تصاویر جدید
آمار بازدید
آخرین بروز رسانی 1395/10/15 2017/01/04

قضاء و قدر خداوند در يك نگاه

تصویر کوچک شده
به نام خدا
قضاء و قدر خداوند در يك نگاه

در گفتگوهاي عمومي «قضاء و قَدَر» به صورت يك تركيب عطفي و مترادف به كار رفته و به هنگام وقوع سوانح و حوادث دلخراش و به منظور دلجويي و تسلّي خاطر مصيبت زدگان بر زبان آورده ميشود. مثلاً گفته ميشود: «قضاء و قدر (قسمت) اين بوده» و «قضاء و قدر (سرنوشت) تغيير نميكند».

امّا حكماء و متكلّمين و شخصيّتهاي برجسته ي علم كلام و حكمت، دو كلمه ي «قضاء و قدر» را نه به صورت تركيب عطفي و هم معني بلكه جدا از يكديگر و به دو معني متفاوت تفسير كرده و گفته اند: قضاء عبارت است از علم خداوند به خلق و ايجاد اشياء و موجودات و دانش خداوند به ايقاع همه ي حوادث خير و شرّ از ازل تا ابد. قَدَر عبارت است از اراده ي خداوند به خلق و ايجاد اشياء و موجودات و همه ي حوادث خير و شرّ مطابق آن علم و قضاء.

تشريح قضاء
اينكه علم خدا قبل از ايجاد اشياء و وقوع حوادث به آنها احاطه داشته و نزد خدا آشكار و مبرهن است از قوّه ي درك و فهم انسانها و عقول بشری بيرون است؛ زيرا علم خدا از صفات ذات و همچون ذات خدا لايتناهی و نامحدود است. مولانا ميگويد: لوح محفوظ است پيشاني يار/ سرّ كونين است در وي آشكار.



بشر هيچوقت نميتواند ذات و صفات خدا را كه بينهايت است درنوردد و او را درك كند. بعنوان شاهد، مثال ملموس كره ي خاكي را تصوّر كنيم و از مركز آن به امتداد هر يك از شعاعهاي آن به بيرون به فضا حركت كنيم. شعاعها در نهايت به كجا ختم ميشوند؟ ما جهت پاسخ ابتداء فرض بر اين ميگيريم تعدادي از شعاعها در يك سمت در دورترين نقطه به سدّي مانند ديوار چين برخورد ميكند. عقل بلافاصله اين فرضيّه را ردّ کرده و ميگويد: آن سوی دیوار چيست؟! و به آن سوي ديوار ميانديشد! اين وجه امتياز انسان با سایر موجودات است كه به بينهايت ميل دارد و سير ميكند و از اين رو لياقت شناخت و معرفت خداوندي را دارد.آسمان بار امانت نتوانست كشيد، قرعه ي كار به نام من ديوانه زدند.



اما انسان هيچگاه نميتواند به خدا علم حاصل كند. فرق ميان عرفان با علم در اين است كه عرفان شناخت يك شی است به شكل جزئي و مسبوق به عدم و همواره ناقص است، امّا علم شناخت يك شی است به طور كلّي با تمام جزئیات آن شی و غير مسبوق به عدم و كامل است. لذا گفته ميشود: «عارف بالله» امّا «عالم بالله» كاربرد ندارد. چه خوش گفته آنكه گفته: «روي جانان را نقاب اندر نقابي ديگر است / هر حجابي را كه طي كردی حجابي ديگر است».



و مولانا ميسرايد: آن عيش نباشد كه بُوَد بر بسته، يك زمان خوش و زمان ديگر بسته، اي بيخبر از عيش بيا تا ببيني، عيشي ز ازل تا به ابد پيوسته. و باز میفرماید: «دوربينان بارگاه الست، بيش از اين پي نبرده اند كه هست». از اينروي شناخت خدا همواره در فزوني است و عشق او هميشه تازگي بوده و لايزالي است.



تشريح قَدَر
علّت تامّه و آفريدگار حقيقي همه ي پديده ها و حوادث خير و شرّ جهان هستي كه مجموعه اي از علتها و معلولها هستند «اراده و قدر الهي» است. قسمي از پديده هاي نظام هستي در پيرامون انسانها رخ ميدهند و انسانها هيچگونه سهمي در ايجاد آنها ندارند از قبيل حركت كهكشانها و گردش سيّارات و ستارگان و آمد و شد روزها و شبها و ماهها و سالها و ريزش باران و جريان جويبارها و رودخانه ها و روئيدن گياهان و رخ دادن زلزله ها و سيلها و ...



و قسمی ديگر كه مربوط به افراد نوع انسان است و در جسم و جان و كالبد آنها پدید ميآيند كه خود بر دو نوع است: غير اختياري: آفرينش اوّليّه و قدم آغازين انسان از عدم به عالم هستي و تعیین جنسیت آنها، سالم و قوي شدن يا ناقص الخلقة و ضعيف بودن، زشت يا زيبا بودن آنها، و فعل و انفعالات دستگاههاي درون بدن از قبيل مغز، قلب، کبد، كليه، مثانه و ...



برخي از اين پديده هاي غير اختياري كه موافق طبيعت و ميل انسانها است مانند: زيبايي و سلامتي و ... مواهب ناميده ميشود. و به آن پديده هايي كه مخالف طبيعت و ميل بشري است مانند زشتي و نقص خلقت و ...، عنوان مصائب اطلاق ميگردد. يَهَبُ لِمَنْ يَشَاء إِنَاثًا وَ يَهَبُ لِمَن يَشَاء الذُّكُورَ * أَوْ يُزَوِّجُهُمْ ذُكْرَانًا وَ إِنَاثًا وَ يَجْعَلُ مَن يَشَاء عَقِيمًا إِنَّهُ عَلِيمٌ قَدِير. به هر كس بخواهد فرزند دختر و به هر كس بخواهد فرزند پسر میدهد يا آنها را پسر و دختر توام با يكديگر میگرداند و هر كه را بخواهد عقيم میسازد اوست داناى توانا. شوري 49 و 50 . مَا أَصَابَ مِن مُّصِيبَةٍ إِلا بِإِذْنِ اللَّهِ. هيچ مصيبتى جز به اذن خدا نرسد. تغابن 11.


حضرت محمّد بن عبد الله رسول مكرّم اسلام صلی الله علیه و سلم میفرماید: خداوند فرموده است من سزاوار پرستش حقيقي هستم و جز من كسي لايق پرستش نيست پس كسي كه بر بلايم (مصيبت) صبر نميكند و بر نعمتم (موهبت) شكرگزار و به قضايم راضي نيست بايد پروردگار ديگري را جستجو كند.



اختياري: خوردن و آشاميدن و راه رفتن و اعمال موافق فرامين خدا از قبيل ايمان آوردن و نماز و روزه و زكات و صداقت و ... و اعمال مخالف فرامين خدا از قبيل كفر و خيانت و دزدي و زنا و ربا و رشوه خواري و ... به اين پديده ها و اعمال ارادي و اختياري انسانها مكاسب ميگويند. لَهَا مَا كَسَبَتْ وَ عَلَيْهَا مَا اكْتَسَبَت. آنچه از خوبى‏ به دست آورده به سود او و آنچه از بدى‏ به دست آورده به زيان اوست‏. بقره/286. ظَهَر الْفَسَادُ فِي الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ بِمَا كَسَبَتْ أَيْدِي النَّاس لِيُذِيقَهُم بَعْضَ الَّذِي عَمِلُوا لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُون. بسبب آنچه دستهاى مردم فراهم آورده فساد در خشكى و دريا نمودار شده است تا سزاى بعضى از آنچه را كه كرده‏اند به آنان بچشاند باشد كه بازگردند. روم/41.



يك ضرب المثل تركماني ميگويد: پال آذماني بشا بلا گلمذ. اگرچه انسانها با اين نيّات و اعمال ارادي و اختياري و با مكاسب خود مقدّرات و سرنوشت خود را نيك يا بد رقم ميزنند، امّا به فعليّت رسيدن و تحقّق نيّات انسان باز وابسته به اراده و قدر الهي است. و خدا هر آن بخواهد ميتواند مانع تحقّق اراده و نيّت انسان گردد. وَ اللَّهُ خَلَقَكُمْ وَ مَا تَعْمَلُونَ. خدا شما را و هم عملهاي شما را آفريد. صافّات/96. وَ رَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاء وَ يَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ سُبْحَانَ اللَّهِ وَ تَعَالَى عَمَّا يُشْرِكُون. و پروردگار تو هر چه را بخواهد میآفريند و بر میگزيند و آنان اختيارى و تأثيري در ايجاد و تحقّق اعمال ندارند، منزه است ‏خدا و از آنچه با او شريك میگردانند برتر است. قصص/68.



و اين جبر نيست و خداوند به خاطر اعمال و رفتارهايي كه انسان اراده كرده و به تحقّق پيوسته، ثواب يا عذاب ميدهد و بخاطر نيّات و خواهشهاي دروني ولو در بيرون تحقّق نيابند، مستحقّ و مستوجب ثواب يا عقاب يا عتاب ميگردد. زيرا انسان بالغ و عاقل، مكلّف و موظّف است كه نيّات و خواهشهاي دروني را كنترل و نيك و بد را تميز دهد و به نيك ايمان بياورد و بد را انكار كند. (نگاه كنيد مطلب جبر و اختيار در همين سايت).



تأثير اعتقاد به قضا و قدر الهی، قرآن كريم از طريق انتساب مصائب و مواهب و تحقّق مكاسب به قضا و قدر الهي باعث صيانت انسانها از احساس غم و ناراحتي و ضعفهاي توهّمي و موجب دوري از غرور و فخر فروشي و قدرتهاي كاذب ميگردد. لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلَى مَا فَاتَكُمْ وَ لاتَفْرَحُوا بِمَا آتَاكُمْ وَ اللَّهُ لايُحِبُّ كُلَّ مُخْتَالٍ فَخُور. تا بر آنچه از دست شما رفته، اندوهگين نشويد و بسبب آنچه به شما داده است، شادمانى نكنيد و خدا هيچ خودپسند فخرفروش را دوست ندارد. حديد/23.



و يك جامعه ي توحيدي و اسلامي با وجود اختلاف طبقاتي، مردمش فقير و غنی و ضعيف و قوي و تفاوت نژادي و طايفه اي و قبيله اي، زنده و پويا و پر تحرک و پر قدرت پرورش مييابد و چه بسا حزب خدا اگر چه اندك و قليل باشد بر حزب شيطان اگرچه بسيار و كثير باشد به اذن و اراده و تقدير الهي چيره میگردد. كَم مِّن فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللّهِ وَ اللّهُ مَعَ الصَّابِرِين. بسا گروهى اندك كه بر گروهى بسيار به اذن خدا پيروز شدند و خداوند با صابران است. بقره/249.



پرسش
خداوند به پدري، فرزند معلول و ناقص الخلقه ميبخشد و اين پدر از اين دكتر به آن دكتر براي معالجه ي فرزندش تلاش ميكند، آيا پدر با اينكار برخلاف رضاي خدا قيام كرده و اين دليل بر اين است كه به قضا و قدر الهي راضي نيست؟!!! و چطور انسان ميتواند به چيزي كه مخالف ميل و طبيعت اوست خوشنود و راضي باشد، جز اينكه صبر و مقاومت به خرج دهد و در درد و رنج بسوزد و زانوي غم بغل بگيرد!!! رضا به قضا در اين مورد (مصيبت) چه معنی ميدهد؟!!!



پاسخ
هر روز و هر لحظه شأن و مقام و قضا و قدري نو شكل ميگيرد و آن پدر در هر لحظه و در هر قدم، از قدري به قدر ديگري از قضا و قدر خدا منتقل ميشود. رسول خدا حبيب خدا شفيع مذنبين صلی الله علیه و سلم میفرماید:«افعل لدنياك كأنّك تعيش ابداً و افعل لآخرتك كأنّك تموت غداً» یعنی كار كن براي آباداني دنيا گويي تا ابد زنده ميماني و كار كن براي آباداني آخرتت گويي همين فردا ميميری.



امام محمد غزالي پرسش دوّم را در كتاب الاربعين به تفصيل سخن گفته و پاسخ میدهد که اين پرسش از انكار محبّت بر ميخيزد و ... خواجه عبدالله انصاري ميگويد: بلا از دوست عطاست، از بلا ناليدن خطاست. الهي همه آتشها در محبّت تو سرد است و همه نعمتها بي لطف تو درد است، در ميان بلا او باشد، رسول خدا فرمود: اللهم ارنا الاشياء كما هي. خدايا بنما به ما اشياء را آنچنانكه هست. مصيبت (درد) چيست و موهبت (درمان) كدام است؟!



باباطاهر ميگويد: يكي درد و يكي درمان پسندد، يكي وصل و يكي هجران پسندد، من از درد و درمان و وصل و هجران، پسندم آنچه را جانان پسندد. سالكان حقيقي كوي دوست و عرفاي وارسته گويند: الدهر يومٌ و لنا فيها صوم. دنيا سراسر يك روز بيش نيست و ما در سراسر اين دنيا صائم (روزه دار) هستيم.



نامسلماني فقير و ژنده پوش، شيخ عبدالقادر گيلاني را سوار بر اسب و با لباس فاخر و گرانبها ديد گفت: آنكه پيامبر شما محمّد عربی گفته «الدنيا سجن المومن و جنّة الكافر» دنيا زندان مؤمن و بهشت كافر است آيا براي من و شما با اين وضع و روز صدق ميكند؟! شيخ در پاسخ گفت: اين وضع و روز من در قبال نعمتهاي بهشتي كه در آخرت براي من مهيّا شده، مصيبت است و اين روز و وضع مصيبت بار تو در قبال عذاب و مصيبت دوزخي كه در آخرت آماده شده، نعمت است. و شنيده اي «اگر با ما نبودش هيچ ميلي، چرا ظرف مرا بشكسته ليلي.



روزي مجنون از قاصدي كوزه اي به ليلي فرستاد. چون قاصد نام مجنون بر زبان آورد ليلي برآشفت و كوزه را بشكست. قاصد برگشت و قضيّه به مجنون گفت، مجنون قهقه خنديد. قاصد گفت: ديوانه اي تو، او ظرف تو را بشكسته حال تو ميخندي؟!! مجنون گفت: من ظرف را فرستادم كه بگويم او (ليلي) را ميخواهم. او ظرف را بشكست كه بگويد مجنون را ميخواهد و بس، كوزه در اين ميان چيست!!! و اين عشق دوجانبه است!!!.



بايزيد بسطامي گفت: روزي دل خود را نيافتم فرياد زدم، دل مرا به من باز دهيد! ندا آمد: اي بايزيد ما دل تو را از تو ستانديم تا با غير ما نباشي حال تو دلت را ميخواهي كه با غير ما باشي؟!!! و حافظ لسان الغيب گويد: «خواب و خورت تو را چنين از عشق دور كرد، آنگه رسي به عشق كه بيخواب و خور شوي».



مطالبي كه در ارتباط با پرسش دوّم آورده شد با اعتماد بر يادداشتهاي ذهني رقم خورد و شايد با عين عباراتي كه در كتابها آمده تفاوتي اندك داشته باشد.


منابع :
شرح العقايد ـ علّامه سعد الدين تفتازاني
سير تحليلي كلام اهل سنّت ـ ملا عبدالله احمديان
كتاب الاربعين ـ امام محمّد غزالی

فرستنده: elyas
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
تصویر اتفاقی
مسجد الحرام بهنگام سجود نمازگزاران

مسجد الحرام بهنگام سجود نمازگزاران

حضرت الشیخ عبدالملک نقشبندی در جمع مریدان عاشق

حضرت الشیخ عبدالملک نقشبندی در جمع مریدان عاشق

اعضای دارای بیشترین پیام
1 mohammad2
mohammad2
172
2 elyas 130
3 SAHABI 111
4 sahneh 91
5 gapist 56
6 neghab
neghab
30
7 nurahmed
nurahmed
25
8 alten 21
9 men 19
10 IBB
IBB
19
جدول اوقات شرعی
بج سینه برندسازی گرمایش تابشی تنور گازی