ داشتند و بر مردم تلاوت ميكردند دارندگان مصحفها از اضافه نوشتن آن شرح و توضيحها بهيچوجه نگران نبودند اما بعد از مدتي در نواحي دور همان اضافات توضيحي را نيز قرائت بشمار ميآوردند و افراد ناآگاه آنها را با آيه ها تلفظ ميكردند مانند قرائتهاي شاذ: 1ـ‌ «يأخذ كلّ سفينة صالحة غصبا» 2ـ «و له تسع و تسعون نعجة انثي 3ـ «و له اخ او اخت من ام.


شكل ديگري از قرائتهاي شاذ اينگونه بوجود آمده بود كه كسي عبارت آيه اي را از روي اشتباه وارونه تلفظ كرده بود و ديگري غافل از آن اشتباه، آنرا همان شكل وارونه روايت كرده و به قرائت (شاذ) معروف شده بود مانند: 1‌ـ «اذا جاء فتح الله والنصرُ» 2ـ «و جائت سكرة الحق بالموت». شكل ديگري از قرائتهاي شاذ اينگونه بوجود آمده بود كه كسي از روي غفلت بجاي يك كلمة مرادف آن را تلفظ كرده و ديگري غافل از آن غفلت، آنرا قرائت شمرده است مانند: 1ـ «كالصّوُف المنفوش» بجاي «كالعهن المنفوش» 2ـ «فامضوا الي ذكرالله» بجاي «فاسعوا الي ذكر الله».


شكل ديگر از قرائتهاي شاذ اينگونه بوجود آمده كه كسي از روي غفلت آيه اي را با حذف يك كلمه يا دو كلمه تلفظ كرده و ديگري بي خبر از آن غفلت، آنرا قرائت عليحده دانسته مانند: 1ـ «و الذكر و الانثي» كه صورت تمام آن: «و ما خلق الذكر و الانثي» 2ـ «فان الله الغني الحميد» كه صورت تمام آن: «فان الله هو الغني الحميد».


سوم: بخش ديگر از اسباب و موارد اختلاف قرآن خوانها، همان تفاوت و تلفظ حرفها در لهجة قريش و لهجه هاي ديگر قبايل عرب بود مثلاً قبيلة هذيل بر خلاف قريش «حتي حين» را «عتي عين» و قبيلة اسد بر خلاف قريش حروف مضارع را بطور كلي مكسور تلفظ ميكردند و «يِعْلَمُ و تِعلمُ و تِسودُ و اِعْهَدْ» ميخواندند و قبيله تميم بر خلاف قريش تمام كلمات مهموز را امثال (يأجوج و مأجوج و ذيب و مؤمن) با صداي اصلي همزه و بگونة خشن و در بالاي حلق تلفظ ميكردند در صورتيكه قريش كلمات مهموز را به حالت تسهيل و بشكل مد (ا، و، ي) تلفظ ميكردند و همچنين لهجه هاي ديگر كه بر خلاف قريش بجاي «عليهم و منهم» «عليهمو و منهمو» ميخواندند و بجاي (طلح) طلع و بجاي (بعثر) بحثر گفته اند و برخي از قاريان و معلمان معروف اصحاب در آغاز امر و تا مدتي گاهي قرآن را با لهجة غير قريش نيز تدريس ميكردند.


بعد از آنكه معلوم شد كه اسباب پيدايش اختلاف و قرائتها فقط همين سه امر بوده است لذا جامعة اصحاب مهاجر و انصار تنها راه آگاهی مردمان ناآگاه را در نوشتن و نشر و توزيع قرآنهايي دانستند كه داراي شرايط زير باشند: اولاً آن قرآنها تنها به لهجة قريش نوشته شوند و لهجة قبايل ديگر را در نوشتن آنها راه ندهند تا همگان در لهجه نزول قرآن با هم متحد شوند. ثانياً هيچ قرائت شاذّي را در آن قرآنها راه ندهند و قولاً و عملاً اعلان كنند كه هيچ مجاز نيست و حق ندارند با قرائتهاي شاذ قرآن را تلاوت كنند. ثالثاً كليه قرائتهاي متواتر را چه آنهايي كه داراي شكل مشترك هستند و چه آنهايي كه داراي شكل مشترك نيستند در نوشتن آن قرآنها ارائه دهند تا اگر كسي هر يك از قرائتها را انتخاب كرد و با آن قرائت قرآن را تلاوت نمود هيچكس نتواند بر او اعتراض نمايد.


عثمان رضي الله عنه در مقام خلافت با همة اقتداري كه داشت در جهت اجراي مصوّبات شوراهاي اصحاب مهاجر و انصار و اقدام به نوشتن و توزيع تعدادي از قرآنها با شرايط فوق به اقدامات زير مبادرت ورزيد.


ستاد دوازده نفره اي را با نظارت دايمي خويش و به رياست زيد بن ثابت تشكيل داد كه اعضاي دائمي و هميشه فعال آن عبارت بودند: از زيد بن ثابت، سعد بن عاص، عبدالله بن زبير و عبدالرحمن بن حارث كه زيد متصدي كتابت و سعد بن عاص متصدي املا كردن آيه ها و عبدالله بن زبير و عبدالرحمن بن حارث هر يك دستيار يكي از آنها گرديد و هشت نفر ديگر از اعضاي آن ستاد كه غالباً آنان را ياري ميدادند عبارت بودند از: ابي بن كعب، مالك بن عامر، كثير بن فلح، انس بن مالك، عبدالله بن عباس و عبدالله بن عمر و مصعب بن سعد و ابان بن سعيد.


عثمان ذي النورين، كسي را به محضر ام المؤمنين حفصه حرم رسول الله صلي الله عليه و سلم فرستاد و از او خواهش كرد كه مصحف عصر ابوبكر را بعنوان امانت براي او بفرستد تا آن مصحف را كه با نظارت دقيق ابوبكر رضي الله عنه و فعاليت همه جانبه عمر ابن خطاب رضي الله عنه و بسيج عموم اصحاب مهاجر و انصار و با خط زيد بن حارث و از روي تمام كتيبه ها و مجموعه اوراقي موجود در منزد پيامبر صلي الله عليه و سلم نوشته شده بود اساس كار آن ستاد قرار دهد و ام المؤمنين بعد از اخذ تعهد اعادة آن مصحف، آن را در ربعه براي عثمان رضي الله عنه فرستاد.


عثمان رضي الله عنه به منظور تحقيق عميق در املاي قرائتهاي متواتر اعلان نمود كه تمام مصحفهاي شخصي را بياورند و زير نظر اعضاي آن ستاد قرار دهند و علاوه بر مصحفهاي شخصي، هر چه روي نوشت افزارهاي گوناگون نوشته اند از قبيل (تخته چوب خرما، پارچه سنگهاي پهن و صاف و تخته چوبهاي گوناگون و تكه چرمهاي نازك و صاف و اوراق و برگها) همه را به مسجد بياورند و در معرض مطالعة اعضاي ستاد قرار دهند.


ستاد متحد كردن قرائتها با همكاري تمام اصحاب مهاجر و انصار تحقيقات خود را روي مصحفهاي شخصي اصحاب و همة نوشت افزارها و كتيبه هایي كه به ستاد تحويل داده بودند و تطبيق آنها با املاي عصر ابوبكر صديق، آغاز نمود. عثمان ذي النورين علاوه بر نظارت دقيق بر كار اعضاي ستاد دربارة تصحيح املاي كلمات آيه ها و همچنين حل اختلاف آنها دربارة املاي كلمات آنها با آنان كمك ميكرد.


به ندا و درخواست عثمان ذي النورين، تمامی اصحاب مصحفهاي شخصي خودشان را از جمله: «مصحف ابو زيد و مصحف معاذ بن جبل و مصحف ابي بن كعب سيد القرّاء و مصحف ابوالدرداء و مصحف مقداد بن اسود و مصحف ابو موسي اشعري و مصحف ام المؤمنين عايشه رضي الله عنه و مصحف ام المؤمنين ام سلمه رضي الله عنه و مصحف عبدالله بن عمر و مصحف انس بن مالك جهت تحقيق و برسي املاي كلمات و قرائتها، تحويل ستاد قرائتها دادند به استثناي دو مصحف: اول مصحف عبدالله بن مسعود كه بعلّت رقابت فرهنگی با زيد بن ثابت و اينكه زيد كم سن و سال را نه تنها عضو ستاد بلكه رئيس قرار داده بودند و عبدالله بن مسعود مسنّ و با تجربه و با معلومات را نه تنها رئيس بلكه عضو ساده هم قرار نداده بودند.

وی در آغاز كار بشدت عصباني گشته و از تحويل دادن مصحفش به ستاد خود داري نمود و گويا در حالت قهر و عصباني گفته بود: «قرائت و مصحف من از قرائت و مصحف زيد بن ثابت صحيح تر است و روزهاي كه زيد سرگرم بازي كودكان بود من هفتاد سوره قرآن را از زبان پيامبر فرا گرفته بودم. اما ديري نپاييد كه عبدالله بن مسعود هم آن حالت خشم و عصباني را از خود دور كرده و مصحف خود را تحويل داد كه بعد از تكميل تحقيقات و كتابت و توضيح مصحفهاي (امام) مصحف ابن مسعود نيز مانند تمام مصاحف ديگر شسته و سوزانده شد.


دوم مصحف عقبة بن عامر كه احتملا و شايد بعلت علاقه اي كه به آن مصحف زيبا داشته و اين را هم احساس كرده كه بعد از كتابت و توضح مصحفهاي «امام» مصاحف ديگر سوزانده ميشوند، آنرا تحويل ستاد نداده است زيرا مصحف عقبه بن عامر در آغاز قرن چهام نزد ابن حديج (م ـ 313) ديده شده كه با خط زيباي عقبه نوشته شده و ابن يونس (م ـ 347) مورخ مصري نيز آن مصحف را نزد دوستش ابن قديم (م ـ 1312) ديده و خط زيباي آن مصحف را ستوده است.


ستاد حل اختلاف، بعد از مدتها تحقيق و تطبيق و توجّه عميق به كتيبه ها و مصحفهاي اصحاب و قرائتهاي متواتر و قرائتهاي شاذ از روي مصحف عصر ابوبكر رضي الله عنه و موافق با ترتيب سوره هاي قرآن كه در صدها سينه ضبط شده بودند، هشت مصحف را نوشتند و در معرض مطالعة عثمان امير المؤمنين و اصحاب مهاجر و انصار قرار دادند و پايان كار خود را اعلان نمودند.


عثمان رضي الله عنه نيز پس از مطالعة دقيق آن مصحفها وقتي مشاهده كرد كه آن مصحفها با مصحف عصر ابوبكر رضي الله عنه از حيث آيه ها و ترتيب آنها كاملاً موافق و از حيث ترتيب سوره ها نيز با آنچه در صدها حافظه ضبط گرديده مطابق است و تمام قرائتهاي متواتر را با شكلهاي مشترك و مختص در آن مصحفها جا داده اند و در هيچ يك از آنها اثري از قرائتهاي شاذ و لهجه هاي غير قريش مشاهده نميگردد و در آن مصحفها يك شکل واقعي از كلام الله و وحي منزل بر رسول الله ـ بدون ذره اي كم و بيش ـ ارائه گرديده است، در يك حالتي از شگفت زده گي و فرط خوشحالي خطاب به اعضاي ستاد چنين گفت: «اَحْسَنْتُمْ وَ اجملمتم» كار شما را تحسين ميكنم به راستي با بهترين و زيبا ترين شيوه، كار خود را به پايان رسانيده ايد.


عثمان رضي الله عنه بعد از مطالعة دقيق آن هشت مصحف و تطبيق آنها و رضايت كامل از شيوة كتابت آنها، مصحف عصر ابوبكر را همانگونه كه تعهد نموده بود براي ام المؤمنين حفصه اعاده داد و يكي از آن هشت مصحف را نيز براي خود برداشت تا با تمام توانايي خود از آن نگه داري كند و غالباً اين نسخه را «امام» مينامند و بقيه نسخه ها هر كدام را توسط يكي از قاريان معروف به مناطق دور و نزديك جهان اسلام فرستاد از جمله: مصحف مكي را توسط عبدالله بن سائب و مصحف شامي را توسط مغيره بن شهاب و مصحف كوفي را توسط ابو عبد الرحمن سلمي و مصحف بصري را توسط عامر بن عبد قيس به آن محل تعيين شده فرستاد و مصحف مدينه را در اختيار زيد بن ثابت گذاشت و مصحفهاي يمني و بحريني را نيز توسط دو نفر از قاريان به يمن و بحرين فرستاد.


هر كس مصحفي را در اختيار داشت يا توسط او آن مصحف به منطقه اي فرستاده شده بود دو وظيفه بر عهدة او بود يكي اين كه مطابق آن مصحف قرآن را به مردم آنجا بياموزد و حلقه هاي تدريس قرآن را اداره كند ديگر اينكه تمام مردم زير نظر او از روي همان مصحف قرآنهایي براي خود بازنويسي كنند و با آگاهي و گواهي او قرآنها از روي آن مصحف بازنويسي و نشر و توزيع ميشدند همانگونه كه در همان آغاز كار عبدالله بن زبير و ام المؤمنين عايشه رضي الله عنها و ام المؤمنين حفصه رضي الله عنها و ام المؤمنين ام سلمه رضي الله عنها هر كدام از روي مصحف ويژة عثمان رضي الله عنه موسوم به «امام» مصحفي را براي خود تهيه نمودند.


آنگاه عثمان رضي الله عنه بعد از مشورت با اصحاب مهاجر و انصار و تصويب آنها دستور داد هر كسي در هر جا مصحفي غير از آن هشت مصحف كه مورد اجماع و اتفاق جامعه اصحاب مهاجر و انصار واقع شده اند در اختيار دارد، جز مصحف عصر ابوبكر بلادرنگ آن را (خرق و حرق) پاره پاره كند و بسوزاند و از روي يكي از آن هشت مصحفي براي خود بنويسد. عموم اصحاب و تابعين از دستور خير خاهانه و وحدت گرايانه او استقبال كردند و مصحفهاي خود را پاره پاره كرده و سوزاندند حتی عبدالله بن مسعود كه بر حسب روايتي درآغاز امر به سوزاندن مصحفش تن در نميداد او نيز به جامعة عظيم اصحاب و تابعين پيوست و بالاخره مصحف ابن مسعود و مصحف ابي بن كعب و مصحف ام المؤمنين عايشه رضي الله عنها و مصحف مولي حذيفه و غيره كلا با آب شسته شدند و با آتش سوزانده و اسباب و موجبات اتحاد مسلمانان از قرائتها كاملاً فراهم گرديد و بهانة تفرق و اختلاف مسلمانان بكلي نابود گرديد و عموم اصحاب و تابعين از اقدامات عثمان رضي الله عنه در زمينة وحدت مصحفها و وحدت قرائتها راضي بودند تا اواخر خلافتش كسي در اينباره از او ناراضي نبود.


اما گويا در سالهاي آخر خلافتش كه عليه او تحريكاتي شروع شده بود چند نفر از غير اصحاب، همان اقدام او را در راه متحد كردن مصحفها، انتقاد كرده بودند كه عثمان بر منبر رفت و از خود دفاع كرد و گفت: «قرآن يكي است و از جانب خداي يكتا آمده است و من دربارة متحد كردن مصحفها و قرائتها تابع آنها (اصحاب پبامبر صلي الله عليه و سلم) بوده ام.


مدتي نيز بعد شهادتش هنگامي كه علي مرتضي عليه السلام به كوفه رفت و شنيد كه عده اي از ماجرا جويان، عثمان ذي النورين را در رابطة با سوزاندن مصحفهاي شخصي مذمت ميكردند و او را «حراق با خراق المصاحف» ميناميدند، علي مرتضي از ماجراجوئي و گفته هاي نادرست آنان بشدت ناراحت گرديده و خطاب به آنان فرمودند: از گزافه گويي دربارة عملكرد عثمان و گفتارتان «سوزانندة مصاحف» دست بر داريد بخدا قسم عثمان هر كاري را كه دربارة مصاحف انجام داد بحضور ما ياران ما رسول الله و با آگاهي ما بود و اگر عثمان آن كارها را انجام نميداد من انجامش ميدادم.


و به روايت ديگر علي رضی الله عنه در پاسخ مردي كه عثمان را به واداشتن مردم به يك نسخه مذمت ميكرد گفت: خاموش باش! عثمان هر چه كرد با مشورت و موافقت ما كرد من هم اگر جاي او ميبودم چنين ميكردم و همان راه را ميپيمودم.

حوزه علمیه عرفانیه عرفان آباد ـ محمود تنگلی

منابع: مناهل العرفان زرقاني جلد 1 صفحه 396
علوم القرآن دکتر صبحي صالح صفحه 84
قرآن شناسی دکتر عبدالله احمدیان با اندکی تصرف

صفحه مناسب چاپ
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم

تصویر اتفاقی

مراحل احداث فاز جدید حوزه علمیه عرفانیه عرفان آباد ـ 1364 هجری شمسی

مراحل احداث فاز جدید حوزه علمیه عرفانیه عرفان آباد ـ 1364 هجری شمسی

حاضرین در سالگرد جلسه رضوان

حاضرین در سالگرد جلسه رضوان


اعضای دارای بیشترین پیام

1 mohammad2
mohammad2
127
2 SAHABI 97
3 sahneh 84
4 elyas 62
5 gapist 48
6 neghab
neghab
25
7 nurahmed 23
8 alten 19
9 emin
emin
15
10 rauf 13

جدول اوقات شرعی