تصاویر جدید
آمار بازدید
آخرین بروز رسانی 1395/10/15 2017/01/04

وصیتنامه ی امام اعظم رحمة الله علیه

تصویر کوچک شده
بسم الله الرحمن الرحیم
وصیتنامه امام اعظم ابوحنیفه رحمه الله تعالی

هنگامیکه امام اعظم ابوحنیفه رحمه الله تعالی در بستر بیماری بودند یاران خود را فرا خوانده و فرمودند: یاران و برادرانم! بدانید که پروردگار عالم، برای بنده گان خود دوازده خصلت را اختیارکرده است. هر کس در این 12 خصلت باشد او در راهی مستقیم قرار گرفته است و آن شخصی که در این راه باشد هرگز از مبتدعان و از اهل الاهواء نخواهد شد. پس ای اصحاب و برادرانم در این 12 خصلت باشید تا در روز قیامت شفاعت سیدنا حضرت محمد علیه السلام برای شما نصیب و میسر شود.

1ـ اولین خصلت ایمان است. ایمان «اقرار باللسان و تصدیق بالقلب» یعنی با زبان اقرار کردن و با قلب باور داشتن است. تنها با زبان اقرار کردن کافی نیست و ایمان محسوب نمیشود چونکه اگر تنها با گفتن زبان، ایمان محسوب میشد منافقین همگی از جمله مسلمانان محسوب میشدند. یا اگر تنها با قلب باور داشتن (بدون اقرار زبانی) ایمان حساب میشد، اهل کتاب همگی از جمله مسلمانان محسوب میشدند. لذا آنها از جمله مسلمانان نیستند. خداوند متعال در کلام خود در حق منافقین میفرماید: «وَ اللهُ یَشهَدُ اَنَّ المُنَافِقِینَ لَکَاذِبُونَ». یعنی به خدا سوگند که منافقین دروغ میگویند. و در حق اهل کتاب نیز اینچنین میفرمایند: «یَعرِفُونَهُ کَمَا یَعرِفُونَ اَبنَاءَهُم». یعنی اهل کتاب حضرت محمد علیه السلام را بسان فرزندان خود میشناسند. از این دو آیه معلوم شد که اهل منافق دروغگویی بیش نبودند و نیستند و اهل کتاب نیز به خاطر حسادت، با زبان اقرار نمیکنند درحالیکه قلباً رسول الله را به خوبی میشناسند.
ایمان از فردی کم یا زیاد نمیشود زیرا زیاد شدن ایمان متصور نمیشود مگر با کم شدن کفر. یا کم شدن ایمان متصور نمیشود مگر با زیاد شدن کفر. پس چطور ممکن است شخصی در یک زمان هم مؤمن و کافر باشد. در ایمان مؤمن شکی نیست همچنانکه در کفر بودن کافر شکی نیست. به سبب این که خداوند متعال در مورد گروه مؤمنین اینچنین میفرماید: «اولئک هم المؤمنون حقا». یعنی آنها به حق، مؤمنین واقعی هستند. و در مورد گروه مشرکین میفرماید: «اولئک هم الکافرون حقا». یعنی آنها به حق، کافر واقعی هستند. در امت محمدی کسانیکه گناه میکنند از آنها ایمان برداشته نمیشود و با گناه کارشدنشان کافر نمیگردند، مادامیکه عقیده ی آنها سالم باشد. اما اگر نعوذ بالله از لحاظ عقیده سالم نباشند و عقیده ی آنها خراب باشد ممکن است آنانرا به راه شرک بکشاند و ایمان از او سلب شود؛ زیرا کسانیکه در مسائل عقیدتی مشکل داشته باشند باید از عالمی مشکل خود را بپرسند و اگر اینکار را نکنند ممکن است به راه شرک کشیده شوند. زیرا مشکلی که او در مسائل عقیدتی دارد وی را به راه بدعت میکشاند که خلاف قرآن و سنت است. اما اگر کسی از مسائل شرعی دوری کند او فاسق میگردد.

2ـ دومین خصلت، عمل غیر ایمان بوده و ایمان نیز غیر از عمل است. بدلیل اینکه بعضی اوقات، از مؤمنین عمل برداشته میشود و در آنصورت جائز نیست که بگوئیم ایمان از او برداشته شده است. مثلاً از حائض، نماز برداشته شده است اما نمیتوان گفت ایمان از آن زن برداشته شده است یا نمیتوان به او امر کرد که ایمان را ترک کن. به آدم فقیر جائز است بگوییم: بر فقیر زکاتی نیست ولی نمیتوان گفت که بر فقیر ایمان نیست. و هرکس بگوید تقدیر خیر و شر از جانب خداوند نیست اوکافر میگردد گرچه اهل توحید باشد و توحید او باطل میگردد.

3ـ سومین خصلت، ما اقرار میکنیم که اعمال بر سه نوع است: فریضه و فضیله و معصیه. فرض یعنی کارهایی که با امر، مشیت، محبت، رضایت، قضا، تقدیر، اراده، توفیق، خلق، حکمت خداوند و با نوشتن در لوح المحفوظ بود است. فضیله یعنی کارهایی که با امر خداوند نبوده اما با مشیت، محبت، قضای، رضاء، تقدیر، توفیق، خلق، اراده، حکم، علم خداوند بوده و با نوشتن در لوح محفوظ بوده است. معصیت یعنی کارهایی که با امر و محبت و رضایت خداوند نبوده اما با مشیت، قضاء، تقدیر، خلق، اراده، حکم و علم خداوند بوده است.

4ـ چهارمین خصلت، ما اقرار میکنیم که خداوند بر عرش غلبه کرده است بدون اینکه بر آن احتیاجی داشته باشد. یا اینکه در روی چیزی ایستاده باشد. خداوند حافظ عرش بوده و حافظ بقیه چیزهاست. اگر خداوند بر چیزی محتاج بود پس چطور این عالم هستی را بوجود آورد یا اگر نعوذ بالله بگوییم خداوند بر روی عرش قرار دارد پس خداوند قبل از خلقت عرش کجا بود؟ خداوند از همه عیب و نقصان پاک و مبرا است.

5ـ پنجمین خصلت، ما اقرار میکنیم که قرآن، کلام خداوند است و آنرا وحی کرده و نازل فرموده است. قرآن صفت ازلی خداوند است اما خود خداوند نیست. قرآن در مصاحف نوشته شده و با زبانها خوانده میشود و در دلها محفوظ میگردد بدون اینکه در آنها حلول کند. حروف قرآن و مرکبات، کاغذ و نوشته های آن همگی مخلوق هستند؛ چونکه اینها از افعال بنده گان بوده اما خود کلام خداوند، مخلوق نیست. کلام خداوند با ذات خود قائم است و هر کس بگوید که کلام خداوند مخلوق است، کافر میگردد.

6ـ ششمین خصلت، ما اقرار میکنیم که بهترین شخص در این امت بعد از پیامبران، ابوبکر صدیق سپس عمر فاروق سپس عثمان ذی النورین سپس علی مرتضی است. چونکه خداوند متعال میفرماید: «وَالسَّابِقُونَ السَّابِقُونَ اُولَئِکَ المُقَرَّبُونَ فِی جَنَّاتٍ النَّعِیمِ». کسانیکه در ایمان سبقت گرفته اند، براستی که آنان مقربترند و در بهشت و نعیم قرار خواهند گرفت. مؤمنین واقعی، این چهار یار نبی را دوست میدارند و برترین افراد پس از رسول مکرم اسلام میشمارند.

7ـ هفتمین خصلت، ما اقرار میکنیم که بنده گان با اعمالشان همراه بوده و با اقرار و معرفتشان همراه هستند. بنده گان مخلوق هستند به تبع آن، افعال او نیز مخلوق میباشد. برای آنها طاقتی نیست چونکه آنها ضعیف هستند و عاجزند خداوند کریم خالق و رازق است. خداوند متعال میفرماید: «وَاللهُ خَلَقَکُم ثُمَّ رَزَقَکُم ثُمَّ یُمِیتُکُم ثُمَّ یُحیِیکُم». یعنی خداوند شما را خلق کرد سپس به شما روزی داد سپس شما را میمیراند و سپس زنده خواهد کرد. خلق بر سه نوع است: 1ـ مؤمن. 2ـ کافر. 3ـ منافق. خداوند بر مؤمن عمل و بر کافر ایمان و بر منافق، اخلاص را فرض کرده است. خداوند متعال در قرآن مجید میفرماید: «یَا اَیُّهَا النَّاسُ اعبُدُوا رَبَّکُم». یعنی ای کسانیکه ایمان آورده اید! پروردگارتان را عبادت کنید و ای گروه کافرین! به پروردگارتان ایمان بیاورید و ای منافقین! در کارهایتان اخلاص کنید.

8ـ هشتمین خصلت، ما اقرار میکنیم که توانایی و استطاعت بنده گان همراه با افعال آنان بوده و هیچوقت قبل یا بعد از آن نمیباشد. زیرا اگر قبل از افعال بنده گان باشد، بنده گان در وقت کار، از خداوند غنی میشدند و این نیز مخالف نص صریح قرآن کریم است چونکه خداوند میفرماید: «وَاللهُ الغَنِیُّ وَ اَنتُمُ الفُقَرَاءَ». خداوند غنی است و شما فقیر. و اگر بعد از افعال بنده گان باشد، این نیز محال است چونکه لازم میشود که افعال بنده گان بدون توانایی انجام شوند.

9ـ نهمین خصلت، ما اقرار میکنیم که مسح کردن بر خفین جائز است. برای مقیم یک شبانه روز کامل و برای شخصی مسافر تا سه شبانه روز. بخاطر احادیثی که در اینباره وارد شده است، برای شخص منکر مسح بر خفین، خطر کفر وجود دارد. در سفر، برای قصر نمازها و روزه نگرفتن رخصت داده شده است. خداوند متعال در اینباره میفرماید: «وَ اِذَا ضَرَبتُم فِی الاَرضِ فَلَیسَ عَلَیکُم جَنَاحٌ اَن تَقصُرَ مِنَ الصَّلَوةِ». هرگاه یکی از شما به مسافرت برود، برای او مشکلی وجود ندارد که نمازش را قصر کند. درباره ی رخصت روزه نیز اینگونه فرموده است: «فَمَن کَانَ مِنکُم مَرِیضاً اَو عَلَی سَفَرٍ فَعِدَّهٌ مِن اَیَّامٍ اُخَرَ». یعنی هر آنکس که مریض باشد یا در سفر باشد، میتواند روزه ی خود را در ایام دیگری قضاء کند.

10ـ دهمین خصلت، ما اقرار میکنیم که خداوند متعال بر قلم امر کرد که بنویس، قلم گفت: چه بنویسم؟ خداوند فرمود: آنچه را که تا روز قیامت رخ خواهد داد، بنویس! خداوند متعال در اینباره میفرماید: «وَ کُلَ شَئٍ فَعَلُوهُ فِی الزُبُر وَ کُلُ صَغِیرٍ وَ کَبِیرٍ مُستَطَرٌ». یعنی هر کدام از اشیاء انجام داده شده، در کتاب نوشته شده و هر چیز کوچک و بزرگی نوشته شده است.

11ـ یازدهمین خصلت، ما اقرار میکنیم که عذاب قبر رخ خواهد داد و محال نیست و سؤال منکر و نکیر حق است چونکه احادیث در اینباره وارد شده است. جنت و جهنم حق است و هم اکنون هر دو مخلوق هستند؛ چونکه خداوند متعال در حق بهشت میفرمایند: «اُعِدَّت لِلمُتَقِین» یعنی بهشت برای پرهیزگاران مهیا شده است. و در مورد جهنم نیز میفرمایند: «اُعِدَّت لِلکَافِرین» یعنی جهنم برای کفار مهیا شده است. ترازو (وسیله ای که در آن اعمال بنده گان وزن میشود) حق است چونکه خداوند میفرمایند: «وَالوَزنُ یَومَئِذٍ الحَقُّ فَمَن ثَقُلَت مَوَازِینُهُ فَاُلَئِکَ هُم المُفلِحُون وَ مَن خَفَّت مَوَازِینُهُ فَاُلَئِکَ الذَّینَ خَسِرُوا اَنفُسَهُم بِمَا کَانُوا بِآیتِنا یَظلِمُون». یعنی وزن اعمال بنده گان در روز قیامت حق است. هر کسیکه ترازویش سنگین آمد آنها از رستگاران هستند و آنکس که ترازوی اعمالش سبک آید، آنها از جمله ی کسانی هستند که به نفس خود زیان کرده اند و به آن چیزی که آیات ما بود، ظلم کرده اند. قرائت نامه ی اعمال در روز قیامت حق است چونکه خداوند متعال میفرمایند: «وَ نُخرِجُ لُهُ یَومَ القِيَامَة كِتاباً يَلقَهُ مَنشُوراً، اقرَاء کِتَابَکَ کَفَی ِبنَفسِکَ الیَومَ عَلَیکَ حَسِیباً». یعنی و دفتر اعمالشان را پیش روی آنها حاضر میکنیم و او در حالیکه آن کتاب منشور است مواجه خواهد شد. به آنها گفته میشود: دفتر اعمالت را بخوان! امروز خودت برای خودت حسابگر خواهی بود.

12ـ دوازدهمین خصلت، ما اقرار میکنیم که خداوند جانداران را بعد از مرگ زنده میکند. خداوند در اینباره میفرماید: «و ان الله یبعث من فی القبور» یعنی خداوند مرده گان را از قبر هایشان بر میانگیزد. اهل بهشت نزدیک خداوند متعال خواهند بود اما بدون کیفیت و بدون تشبیه و بدون جهت. شفاعت حضرت محمد علیه السلام حق است برای تمامی مومنین اگر چه آنها مرتکب گناه کبیره باشند. حضرت اُم المومنین عایشه رضی الله عنها پس از حضرت خدیجه رضی الله عنها، بهترین بانوی عالم است و از تهمتی که منافقین بر ایشان وارد میکنند، پاک و مبرا میباشد. بهشتیان در بهشت جاودانه بوده و دوزخیان در دوزخ برای همیشه ماندگار خواهند بود. خداوند در حق این دو گروه میفرماید: «اُوُ لَئِکَ اَصحَابُ الجَنة هُم فِیهَا خَالِدَون. اُولَئِکَ اَصحَابُ النُارِ هُم فِیهَا خَالِدُون. آنان اهل بهشت هستند و آنها برای همیشه آنجا خواهند ماند. و آنها اهل جهنم هستند و برای همیشه در آنجا خواهند ماند.

این است دوازده وصایای امام اعظم ابوحنیفه کوفی رحمة الله علیه. خداوند متعال تمام مسلمانان را در این دوازده خصلت قرار دهد. و از طریق و سلوک اهل سنت و الجماعت دور نکند.

مترجم: ملا اسماعیل وردی
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
تصویر اتفاقی

مراسم عمامه گذاری

مراسم عمامه گذاری

اعضای دارای بیشترین پیام
1 mohammad2
mohammad2
172
2 elyas 130
3 SAHABI 111
4 sahneh 91
5 gapist 56
6 neghab
neghab
30
7 nurahmed
nurahmed
25
8 alten 21
9 men 19
10 IBB
IBB
19
جدول اوقات شرعی