تحقیقات : ندای جمعه
فرستنده ErfanAbad در تاريخ ۱۳۸۹/۵/۲ ۱۱:۱۰:۰۰ (61 بار خوانده شده)

Open in new window
بسم الله الرّحمن الرّحيم

(مقدمه)
حمد و سپاس بي‌پايان بر خالق كونين و درود بینهايت بر افضل مخلوقات حضرت محمد مصطفي‌ صلی الله علیه و سلم. اما بعد: با عنايت و توفيق پرودگار به تحقيق در مورد نماز جمعه، اين فريضه ی مهم الهی آغاز نمودم تا خدمتي‌ به دوستداران و مشتاقان دين مبين اسلام كرده باشم تا با آشنايي ‌بهتر با فضائل و آداب و ديگر امورات جمعه، اهميت بيشتري به اين تكليف الهي داده شود. از خداوند مهربان عاجزانه استدعا دارم بر همه مسلمين خصوصاً خادمين دين مبين اسلام، از جمله استاد گرامی و ارجمند «الحاج عبدالرّحمن آخوند تنگلي» و ديگر اساتيد كرام و كسانيكه مرا در اين امر ياري‌ نمودند، توفيق عنايت فرمايد. آمين يا رب العالمين. جمال الدّين علاقي‌ ـ زمستان 1381

(نماز جمعه در قرآن كريم)

در سوره جمعه ميخوانيم: «يا اَيُّهَا الَّذِيْنَ آمَنُوْا إذَا نُوْدِيَ‌ لِلصَّلاَةِ مِنْ يَّوْمِ الْجُمْعَةِ فَاسْعَوْا إلَي‌ذِكْرِ اللهِ وَ ذَرُوْا الْبَيْعَ ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ إنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُوْنَ». ترجمه: اي‌كساني‌كه ايمان آورده‌ايد آنگاه كه ندا داده ميشود براي‌ نماز در روز جمعه، بشتابيد بسوي‌ ذكر خدا و ترك كنيد خريد و فروش را كه صلاح و سعادت شما در اين است اگر دانا باشيد. در اين آيه براي ‌توجه به نماز جمعه و اهميت دادن به آن تاكيدهاي ‌فراواني ‌بكار رفته كه به برخي‌ از آن اشاره ميكنيم: 1ـ در آيه ی فوق خداوند كريم مؤمنان را مخاطب قرار داده و اين اشاره‌اي ‌است كه مؤمن از اين فريضه ی بزرگ بهره مند ميشود و مقتضاي ‌ايمانش انجام دادن آن است، نه ترك و سبك شمردن آن. 2ـ خداوند نماز جمعه را به ذكر الله تعبير فرموده است تا اهميت آن مورد توجه باشد. 3ـ در جمعه «فاسعوْا إلَي‌ذِكْرِ اللهِ» توصيه ميكند كه بسوي‌آن بشتابند و اين تاكيد ديگري ‌است كه در نماز جمعه شركت كنند و سهل انگاري ننمايند و اين روش معمولاً در جايي ‌استعمال ميشود كه موضوع مهمـي در ميان باشد كه غفلت موجب از دست رفتن آن است.
4ـ با آنكه كسب و تجارت در اسلام ارزش خاصي‌دارد در جمله «وَ ذَرُوْا الْبَيْعَ» خريد و فروش را ترك كنيد و به نماز بپردازيد، تاكيد ميكند كه نماز جمعه بر آن ترجيح دارد و به هنگام آن، هر كار ديگري‌ بايد ترك شود. 5ـ جمله «ذَلِكُمْ خَيْرٌ لَّكُمْ اِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُوْنَ» با تاكيد بيشتر اعلام ميكند پرداختن به نماز و ترك كارهاي ‌ديگر به خير و صلاح شماست و خداوند متعال كه به خير همه از همه كس آگاه تر است و آن را خير ميداند و شما هم اگر بدانيد و به خير خود آشنا باشيد اين حقيقت را خواهيد يافت. بنابراين كسي‌كه كارهاي ‌ديگر را به نماز جمعه مقدم ميدارد واقعيت را در نيافته و جاهل است و از خير خويش دوري ‌ميجويد. 6ـ آيه «وَ اِذَا رَأوْا تِجَارَةً اَوْ لَهْوًا اِنْفَضُّوْا اِلَيْهَا وَ تَرَكُوْكَ قَائِمًا قُلْ مَا عِنْدَاللهِ خَيْرٌ مِّنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجَارَةِ وَ اللهُ خَيْرُ الرَّازِقِيْنَ» ترجمه: برخي ‌از اصحاب، در يكي ‌از جمعه‌ها هنگامي‌كه تجارت و يا سرگرمي ‌را ديدند از پيرامون تو پراكنده شدند، و تو را ايستاده در حال خطبه رها كردند، بگو اي ‌محمّد آنچه در پيش خدا از فضل و ثواب است، بهتر از سرگرمي ‌و بازرگاني‌ ميباشد و خدا بهترين روزي ‌رسان است. در اين آيه انتقاد از كساني ‌است كه نماز جمعه را رها كرده و به خريد و فروش و يا كارهاي‌ بيهوده مشغول هستند.
7ـ در جمله «قلْ مَا عِنْدَ اللهِ خَيْرٌ مِّنَ اللَّهْوِ وَ مِنَ التِّجَارَةِ» ترك كنندگان نماز جمعه را مورد انتقاد قرار داده و تاكيد ميكند كه نماز جمعه نزد خداوند بهتر است و ميدانيم آنچه در نزد خداوند بهتر باشد براي هميشه بهتر است و قابل خدشه و اشكال نيست و خداوند منزّه از آنست كه همچون بشر چيزي‌ را امروز بهتر بداند و بعد خدشه‌اي‌ پيش آيد و تغيير ‌نظر دهد. 8 ـ جمله «وَ اللهُ خَيْرُ الرَّازِقِيْنَ» حاكي ‌از آن است كه اگر كسي ‌فكر كند با شركت در نماز جمعه به روزي ‌و درآمدش لطمه اي ‌وارد ميشود در اشتباه است. رزق و روزي‌ در اختيار خداست و كسي‌كه رزق ‌ميخواهد بهتر است به سوي ‌خير الرازقين بيايد تا از فضل او بهره مند شود. 9ـ از اينكه خداوند بترك اشتغال در وقت نماز جمعه امر فرموده، چنـان برداشت نشود كه در روز جمعه مسلمانان بايد تمام روز كسب و كار خود را كنار گذاشته و همه وقت خود را به نماز سپري‌كنند بلكه امر اين است كه چون مؤذن اذان ميگويد و «حي ‌علي‌ الصلاة، حي‌ علي ‌الفلاح» را بر زبان جاري ميكند، دعوتش را اجابت نموده و به مسجد برويد و پس از اداي ‌فريضه نماز جمعه برگرديد و به شغل و كار خود بپردازيد چنانچه خداوند متعال فرموده است: «فإذَا قُضِيَتِ الصَّلاَةُ فَانْتَشِرُوْا فِي‌الاَرْضِ وَ ابْتَغُوْا مِنْ فَضْلِ اللهِ وَ اذْكُرُوا اللهَ كَثِيْرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلِحُوْنَ». ترجمه: آنگاه كه نماز جمعه خوانده شد بر روي ‌زمين پراكنده شويد و به دنبال فضل خدا (رزق و روزي) برويد و خداي ‌را با دل و زبان، بسيار ياد كنيد تا اينكه رستگار شويد.


(حكم نماز جمعه)

جمعه روز اجتماع و ميعادگاه جماعت است، بانگ آسماني ‌اذان جانها را از اشتغالات زميني‌ ميكَنَد و به سوي‌ نور و فلاح به پرواز در ميآورد. مؤمنان از هرگوشه آنچه در دست دارند ميگذارند و از آلودگيها غسل كرده و براي‌ حضور در بارگاه محبوب، خود را ميآرايند و براي‌ ديدار با فرشتگان، خود را خوشبو ميسازند و چون رودي ‌از هر طرف سرازير ميشوند و چون موجي ‌به درياي ‌جماعتِ جمعه ميپيوندند. نماز جمعه، همانند نمازهاي ‌پنجگانه بر هر فرد مسلمان واجد شرايط فرض عين است و به مجرد شنيدن اذان جمعه، رفتن به سوي مسجد جامع واجب شده و خريد و فروش، غذا خوردن و خوابيدن و ديگر امور حرام ميشود؛ چون نماز جمعه با آيات قرآن و احاديث رسول الله صلی الله علیه و سلم و اجماع امت ثابت شده و يكي ‌از بزرگترين شعائر اسلام است و منكر آن نعوذ بالله كافر و بدون عذر تارك آن فاسق ميباشد.


(ثبوت نماز جمعه با قرآن)

خداوند در سوره جمعه آيه 9 صراحتاً فرموده است: «إذَا نُوْدِيَ‌ لِلصَّلاَةِ مِنْ يَّوْمِ الْجُمْعَةِ فَاسْعَوْا إلَي‌ذِكْرِ اللهِ وَ ذَرُوْا الْبَيْعَ ». در اين آيه، كلمه «فاسعوا» امر است. خداوند امر را در وقت نداي نماز، با سعي كردن به ذكر الله مرتبت نموده و مقصود از ذكر، نماز جمعه است اما برداشت خطبه نيز جايز است. به هر تقدير، فرض بودن نماز جمعه را ميرساند. در ضمن خداوند فرض بودن نماز جمعه را با تحريم مباح (معامله) تاكيد كرده، زيرا چيزهايي‌كه مباح است حرام نميشود مگر در موارد وجوب امر.


(ثبوت نماز جمعه با احاديث)

پيامبر صلی الله علیه و سلم در حديثي ‌فرموده اند: «و اعْلَمُوْا اِنَّ اللهَ تَعَالَي‌ فَرَضَ عَلَيْكُمْ الْجُمْعَةَ فِيْ‌ يَوْمِيْ‌ هَذَا فِيْ‌ شَهْرِيْ‌ هَذَا فِيْ‌ مَقَامِيْ‌ هَذَا فَمَنْ تَرَكَهَا تَهَاوُنَاً بِهَا وَ اِسْتِخْفَافاً بِحَقِّهَا وَ لَهُ اِمَامٌ عَادِلٌ اَوْ جَائِرٌ فَلا جَمَعَ اللهُ شَمْلَهُ وَلا بَارَكَ لَهُ فِيْ ‌اَمْرِهِ اَلا فَلا زَكَاةَ لَهُ اَلا فَلا صَوْمَ لَهُ اِلاّ اَنْ يَّتُوْبَ فَمَنْ تَابَ تَابَ اللهُ عَلَيْه». ترجمه: بدانيد براستي‌كه خداوند براي ‌شما مسلمانان نماز جمعه را در اين روز و در اين ماه و در اين مقام فرض كرد. هر كس اين نماز را به سبب سبك شمردن وسهل انگاري‌ ترك كند در حالي كه امامي‌ عادل گماشته يا پادشاهي ‌ظالم بر او حكم فرماني‌ ميكند، خداوند پراكندگي‌ او را متحد نسازد و بركت در رزق و عمر او بوجود نميآورد، آگاه باشيد نه نماز و نه روزه و نه زكات او مقبول خواهد شد مگر وقتي‌كه توبه كند و از كرده ی خود پشيمان شود و هر كس توبه كند خداوند توبه اش را ميپذيرد. و در حديثي ‌ديگر ميفرمايند: «نماز جمعه فرض است، هر كس بدون عذر سه نماز جمعه را بطور متوالي‌ ترك كند خداوند بر دل وي ‌مهر ميزند و هر آنكس كه خداوند بر دل ايشان مهر بزند در ته جهنم قرا ميگیرد.


(ثبوت نماز جمعه با اجماع امت)

مسلمانان بعد از وفات پيامبر صلی الله علیه و سلم بر فرض بودن نماز جمعه تا به اين زمان بدون انكار اتفاق نظر دارند.


(واقعه تاريخي‌ نماز جمعه)

صدور حكم برپايي نماز جمعه بعد از هجرت پيامبر اكرم صلی الله علیه و سلم واقع شد. اما بعضي‌ از اصحاب نبي صلی الله علیه و سلم به طريق اجتهاد، نماز جمعه را قبل از قدوم آن حضرت صلی الله علیه و سلم به مدينه منوره برپا ميكردند بدليل اينكه روزي ‌اهل مدينه منوره دور هم جمع شدند و عدّه‌اي‌گفتند يهوديها از ايام هفته روز شنبه را در معبدهايشان جمع ميشوند و نصرانيها نيز از ايام هفته روز يكشنبه را در كليساهايشان اجتماع ميكنند چرا ما مسلمانان روزي ‌را انتخاب نكنيم كه در آن روز دور هم بوده و خداوند را ذكر نكنيم!. پس ما نيز روزي ‌از ايام هفته را اجتماع كنيم و خداوند را ذكر نماييم و نماز بخوانيم و از نعمات خداوند شكرگزاري‌ كنيم و سپس روز آدينه «عروبه» را از ايام هفته انتخاب كردند و حضرت كعب بن لؤي رضی الله عنه روز عروبه را جمعه نام نهاد و همه تصويب نمودند و در روز جمعه نزد صحابي‌كرام حضرت اسعد بن زراره رضی الله عنه تجمع نموده و اولين نماز جمعه را به امامت ایشان اقامه كردند و در آنروز حضرت اسعد رضی الله عنه يك گوسفند ذبح نموده و جشن گرفته و شادي‌كردند. اين اولين نماز جمعه‌اي‌ بود كه در اسلام برگزار شد.


(ورود پيامبر صلی الله علیه و سلم به قبا)

بنابه گفته ی مورخين، روز جمعه هشتم يا روز دوشنبه يازدهم ربيع الاول، مطابق 10 سپتامبر سال 622 پس از ميلاد مسيح، آن حضرت صلی الله علیه و سلم به قريه قبا كه در فاصله 4 ميل (8كيلومتر) از مدينه واقع است وارد شدند. در آن وقت 53 سال از مراحل زندگي ‌پر بركتش را سپري كرده بودند. در آن سالها ساكنين قبا بيشتر يهود بودند، ولي‌ مسلمين مدينه و مهاجرين با آرزوي ‌زيارت آن حضرت صلی الله علیه و سلم در آنجا جمع گشته و همه ی روز مترصد بودند، بعضي‌ روي ‌تپه و جاي ‌بلند رفته و به اطراف نگاه ميكردند و برخي‌ اندك جلوتر ميرفتند تا اينكه از دور سياهي ‌پيدا شد و چيزي‌ متحرك به نظرشان رسيد. مولانا بلخي‌ ميفرمايد:

ديـد شخصي‌كاملـي‌ پرمايــه اي
آفتـابـــي‌ در ميــــان سايـــــه اي
مـيرســد از دور ماننـــد هلال
نيست بود و هست بر شــكل خيال
آن ولــي‌حـق پيــدا شـــد زدور
از سر و پايش همي‌ ميتافت نــــور

طولي ‌نكشيد كه آن حضرت صلی الله علیه و سلم با ابوبكر صديق رضی الله عنه و به همراه راهنما، نمايان گشتند و مسلمين در آن لحظه فوق العاده خوشوقت شدند. آنحضرت صلی الله علیه و سلم در خانه شخصي‌ به نام «كلثوم بن هرم» از طايفه عمرو بن عوف منزل نموده و 22 روز در قريه قبا اقامت نمودند و به دست خويش، آنجا مسجدي‌ بناء كردند كه معروف به مسجد قبا شد. پس از بناي مسجد قبا، روز جمعه به طرف مدينه حركت كردند و در بين راه در محلي ‌بنام «بني‌سالم بن عوف» در دره اي‌ به نام «وادي‌ رائونا» كه متعلق به آنها بود، وقت نماز جمعه فرا رسيد و اولين نماز جمعه را اقامت نمودند و هم اكنون مسجدي‌ بنام «مسجد جمعه» در آنجا معروف است. گويند اين نخستين نماز جمعه و خطبه اي ‌بود كه پيامبر اكرم صلی الله علیه و سلم براي ‌اولين بار در «بني‌سالم بن عوف» خواندند و پس از خواندن نماز جمعه، با جماعت مسلمين به شهر مدينه حركت كردند. هنگام ورود آن حضرت صلی الله علیه و سلم بزرگ و كوچك، مرد و زن به استقبال وي بيرون شهر شتافتند و در تعريف آنحضرت صلی الله علیه و سلم اشعار ميخواندند و اظهار خرسندي مینمودند. پيامبر صلی الله علیه و سلم پس از اينكه وارد مدينه شدند در آنجا هميشه نماز جمعه را برپا نمودند و به پيروان خود توصيه حضور در نماز جمعه را ميكردند.


(فلسفه نماز جمعه)

جمعه از ريشه جمع به معني ‌اجتماع و گردهمايي ‌و تجمع كردن در جايي‌ است. بنابراين نماز جمعه نيز به معني نمازي‌كه مردم را جمع ميكند، نمازي‌كه محل تجمع و گردهمايي ‌افراد كثيري‌ از اقشار مختلف جامعه است. همانا شارع حكيم نماز جمعه را بر ما فرض گردانيده وما را بر اداء آن تكليف نموده تا در بين مسلمانان الفت و وحدت كلمه ايجاد گردد چنانچه در اين روز مبارك هنگام فرا رسيدن وقت نماز جمعه كار و كاسبي‌خود را عموماً كنار گذاشته و در يك يا چند مسجد اجتماع مينمايند و پند و نصيحت و موعظه هايي‌كه انسان را به اصلاح امور ديني‌ و دنيوي ‌راهنمايي‌ميكند از خطيب ميشنوند.
در حقيقت نماز جمعه يعني ‌ايجاد وحدت و هماهنگي ‌بين افراد جامعه اسلامي و ‌ايجاد صفوف فشرده مسلمين و تشكيل كنفراس اسلامي ‌در آخر هر هفته است. نماز جمعه از نظر اجتماعي‌ و معنوي‌ داراي‌ ارزش خاصي‌ است چون اسلام ديني ‌است اجتماعي. لذا مسئله تجمع و اجتماع در اسلام بزرگترين اهميت و ارزش ‌را داراست. به همين علت روزي ‌را به نام جمعه اختصاص داده و در قــرآن نيز سوره اي ‌به همين نام آمده است. اين تجمع و كنار يكديگر نشستن در صورتي‌ داراي‌ ارزش است كه مسلمانان با توجه به حكمت اين نماز، از مشكلات و دردها، يكديگر را با خبر سازند و براي‌آن تصميم مشتركي ‌بگيرند. يك اجتماع زماني ‌زنده و پويا خواهد بود كه بين افراد آن ارتباطات و روابط مختلف انساني ‌و اجتماعي‌حكمفرما باشد.
و بالاخره نماز جمعه رابطه بريده شده ميان اقشار مختلف، اجتماع را به هم پيوند ميدهد و مسلمانان را در برابر دستورات خداوند متعال و اجراي ‌قانون الهي، متّحد و يكپارچه ساخته و در برابر دشمنان و بدخواهان نيز چگونگي‌ رسيدن به آرمانهاي‌ مقدس دين اسلام و حفظ وحدت و انسجام را به آنان ميآموزد. در نهايت ميتوان گفت: پر ارج ترين فايده نماز جمعه، برادري ‌و صميميت است كه در قلبهاي ‌مسلمانان ايجاد ميكند و با تماس و تاثير متقابل افراد از يكديگر و بيرون كشيدن آنان از انزوا و انفصال، موجب هماهنگي ‌و وحدت فكري ‌و توافق اخلاقي ‌در جامعه ميشود. اين بود فلسفه نماز جمعه که لازم است همه ی ما بر اداي‌آن مواظبت نمائيم تا از جمله مقرّبان درگاه خداوند قرار گیریم. خداوند همه مؤمنان را به راه راست هدايت و راهنمايي‌ بفرمايد. آمين


(شرايط وجوب نماز جمعه)

1ـ مرد بودن، پس بر زنان نماز جمعه فرض نميباشد. 2ـ آزاد بودن، پس بر برده (غلام) نماز جمعه فرض نميباشد. 3ـ مقيم بودن، پس بر مسافر فرض نميباشد. 4ـ صحيح و سالم بودن، پس بر مريض فرض نميباشد. 5ـ عاقل بودن، پس بر ديوانه فرض نميباشد. 6ـ بالغ بودن، پس بر صبي (نابالغ) فرض نميباشد. 7ـ قدرت بينايي داشتن، پس بر نابينا فرض نميباشد. 8 ـ قادر به راه رفتن باشد، پس بر كسي‌ كه قادر به راه رفتن نيست فرض نميباشد. آنهايي‌كه فاقد اين شرايط هستند نماز جمعه فرض نيست و اگر در نماز جمعه حاضر شوند و به امام اقتداء نمايند از نماز فرض محسوب ميشود و احتياجي ‌به خواندن نماز ظهر ندارند.


(شرايط اداء نماز جمعه)

1ـ مقيم شهر يا فناي شهر باشد.2ـ سلطان يا نائب او كه امر جمعه را به وي‌ سپرده باشد. 3ـ وقت ظهر، پس از خروج وقت جائز نيست. 4ـ خطبه در وقت جمعه قبل از اقامه نماز جمعه. 5ـ جماعت. حداقل 3 مرد به غير از امام، حاضر باشند. 6ـ اذن عام، يعني‌اجازه همگاني.


(سنّتهاي‌ خطبه)

اعمال آتي ‌در خطبه سنّت است:
1ـ خطيب از حَدَثْ و نجاست پاك باشد.2ـ خطيب پوشاننده عورت خويش باشد. 3ـ خطيب قبل از شروع كردن در خطبه، بر منبر بنشيند. 4ـ در پيش روي‌ خطيب، اذان دوم گفته شود. 5ـ خطيب ايستاده خطبه بخواند. 6ـ خطيب خطبه را با حمد و ستايش خداي‌ متعال آغاز نمايد. 7ـ خطيب بر خداي ‌متعال به آنچه كه او شايسته آن است ثناء بگويد. 8 ـ خطيب شهادتين را در خطبه بياورد. 9ـ خطيب بر رسول اكرم صلی الله علیه و سلم در خطبه درود بفرستد. 10ـ خطيب مردم را در خطبه موعظه كند و ايشان را پند و اندرز دهد و حداقل آيه‌اي ‌از قرآن كريم را تلاوت نمايد. 11ـ خطيب دو خطبه ايراد نمايد، و ميان دو خطبه با اندكي نشستن، ‌فاصله ايجاد كند. 12ـ خطيب خطبه دوم را با حمد خداي‌ متعال و ثناء بر وي ‌و درود بر رسول اكرم صلی الله علیه و سلم از سر بگيرد. 13ـ خطيب در خطبه دوم در حق مؤمنين و مؤمنات دعا نموده و براي ‌ايشان آمرزش بخواهد. 14ـ خطبه با صداي ‌بلند وآشكار ايراد گردد تا اينكه قوم بر شنيدن سخنان خطيب قادر گردند. 15ـ خطيب خطبه را كوتاه و مختصر گرداند، بدان حد كه به اندازه سوره اي ‌از سوره ‌هاي ‌طوال مفصّل باشد.




(ترجمه خطبه دوم جمعه و عيدين)

تنها خداوند را میستاييم و از او ياري خواسته و از او طلب بخشش داريم فقط بر او ايمان ‌آورده و بر او توكل ميكنيم و از شرارتهاي نفس خويش و از اعمال زشت و ناپسند آن، تنها بر خداوند پناه ميآوريم. هركسي را كه خداوند هدايت كند، او را گمراه كننده‌اي نيست و هر آن كس كه خداي تعالي او را گمراه كند، هدايت كننده‌اي بر او نيست. گواهي ميدهيم كه معبود بحقي جز خداي يكتا و يگانه كه او را شريكي نیست، وجود ندارد و همچنين شهادت ميدهيم بر اينكه محمد مصطفي صلی الله علیه و سلم بنده و فرستاده اوست، رحمت خداوند بر او و آل و اصحاب او باد. خداوند و فرشتگان بر نبي مكرم اسلام درود ميفرستند، اي مؤمنان شما نيز بر پيامبر خاتم، صلوات و سلام بفرستيد.
بار الها! رحمت خويش را بر محمد صلی الله علیه و سلم وآل محمد صلی الله علیه و سلم نازل بفرما، به تعداد كساني كه نماز و روزه را بجاي ميآورند و بر سرورمان محمد صلی الله علیه و سلم و نيز بر آل او رحمت خويش را نازل بفرما بشمار كساني كه مينشينند و بر ميخيزند. رحمت و سلامتي خويش بر او و نيز بر تمامي انبياء و رسولان و بر فرشتگان مقرّب و بندگان صالح خويش و نيز بر تمامي اهل طاعتت نازل بفرما، از جمله اهل آسمانها و زمين و ما را نيـــز همــراه آنان قريــن رحمت خويش بگردان. پروردگارا، گناهنمان را وگناهان والدين واساتيدمان را و همچنين گناهان تمامي مردان و زنان مؤمن و مسلمان را اعم از زندگان و مردگان مغفرت بنما. حقا كه شما قبول كننده ی دعاها و رافع درجات و نازل كننده ی بركات و برآورنده ی نيازها هستید و رحمت واسعه شما را آرزو داريم اي مهربانترين مهربانها.
بارالها! خلفاء راشدين و امراء پيشين را كه عادل بوده‌اند و با حق قضاوت نموده‌اند مرحمت بنما. بار الها! رهبر و سلطان زمانه را مهربان و رحيم بر علماء وامراء و فضلاء و فقراء و مساكين و رعيت بگردان و او را براي نصرت احكام شرعي ياري ده. خدايا، ياري كنندگان دين اسلام را ياري ده و حامي و ناصرين دين اسلام را مساعدت بفرما. ومعرضين و روي گردانان از حق را توفيق نصيب بفرما. اي بندگان خدا، همانا خداوند امر بر عدالت واحسان و رسيدگي بر نزديكان ميكند واز فحشاء و منكر و ظلم باز ميدارد، خداوند شما را پند و اندرز ميدهد تا او را بياد آوريد و همانا كه ذكر و ياد خداوند با بركت و بزرگ است و شايسته‌ترين و مهمترين وكاملترين چيزها است.


(آداب جمعه و نماز جمعه)

ادب اول: آمادگي‌ داشتن و عزم و قصد نمودن از روز پنجشنبه براي‌ برپائي ‌نماز جمعه ـ شستن و پاكيزه نمودن لباسها؛ چون در نظافت لباس خاصيت بزرگي‌ براي‌تقويت روح وجود دارد ـ مهيّا نمودن مواد معطّر ‌از قبيل عطر و ادكلن اگر در منزل داشته باشد ـ فارغ نمودن قلب از مشغوليتهاي‌ دنيوي‌كه مانع رفتن صبح زود به جمعه مي‌شود ـ نيّت كردن روزة جمعه. اما بهتر است اين روزه، همراه با يك روز قبل يا بعد جمعه باشد و الاّ تخصيص نمودن روز جمعه لازم مي‌شود و آن هم مكروه است ـ شب زنده داري ‌در شب جمعه همراه با خواندن نماز و اذكار خداوند و تسبيحات و استغفار و صلوات بر نبي اکرم صلی الله علیه و سلم ، اما افضل ترين آنها ختم كردن قرآن كريم يعني ‌شروع از اول روز پنجشنبه و ختم نمودن در شب جمعه يا شروع روز دوشنبه و ختم شب جمعه يا شروع شب جمعه و ختم روز دوشنبه. با انجام دادن اين اعمال آداب استقبال و آماده بودن را كامل كرده و از زمره غافلين خارج مي‌گردد. سلف صالحين فرمايش كرده اند: كساني‌كه نصيبشان را از جمعه گرفته‌اند كساني ‌هستند كه روز پنجشنبه منتظر جمعه بوده و رعايت همه آداب نموده باشند.
ادب دوم: غسل نمودن بعد از طلوع صبح، اگر بخواهد در آن وقت به مسجد جامع برود و الاّ قبل از رفتن اولي‌است. پيغمبر اكرم صلی الله علیه و سلم فرموده است: هر كس در روز جمعه غسل كرده و مواد خوشبو كننده و عطر استعمال نمايد و به سوي ‌مسجد جامع برود و هر اندازه بتواند نماز نفل بخواند، و هنگامي كه امام براي ‌خطبه بلند شود سكوت نمايد و خطبه را استماع كند از جمعه گذشته تا جمعة بعد، گناهان آن كس عفو و بخشيده مي‌گردد. ادب سوم: آراستن جامه. از بين لباسها پوشيـدن لباس سفيــد رنگ بهتــر است چرا كه لباس سفيد نزد خداوند پسنديده است ولي از پوشيدن لباسهاي سياه رنگ پرهيز بايد كرد ـ مسواك زدن. به فرمايش حضرت رسول اكرم صلی الله علیه و سلم يك نماز با مسواك بهتر است از هفتاد‌ و پنج نماز بدون مسواك. و نيز در حديث ديگر مي‌فرمايند: مسواك را بر خود لازم دانيد كه همانا آن پاك كننده دهان و خوشنود گرداننده پروردگار است ـ كوتاه كردن ناخن. از نبي‌اكرم صلی الله علیه و سلم روايت شده كه ايشان فرموده اند: هر كس در روز جمعه ناخن‌هايش را بگيرد از جمعه تا جمعه ديگر از همه بديها محفوظ مي‌ماند. ابن مسعود رضی الله عنه فرموده اند: هر كس در روز آدينه ناخنش را كوتاه كند خداي عزو جل ‌درد را از وي‌ بيرون آورده و شفا را در وي ‌جايگزين مي‌كند.
تراشيدن يا كوتاه كردن سبيل. پيامبر صلی الله علیه و سلم فرموده اند: سبيل را بر لب برابر داريد و ريش را نتراشيد. و در خبر آمده كه يهوديها موي ‌لب مي‌گذارند و ريش را مي‌تراشند پس شما بر خلاف آنها انجام دهيد ـ كندن موي‌ زير بغل و تراشيدن موي شرمگاه در هر چهل روز يك بار مستحب است و اگر كسي‌كوتاه كردن آن را عادت كرده باشد، همان كافيست. زيرا مقصود نظافت است ـ استعمال مواد معطر ‌از قبيل عطر، ادكلن اگر در خانه يافت شود، چرا كه براي ‌از بين بردن بوي‌ بدي‌كه از بدن با عرق و غيره بوجود آمده مؤثّر مي‌باشد و بوي ‌خوش به مشام حاضران مي‌رسد. امام شافعي‌رحمه الله فرموده‌اند: هر كس لباسش پاكيــزه باشد غمــش اندك است و هر كه خوشبو باشد عقلش زياد است.
ادب چهارم: اول صبح روز جمعه به مسجد جامع آمدن. در رفتن ‌به مسجد جامع بايد خاشع و متواضع باشد با نيّت آنكه در مسجد تا وقت نمازجمعه معتكف بوده و در پاسخ به نداي آسماني ‌اذان جمعه كه ايشان را به سوي ‌نماز جمعه فرا خوانده است، مترصد باشد. از ابو هريره رضی الله عنه روايت است كه رسول اكرم صلی الله علیه و سلم فرمودند: هركس در روز جمعه مانند غسل جنابت، غسل نمايد و سپس درساعات اول به مصلاي جمعه برود مثل آن است كه شتري ‌را صدقه كرده باشد وآنكه در ساعات دوّم برود مانند آن است كه گاوي ‌را صدقه كرده باشد و آنكه در ساعات سوّم برود مثل آن است كه گوسفندي ‌را صدقه كرده باشد و آنكه در ساعات چهارم برود مثل آن است كه تخم مر غي ‌را صدقه كرده باشد، ثواب كسب مي‌كند و چون امام بر منبر بنشيند فرشتگان براي ‌شنيدن خطبه حاضر مي‌شوند. پيامبر صلی الله علیه و سلم فرموده است: سه چيز است كه اگر مردم بدانند كه در آن چه مقدار ثواب است در طلب آن مبادرت و مسابقت مي‌كنند؛ 1ـ اذان 2ـ صف اول نماز جماعت 3ـ صبح ساعات اوليه به مسجد جامع براي‌ اداي نماز جمعه آمدن. امام احمد حنبل رحمه الله مي‌فرمايند: بهترين و پرارزش ترين اين موارد، در اولين ساعات روز، به مسجد جامع رفتن است.
در قرن اوّل اسلام، مسلمانان براي اداي نماز جمعه از وقت سحر، چراغ به دست به سوي مصلّي حركت مي‌كردند و راههاي منتهي به مسجد جامع از ازدحام جمعيت پر بوده و با تحمل مشقات به مسجد جامع مي‌رسيدند همچنان كه در روز عيد اينگونه بود. متأسفانه آن سنت بزرگ ترك شده است! اما چرا مسلمانان از يهود و نصاري ‌شرم نمي‌كنند كه آنها در معبد و كليساها در روزهاي‌ شنبه و يكشنبه ها صبح زود حاضر مي‌شوند و يا طالبان دنيا چگونه سحرگاهان به رفتن سوي‌ عرصة بازارها براي ‌خريد و فروش و فائده آن مبادرت مي‌كنند! پس چرا طالب آخرت بر اينها سبقت نجويد و مبادرت نورزد!. بنابراين اي‌ مسلمانان نمازگزار كمي‌ به خود آييم و در امر آخرت پيشتاز باشيم.
ادب پنجم: در وارد شدن به مسجد طوري بايد عمل نمود كه هيچ گونه اذيت و آزاري متوجه ديگران نشود و همچنين مواظب بود تا از جلوي نمازگزاري عبور ننمود كه تهديد شديدي بر اينگونه نمازگزاران آمده كه هر كس در روز جمعه پاي‌ بر گردن مردم گذارده و موجب آزار آنان شود روز قيامت وي‌ را پلي قرار دهند بر روي جهنّم تا از روي‌ وي‌گذر كنند. ابن جريح رضی الله عنه روايت كرده كه پيامبر اكرم صلی الله علیه و سلم در اثناي ‌خطبه جمعه مردي‌ را ديدند كه پاي ‌بر گردن مردم مي‌گذارد تا اين كه جلوتر آمد و نشست، پيامبر صلی الله علیه و سلم بعد از اينكه از نماز فارغ شدند روي ‌به ايشان كردند و گفتند: چه چيزي ‌مانع از نماز گذاردن با ما شد؟ آن مرد گفت: آيا مرا نديدي ‌يا رسول الله كه با شما، نماز جمعه خواندم! پيامبر صلی الله علیه و سلم گفتند: تو را ديدم كه پاي ‌بر گردن مردم گذاشته و حاضران را با اين عمل ناپسنديده‌ رنجاندي. هر كس مسلماني ‌را اذيت كند گويا مرا اذيت كرده و هر كس مرا اذيت كند گويا خداوند را اذيت كرده است. نتيجة گفته پيامبر صلی الله علیه و سلم اشاره‌ايست كه عمل آن مرد، پسنديده نبوده و عمل خود را ضايع كرده است. اما در مورد رد نشدن از جلوي ‌نمازگزار پيامبر صلی الله علیه و سلم فرمايش كردند: چهل ايستادن بهتر از عبور كردن از جلوي‌ نماز گذار است.
ادب ششم: تلاش براي ايستادن در صف اول. ايستادن در صف اول نماز جمــاعت فضايل بسيــاري ‌دارد. چنانچــه روايت شــده و در خبــرها نيز آمده اگر هر مسلماني‌ روز جمعه غسل كند و صبح زود به مسجد جامع برود و نزديك امام جمعه در صف اول بنشيند و خطبه گوش دهد كفاره گناهان ما بين دو جمعـــه به اضافـة سه روز مي‌شود. ادب هفتم: نماز نخواندن و سخن نگفتن به هنگام قيام خطيب، بلكه به جواب اذان مشغول شدن و به خطبه استماع نمودن. از حضرت علي‌ و عثمان رضي‌الله عنهما روايت كرده‌اند: هر كس هنگام خطبه ساكت باشد و استماع نمايد دو اجر را تصاحب مي‌كند و هر كس استماع خطبه كند ولي‌ساكت نباشد، يك اجر را تصاحب مي‌شود و هر كس استماع خطبه ننمايد و صحبت هم بكند يك گناه را تصاحب مي‌شود. پيامبر اكرم صلی الله علیه و سلم فرمايش كردند: هر كس در هنگام خطبه به كسي‌ بگويد ساكت باش، مرتكب گناه شده و هر آن كس هنگام خطبه مرتكب گناه شود بر او جمعه نيست.
ادب هشتم: ماندن در مسجد تا خواندن نماز عصر. گفته شده، هر كس تا عصر بماند و نماز عصر را در مسجد جامع بخواند برابر با ثواب حج بر او داده خواهد شد و اگر نماز مغرب را نيـــز بخواند بر وي‌ ثواب حج و عمره خواهد بود. ادب نهم: صدقه دادن. روز جمعه دادن صدقه به فقراء و مستمندان مستحب است اگــر چه تكّــه ناني ‌هم باشد. رسول الله صلی الله علیه و سلم مي‌فرمايند: هر كس در روز جمعه صدقه بدهد و لو اينكه تكّه ناني ‌هم باشد از آسمان ندايي از جانب خداوند متعال مي‌آيد، اي ‌دوست خدا، عمل خود را از نو تكرار كن، به درستي كه همة گناهان گذشته‌ات را بخشيدم. در خبرها نيز آمده كه رسول الله صلی الله علیه و سلم و اصحاب كرام رضی الله عنه در روز جمعه به فقراء و مستضعفان صدقه اعطاء مي‌كردند. ادب دهم: زيارت پدر و مادر. روز جمعه زيارت پدر و مادر مستحب است و اگر از دنيا فاني شده باشند زيارت بر قبر ايشان به جا بياورند. اگر كسي‌ چنين نمايد خداوند متعال او را در رحمت خويش غرق مي‌كند و ثواب حج و عمره در نامه اعمال او مي‌نويسد. سلف صالحين رحمه الله عليهم آدابي ‌غير از اينها نيز سفارش نمودند. من جمله، حضور مؤمنين در مجلس علم و تلاوت روح بخش كلام الله (قرآن مجيد) و فراواني ‌نمودن طعام بر اهل خانواده و اختصاص اوقاتي از شبانه روز به امورات آخرت.



(فضيلت جمعه)

حضرت معاذ ابن جبل رضی الله عنه از پيامبر صلی الله علیه و سلم چنين نقل مي‌كند: نماز جمعه حج مساكين، عيد اهل دنيا در دنيا، عيد اهل آسمان در آسمان و عيد بهشتيان در بهشت است. يعني جمعه روز شادي ‌اهل دنيا و اهل طاعت بعلّت ازدياد طاعت و روز شادي‌گناهكاران بخاطر آمرزيده شدنشان است و يكي‌ از نامهاي‌ اين روز، «يوم السرور»مي‌باشد. به فرمودة پيامبر صلی الله علیه و سلم «روز جمعه عيد اهل آسمان است در آسمان» يعني‌ شادي‌ است بر اهل آسمان(اهل آسمان فرشتگان و روحانيون و كرّوبيان هستند و بعضي ‌از آنها آن چنان صاف اند كه از ديد فرشتگان مخفي‌اند). در شب معراج، پيامبر صلی الله علیه و سلم به هنگام سفر صداي ‌سلام مي‌شنيد، كه ميگفتند: السلام عليك يا رسول الله، السلام عليك يا حبيب الله. پيامبر صلی الله علیه و سلم فرمودند: برادرم جبرائيل آوازي‌ مي‌شنوم امّا كسي ‌را نمي‌بينم! حضرت جبرائيل علیه السلام فرمودند: يا رسول الله اينان فرشتگاني هستند كه از شدّت صفايشان ما نيز آنها را نمي‌بينيم، و روزجمعه اين فرشتگان نيز بخاطر نزول رحمت خداوندي ‌شادمانند.
در روايات آمده است كه روز جمعه حضرت جبرئيل علیه السلام در آسمان چهارم بر بالاي ‌بيت المعمور اذان ميگويد و فرشتگان جمع ميشوند و حضرت ميكائيل علیه السلام خطبه ميخواند و حضرت اسرافيل علیه السلام امامت ميكند. بعد از برپائي ‌نماز جمعه حضرت جبرئيل علیه السلام ميفرمايند: من ثواب اذان خودم را بر مُؤذّنان امت محمد صلی الله علیه و سلم بخشيدم، و ميكائيل علیه السلام ميفرمايند: من نيز ثواب خطبه‌ام را بر خطيبان امّت محمّد صلی الله علیه و سلم بخشيدم، و اسرافيل علیه السلام ميفرمايند: من هم ثواب امامت خويش را بر ائمة امّت محمد صلی الله علیه و سلم بذل نمودم و تمامي ‌فرشتگان نيز مي‌گويند: كه ما نيز ثواب اقتداي ‌نماز جمعه خويش را به مقتديان نماز جمعة امت محمد صلی الله علیه و سلم بخشيديم. از خداوند متعال فرمان ميرسد به عزّت و جلالم قسم، كساني‌كه نماز جمعه را به جهت امتثال دستورم و اقتداء به حبيبم محمّد صلی الله علیه و سلم بر پا نمودند گناهانشان را بخشيدم و بهشت را در اختيارشان قرار داده و دوزخ را برايشان حرام گردانيدم. اي ‌مؤمنان چنانچه فرشتگان و آدميان را روز جمعه عيد است بر مردگان نيز عيد است.
در خبر آمده است كه ارواح مؤمنان مرده در هر شب جمعه مي‌آيند، ابتداء بر سر قبر خود مي‌رسند و تن خويش را مي‌بينند و آب حسرت بر گونه‌هايشان جاري مي‌شود و مي‌بينند كه چشم ترقيده و موي‌ سر و ريش ريخته، پوست و گوشت از استخوان جدا گشته و آن وجود نازنينشان در خاك مخلوط شده است و از آنجا به خانه‌هايشان مي‌آيند و دَمِ در مي‌ايستند و زبان مي‌گشايند و با صداي ‌نرم و اندوهناك مي‌گويند: اي‌ ساكنان خانة ما و اي ‌قبض كنندگان اموالمان و اي‌ سرپرستان زنان ما، چنانچه ما اسير خاك شديم شما نيز خواهيد شد، و چنانچه ما را از تصرفات اموال دنيا باز داشته‌اند شما را نيز باز خواهند داشت؛ هوشيار باشيد كه نبايد اين دنيا شما را فريب دهد چنانچه ما را فريب داده است، چنانچه ما پشيمان شده ايم شما نيز پشيمان خواهيد شد. چنانچه بر ما سود نداشت بر شما نيز سود نخواهد داشت.
اي ‌برادران و اي ‌دوستان و اي ‌فرزندان، ما را به نظر رحمت و شفقت ببينيد و دست عطوفت از سر ما دور مداريد، و از دعاهاي خيرتان ما را محروم نسازيد. پيامبر صلی الله علیه و سلم مي‌فرمايند: اگر آن مردگان چيزي ‌بيابند، شادمان و دعا گويان باز مي‌گردند و اگر چيزي‌ نيابند، بد دعا كنان باز گردند و مي‌گويند: اي‌ بار خدايا آنها را از رحمت خويش محروم گردان، چنانچه ما را از صدقه و دعا محروم كردند. اي‌بار خدايا نااميدشان كن از رحمت خويش، چنانچه ما را از بخشش خودشان نااميد كردند. اصحاب رضی الله عنهم پرسيدند: يا رسول الله اگر كسي ‌را قوم و خويش نباشد، روح او به كجا مي‌رود؟ رسول صلی الله علیه و سلم فرمودنــد: به مسجــد مي‌آيند و دم در مي‌ايستند و از مسلمين طلب دعاي خير مي‌نمايند و بعد از اقامة نماز جمعه عودت مي‌نمايند. اي‌ مؤمنان تا زنده‌ايد مردگان را ياد كنيد و آنها را با دادن صدقه و خواندن قرآن فراموش نكنيد تا شما را نيز بعد از مردن فراموش نكنند. به فرموده پيامبر صلی الله عنه «روز جمعه عيد اهل بهشت است در بهشت»، يعني‌ بهشتيان را هر روز، عيد و شادماني ‌است بالأخص روز جمعه كه نورشان به بركت كار نيك مؤمنان زياده و بر جمالشان مي‌افزايد. هر عمل و رحمتي‌كه در روز عيد انجام مي‌پذيرد در روز جمعه نيز انجام مي‌گيرد، اعم از غسل و پوشيدن لباس پاك و استعمال عطر و... .
در احاديث آمده كه رسول اكرم صلی الله عنه فرمودند: روز جمعه بهترين و شريفترين ايام هفته و گنج نيكيها و معدن خيرات است. از حضرت ابو هريره رضی الله عنه روايت شده كه رسول الله صلی الله عنه فرمودند: بي‌گمان خداوند ايام هفته را آفريد و برتري امّتم را از سائر امّتها اختيار نمود و روز جمعه را برامّتم ارزاني ‌داشت؛ چون هر عمل پسنديده‌اي‌كه انسان در روز جمعه انجام دهد در نامة اعمال او «70 » حسنه نوشته مي‌شود و اگر در روز و يا شب جمعه فوت كند گناهان پيشين ‌و پسين او آمرزيده مي‌شود و از اين دنيا طوري‌ خارج مي‌شود كه همه گناهانش مغفرت شده باشد. حضرت جابر بن عبدالله رضی الله عنه از پيامبر صلی الله علیه و سلم روايت مي‌كند كه پيامبـر صلی الله علیه و سلم فرمودند: هر انساني‌ در روز جمعه و يا شب جمعه فوت نمايد روز قيامت از عذاب خداوند نجات پيدا كرده و مُهر و علامت شهداء بر وي‌ نهاده شده و در زمرة شهداء قرار مي‌گيرد.
در حديثي ديگر ‌پيامبر صلي الله عليه و سلم فرمودند: خداوند سه كس را از عذاب قبر ايمن مي‌دارد: مؤذّن، شهيد، متوفّي ‌در شب جمعه. حضرت ابن منذر رضي الله عنه از پيامبر صلي الله عليه و سلم روايت مي‌كند كه ايشان مي‌فرمايند: روز جمعه سرور ايام هفته است و در نزد خداوند از روز عيد فطر و عيد قربان نيز فاضلتر است و در اين روز لحظه‌اي‌ وجود دارد كه اگر شخصي‌ حاجتي ‌را از خداوند طلب نمايد حاجتش را اجابت كرده مي‌شود مادامي‌كه مطلوب خلاف شرع نباشد. حضرت علي‌كرّم الله وجه مي‌فرمايند: به هنگام فرا رسيدن شب جمعه پيامبر صلي الله عليه و سلم چنين مي‌فرمودند: خوش آمدي‌ اي‌ شب مغفرت، بشارت باد بر كساني‌كه در تو عمل خير انجام مي‌دهند و بدبختي‌ باد بر كساني‌كه در تو عمل ناپسند انجام مي‌دهند و همانا خداوند در شب جمعه صد هزار انسان را كه مستوجب آتش جهنّم هستند به فضل خويش آزاد مي‌كند.
فخر عالم پيامبر خاتم صلي الله عليه و سلم در حديثي‌ مي‌فرمايند: خورشيد بر روزي ‌طلوع و غروب نمي‌كند كه از روز جمعه افضل باشد؛ چرا كه در اين روز حضرت آدم عليه السلام خلق شده و در همين روز وارد بهشت گرديده و در همين روز از بهشت رانده شده و در همين روز توبه اش مستجاب گرديد و بي‌شك وقوع قيامت نيز در همين روز خواهد بود. اي ‌مؤمنان فضايل شب و روز جمعه بسيار است و خوشبختانه اين روز را خداوند خاصّة امت محمدگردانيده است و بايد سعي ‌ما بر اين باشد كه نهايت استفاه را از اين فرصت به عمل بياوريم و توشه و ذخيره آخرتمان را با عبادت خالصانه تهيه و آماده سازيم. امام احمد حنبل رحمه الله عليه مي‌فرمايند: از بعضي‌ جهات درجة شب جمعه از شب قدر نيز بيشتر است؛ چرا كه در اين شب سَرور ثقلين نبي‌اكرم صلي الله عليه و سلم در رحم مادرش حضرت آمنه سلام الله عليها جلوه افروز شدند و اين كرامت باعث اينقدر خير و بركت بي‌حساب است.
روايت شده زماني‌كه حج بر ثروتمندان فرض شد، همة فقراء غمگين شدندكه ما قدرت رفتن به حج را نداريم و ما از ثواب و بركت حج محروم هستيم، به سبب شكسته شدن دل آنها نماز جمعه فرض شد. رسول الله صلي الله عليه و سلم فرمودند: بشارت باد بر شما اي‌گروه فقراء، تحقيق خداوند تعالي‌ جمعه را بر ما فرض كرد پس هر كس نماز جمعه را اداء نمايد حقيقتاً كه حج را اداء كرده است.



(عبادات در روز جمعه)

روز جمعه در بين ايام هفته روزي‌است با فضيلت و در اين روز عبادت خداوند بارور مي‌شود و همه مؤمنين نمازگذار را غرق معنويّت خود كرده و دلها را صيقل مي‌دهد چرا كه، خداوند اين روز را برگزيده است. از رسول اكرم صلي الله عليه وسلم روايت شده كه مي‌فرمايند: خداوند متعال در شب جمعه بر فرشتگان دستور مي‌دهد كه ابواب آسمان را بگشايند و طبق اين دستور فرشتگان رحمت نازل مي‌شوند در حالي‌كه در دست هر كدام ظرفي‌ بزرگ پر از نور است. خداوند به آنان امر مي‌كند كه نورهاي‌ رحمت را به بندگان خود تقسيم كنند. به راستي‌كه خداوند اين روز را براي ‌عاصيان امّت حضرت محمّد صلي الله عليه وسلم رحمت قرار داده و اجر عبادت را چندين برابر مي‌كند. امّا عبادتها نيز انواع متعددي‌ دارند و اجرهايش نيز گوناگون است. من جمله سنّت بودن قرائت سوره مباركه كهف در شب و روز جمعه. پيامبر صلي الله عليه وسلم سفارش كردند: هر كس روز جمعه سوره كهف را قرائت نمايد، قرائت آن سوره باعث نورانيت آن شخص بين دو جمعه مي‌شود. و به روايتي، پيامبر صلي الله عليه وسلم فرمودند: هر كس در روز جمعه سوره كهف را بخواند، خداوند مهربان گناهان يك هفته ايشان را خواهد بخشيد. اين گفته پيامبر صلي الله عليه وسلم دلالت بر افضل بودن روز جمعه و فضل عبادت در اين روز است.
در احياءالعلوم، امام محمّد غزالي رحمه الله عليه چنين ذكر كردند كه رسول خدا صلي الله عليه وسلم فرمودند: هر كس بعد از نماز جمعه 80 مرتبه اين صلوات را بگويد «اَللّهمَّ صَلِّ عَلَي‌مُحَمَّدٍ عَبْدِكَ وَ نَبِيِّكَ وَ رَسُوْلِكَ النَّبِيِّ ‌الاُمِّي ‌وَ عَلَي‌آلِهِ وَ صَحْبِهِ وَ سَلِّمْ» گناهان 80 سالة وي‌كه در كارنامة اعمالش بوده، بفرمان خداوند محو شده و آمرزيده مي‌گردد و اگر عمر وي‌كمتر از80 سال باشد در روز قيامت او را مخيّر مي‌گردانند تا گناهان هر كس را كه بخواهد محو نمايد. از حضرت ابي‌الدّرداء رضي الله عنه روايت شده كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم فرمودند: روز جمعه بر من زياد صلوات بفرستيد چون اين روز، مشهود است و فرشتگان شاهد مي‌شوند و كسي‌ بر من صلوات نمي‌فرستد، مگر اينكه بر من صلوات او عرض مي‌شود تا هنگامي كه از صلوات باز ماند.
حضرت انس ابن مالك رضي الله عنه از رسول اكرم صلي الله عليه وسلم روايت مي‌كند: هر كس در روز جمعه قبل از نماز صبح اين استغفار را بگويد «اَسْتَغْفِرُاللهَ الَّذِي‌ لا اِلَه اِلاّ هُوَ الْحَيُّ ‌الْقَيُّوْمُ وَ اَتُوْبُ اِلَيْهِ» خداوند متعال همه گناهان وي‌را مغفرت مي‌كند، اگر مانند كف دريا هم باشد. روايت شده روزي‌حضرت موسي عايه السلام به كوه بيت المقدس رفتند و در آنجا جماعتي‌ را مشاهده كردند كه خداوند را با سعي ‌و كوشش فراوان عبادت مي‌كنند و از آنها پرسيد شماها كيستيد و چكار مي‌كنيد؟ آنها جواب دادند: ما از امت شما هستيم و هفتاد سال مي‌شود كه خداوند را به اين طريق عبادت مي‌كنيم. لباس ما، لباس صبر و غذاي‌ما، گياهان زمين و شراب ما، آب باران است. حضرت از اين واقعه خيلي‌مسرور شدند.
خداوند كريم به حضرت موسي عليه السلام وحي‌كرد و گفت: اي‌ موسي، بر امت محمد مصطفي صلي الله عليه وسلم روزي‌ هست كه در اين روز 2 ركعت نماز گذاردن از همه عبادت آن گروه بهتر است. حضرت موسي عليه السلام پرسيد، پروردگارا آن چه روزي‌ است؟ خداوند پاسخ داد، آن روز جمعه است. حضرت موسي عليه السلام آن روز را آرزو كرد كه روز خودش باشد. خداوند وحي‌كرد: اي ‌موسي ‌شنبه روز شما و يكشنبه روز عيسي و دوشنبه روز ابراهيم و سه شنبه روز زكريا و چهارشنبه روز يحيي ‌و پنجشنبه روز آدم و جمعه روز محمّد و امّتش است.حضرت موسي عليه السلام از فضل امت محمدي ‌بسيار متعجّب گشتند.
حضرت ابن عباس رضي الله عنه از پيامبر صلي الله عليه وسلم روايت مي‌كند: هر كس روز جمعه بين نماز ظهر و نماز عصر 2 ركعت نماز بخواند در ركعت اول فاتحه يك مرتبه و آيه الكرسي‌ يك مرتبه و سوره فلق 50 مرتبه و در ركعت دوم، فاتحه يك مرتبه و سوره اخلاص يك مرتبه و سوره ناس را 25 مرتبه بخواند هرگز از دنيا خارج نمي‌شود مگر خداوند را در رؤياي ‌خود مي‌بيند و مكان خودش را نيز در بهشت خواهد ديد. حضرت ابن عباس رضي الله عنه در حديثي ‌ديگر از پيامبر صلي الله عليه وسلم چنين روايت مي‌كند: هر كس بعد از اداي‌ نماز جمعه »سُبْحَانَ اللهِ الْعَظِيْمِ وَ بِحَمْدِهِ« را 100 مرتبه بگويد خداوند 1000 گناه وي و24000 گناه پدر و مادرش را مغفرت خواهد كرد. از آنجائي‌كه روز جمعه بهار سرسبز طاعت و بهترين روز براي‌ تصاحب اجر و بركت و خالي‌ نمودن دل خويش از معصيت است، ام المؤمنين حضرت عائشه صديقه رضي الله عنها از پيامبر صلي الله عليه وسلم چنين روايت مي‌كند: هر كس بعد از اتمام نماز جمعه سورة اخلاص و فلق و ناس را 7 مرتبه قرائت نمايد، خداوند منّان او را تا جمعة ديگر از همة بديها دور خواهد كرد.
نقل شده كه هر كس سوره هاي‌ فاتحه و اخلاص و فلق و ناس را 7 مرتبه بعد از اتمام نماز جمعه قرائت كند همه گناهان گذشته و آيندة وي ‌قبل از اينكه از مكانش بلند شود مورد عفو خداوندي قرار خواهد گرفت. و به تعداد كساني‌كه به خدا و رسولش ايمان آورده اند ثواب داده مي‌شود. و نيز تا جمعه آينده از ارتكاب گناه محفوظ مي‌ماند. و به روايتي ‌بيش از اين مدت از گناه مصون مي‌شود. و در روايت ديگري‌ چنين آمده كه اگر شخصي ‌سوره هاي ‌فوق الذكر را قبل از هيچ كلامي‌تلاوت نمايد دين و دنيا و اهل و عيال او از معاصي‌دور خواهند بود و همچنين بعد از تلاوت اين سوره ها، دعاي‌ذيل را بخواند.«آللّهُمَّ يَا غَنِيُّ ‌يَـا حَمِيْدُ، يَا مُبْدِئُ ‌يَا مُعِيْدُ، يَا رَحِيْمُ يَا وَدُوْدُ، اَغِنِّيْ ‌بِحَلالِكَ عَنْ حَرَامِكَ وَ بِطَاعَتِكَ عَنْ مَعْصِيَتِكَ وَ بِفَضْلِكَ عَمَّنْ سِوَاكَ». از حضرت ابي السيف رحمه الله عليه نقل شده كه هر كس اين دعا را در روز جمعه 70 مرتبه بخواند دو جمعه نمي‌گذرد تا اينكه ثروتمند مي‌شود. از حضرت ابي‌طالب المكي رحمه الله عليه نقل شده كه هر كس به خواندن اين دعا به غير عدد مداومت كند خداوند او را از مخلوقاتش بي‌نياز مي‌سازد و از جائي‌كه گمان نمي‌برد، رزق او را تأمين خواهد كرد.

(حكايت)
در زمان حضرت مالك ابن دينار رضي الله عنه دو برادر مجوسي‌ زندگي ‌مي‌كردند يكي‌ از آنها 73 سال و ديگري 35 سال آتش پرست بودند. روزي‌ برادر كوچك به برادر بزرگ گفت: ما چندين سال است كه آتش را مي‌پرستيم، بيا اين آتش را امتحان كنيم اگر ما را نيز همانند سائر انسانها بسوزاند آن را عبادت نكنيم و اگر نسوزاند تا جان در تنمان باشد بپرستيم. در اين وقت برادر كوچك از برادر بزرگش خواست تا اول وي دستش را درون آتش قرار دهد. برادر بزرگتر گفت: اول شما و بعد من. برادر كوچك دستش را داخل آتش گذاشت و دستش سوخت و آهي‌كشيد و خطاب به آتش گفت: من شما را چندين سال عبادت كردم و حالا اي‌ ظالم مرا اينگونه اذيت مي‌كني! و نوبت به برادر بزرگ رسيد اما او گفت: من اينكار را انجام نمي‌دهم و بعد از اين ماجرا برادر كوچك با خانواده اش نزد حضرت مالك ابن دينار رضي الله عنه حاضر شدند و وي‌ مشغول وعظ و نصيحت كردن به مردم بود. سلام كرده و قصه خويش را بازگو نمودند.
آنحضرت به وي‌ و خانواده اش اسلام را عرض كرد و آنان نيز پذيرفتند. ياران آنحضرت از فرط شادي ‌اشك ريختند. حضرت مالك ابن دينار رضي الله عنه فــرمودند: پيش ما باش تا من از يارانم چيزي‌ از مال دنيا برايت جمع آوري‌كنم. آن فرد تازه مسلمان در جواب گفت: من دين را با مال دنيا معامله نمي‌كنم. و از محضر آنحضرت مرخص شدند و به خرابه‌هاي‌ شهر رفتند و در آنجا با زن و فرزندان خود به عبادت خداوند يكتا مشغول شدند و شب را سپري‌كردند. صبح همسر آن مرد گفت: برو كاري‌ پيدا كن تا با اجرت آن برايمان طعامي‌ بخري. آن مرد در جستجوي كار رفت ولي‌كسي‌ به او كاري‌ نداد و در دل خود گفت: من براي‌ پروردگارم كار كنم بهتر است و داخل مسجد شد و تا شب عبادت خداوند را بجاي‌آورد و دست خالي‌ به خانه بازگشت. همسرش پرسيد: آيا كاري پيدا كردي؟ مرد در جوابش گفت: من براي‌ يك كس‌كار كردم كه مزدم را فردا خواهد داد و آن شب را با شكم گرسنه سپري‌كردند.
صبح فردا در خيابانها گشت، ولي طبق معمول كسي ‌به وي‌كاري ‌نداد و بار ديگر به عبادت خداوند مشغول شد. و شب دوم نيز دست خالي ‌به خانه برگشت و همسرش پرسيد: امروز چه كاري ‌انجام دادي؟ كما في‌السابق جوابش را داد و با شكم خالي ‌شب را سپري كردند و اين روز، روز جمعه بود و در اين روز نيز كاري‌ پيدا نكرد و وقت نماز جمعه فرا رسيده بود به مسجد آمد و فريضة نماز جمعه را انجام داد. و بعد دستش را به آسمان بلند كرده و از خداوند چنين خواست: پروردگارا به حرمت اين دين و به حرمت اين روز غم روزي ‌زن و بچّه‌هايم را از قلبم بزداي، ‌من از زن و بچه هايم خجالت مي‌كشم و مي‌ترسم از گرسنگي، ‌دوباره به دين برادر بزرگم برگردند.
در آن هنگام مردي، درِ منزل او را زد و همسر آن شخص تازه مسلمان خارج شد. جواني ‌زيبارويي ‌را در پشت در، يافت كه در دستش يك سبد طلا بود و آن جوان زيبارو گفت: اين را بگير و به همسرت بگو اين اجرت عملي‌است كه در اين روز (روز جمعه) براي ‌رضاي ‌خداوند انجام داده است؛ چون كه در اين روز عمل اندك در نزد خداوند اجرش بسيار است. زن آن مرد سبد را برداشت و در داخل سبد هزار دينار يافت و يك دينار را برداشت و به صرّافي ‌برد و صرّاف آن دينار را وزن كرد و وزن آن برابر دو دينار اين دنيا شد. صرّاف از نقش‌هاي‌آن دينار فهميد كه اين دينارِ دنيوي ‌نيست، و پرسيد اين ‌را از كجا بدست آوردي؟ آن زن ماجرا را تعريف كرد و صرّاف گفت: به من نيز اسلام را عرضه كن تا من هم مسلمان شوم و بدينوسيله آن مرد صراف مسلمان شد و به آن زن هزار دينار دنيوي ‌داد. در آن هنگام نماز جمعه به پايان رسيده بود و آن مرد بار ديگر با دست خالي ‌ولي ‌اين بار سبدش را پر از خاك كرد و در دلش گفت: اگر زنم پرسيد امروز چكار كردي، مي‌گويم امروز پيش آسيابان كار كردم و اين سبدآرد را آوردم، در اين فكر بود كه وارد منزلش شد و بوي‌ غذا را حس كرد و سبدش را كنار در گذاشت تا زنش نفهمد آن چيست. و بعد پرسيد اين ‌بوي‌چيست؟ زنش ماجرا را بطور مفصل براي ‌شوهرش تعريف كرد و آن مرد سجدة شكر بجا آورد. سپس همسرش پرسيد: در سبدت چه داري؟ گفت: نپرس، زنش سبد را باز كرد و ديد خاكها نيز به اِذن خداوند و به حرمت نماز جمعه تبديل به آرد شده بودند و آن مرد دوباره سجدة شكر بجا آورد.


(توصيه حضرت رسول اكرم صلي الله عليه وسلم به حضرت عمر رضي الله عنه)
حضرت محمد صلي الله عليه وسلم به حضرت عمر رضي الله عنه سفارش كردند: اي‌عمر، نماز جمعه را بر خويش لازم بدان، زيرا نماز جمعه خطاها و گناهان را منهدم مي‌كند، آنچنانكه شخصي‌ خانه‌اي ‌را خراب كرده و منهدم مي‌سازد. و بار ديگر آن حضرت صلي الله عليه وسلم فرمودند: اي ‌عمر انساني ‌نيست كه در روز جمعه براي‌نماز جمعه غسل كند مگر اينكه بعد از اتمام غسل از گناهانش فارغ مي‌شود مثل روزي‌كه از مادر متولد شده باشد. و بار ديگر فرمودند: اي ‌عمــر انساني‌ نيست كه بـراي ‌نماز جمعـه از خانه‌اش بيرون رود مگر اينكه همه سنگ‌‌ها و كلُخها به آن شهادت مي‌دهند و در حق او طلب استغفار مي‌كنند حتي‌خاكهايي‌كه بر روي‌آن پا مي‌گذارد. و بار ديگر فرمودند: اي‌ عمر كسي ‌نيست كه لباس پاكيزه خود را بپوشد و براي‌ نماز جمعه از منزلش خارج شود مگر اينكه خداوند او را با نظر رحمت نگاه مي‌كند و همه حاجات او را چه اخروي ‌و چه دنيوي‌ برآورده مي‌كند.
و بار ديگر نيز فرمودند: اي‌ عمر همانا خداوند فرشتگان را در روز جمعه بر روي ‌زمين ارسال مي‌كند و آنان تا هنگامي‌كه مؤذن اذان بگويد، در شهرها و روستاها مشغول گشت زدن مي‌شوند و وقتي‌كه اذان گفته مي‌شود فوراً به مسجد داخل شده و كساني ‌را كه قبل از اذان به مسجد آمده اند، آنان را در حال ركوع و سجود مي‌يابند و در حق آنان اينگونه دعا مي‌كنند: « اَللَّهُمَّ اِعْفِ عَنْهُ وَ تَقَبَّلْ مِنْه»يعني‌خدايا گناهان آن مؤمن را عفو كن و عبادتش را قبول گردان. و بر درِ مساجد مي‌ايستند و آنهايي ‌را كه وارد مسجد مي‌شوند مي‌شمارند و با آنها مصافحه كرده و برايشان طلب استغفار مي‌كنند. و هنگامي كه خطيب بر منبر مي‌نشيند، فرشتگان نيز بين صفوف مؤمنين مي‌نشينند و بر رخصار مردم نظر مي‌افكنند و بر آنها طلب مغفرت مي‌كنند و هنگامي‌كه بر نماز مي‌ايستند آنها نيز با نماز گزاران در صفوف نماز مي‌ايستند تا به بركت نماز جمعه نايل شوند. وقتي‌كه امام سلام داده و دعا مي‌كند آنها نيز در بين جماعت آمين مي‌گويند و به بركت آن فرشتگان خداوند گناهان آن جماعت را مغفرت خواهد كرد و هنگامي‌كه مردم از نماز جمعه فارغ شدند فرشتگان با صحيفه‌هايي ‌از نماز و تسبيحات و استغفارهاي‌آن جماعت به آسمان مي‌روند و زير عرش اعلي توقف مي‌كنند و مي‌گويند خدايا اين مكتوبات نماز جماعت و اذكار فلان شهر يا روستا است و خداوند مي‌گويد اي ‌فرشتگان با نامه اعمال آن جماعت مؤمن نزد جبرئيل برويد و بگوئيد: خداوند به شما دستور داده كه اين مكتوبات را در پرونده اين اشخاص بايگاني‌كني. و حضرت جبرئيل عليه السلام نيز با آن مكتوبات به محلي‌كه پرونده‌هاي‌آن اشخاص بايگاني‌مي‌شود رفته و بايگاني ‌مي‌كند و تا روز قيامت در آنجا نگهداري ‌مي‌شود. اين بود توصيه نبي‌ مكرم اشرف مخلوقات و سرور كائنات محمد مصطفي صلي الله عليه وسلم به حضرت عمر فاروق رضي الله عنه.


(عواقب ترك نماز جمعه)
خداوند متعال با آيه‌اي ‌در سورة مباركة جمعه صراحتاً نماز جمعه را بر مؤمنان فرض نمود و از مؤمنان خواست كه هر وقت اذان جمعه گفته شود، معامله و كارهاي‌ديگر را كنار گذاشته و به سوي‌ ذكر خدا (نماز جمعه) بشتابند. پس وظيفة ما مسلمانان اين است كه به دستور خداوند منّان لبيّك گفته و آن را به طور صحيح و با حضور قلب انجام دهيم. و از آنجايي‌كه روز جمعه، روزي‌ بزرگ و بافضيلت و عيد مؤمنان است، حضرت رسول اكرم صلي الله عليه وسلم فرمودند: هر كس بدون عذر 3 جمعه را ترك كند مثل اين است كه اسلام را پس انداخته و مانند كسي‌ است كه دل وي ‌زنگ زده باشد. و بار ديگر فرمودند: در روز جمعه هر كس نداي ‌اذان را بشنود و در نماز جمعه شركت نكند خداوند متعال بر دل وي ‌مهر مي‌زند و بدين ترتيب قلب او همانند قلب منافقان مي‌شود، يعني‌هيچ خيري‌ در زندگي‌اش نخواهد ديد. در حديثي‌ديگر پيامبر صلي الله عليه وسلم مي‌فرمايند: به راستي‌كه خداوند براي‌شما مسلمانان نماز جمعه را در اين روز و در اين ماه و در اين سال فرض كرد و آگاه باشيد، هر كس اين نماز جمعه را از روي سبك شمردن و سهل‌انگاري‌ترك كند، نه نماز و نه روزه و نه زكات ونه حجّ او مقبول خواهد شد. و هر كس توبه كند خداوند بخشنده و مهربان توبة او را قبول خواهد كرد.
از ابوهريره رضي الله عنه و ابن عمر رضي الله عنهما روايت شده كه از پيامبر صلي الله عليه وسلم شنيده اند در حالي‌كه آنحضرت صلي الله عليه وسلم بر منبر بود، مي‌فرمودند: كساني‌كه نماز جمعه را ترك مي‌كنند اگر از آن عمل دست نكشند خداوند قلبشان را مهر مي‌كند و هدايت بر دلشان راه نمي‌دهد. و سپس از جملة غافلين و ناآگاهان خواهند شد. از ابن مسعود رضي الله عنه روايت است كه پيامبر صلي الله عليه وسلم خطاب به گروهي‌كه از نماز جمعه تخّلف كرده بودند فرمودند: تصميم داشتم كه مردي‌ را تعيين كنم تا براي‌مردم امامت كند سپس خودم بروم و خانة كساني‌را كه از نماز جمعه تخلّف كرده اند آتش بزنم. بنابراين از آيات قرآن كريم و احاديث نبي صلي الله عليه وسلم نتيجه مي‌‌گيريم نماز جمعه يك فريضة مهم الهي‌است و تارك آن گناهكار و منكر آن نعوذ‌بالله كافر محسوب مي‌شود. پس هر فرد مؤمن و مسلمان بايد وظيفة شرعي‌خويش را دانسته و به تمامي اوامر خداوند مطيع و پايبند باشد. خداوند به همة مسلمين توفيق شركت در نماز جمعه و ديگر فرايض را عنايت بفرمايد. آمين يا رب العالمين.


(مسئله خضوع و خشوع)
مسئله اي‌كه در مورد نماز قابل يادآوري‌ است مسئله خضوع و خشوع و درست بجا آوردن اركان نماز است كه متأسفانه بدان كمتر توجه مي‌شود. در حالي‌كه هر گاه نماز گزار خضوع و خشوع و آرامش را در ركوع و سجود و ساير اركان رعايت نكند نمازش ناقص است و بهرة درستي‌ از نمازش نمي‌تواند ببرد. بايد دانست كه در حقيقت نمازگزار با پروردگار مناجات مي‌كند و سخن مي‌گويد. ناگفته پيداست سخني‌كه از روي‌ غفلت گفته شود برازنده عنوان «مناجات» نمي‌تواند باشد. بايد متذكر شد كه نماز به مانند هيچ يك از ديگر آداب ديني‌ نيست. پرداخت زكات هر چند از روي‌ غفلت هم باشد در واقع مخالفت و عناد با اميال نفساني‌است و روزه نيز بازدارنده نيروهاي‌نفساني‌و شكست دهنده تسلّط اميال شهواني‌كه آلت دست دشمن خدا (شيطان) است مي‌باشد. و بعيد نيست كه با غفلت هم مقصود ازآن حاصل آيد. همچنين حج كه شامل اعمالي‌سخت و پرمشقت مي‌باشد، در آن مجاهده اي‌ است بزرگ، كه با رنج و رياضت انجام مي‌گردد. چه حضور قلب در اعمال آن باشد، چه نباشد. ليكن نماز گوهر ‌ديگري است.
عبدالواحد بن زيد رحمه الله مي‌گويد: همه علماء اتفاق نظر دارند كه نماز بهره اي‌ براي‌گزارنده اش جز آن مقدار كه در آن حضور دل داشته، ندارد. و آنچه از بزرگان و علماي‌راستين در اين باره آمده بسيار است بايد به دلايل شرعي‌رجوع نمود و همچنين به آيات و اخباري‌كه در اين باره وارد شده راه جست. حقيقت اين است كه مقام فتوي، مقتضي‌حال مردم است، مردمي‌كه اغلب در دين عميق نيستند. لذا شرط داشتن حضور دل در تمام نماز بر مردم غير ممكن است . زيرا همه نمي‌توانند از عهده آن برآيند. فقهاء راه چاره را در اين جسته‌اند كه حضور قلب بايد باشد و لو براي‌ يك لحظه كه بهترين آن، هنگان تكبيره الاحرام (الله اكبر( در آغاز نماز است و اين حداقل را بسنده و كافي‌مي‌دانند. آنان چنين اميد دارند كه حال شخص غافل در نماز همچون تارك آن نباشد. چرا كه وي‌ روي‌هم رفته نمازش را ظاهراً به انجام رسانيده و براي‌يك لحظه حضور دل داشته است .
اما به راستي‌چگونه نبايد بيمناك بود از اينكه در پيشگاه خداوند حاضر شويم و از روي‌ غفلت و تقصير ـ كه توهين و اسائة ادب است ـ سخن بگوييم؟ به عقيده من چنين كسي‌حالش بـدتر از حال تارك نمـاز است كه از اطاعت خداوند روي‌برتافته است. هنگامي كه اسباب بيم و اميد با هم متعارض شوند كار بدتر از اين كه هست خواهد بود ليكن كليد همه اينها در دست شماست . با اين وضع نمي‌توان با فقهاء در آنچه كه به صحت فتوي داده‌اند مخالفت نمود، چه آنكه از ضروريات فتوي است. بطوري كه پيشتر بيان شد. هر آنكه بر اسرار نماز واقف باشد مي داند كه غفلت با نماز در تضاد است.
نتيجه سخن آنكه روح نماز، حضور دل است و كمترين رمقي كه از اين روح باقي مي ماند در تكبيره الاحرام است كه كاستن از آن (حداقل حضور دل) در اين هنگام موجب هلاكت خواهد بود. نمازگزار هر اندازه كه بر حضور قلب خود بيافزايد، روح در اجزاي نماز، انبساط و وسعت مي يابد و بسيارند افراد زنده اي كه حركت و جنبشي ندارند و به مرده بيشتر شبيه‌اند تا زنده!. بنابرين شخصي كه در طول نمازش جز به وقت تكبير، غافل باشد مانند زندة بي‌حركت مي‌ماند كه ذكر كرديم. از خداوند خواستاريم كه ما را در اين امر ياري و نصرت عطاء فرمايد.


(ترتيب اداي‌ نماز جمعه)
طريقه اداي‌ نماز جمعه بشرح ذيل است:
1) دو ركعت نماز تحيه المسجد 2) چهار ركعت سنت قبليه جمعه 3) اذان دوم ـ خطبه 4) دو ركعت فرض جمعه 5) چهار ركعت سنت بعديه جمعه 6) چهار ركعت احتياط ظهر«آخر ظهر» 7) دو ركعت سنت وقت.
از ابي‌قتاده رضي الله عنه روايت است كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم فرمودند: هرگاه يكي‌ از شما به مسجد وارد شود نبايد بنشيند تا 2 ركعت نماز به نيت تحيه‌المسجد بگذارد. بقول امام ابو حنيفه و امام محمد شيباني‌و امام ابويوسف رحمهم الله خواندن 4 ركعت قبل از فرض جمعه سنت مي‌باشد. از عبدالله رضي الله عنه روايت شده كه ايشان چهار ركعت قبل از فرض جمعه و چهار ركعت بعد از آن مي‌خواندند. به گفته علماء اذاني‌كه بعد از خروج امام پيش منبر گفته مي‌شود اذان اصلي‌ است كه در عهد رسول اكرم صلي الله عليه وسلم و همينطور از زمان ابوبكر رضي الله عنه و عمر رضي الله عنه و ديگر خلفاي راشدين رضي الله عنهم تا حالا ادامه دارد.
جمهور علماء خطبة نمازجمعه را واجب مي‌دانند و استدلالشان آن است كه بموجب احاديث صحيح ثابت شده كه پيوسته پيامبر صلي الله عليه وسلم در نماز جمعه خطبه مي‌خواندند. و كلمه « ذكر» در آيه  يا أيُّهَا الَّذِيْنَ آمَنُوْا إذَا نُوْدِيَ‌ لِلصَّلاَةِ مِنْ يَّوْمِ الْجُمْعَةِ فَاسْعَوْا إلَي‌ذِكْرِ اللهِ  را به خطبه نماز جمعه تفسير كرده‌اند چه بسا خطبه مشتمل بر ذكر است. از ابوهريره رضي الله عنه روايت شده كه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم فرمودند: هر گاه يكي‌ از شما 2 ركعت فرض جمعه را اداء نمود, پس بايد بعد از آن 4ركعت نماز بگذارد. بحث 4 ركعت احتياط ظهر در فصل احتياط ظهر مفصلاً بيان شده است. از ابن عمر رضي الله عنه روايت شده كه، به همراه رسول اكرم صلي الله عليه وسلم بعد از جمعه 2ركعت نماز مي‌گزارده‌اند.


(نيتهاي‌ نماز جمعه)
نماز جمعه در كل داراي‌ 18 ركعت فرض و واجب و سنّت مي‌باشد كه نيتهاي‌آن بشرح ذيل است:
1ـ نيت كردم خواندن 2 ركعت تحيّه المسجد را خالص براي ‌خداوند الله اكبر. 2ـ نيت كردم خواندن 4 ركعت سنّت قبليه جمعه را خالص براي ‌خداوند الله اكبر. 3ـ. نيت كردم خواندن 2 ركعت فرض جمعه را اقتداءً بر امام خالص براي‌ خداوند الله اكبر. 4ـ نيت كردم خواندن 4 ركعت سنّت بعديه جمعه را خالص براي‌خداوند الله اكبر. 5ـ نيت كردم خواندن 4 ركعت آخرين ظهري‌كه به وقت آن رسيده و نخوانده‌ام خالص براي ‌خداوند الله اكبر. 6ـ نيت كردم خواندن 2 ركعت سنّت وقت را خالص براي ‌خداوند الله اكبر.


(بيان اداي نماز احتياط ظهر)
علّت اداي احتياط ظهر چيست؟ و در جاهايي‌كه شرايط اداي نماز جمعه كامل باشد چرا احتياط ظهر خوانده مي‌شود؟ در بحث شرايط اداي نماز جمعه بيان كرديم كه براي‌صحت اداء, شرايطي لازم است و اولين آن مصر بودن. مصر داراي ‌دو تعريف بخصوصي‌ است. تعريف اول مصر: هُو مَوْضِعٌ لَهُ اَمِيْرٌ وَ قَاضٍ يُنَفِّذُ الاَحْكَامَ وَ يُقِيْمُ الْحُدُوْدَ. يعني: مصر مكانيست داري ‌امير و قاضي‌كه احكام شرعي را بطور كامل به اجراء مي‌گذارند و حدود را بر جاي ‌مي‌آورند. يعني ‌دست دزدان را قطع مي‌كنند، شراب خوار را تازيانه مي‌زنند و زناكاران را سنگسار مي‌كنند و يا شلاق مي‌زنند و امثال اين احكام را بطور كامل انجام مي‌دهند. اما در مذهب حنفي، ‌برخي‌ از علماي ‌معتبر و برجسته, مسئلة به اجرا ‌در آوردن حاكم و قاضي ‌تمام قوانين و احكام شريعت را به دو نوع تقسيم كرده اند. 1ـ اجراي احكام شريعت بالفعل. 2ـ اجراي ‌احكام شريعت بالقوّه.
اجراي احكام شريعت بالفعل: يعنــي‌ در واقــع احـكام شـريعت در آن مكان بطور احسن و بي‌عيب و نقص جاري ‌باشد. در اين صورت نماز جمعه واجب مي‌شود و در غير اين صورت واجب نيست. اجراي احكام شريعت بالقوّه: يعني محض قادر بودن حاكم به اجراء گذاشتن احكام شرع و حدود كافيست. هرچند علي ال ظاهر اجرا نكنند. پس در اين صورت نماز جمعه واجب مي‌شود و در غير اين صورت واجب نيست. در جواب علمايي‌كه تفسير اول (اجراء حاكم و يا قاضي‌ تمام احكام شريعت بالفعل) را شرط وجوب اداء در آن شهر و روستا مي‌دانند، مي‌توان گفت، بنابه شرط شما در هيچ جاي‌ دنيا جمعه واجب نمي‌باشد چرا كه شريعت و احكام الهي ‌در هيچ جاي ‌دنيا كاملاً به اجراء در نمي‌آيد. و در جواب علمايي‌كه تفسير دوم (محض قادر بودن حاكم و يا قاضي‌ به اجرا گذاشتن تمام احكام شريعت بالقوه) را شرط وجوب اداء در آن مصر مي‌دانند مي‌توان گفت، بنابر شرط شما جمعه در تمام نقاط دنيا واجب است چونكه همه دولت‌هاي مملكت اسلامي ‌قادر به اجراء احكام الهي ‌هستند در نتيجه؛ در تفسير اول مصر 2 نظريه وجود دارد.
نظريه اول اينكه، نماز جمعه‌هايي‌كه در تمام شهرها و روستاها برپا مي‌شود، جمعه محسوب نمي‌شود. بلكه در حكم دو ركعت نماز نفل خواهد بود. چون حاكم و قاضي‌تمامي‌احكام شريعت را كاملا به اجـــرا نمي‌گذارند، و بر عهده آنها نماز فرض ظهر باقي ‌مي‌ماند . نظريه دوم اينكه، بر عهده همه نماز گزاران در شهرها و روستاها نماز جمعه واجب مي‌باشد و به اين جهت است كه اول دو ركعت نماز جمعه خوانده مي‌شود احياناً بدون نماز جمعه نمانند. و به جهت دو سره بودن قضيه، احتياط ظهر خوانده مي‌شود. و گفته ‌شده كه احتياط يكي‌ از خصوصيات متقيّان است. حضرت علامه اسماعيل النابلسي‌ رحمه الله عليه يكي‌ از علماء برجسته مذهب حنفي‌ چنين اظهار مي‌كند: ليْسَ الْمُرَادُ تَنْفِيْذُ جَمِيْعَ الاَحْكَامِ بِالْفَعْلِ اِذِ الْجُمْعَةُ اُقِيْمَتْ فِيْ‌ عَهْدِ اَظْلَمِ النَّاسِ اَلْحَجَّاجِ وَ اِنَّهُ مَا كَانَ يُنَفِّذُ جَمِيْعَ الاَحْكَامِ بَلِ الْمُرَادُ اِقْتَدَارَةٌ عَلَي ‌ذَلِكَ. يعني‌ مقصود اين نيست كه تمامي ‌احكام شريعت بالفعل صورت بگيرد چونكه در عهد پادشاه ظالم حجّاج نيز، نماز جمعه برپا بوده و حال تمامي‌ احكام الهي ‌را كاملا انجام نمي‌داده است بلكه مقصود از تنفيذ تمامي‌ احكام بالفعل، اين است كه پادشاه قدرت اجراء احكام را داشته باشد.
تعريف دوم مصر: هو مَوْضِعٌ اِذَا اِجْتَمَعَ اَهْلُهُ فِي ‌اَكْبَرِ مَسَاجِدِهِ لَمْ يَسَعْهُمْ. يعني‌: مصر مكاني است كه در صورت اجتماع همه مكلفين آن شهر يا روستا, بزرگترين مسجد آن شهر يا روستا ظرفيت همه مردم را نداشته باشد. بنابراين تعريف مذكور به مكان‌هاي ‌زيادي ‌براي ‌برپا بودن نماز جمعه صدق مي‌كند. و در كتب فتوي ‌چنين آمده است: «و عليه فَتوَي ‌اكثر الفقهاء» يعني ‌اكثر فقهاء به تعريف دوم مصر راي و فتوي ‌داده‌اند. علامه عاليقدر حضرت الشيخ محمد امين مشهور بابن عابدين رحمه الله عليه فرمودند: هَذَا يَصْدُقُ عَلَي‌كَثِيْرٍ مِنَ الْقُرَي, يعني‌تعريف دوم مصر به اكثر روستاها صدق مي‌كند. بدين علت در اكثر روستاها خواندن نماز جمعه الزامي ‌مي‌باشد. پس چرا به تفسير و تعريف دوم مصر احتياط ظهر خوانده مي‌شود؟ چون مبادا تعريف اول، حقيقت بوده و از اداي نماز فرض غفلت كنيم، و به اين خاطر احتياط ظهر خوانده مي‌شود. اگر تعريف اول مصر حقيقت باشد دو ركعت جمعه، نفل محسوب شده و چهار ركعت احتياط ظهر، فرض به حساب مي‌آيد و اگر تعريف دوم مصر حقيقت باشد، دو ركعت جمعه، فرض محسوب شده و چهار ركعت احتياط ظهر اگر قضاء داشته باشد از نماز قضاء محسوب مي‌شود و در غير اين صورت نفل خواهد گرديد .
علّت سوم خواندن احتياط ظهر: اِنَّ عِنْدَ اَبِيْ‌حَنِيْفَةَ رَحِمَهُ اللهُ لايَجُوْزُ تَعَدُّدُهَافِيْ ‌مِصْرٍوَاحِدٍ وَ كَذَا‌ رَوَي‌اَصْحَابُ الاِمْلاءِ عَنْ اَبِيْ ‌يُوْسُف رَحِمَهُ اللهُ انَّهُ لايَجُوْزُ فِيْ ‌مَسْجِدَيْنِ فِيْ ‌مِصْرٍ وَاحِدٍ وَ عَنْ مُحَمَّدٍ رَحِمَهُ اللهُ يَجُوْزُ تَعَدُّدُهَا مُطْلَقاً وَ رَوَاهُ عَنْ اَبِيْ‌ حَنِيْفَة رَحِمَهُ الله و صَحّحَه السّرخْسِيُّ. يعني‌ نزد امام ابوحنيفه رحمه الله عليه تعدّد نماز جمعه در يك شهر و يا روستا جايز نمي‌باشد، همينطور اصحاب املاء (كاتبين) از ابويوسف رحمه الله عليه جائز نبودن نماز جمعه در دو مسجد يك شهر و يا روستا را نقل كرده اند و نزد امام محمد رحمه الله مطلقا تعدد نماز جمعه جائز است و امام محمد رحمه الله اين روايت را از امام ابوحنيفه رحمه الله نقل مي‌كند و امام سرخسي‌ رحمه الله نيز صحت اين روايت را تاييد مي‌نمايد.
الحاصل مجتهدين مذهب حنفي‌ در تعدّد نماز جمعه در شهر و يا روستا اختلاف نظر دارند بعضي‌ از علماء به اين اعتقادند كه اولين نماز جمعه در بين مساجد برپا شده فرض محسوب مي‌شود و نماز جمعه مابقي ‌ديگر مساجد نفل محسوب مي‌گردد. در نتيجه معلوم نمي‌باشدكدام يك از مساجد اول نماز جمعه را خوانده‌ اند، در اين صورت نماز فرضي‌كه در عهده نمازگزاران ديگر مساجد است بدون اداء مي‌ماند. وبعضي ‌ديگر از علماي مذهب حنفي‌تعدد نماز جمعه را جايز دانسته و مي‌گويند: نماز جمعه نمازگزاران همه مساجد، فرض محسوب مي‌شود و به سبب همين اختلاف نظر, چهار ركعت احتياط ظهر خوانده مي‌شود.


(اللمعة في‌ مدح الجمعة)
اي‌خــلائـــق اهــــل عـــرفـــان اخــلاص ايـلاب جمعــا گلنــگ
اللّـــــه مْ ثـــذا بــــَررْ ايمــــــان ايمـــان اچيــن، جمعـــا گلنـــگ
جمعـــا بُيـــرن بيــــك اللّــــــه مطيـع بولنـگ، هــر نـا حـــال ‌دا
ثـــواب بـار در، شـــرع يــول دا ثـــواب اچيــن، جمعـا گلنــــگ
جمعــا غــرشـي‌آردم ‌آردمـــــق حساب ايلانگ حج غا گدمــك
الله نـگ اوينـا، طــواف ادمـــك طــواف اچيــن، جمعـــا گلنــگ
گلنــگ انـدي، پيـــر و جــــوان اولــــي، كچــــي، زن و مـــردان
بـرلــر ثــذا، بايــــراق رضــــوان رضــــوان اچيــن، جمعـا گلنــگ
جمعــا گلثنـگ، شيـطان آغـــلار قـــــره گيـب، ياثـــن بــاغــــلار
حسرت چكيب، باغرنـي‌داغـــلار شونگداغ اچيــن، جمعــا گلنــگ
جمعــا بارثنـــگ رحمــت اينـــر خـطبـــه اشتثنــگ نفسنـــگ ثينـر
امــام اويثنـگ دردنــــگ دينـــر دوا اچيــــن، جمعـــــــا گلنـــگ
جمعـــا ديرلـــر حـــــج مسكيــن گردنمــــــذ دا گنــــاه سنـگيـــن
مسجــد گلـب باشنـگ انگثـــــن حــج ادمـــاگا، جمعــا گلنـــــگ
مكــه دش ديــب غالمــا غـــم‌غا غــريب لرنــگ حجــي‌جمعـــــا
رمــي‌طــواف، سعـــي‌عمــــــره قلمــاق اچيـــن، جمعــا گلنـــگ
پلچــق لــــردا بلــــدر چـكـــب اثّــــي‌لـردا درنـــگ دوكيـــــب
تحــيّــت نــــي، اوردن اوقيـــب سبــاق اچيـــن، جمعــا گلنـــگ
گُــن لـر سيّـدي، جمعـــا گُنـــي‌ يُــورك بلـن اولاّنـگ مـونـــي
بيــك طنگـــــري، يلقــار ثنـــي‌ يلقــو اچيـــن، جمعـــا گلنـگ
غســل ادمـــك سنـت بــــولــــر گنالــرنــگ، دُيب دن يُــولـــر
خـــطالــر ننــگ، عفــــو قلـر عفــو اچيــن، جمعـــا گلنـــگ
إلــكي‌گلــــن، ثـــواب آلــــدي‌ گـويــا دُيَــــا صدقــه قلــــدي
اكنجـي‌نگ‌كــي‌غـوين بــولـدي‌ احسـان اچيـن، جمعــا گلنــگ
اوچــي‌لنجـــي‌طـــــوق بـــردي‌ دوردنجــي‌كــي، بيضـــه اردي
هركـــم بــرثا، ثــواب گــوردي‌ ثـــواب اچيــن، جمعــا گلنــگ
بـــركتي‌ بار برغـــن لـــــرنــگ جمعــــا گتــــر اوغلــن لــرنگ
ابـــــد غويمــا آرغــن لــــرنگ ارشــاد اچيــن، جمعـــا گلنـگ
جمعـــا ديــــرلر، عيــــد مسلــم شريعتـــا، بــولنــــــگ تسليـــم
سالــم غالثيــن ديثنــــگ نسلــم اهلنــگ بلــن جمعــــا گلنــگ
روسيـــاه لــــر توبـــه قلمــــــذ منافــق لــــر، جمعـــــا گلمــــذ
منــــگ آيدثنگ اوت آلمـــــذ اوت اچيــــن، جمعـــا گلنـــگ
غُلــــــق غُوينــــگ نصيــحتـــا رســـول امـــرن، تـــوتا تـــوتــا
يغشــي‌لــــردن، آلنـــگ پـــاتـا پــاتا اچيـــن، جمعـــا گلنــــگ
جمعــا گلثنــگ اِرثنــگ آرطـر بخت اوينيب شانگ‌ثنگ يورطر
طنفنــــگ نـي، طنگــري ‌درطـر اقبــــال اچيــن، جمعـا گلنـگ.

تأليف: استاد الحاج عبدالرحمن آخوند تنگلي


(سؤال و جواب مفيد درباره جمعه)
1ـ چرا روز آدينه را جمعه نام نهادند؟ در نام گذاري‌ روز آدينه به جمعه علماء اسلام اختلاف نظر دارند، به قول بعضي‌از علماء، به سبب اجتماع مؤمنين در روز جمعه براي ‌برپايي ‌نماز جمعه مي‌باشد. و نظر بعضي‌ ديگر از علماء، كمال خلائق در اين روز جمع شده و به قولي‌خلقت حضرت آدم عليه السلام در اين روز صورت گرفته است. مصنف فتح الباري‌ اين قول را اصحّ اقوال مي‌داند. و به قول ديگر به هم رسيدن حضرت آدم و حضرت حوّاء عليهما السلام در روز جمعه بوده است. و نظر برخي‌ديگر خداوند در روز جمعه بين بندگان و رحمت خويش را جمع نمود.
2ـ آيا فضل روز جمعه بر سائر ايام هفته از جمله خصوصيات پيامبر اسلام صلي الله عليه وسلم مي‌باشد؟ وبه چه علت روز جمعه انتخاب شد نه غير آن؟ بله، فضل روز جمعه بر سائر روزهاي‌ هفته از جمله خصوصيات پيامبر مكرم اسلام است. در نزهه المجالس آمده خداوند متعال ‌به موسي عليه السلام هنگامي‌كه از عبادت عابدان بيت المقدس شگفت زده شده بود، گفت: اي‌موسي، دو ركعت نماز در روز جمعه براي‌امت محمديّه بهتر از عبادت عابدان بيت المقدس است. حضرت موسي عليه السلام از خداوند خواست كه روز جمعه روز او باشد. خداوند فرمودند: روز شنبه را براي‌تو قرار دادم ويكشنبه را براي‌عيسي‌ و دوشنبه را براي ‌ابراهيم وسه‌شنبه را براي ‌زكريا وچهارشنبه را براي‌ يحيي‌ وپنجشنبه را براي‌آدم صفي‌الله وجمعه را براي‌حبيبم محمد مصطفي صلي الله عليه وسلم. وعلت تخصيص روز جمعه اين است؛ زمانيكه جمعه آخرين روز هفته مي‌باشد مناسب است كه آن روز را براي‌آخرين پيامبر خاص كرده شود. (الله اعلم).
3ـ ‌روز آدينه (10) نام دارد. آنها را نام ببريد؟ 1ـ يوم المزيد2ـ يوم الفضل 3ـ يوم البركه 4ـ يوم الرحمه 5ـ يوم الامانه 6ـ يوم العتق 7ـ يوم العيد 8ـ يوم العروبه9ـ يوم الكرامه10ـ يوم الجمعه. معروفترين اين نامها يوم الجمعه است.
4ـ آيا اشتغال غير از معامله كه شخص را از رفتن به نماز جمعه باز مي‌دارد مكروه جداگانه است يا كراهيت مخصوص معامله را دارد؟ هر اشتغالي‌كــه از اقتــدا به نماز جمعــه باز دارد، چه معاملــه و چـه خوردن و چيزهاي ‌ديگر باشد مكروه است. يعني‌ سعي‌ به سوي مسجد جامع و ترك معامله و ديگر امورات با گفته شدن اذان اول واجب مي‌گردد.
5ـ چه عذرهايي‌سبب جواز ترك نماز جمعه است؟ همچنانكه در شرايط اداء نماز جمعه ذكر شد، مسافر، زنان، مريض، نابينا، برده، بر همه اينها نماز جمعه واجب نمي‌باشد. و اما اگر در نماز جمعه حاضر باشند و با نمازگزاران، جمعه را اقامه كنند، جائز است و از نماز فرض وقت محسوب شده و از ذمّه آنها نماز ظهر ساقط مي‌شود.
6ـ آيا امامت مسافر، برده، مريض در نماز جمعه جائز است؟ بلـــه،جائزاست و نماز صحيح مي‌باشد اما ساقط شدن نماز جمعه از ذمّه اينها فقط به سبب تخفيف مي‌باشد.
7ـ اگر كسي‌ به امام جمعه در خواندن تشهد و يا در حالت سجده سهو اقتداء نمايد آيا از نماز جمعه محسوب مي‌شود يا نماز ظهر را كامل اداء نمايد؟ اگر در اين دو حالت و يا قبل از آن امام را بيابد و به او اقتداء نمايد از نماز جمعه محســوب شده و ركعــات اول و دوم را كه به امام اقتــداء نكرده بود قضاء كند و در غير اين صورت نماز ظهر را كامل بخواند.
8 ـ اگر نماز جمعه شخصي‌ به علت معذوريت فوت شود چه چيزي‌ واجب مي‌گردد؟ نماز ظهر بر ذمّه او واجب است و بايستي‌آن را اداء نمايد. همچنين كسانيكه بدون عذر نماز جمعه را ترك كرده و مرتكب معصيت شدند نماز ظهر بر آنان واجب است كه اداء نمايند.
9ـ حكم خواندن نماز ظهر بدون عذر در منزل، قبل از اقامه نماز جمعه چيست و به اين صورت وقت شرعي ‌ظهر به پايان برسد چگونــــه است ؟ خواندن نماز ظهر بدون عذر قبل از اقامة جمعه حرام است و نمازي‌كه خوانده بود و وقت ظهر گذشته باشد از فرضِ وقت محسوب شده و قضائي بر ذمّة او باقي نمي‌ماند.
10ـ آيا بر پيرمرد ضعيف و ناتوان نماز جمعه واجب است؟ خير واجب نمي‌باشد چون كه پيرمرد ضعيف و ناتوان ملحق بر مريض است و حكم آن را مي‌گيرد.
11ـ اگر شخصي ‌را براي‌انجام كاري‌ اجاره كرده شود و وقت نماز جمعه مقارن آيد آيا مستأجر (صاحب كار) مي‌تواند اجير (كارگر) را از نماز جمعه و جماعات و عيدين منع نمايد؟ در اين مسئله ابو علي‌ دقّاق رحمه الله عليه چنين نظر مي‌دهد: صاحب كار حق منع كارگر را از اين فريضة مهم ندارد ليكن اگر مُصَلَّي‌دور باشد از اجرت به مقدار اشتغال كارگر به اين فريضه كاسته مي‌شود و اگر مصلَّي ‌نزديك باشد كاسته نمي‌شود. (ظاهر متون بر گفته ابوعلي‌دقّاق رحمه الله عليه صحت مي‌گذارد). مثلا: در عرض يك روز، كارگر براي‌ 8 ساعت كار اجاره كرده شده است و كارگـــر بــراي ‌اداء نماز جمعـــه 2ساعت به علت دور بودن مصلّي‌معتّل شده باشد به مقدار يك چهـــــارم مشغول نماز بوده و از اجرت ايشان يك چهارم كاسته مي‌شود.
12ـ اگر كسي‌نماز ظهر را در منزل بخواند وبعد روانة مسجد جامع شود وبه امام، نمازجمعه را اقتداء نمايد چگونه است؟ نزد امام ابوحنيفه رحمه الله عليه نماز جمعه وي‌ با سعي‌ به طرف مسجد جامع واقتداء به امام صحيح است . ولي نماز ظهر ايشان باطل مي‌شود. چه به نماز امام برسد يا نرسد. اما نزد امام محمد وامام يوسف رحمه الله عليهما نماز ظهر وي ‌باطل نمي‌‌شود تا وقتي‌كه نماز جمعه را به امام اقتداء نكند.
13ـ كساني‌كه معذور و يا زنداني‌اند مي‌توانند نماز ظهر را در روز جمعه به جماعت برپا نمايند؟ جماعت نماز ظهر در جاهايي‌كه نماز جمعه برپا مي‌شود مكروه است. و بايد نماز ظهر را فرادي ‌خوانند.
14ـ براي‌برپا نمودن نماز جمعه چند مرتبه اذان گفته مي‌شود؟ 2 مرتبه اذان گفته مي‌شود. اذان اول وقت ظهر بعد از زوال آفتاب مي‌باشد كه بر همه مؤمنين لازم است با گفتن اين اذان روي ‌به مسجد جامع بياورند و معامله و ديگر مشغوليتها را كنار گذاشته و به ذكر خداوند بشتابند. اذان دوم بعد از اينكه امام جمعه بر منبر نشست روبـروي‌ او گفته مي‌شود و بعد از اتمام خطبه نماز جمعه اقامه مي‌شود.
15ـ فلسفه دو بار اذان گفتن چيست؟ در تفسير صاوي ‌سوره جمعه چنين آمده: مراد از(اذا نودي‌للصلوه) اذان به هنگام جلوس خطيب بر روي ‌منبر است و اين بخاطــر ايـن است كه در زمان پيامبر صلي الله عليه وسلم ندائي غير از آن نبود. پس در نتيجه يك مؤذن به هنگام جلوس پيامبر صلي الله عليه وسلم بر روي منبر اذان مي‌گفت و به هنگام نزول پيامبر صلي الله عليه وسلم از منبر، تكبير مي‌گفت. حضرات ابوبكر و عمر و حضرت علي رضي الله عنهم در كوفه به همين منوال عمل مي‌كردند، اما در زمان حضرت عثمان رضي الله عنه چون تعداد مردم زياد شده و منازل هم دور بود اذان ديگري را اضافه نمودند و امر بر اذان بر روي خانه‌اي كه زوراء نام داشت، كرد. به هنگام شنيدن اذان اول مردم به طرف مسجد مي‌آمدند و به هنگام جلوس خطيب بر روي منبر اذان دوم گفته مي‌شد و احدي هم در آن وقت مخالف وي نشدند و به خاطر گفته پيامبر صلي الله عليه وسلم كه بر شما لازم است سنت من و سنت خلفاء راشده‌ام، به همين منوال جاري شد. فلسفه دو اذان را مي‌توان مختصراً به خاطر ازدياد جمعيت در زمان حضرت عثمان رضي الله عنه و تباعد منازل از مساجد و به خاطر استماع مردم و روي آوردن به طرف مسجد ذكر نمود.
16ـ اگر اهل فرضي (كسي كه قضاء نماز فرض ندارد) در اثناء خطبه به خاطر آورد كه نماز صبح را نخوانده است چه بايد بكند؟ خواندن نماز نفل در حين خطبه مكروه است، اما قضاء نماز فــوت شده مكروه نمي‌باشد بلكه بر اهل ترتيب (اهل فرض) واجب است كه اولا قضاء نماز فوت شده را گرفته و بعداً بر نماز جمعه اقتداء نمايد.
17ـ سماع خطبه جمعه و عيدين و همچنين سائر خطبه‌ها مثل خطبة نكاح چه حكمي دارد؟ واجب است.
18ـ آيا به هنگان سماع نام مبارك پيامبر صلي الله عليه وسلم در ميان خطبه صلوات فرستادن جايز است يا خير؟ در فرستادن صلوات به هنگام شنيدن نام مبارك پيامبر صلي الله عليه وسلم اختلاف نظر مي‌باشد و اما رأي صواب اين است كه در دل صلوات گفته شود.
19ـ ذكر صحابه رضي الله عنهم در خطبه دوم چه حكمي دارد و فلسفه آن چيست؟ حكمت اين است كه خطبه دوم محل دعاء مي‌باشد وذكر صحابه رضي الله عنهم و درود بر آنها مستحب است . واميد است كه خداوند به بركت نامهاي اصحاب رسول الله صلي الله عليه وسلم دعاءهايمان را مورد اجابت قرار دهد.
20ـ چرا اذان دوم جمعه آهسته گفته مي‌شود؟ چون بنا به متعارف و متوارث در هنگام اذان صــدا را بــراي اعـــلام غائبين بلندكرده مي‌شود، بنابراين رفع صوت مفيد است . اما اذان دوم جمعه براي اعلام حاضرين مي‌باشد پس هيچ حاجتي براي رفع صوت وجود ندارد.
21ـ اگر شخصي بعد از شروع چهار ركعت سنت قبليه جمعه، خطيب خطبه را آغاز نمايد و يا تكبير گويند، چه عملي را انجام دهد؟ اگر آن شخص مشغول خواندن سنت جمعه باشد و خطيب خطبه را شروع كند چهار ركعت را كامل كند (علي القول الراجح) چون قطع نمودن سنت براي اكمال نبوده و ابطال است.
22ـ شروط خطبه را بيان كنيد؟ 1ـ خطبه قبل از دو ركعت نماز جمعه باشد. 2ـ حداقل يك نفر سامع حضور داشته باشد. 3ـ فصل نيفكندن بين خطبه و نماز با خوردن يا عمل قاطع ديگري. 4ـ قصد نمودن خطبه(حتي اگر الحمدالله را براي جواب عطسه بگويد جايز نمي‌باشد). 5ـ در وقت ظهر باشد (اگـر قبل از زوال خورشيد باشد خطبه جايز نيست).
23ـ حكم سخن گفتن و نماز نافله خواندن هنگامي كه امام براي تلاوت نمودن خطبه قيام كند چه مي‌باشد؟ حرام است.
24ـ حكم استماع خطبه بر كسانيكه دور از خطيب قرار دارند و خطبه شنيده نمي‌شود چيست؟‌ استماع خطبه بركساني كه دور يا نزديك نشسته باشند بدون فرق بين آنها واجب است. و اما اگر بر استماع خطبه قادر نباشند سكوت واجب است.
25ـ اگرشخصي وارد مسجد شود و حال اينكه مؤذن در حالت تكبير گفتن براي اقامه نماز جمعه باشد چه بايد كند. آيا بايستي چهار ركعت سنت را خوانده و بعداً به امام اقتدا نمايد و يا اينكه سنت را ترك نموده و بعد از آن قضاء نمايد؟ در آن هنگام چهار ركعت سنت را نبايد بخواند بعلت اينكه نماز بعد از خطبه و قبل از فرض جمعه مكروه است و بعد از نماز جمعه هم احتياجي براي قضاي سنت فوت شده نمي‌باشد بلكه سنت ساقط مي‌گردد به فرموده پيامبر صلي الله عليه وسلم : هر وقت امام براي قرائت خطبه بر روي منبر رود هيچ نمازي بجز نماز فرض نمي‌باشد اين چنين در خزانه الروايات آمده. و شامي رحمه الله عليه در ردالمختار چنين گفته است: كه همانا اهل متون و فقهاء به صراحت قضاء سنت ظهر را بعد از فرض بيان كرده‌اند اما در مورد قضاء سنت جمعه چيزي ذكر نكرده‌اند و از اين سكوت و عدم بيان آنها مي‌توان نتيجه گرفت كه احتياجي به قضاء سنت جمعه نمي‌باشد چون كه سكوت در معرض بيان، بيان است. اما نظرية خود عبدالحي لكنوي بر تشابه حكم سنت جمعه به سنت ظهر است و مي‌گويدكه سنت جمعه نظير سنت ظهر است.
26ـ آيا در همه ركعات احتياط ظهر بعد از فاتحه سوره خوانده مي‌شود يا فقط در دو ركعت اول اين چنين است؟ بهتر آن است كه در همه چهار ركعت بعد از فاتحه سوره خوانده شود. چون اگر از نماز فرض واقع شود خواندن سوره در دو ركعت آخر خللي ايجاد نمي‌كند و سجدة سهو نيز لازم نمي‌گردد. و اگر از نفل واقع شود پس در همه ركعات سوره واجب مي‌گردد. و اما اگر بر ذمه ايشان قضاء باشد در اين صورت در دو ركعت آخر سوره خوانده نمي شود چون اين چهار ركعت احتياطي در هر حال فرض است.
27ـ طريقه دعا در بين نشست امام بر منبر تا اقامه نماز را بيان نماييد؟ همچنان كه در حديث پيامبر صلي الله عليه وسلم آمده، لحظه اجابت دعا ما بين جلوس امام بر منبر تا وقت اقامه نماز است. دعا نمودن در دل سنت است اما با زبان دعا نمودن جايز نمي‌باشد چون سامعين خطبه مأمور به سكوت هستند.
28ـ آيا دو ركعت سنت تحيّه المسجد را حتماً در بدو دخول خوانده شود، و يا فرقي ندارد. و با نشستن، اين نماز فوت مي‌شود؟ دو ركعت تحيه المسجد سنت مي‌باشد و لو بعد از نشستن در مسجد نيز باشد و با نشستن ساقط نمي‌شود و اگر چه افضليت در اين است كه قبل از نشستن خوانده شود. حديثي كه در صحيحين وارد شده كه رسول الله صلي الله عليه وسلم فرمودند: هر گاه يكي از شما داخل مسجد شود ننشيند تا دو ركعت نماز بخواند، اين حديث اولويت را بيان مي‌كند بدليل حديث ابن حبّان رضي الله عنه كه در صحيحش چنين آورده كه پيامبر صلي الله عليه وسلم خطاب به ابوذر رضي الله عنه گفت: به تحقيق مسجد را حرمتي است و حرمت آن خواندن دو ركعت تحيه المسجد است پس بلند شو و آن دو ركعت را بر جاي آور.
29ـ آيا مسافري كه نماز جمعه را به امام اقتدا كند، آخر ظهر را دو ركعت بخواند يا چهر ركعت؟ دو ركعت بخواند.
30ـ آيا جواب اذان دوم جمعه مكروه است؟ خير، مكروه نمي‌باشد بعلت ثبوت آن از پيامبر اكرم صلي الله عليه وسلم وحضرت معاويه رضي الله عنه در صحيح بخاري.

صفحه مناسب چاپ برای دوستتون بفرستید از این خبر یک pdf بساز
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم

تصاویر جدید

تصویر تصادفی

استقبال زنان از نماز جمعه

استقبال زنان از نماز جمعه

صوتی استاد تنگلی

شماره 1 (مضرات ربا)
شماره 2 (فضائل شب قدر)
شماره 3 (خصائل اصحاب رسول)
شماره 4 (فضائل مولود النبی)
شماره 5 (علامات مؤمن و منافق)
شماره 6 (توصیف رسول اکرم)
شماره 7 (بهشتیان و جهنمیان)
شماره 8 (تفسیر سوره والعصر)
شماره 9 (5ناموس انسان)
شماره 10 (مختومقلی فراغی)
شماره 11 (نفوس انسان)
شماره 12 (علم آموزی)
شماره 13 (خلقت انسان)
شماره 14 (الگوی ما رسول الله)
شماره 15 (تعلیم و تعلم)
شماره 16 (ازدواج آسان)
شماره 17 (حب اصحاب رسول)
شماره 18 (نظام آموزشی)
شماره 19 (خطرات آخرت)
شماره 20 (متقین)
شماره 21 (استقامت)
شماره 22 (منکرات در جامعه)
شماره 23 (طلاب و تمدن امروز)
شماره 25 (نماز و فضائل آن)
شماره 26 (احکام میت)
شماره 28 (افراط و تفریط)
شماره 29 (صاحبان کوثر)
شماره 30 (اهمیت توکل)
شماره 501 (عاشورا)
شماره 502 (فضیلت ماه صفر)
شماره 503 (میلاد الرسول)
شماره 507 (فضائل ماه رجب)
شماره 508 (فضائل ماه شعبان)
شماره 512 (احکام قربانی)
شماره 515 (احتفال النبی)
شماره 524 (بیوگرافی حضرت ابوبکر صدیق رضی الله عنه)
شماره 525 (بیوگرافی حضرت عمر فاروق رضی الله عنه)
شماره 526 (بیوگرافی حضرت عثمان ذی النورین رضی الله عنه)
شماره 530 (اهل بیت)
شماره 531 (بیوگرافی حضرت علی المرتضی رضی الله عنه)
شماره 532 (غدیر خم)
شماره 533 (بیوگرافی حضرت امام حسن رضی الله عنه)
شماره 534 (بیوگرافی حضرت امام حسین رضی الله عنه)
شماره 535 (بیوگرافی حضرت امام زین العابدین رحمة الله)
شماره 536 (بیوگرافی حضرت امام محمد باقر رحمة الله)
شماره 537 (بیوگرافی حضرت امام جعفر صادق رحمة الله علیه)
شماره 538 (بیوگرافی حضرت امام موسی کاظم رحمة الله)
شماره 539 (بیوگرافی حضرت امام رضا رحمة الله علیه)
شماره 540 (بیوگرافی امام محمد تقی رحمة الله علیه)
شماره 541 (بیوگرافی امام علی النقی رحمة الله علیه)
شماره 542 (بیوگرافی امام حسن عسگری رحمةا الله)
شماره 543 (مهدویت)
شماره 546 (علماء حقیقی)
شماره 615 (10 عمل انسان که خداوند را متعجب می کند)
شماره 617 (احکام طلاق 1)
شماره 618 (احکام طلاق 2)
شماره 619 (احکام طلاق 3)
شماره 632 (احکام روزه ـ 1)
شماره 633 (احکام روزه ـ 2)
شماره 634 (احکام نماز ـ 1)
شماره 635 (احکام نماز ـ 2)
شماره 642 (شراب خواری)
شماره 647 (امانات الهی ـ 1)
شماره 648 (امانات الهی ـ 2)
شماره 656 (بیوگرافی امام اعظم ابوحنیفه و ابو منصور ماتریدی)
شماره 657 (بایزید بسطامی)
شماره 658 (ابوالحسن خرقانی)
شماره 659 (شاه نقشبند)

صوتی دیگر اساتید

استاد مرحوم حاجی محمد آخوند قزل 1
دکتر آنا طواق آخوند گلشاهی 18
استاد الحاج حال محمد آخوند بندیشه 10
استاد الحاج بایرم آخوند آموت 2
استاد مرحوم آنا قلیچ آخوند نقشبندی
حضرت شیخ عبدالملک نقشبندی قدس سره
مرحوم ایل آمان آخوند برازنده 1
استاد قربان محمد آخوند اونق 5
استاد قربان محمد آخوند اونق
استاد مرحوم نورمحمد آخوند بازیار 5
استاد مرحوم نورجان قاری 1
استاد الحاج گلدی آخوند کمالی 2
استاد الحاج گلدی آخوند کمالی 1
استاد الحاج ابراهیم آخوند اسکندری 30
استاد الحاج ابراهیم آخوند اسکندری 65
استاد الحاج عبدالرحمن آخوند توغدری 1
استاد مرحوم الحاج جمال آخوند غراوی 3
استاد الحاج کریم آخوند صابری
استاد الحاج محمد آخوند امانی کرند 7
مرحوم عبدالجلیل آخوند جعفربای 10
مرحوم عبدالجلیل آخوند جعفربای 7
مرحوم عبدالجلیل آخوند جعفربای 6
مرحوم عبدالجلیل آخوند جعفربای 5
استاد الحاج یارمحمد آخوند نظری 5
استاد الحاج یارمحمد آخوند نظری (ذکر خواجگان)
تلاوت حضرت شیخ محمد عثمان سراج الدین نقشبندی قدس سره

خطبه های نماز جمعه

ماه محرم
1 ـ 2 ـ 3 ـ 4 ـ 5
ماه صفر
1 ـ 2 ـ 3 ـ 4 ـ 5
ماه ربیع الاولی
1 ـ 2 ـ 3 ـ 4 ـ 5
ماه ربیع الثانی
1 ـ 2 ـ 3 ـ 4 ـ 5
ماه جمادی الاولی
1 ـ 2 ـ 3 ـ 4 ـ 5
ماه جمادی الثانی
1 ـ 2 ـ 3 ـ 4 ـ 5
ماه رجب
1 ـ 2 ـ 3 ـ 4 ـ 5
ماه شعبان
1 ـ 2 ـ 3 ـ 4 ـ 5
ماه رمضان
1 ـ 2 ـ 3 ـ 4 ـ 5
ماه شوال
1 ـ 2 ـ 3 ـ 4 ـ 5
ماه ذی القعدة
1 ـ 2 ـ 3 ـ 4 ـ 5
ماه ذی الحجة
1 ـ 2 ـ 3 ـ 4 ـ 5

آمار بازدید

آخرین بروز رسانی 13 شهریور 1389