تصاویر جدید
آمار بازدید
آخرین بروز رسانی 1395/10/15 2017/01/04

اجتهاد و تقلید در یک نگاه

تصویر کوچک شده
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله رب العالمین و الصلاة و السلام علی اشرف المرسلین محمد صلی الله علیه و سلم و علی آله اصحابه اجمعین. اما بعد:

تعریف تقلید، مقلد و مجتهد

«تقلید» یعنی پیروی از گفته های یک انسان، بدون شناخت دلیلی که صحت آنرا به اثبات برساند اگرچه توان و قدرت معرفت و شناخت دلیل برای او فراهم باشد. به کسی که از چنین افراد عالم و متبحر در تمامی علوم پیروی میکنند «مقلد» گفته و به آن عالم نیز «مجتهد» مینامند.

اجتهاد و تقلید از دیدگاه قرآن

خداوند متعال در قرآن کریم میفرماید: «فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لاتعلمون» یعنی از آگاهان بپرسید اگر نمیدانید. علماء اتفاق نظر دارند که این آیه خطاب به کسی است که از مسائل شرعی و دلائل آن آشنایی ندارد. تمامی علماء اصول در ارتباط با اینکه شخص عامی باید از مجتهد تقلید نماید، دلیل عمده ی خویش را همین آیه قرار داده اند و به همین مضمون، آیه ی دیگری است که میفرماید: «و ما کان المومنون لینفروا کافة فلولا نفر من کل فرقة منهم طائفة لیتفقهوا فی الدین و لینذروا قومهم اذا رجعوا الیهم لعلهم یحذرون» در این آیه خداوند متعال از رهسپار شدن تمامی مردم به میادین نبرد نهی کرده و تشویق میکند تا عده ای از آنها به کسب علم بپردازند تا در صورت بازگشت برادرانشان از میدان جنگ، در میان آنها کسانی باشد که در امور حلال و حرام و بیان احکام الهی برای آنان فتوی صادر نماید.

اجتهاد و تقلید در عصر پیامبر گرامی اسلام

حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم همواره اصحاب کرام را، کسانیکه از بهره ی علمی و قدرت استخراج مسائل فقهی برخوردار بودند، به اطراف و به میان قبایلی که تازه مسلمان شده بودند میفرستاد تا به آنان احکام شرعی و اصول و فروع دین را بیاموزد. از میان آن افراد، صحابی بزرگوار حضرت معاذ بن جبل رضی الله عنه مسئول رفتن به سوی یمن شد. حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم میخواستند وی به سوی مردم یمن رفته و به آن مردم دین اسلام را بیاموزد.

هنگامی که ایشان راهی سفر بود، آنحضرت وی را امتحان کرده و فرمودند: ای معاذ! در بین مردم یمن، چگونه حکم خواهی کرد؟ گفت: با کتاب خداوند. آنحضرت سوال فرمودند: اگر در کتاب خداوند جواب مساله را نیافتی چکار خواهی کرد؟ گفت: با سنت رسولش حکم خواهم کرد. آنحضرت دوباره سوال فرمودند: اگر در سنت رسول نیافتی چه؟ گفت: «اَجتَهِدُ بِرَایِی» با فکر و رأی خودم اجتهاد خواهم کرد. در این هنگام حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم با نهایت شعف و شادی، از اینکه مردانی دلیر و قدرتمند از نظر علمی و اجتهادی نظیر ایشان را تربیت کرده و به جامعه ی اسلامی تحویل داده بودند، فرمودند: اَلحَمدُ لِلَّهِ الذَّی وَفَّقَ رَسُولَ رَسُولِهِ لِمَا یُحِبُّ وَ یَرضَی. خداوند را شاکر هستم از اینکه رسول رسول خدا را به آنچه که وی را خشنود و راضی میگرداند موفق گردانید.

اجتهاد و تقلید در عصر اصحاب کرام

قبل از هر چیز باید بدانیم اصحاب رسول الله صلی الله علیه و سلم از لحاظ مقام و رتبه ی علمی با هم تفاوت داشته و همه ی آنها اهل فتوی نبودند. چنانچه ابن خلدون میگوید: و مسائل دینی از همه ی آنها گرفته و پرسیده نمیشد، بلکه در میان آنها مفتی و مجتهد به چشم میخورد و این گروه نسبت به سایرین در اقلیت بودند و در میان آنان، استفتاء کنندگان مقلد نیز وجود داشت که اکثریت را تشکیل میدادند. صحابه مفتی در کنار صدور حکم، خود را ملزم به بیان حکم برای مستفتی نمیدانست.

رسول اکرم نیز صحابه هایی را که مهارت فقهی داشتند به جاهای دور دست و به میان قبایلی که تازه مسلمان شده بودند میفرستاد. کسانیکه از اسلام جز عقائد و اعتقاد به ارکان آن، چیزی را نمیدانستند. آن مردم، در تمامی اعمال و عبادات و معاملات و تمامی امور حلال و حرام، از صحابه ارسالی پیامبر اسلام پیروی میکردند. گاهی اوقات رخ میداد آن صحابه در کتاب و سنت دلیل یک حکم را نمیافت، در نتیجه به اجتهاد روی میآورد و مطابق با نتائج اجتهاد برای آنان حکمی را صادر مینمود و آنان نیز از او تقلید میکردند.

در عصر صحابه افراد محدودی بودند که صدارت در فتوی را به عهده داشتند که در بخش فقه، روایت و ملکه و استعداد استنباط در میان صحابه شهرت داشتند. از مشهورترین آنان میتوان خلفاء اربعه، عبدالله بن مسعود، ابوموسی اشعری، معاذ بن جبل، ابی بن کعب، زید بن ثابت رضی الله عنهم اجمعین را نام برد.

اجتهاد و تقلید در عصر تابعین

در عهد تابعین دایره اجتهاد توسعه یافته و مسلمانان همان روشی را انتخاب کردند که صحابه کرام پیموده بودند با این تفاوت که اجتهاد در میان دو اجتهاد و دو مذهب مهم دور میزد یعنی مذهب رأی و مذهب حدیث. سرداران و بزرگان مذهب رای در عراق عبارتند از: علقمه بن قیس نخعی، مسروق بن اجدع همدانی، ابراهیم بن زید نخعی، و سعید بن جبیر رضی الله عنهم که عامه مردم عراق و پیرامون آن بدون هیچ انکاری از این مذهب تقلید مینمودند. و بزرگان مذهب حدیث در عراق عبارتند از: سعید بن مسیب مخزومی، عروة بن زبیر، سالم بن عبدالله بن عمر، سلیمان بن یسار، و نافع مولی عبدالله بن عمر رضی الله عنهم و اهل حجاز و حوالی آن از این مذهب پیروی میکردند.

نتیجه گیری
همانگونه که متوجه شدیم، اجتهاد و تقلید چیزی نیست که به تازگی پیدا شده تا با نام بدعت از آن یاد شود. در عصر رسالت، با توجهات و آموزشهای حکیمانه ی پیامبر اسلام، کسانیکه استعداد و ملکه ی اجتهاد را داشته بودند، به درجه اجتهاد نائل گشته بودند. سپس کسانیکه از دانش آموختگان مکتب پیامبر درس آموخته و در حلقه درس آنان شرکت کرده بودند، آنان نیز به این درجه ی رفیع علمی صعود کرده و این راه پر خطر را برای کسانیکه این ملکه و استعداد را دارا نبودند، هموار ساختند.

اما در عصر حاضر، عصر تکنولوژی و زندگی ماشینی که همه چیز معنی و مفهوم واقعی خود را از دست داده است، رسیدن به درجه ی اجتهاد اگرچه ممکن بوده و محال نمیباشد اما کاریست بسیار دشوار و طاقت فرسا. علماء اسلام و فقهاء مذاهب، با توجه به قابلیت علمی بزرگان و مجتهدین دین و با نظر به اینکه آن عزیزان چه مراحل علمی را طی نموده اند، شرائطی را برای رسیدن به این مقام منیع در نظر گرفته و چنین بیان داشته اند:

کسانیکه توانایی استنباط احکام و فهم مصادیق و مدلولهای آیات و احادیث را داشته باشند و بتوانند خاص و عام، ناسخ و منسوخ، مجمل و مبین، محکم و متشابه را بشناسند و بتوانند بین نصوصی که ظاهرا با هم تعارض دارد، توافق ایجاد نمایند، و بطور کلی از نظر شناخت و معرفت، به حدی برسند که آگاهی کامل نسبت به دلایل و چگونگی استنباط حکم را از آیات قرآن و احادیث رسول داشته باشند، برای آنان لازم و واجب است از همان چیزی پیروی کنند که اجتهادش بدان راه یافته و رهنمونش ساخته است. آنان نمیتوانند استعداد و ملکه علمیشان را سرکوب کرده و خاموش سازند تا به پیروی از امامش ادامه دهند. به اتفاق جمهور فقهاء مذاهب، کسیکه به این درجه ی علمی رسیده است عاصی و گناهکار خواهد بود اگر به مقتضای اجتهاد خود عمل نکرده و به پیروی از شخص دیگری بپردازد.

اما اینکار وقتی میسر میشود که شخص دارای صفات ذیل باشد: 1ـ دانستن ادبیات و قواعد عربی و نیز آشنایی کامل با تمامی لغات و لهجه های عربی. 2ـ احاطه کامل به آراء و نظرات علمی پیرامون آیات قرآن و احادیث رسول. 3ـ مسلط بودن به علم اصول و نحوه ی استخراج احکام شرعی از آیات و احادیث. 4ـ شناختن آیات احکام و احادیث مربوط به آن. 5ـ داشتن تقوای الهی و همچنین دارا بودن صفت امانت و خوف از خداوند.

در غیر اینصورت ظالمانه است کسیکه قادر نیست بخوبی از نظر لفظی، قرآن را قرائت نماید یا احادیث پیامبر را از حیث روایت و درایت بخوبی نشناسد، متعرض فقهاء و بزرگان دین و مجتهدین مذهب شده و از آنان عیبجویی نماید. فقهاء و مجتهدینی که زمانی میزیسته اند که زبان عربی، زبان فطری آنان بوده و نزدیک به عصر رسالت زندگی میکرده اند. اگر کسی فاقد این شرائط بوده و ملکه و قدرت استنباط و استخراج احکام شرعی را از آیات قرآن و احادیث رسول را دارا نباشد، بر او واجب است که به یکی از مذاهب اربعه متمسک شده و آنرا به عنوان مذهب قبول نماید.

شبهات

امروزه کسانی هستند که راه دعوت به سوی دین الهی و دین رسول اکرم را، انکار تمذهب به مذاهب اربعه دانسته و گشودن زبان دشنام، انکار و تبدیع و تفسیق به سوی کسانیکه به یکی از مذاهب فقهی متمسک هستند، میدانند. آنان در بین مردم این شبهه را ایجاد میکنند که اجتهاد و مذهب، چیزی است که در زمان پیامبر اسلام و اصحاب کرام نبوده است. آنان در بین عوام اینگونه القاء میکنند که راه مذاهب اربعه، غیر از آن راهیست که پیامبر اسلام رفته است. حتی فراتر از آن، میگویند: اینان مسلمان محمدی نیستند، پیرو دین محمد نیستند، آنان پیرو کسانی دیگرند زیرا خودشان اقرار میکنند که حنفی، شافعی، مالکی و حنبلی هستند.

آنان آیه ی «اِتَّخَذُوا اَحبَارَهُم وَ رُهبَانَهُم اَربَابًا مِن دُونِ اللهِ» را تلاوت کرده و کسانی را که به یکی از مذاهب اربعه متمسک میشوند، به یهودیان و مسیحیانی که پیشوایان خود را ولی امر میدانستند، تشبیه میکنند. پیشوایانی که با گرفتن اندک متاع دنیوی، احکامی غیر از احکام الهی وضع مینمودند. آنان با این تشبیه خود در پی القاء این شبهه هستند که مجتهدین و روساء مذاهب اربعه، چیزی غیر از احکام الهی و شرعی را وضع نموده اند، آنان احکامی صادر کرده اند که پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم و یا اصحاب کرام به هیچوجه به آن اشاره نکرده و یا به آن متعرض نشده اند. گوئی احکام و قوانین مذاهب اربعه، چیزی غیر از دین و آئینی است که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم آورده است.

از آنها میپرسیم که اگر از ائمه و مجتهدین مذاهب اربعه پیروی نکنیم چگونه احکام فقهی و مسائل شرعی را بدانیم؟ همه ی انسانها که نمیتوانند دسترسی به منابع علمی داشته باشند، و اگر داشته باشند ملکه و استعداد دریافتن مطالب عمیق و نغز آنرا ندارند، پس چگونه افرادی که با زبان قرآن و احادیث غریبه هستند، و عوام الناسی که هیچگونه علاقه ای با علوم شرعی ندارند، آنها چگونه باید به دین اسلام عمل نمایند؟ آیا دین برای این افراد لازم و لابدی نیست؟ آنان جواب میدهند: برای آنان لازم است از کسانی که در این امور آگاه هستند سوال کرده و طبق جواب آنان عمل نمایند.

پس، از این گفته ی آنان مشخص میشود که آنان تقلید و اجتهاد را قبول دارند اما نه آن اجتهادی که در خیر القرون بوده است، و نه مجتهدی که مقام و رتبه ی علمی ایشان با سه یا چهار واسطه به حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم میرسد. بلکه اجتهاد فلان دکتر و فلان عالم را که در دانشگاههای غرب و در مکتب کفر به تحصیل پرداخته است، میپذیرند و از مردم نیز میخواهند بزرگان و دانش آموختگان مکتب رسول الله را ترک کرده و به دامان این کوته فکران غرب زده و جاهلان اصل باخته چنگ بیاندازند. آنان با این گفتار خود هزاران بلکه میلیونها افراد نا آگاه و جاهل را به دایره ی اجتهاد وارد میکنند و اجازه ی تقلید و پیروی از آنان را صادر مینمایند.

امروز، ما به فقه کاملی دسترسی داریم، متناسب با اوضاع و احوال افراد و جماعتهای مختلف مردم که ائمه و مجتهدین و علماء بزرگوار آن را تدوین نموده اند. این فقه، امروز در جلوی دیدگان ما مجسم است و با زبان حال به ما میگوید: شما میتوانید با دادن رنگ و شکل تازه ای به این فقه، در مسائل و قضایای مدنی و جنایی و غیره، از آن استفاده نمائید. اگر ما این فقه را در معرض تندبادها و طوفانهای اجتهاد عمومی و فردی قرار دهیم، به طور قطع به سرنوشتی دچار خواهد شد که علفهای خشک در مقابل طوفان قرار میگیرد. اینجاست که بنای عظیم و مستحکم فقه، به تلی از خاک و سنگ مبدل گشته و این، نتیجه ی باز کردن اجتهاد فردی و عمومی برای افراد نا آگاه و غیر متخصص، چیز دیگری نمیتواند باشد.

اگر ما کتابها و رسالات مذهبی را از دستان مردم بگیریم و به جای آن، کتابهایی را که توسط فلان دکتر و فلان عالم نوشته است جایگزین سازیم، و مردم را ملزم به قبولی اجتهاد اینان کنیم، در واقع شهامت به خرج داده یم تا آنها را از پیروی و تقلید امام ابوحنیفه، امام شافعی، امام مالک، و امام احمد منصرف ساخته و تقلید فلان فرد را بر او واجب بدانیم. این کار جز کینه و حقد نسبت به ائمه اربعه و پیروان آنها و تعصب نشان دادن نسبت به فلان فرد و ترویج اجتهاد آنان، نمیتواند مفهوم دیگری داشته باشد.

کدام انسان عاقل و فهمیده ای است که نفهمد که گشودن چنین دروازه ای بر روی گروههای مختلف مردم، در واقع ایجاد فرصت مناسبی است برای به کمین نشستگان و دشمنان قسم خورده ی اسلام، که همیشه در پی فتنه افکنی و تفرقه بین مسلمین هستند تا با چاقوی اجتهاد به نابود کردن و پاره پاره کردن آن دست یازند. کدام شخص محقق و دانا که نسبت به تاریخ معاصر آگاهی کامل دارد، پیدا میشود که راه نفوذ استعمار پیر پس از اشغال مصر را نداند که چگونه به شریعت اسلامی دستبرد زدند و آن را بازیچه ی افکار پلید خود قرار دادند. آنان اسلام را عقب مانده نشان داده و اینگونه القاء نمودند که اسلام دینی جامد است که قادر به رشد و شکوفائی نیست. آنان در ذهن عده ای فریب خورده اینگونه القاء نمودند که تنها وسیله و راه آسان و مناسب این است که برای ترقی و پیشرفت جامعه، باید اجتهاد فردی را باز کرده و به دایره ی آن وسعت داد.

دیری نپائید که مناصب بزرگ و مهم دینی همچون افتاء و ریاست اداره ی الازهر به دست این افراد افتاد و در این میدان به حدی پیش رفتند که افرادی که به بسیاری از مظاهر و ارزشهای اروپایی ایمان آورده بودند، از علماء و شیوخ الازهر میخواستند تا با عبور از شرائط، به اجتهاد بپردازند. حتی شیخ مراغی ادعا نمود که مجتهد میتواند ناآگاه به زبان عربی باشد.

اینجاست که مشخص میگردد، نفی مذاهب و دور کردن مردم از قبولی مذاهب اربعه، فقط به منظور قطع ارتباط مسلمین با اصل شجره ی طیبه که انوار آن از جانب پروردگار و با توسط جبرئیل امین در سینه ی مبارک حضرت رسول به درخشیدن گرفته و سپس توسط اصحاب کرام، بارقه های آن در قلوب مجتهدین سلف پرتو افشانی کرده، صورت گرفته است. مسلمانانی که بواسطه ی متابعت و پیروی این بزرگان، به ریشه ی شجره ی طیبه چنگ زده و به عزت و افتخار ابدی نائل شده اند.

حوزه علمیه عرفانیه عرفان آباد ـ محمود تنگلی
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
تصویر اتفاقی
پذیرایی از مهمانان در محوطه ی حوزه

پذیرایی از مهمانان در محوطه ی حوزه

تدارکات لازم برای مراسم فارغ التحصیلی 18 مهرماه 1387

تدارکات لازم برای مراسم فارغ التحصیلی 18 مهرماه 1387

اعضای دارای بیشترین پیام
1 mohammad2
mohammad2
172
2 elyas 130
3 SAHABI 111
4 sahneh 91
5 gapist 56
6 neghab
neghab
30
7 nurahmed
nurahmed
25
8 alten 21
9 men 19
10 IBB
IBB
19
جدول اوقات شرعی