تصاویر جدید
آمار بازدید
آخرین بروز رسانی 1395/10/15 2017/01/04

فرزند خواندگی در اسلام

تصویر کوچک شده
بسم الله الرحمن الرحیم
حقیقتاً ضایع شدن انساب و اختلاط آن منجر به مفاسد اخلاقی و اجتماعی شده و موجب خلل در اجتماع و انحلال در اخلاق می شود، به این جهت دین اسلام برای محافظت انساب و صیانت آن به شدت حریص بوده و به همین علت است که خداوند، زنا را حرام گردانیده و همچنین ادعا کردن فرزند خوانده را در نسب حرام گردانیده است. قبل از اسلام این کار رواج داشت حتی رسول اکرم صلی الله تعالی علیه و سلم قبل از بعثت زید بن حارثه را به عنوان فرزند خواندگی قبول کرده بود. تا اینکه آیه ای نازل شد و آن ادعاها را حرام گردانید. زیدی که قبلاً زید بن محمد نامیده می شد بعد از نزول آیه زید بن حارثه خوانده شد. پیامبر اکرم صلی الله تعالی علیه و سلم به شدت ادعای نسب غیر حقیقی را منع نمود و حتی آن را از گناهان کبیره برشمرد و می گفت: (مَن ادّعی الی غیر ابیه فالجنة علیه حرام). حدیث متفق علیه است.

تبنی

تبنی در لغت به معنای پسر خواندگی است و در اصطلاح، پسر یا دختر که مردی یا زنی او را
به فرزندی پذیرفته باشد نسبت به آن مرد یا زن پسر خوانده گفته می شود.

تبنی در عصر جاهلیت

تبنی در عصر جاهلیت معمول بوده که بعضی از کودکان را به عنوان فرزند خود انتخاب می کردند و آن را پسر خود می خواندند و به دنبال این نام گذاری تمام حقوقی را که یک پسر از پدر داشت برای وی قائل می شدند، از پدر خوانده اش ارث می برد و پدر خوانده نیز وارث او می شد، و تحریم زن پدر یا همسر فرزند در مورد آنها حاکم بود.

تبنی در اسلام

اسلام، این مقررات غیر منطقی و خرافی را به شدت نهی کرد، حتی پیامبر اکرم صلی الله تعالی علیه و سلم برای کوبیدن این سنت غلط، همسر پسر خوانده اش (زید بن حارثه) را بعد از آنکه از زید طلاق گرفت به عقد خود در آورد تا روشن شود این الفاظ توخالی نمی تواند واقعیت ها را دگرگون سازد، چرا که رابطه ی پدری و فرزندی یک رابطه طبیعی است و با الفاظ و قراردادها و شعارها هرگز حاصل نمی شود.
گرچه ازدواج پیامبر با همسر مطلقه ی زید (زینب بنت جحش) جنجال بزرگی در میان دشمنان اسلام برپا کرد، و دستاویزی برای تبلیغات سوء آنها شد ولی تن دادن به این جنجال ها ارزش کوبیدن این سنت غلط جاهلیت را داشت.
زید بن حارثه بعد از آنکه پیامبر او را آزاد کرد به عنوان زید بن محمد خوانده می شد تا اینکه قرآن نازل شد و دستور ابطال تبنی عصر جاهلیت را داد. از آن به بعد پیامبر به او فرمود: تو «زید بن حارثه» هستی و مردم او را مولای رسول الله می خواندند.
آیه ای که در مورد ابطال تبنی جاهلیت نازل شد این چنین است: (وَ مَا جَعَلَ اَدعِیائکُم اَبنَائکُم ذَلِکُم قَولکُم بِاَفوَاهِکُم وَ الله یَقُولُ الحَقّ وَ یَهدِی السّبیل اُدعُوهُم لِاَبَائِهِم هُوَ اَقسَط عِندَ الله فان لَم تَعلَمُوا آبائهم فإخوانکم فی الدِین و مَوالیکُم).[1] یعنی : خداوند پسر دیگری را که فرزند بخوانید، پسر شما قرار نداده، این گفتار شما زبانی و بی واقع است و خدا سخن به حق می گوید و شما را به حقیقت راهنمائی می کند. شما پسر خوانده ها را به پدرانشان نسبت دهید که این نزد خدا به عدل و راستی نزدیک تر است و اگر پدرانشان را نشناسید در دین برادران و یاران شما هستند.
و نیز گفته اند که ابو حذیفه غلامی به نام سالم داشت او را آزاد کرد، و فرزند خود نامید، هنگامیکه آیه فوق نازل شد او را به نام سالم مولا ابوحذیفه نامیدند.[2]
و همچنین خطّاب پدر حضرت عمر رضی الله تعالی عنه، عامر بن ربیعه را به پسر خواندگی قبول کرده بود و اسود بن عبد یغوث مقداد ابن عمرو را به پسر خواندگی قبول کرده بود بعد از دستور فوق اینان را به نام پدر اصلیشان صدا می کردند.[3]

فواید و علل تحریم تبنی جاهلیت در اسلام

1ـ باعث اثبات نسب پدر و فرزندی است نه اینکه با فرزند خواندگی تمامی این حقوق زیر پا گذاشته شده و بالکل این نسب فراموش شده و نسب آن فرزند خوانده از نا پدری اش ثابت شود.
2ـ باعث سد باب ادخال عنصر غریب در خانواده و عدم اختلاط آن با خانواده بعد از بلوغ است، چون همان فرزند خوانده در حقیقت اجنبی بیش نیست. اگر فردی بچه را در دوران شیرخوارگی گرفته و او را شیر داده باشد پس حکم رضاع را باید در حق آن جاری کرد. و اگر بعد از دوران شیرخوارگی گرفته باشد پس کلاً آن پسر بر آن خانواده نا محرم است.
3ـ تضییع حقوق وارثین اصلی در صورت قبول نسب آن فرزند خوانده از ناپدری اش، بدون اینکه حقی داشته باشد.[4]

نتیجه گیری از بحث تبنی

ما در این بحث فرمودیم که تبنی جاهلیت حرام است یعنی تبنی که در عصر جاهلیت معمول بود. اما در تبنی که در این عصر معمول است اگر به چند نکته توجه شود هیچ مشکلی بوجود نخواهد آورد.
نباید شناسنامه پسر یا دختری که او را به عنوان پسر خوانده یا دختر خوانده گرفته است به نام خود کند. چون در این صورت مشکل ایجاد شده، و حقوق وارثین اصلی ضایع می شود و بین آنها اختلاف و نزاع رخ می دهد.
اگر بعد از دوران شیر خوارگی به فرزندی گرفته شود چون او نامحرم است باید در این صورت نکات محرمیت و نامحرمیت را رعایت کند تا منجر به فساد اخلاقی و اجتماعی نشود.
همچنین از لحاظ شرعی پسر خوانده نمی تواند از پدر خوانده خود ارث ببرد و فقط می تواند از پدر و مادر حقیقی خود ارث ببرد، پس باید از لحاظ تأمین مالی وی، تدابیری اندیشیده شود.
به هر حال با رعایت نکات فوق، اگر به دیده ی انصاف نگاه کرده شود هیچ کس در هر حال نمی تواند یک پدر و مادر واقعی برای یک فرزند غیر خونی خود شود؛ چون مهر والدین به فرزند خود چیز دیگریست که با هیچ اسم و نام گذاری حاصل نمی شود. خداوند به هر کسی بخواهد فرزندی را عطا می کند و اگر نخواهد نمی دهد و حکمتی را که در این کار خداست، بشر عاجز از درک آن است. پس انجام دادن چنین چیزی خلاف مقررات و قانون طبیعت بشری و تقدیر خداوندی است.

منابع:
[1] احزاب آیه 4 و 5.
[2] تفسیر ابن عاشور ج21/ص186 و 259 ـ کشف الاسرار و عدت الابرار معروف به تفسیر خواجه عبدالله انصاری ج8/ص5.
[3] الفتاوی الکبری ص646.
[4] فتاوی معاصره استاد دکتور وهبه الزحیلی ص198 و 199.


محقق احمد ارازلی
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
تصویر اتفاقی
مدفن و مزار حضرت عارف ریگوری رضی الله عنه واقع در شهر بخارا - کشور ازبکستان

مدفن و مزار حضرت عارف ریگوری رضی الله عنه واقع در شهر بخارا - کشور ازبکستان

استاد نظری «ادام الله عمره العزیز»

استاد نظری «ادام الله عمره العزیز»

اعضای دارای بیشترین پیام
1 mohammad2
mohammad2
172
2 elyas 130
3 SAHABI 111
4 sahneh 91
5 gapist 56
6 neghab
neghab
30
7 nurahmed
nurahmed
25
8 alten 21
9 men 19
10 IBB
IBB
19
جدول اوقات شرعی