تصاویر جدید




آمار بازدید

آخرین بروز رسانی 1393/06/22 2014/09/13

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.

نگاهی کوتاه به شهادت حضرت عثمان رضی الله عنه

فرستنده ErfanAbad در تاريخ ۱۳۹۰/۲/۳ ۱۰:۲۰:۰۰ (3977 بار خوانده شده) مقالات
برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.
در دوران خلافت راشده و بی نظیر حضرت عثمان ذو النورین رضی الله عنه که پیشرفتهای چشمگیر اسلام و گسترش دین مبین، نزدیک بود از یکسو بساط نصرانیت را برچیده تا قلب اروپا قدم بگذارد و از سویی دیگر ماجرای کشته شدن پادشاه فراری خاندان ساسانی «یزد گرد سوم» به دست آسیبان مرورودی از نابودی دشمن مجوس گزارش میداد و از طرفی اطلاعیه ورود پشتیبازان سپاه عثمانی تا داخل آفریقا نغمه ی فرا رسیدن ایام مرگ کفر و استکبار و نفاق و یهودیت و زوال کامل حکومتهای شیطانی و پاکسازی کامل لوث شرک از تمام صفحه ی گیتی و استقرار کامل و جهانی حکومت رب العالمین را به گوش شنوندگان رسانده بود که مسلماً و به طور قطع به نابودی کامل یهودیت و سرمداران کفر در آن روزگار منجر میشد.

بنابراین منافقان تربیت یافته و دوره دیده که مرگ خود را در پیشرفت اسلام میدیدند بنا به قاعده ی «تنازع بقاء» تاب تحمل نیاوردند و برای حفظ و بقاء خود و پلیدیهایشان در رنگ و صورت مسلمانی خیر خواه اسلام و با شعارهای اسلامی و عدالت پسندانه ای از کمینگاههای «مصر» و «کوفه» و «بصره» به نام مردمان آن دیار بر آمده و منافقانه ابتدا قصد حج بیت الله و زیارت رسول خدا صلی الله علیه و سلم را عنوان کردند اما مستقیماً به سوی مدینه طبیه که دار الخلافت و مقر حکومت اسلام بود رفته به آن بلده ی مطهره حمله بردند و خلیفه ی راشد را که رسول اکرم صلی الله علیه و سلم در زندگی خود از شهادت و مظلومیت و حقانیت وی از ظالم و ستمکار بودن قاتلانش خبر داده بود محاصره نموده آب و آذوقه را بر وی و فرزندانش قطع کردند.


خانه ای که در کنار باب جبرئیل شرقی حرم رسول خدا صلی الله علیه و سلم و نزدیک روضه ی پاک و آرامگاه مقدسش متصل به پاهای شریف آنحضرت صلی الله علیه و سلم واقع بود. در حال روزه و در عین اشتغال به تلاوت قرآن مجید او را به شهادت رساندند و قطرات خون پاکش را بر اوراق گرانبهای قرآن عظیم بر آیه ی کریمه «فسکفیکهم الله و هو السمیع العلیم» ریختند که همانا تلمیح صریح است به آنکه خداوند متعال از قاتلان او با خبر و از همه ی آنها یک به یک انتقام خواهد گرفت. حضرت حذیفه بن الیمان رضی الله عنه فرمود: حضرت عثمان رضی الله عنه به بهشت و قاتلانش به دوزخ خواهند شتافت. اگر قتل عثمان رضی الله عنه هدایتی بود همانا امت به وسیله ی آن شیر میدوشند ولی کشتن او در واقع ظلالتی بود که امت در اثرش خون میدوشند.


حضرت عبدالله بن مسعود رضی الله عنه میفرماید: اگر مردم حضرت عثمان رضی الله عنه را شهید کردند مانند او را هرگز نخواهند یافت. حضرت سعید بن زید رضی الله عنه که از عشره مبشره میباشد فرمود: ای مردم! به سبب ظلمی که شما برحضرت عثمان رضی الله عنه روا داشتید کوه اُحد حق داشت از جای برخیزد. حضرت عبدالله بن سلام رضی الله عنه به شورشیان گفت: مواظب باشید و حضرت عثمان را به قتل نرسانید و گرنه تا قیامت شمیشرهایتان در میان یکدیگر به حرکت در خواهد آمد. هنگامیکه حضرت عثمان رضی الله عنه به دست شورشیان کشته شد حضرت عبدالله بن سلام رضی الله عنه فرمود: مردم دروازه ی فتنه ها را به روی خود گشودند که تا قیامت بسته نخواهد شد. علامه سیوطی رحمه الله به نقل از مورخ شام علامه «ابن عساکر» و «ابن عدی» این حدیث را به روایت حضرت «انس بن مالک» رضی الله عنه نقل کرده است که: «مادامیکه حضرت عثمان رضی الله عنه زنده است شمشیر خدا در نیام خواهد ماند و هرگاه او کشته شود شمشیر خدا بی نیام خواهد شد و باز تا ابد به نیام بر نخواهد گشت.


آری! اینها هستند مقصران اصلی و مسوول تمام مشکلاتی که با کشتن حضرت عثمان رضی الله عنه و با بی نیام کردن شمشیر غضب خدا بر مردم به بار آورند. اینها هستند که دیروز رسول خدا صلی الله علیه و سلم را به وسیله زن یهودیه ای مسموم کرده بودند. ابوبکر صدیق رضی الله عنه را نیز بعد از آن مسموم ساخته و سپس حضرت عمر فاروق رضی الله عنه را در محراب نماز بر جای نماز رسول خدا صلی الله علیه و سلم به شهادت رساندند و با تغییر قیافه چهره پلید خود را زیر نقاب عدالت خواهی و رفع تبعیض و حمایت اسلام مستتر داشته در لباس «انقلابیون مسلمان» در آمده هتک حرمت جوار پیامبر را مرتکب شده و خلیفه راشدش را درست در سال سی و پنج هجری به شهادت رسانده و صفحات قرآن عزیز را به خون پاکش که هنوز هم فریاد خون خواهی اش طنین افکنده است گلگون کردند.


اوج گرفتن فتنه ها و نقشه ی بعدی منافقان
شورشیان در نهایت به هدف شوم خود که ترور حضرت عثمان رضی الله عنه بود دست یافتند و عملا کنترل شهر مدینه ی منوره را به دست گرفتند. در آن روزها فرمانده ی شورشیان و محاصره کنندگان، حاکم مدینه شده بود و هنوز نتوانسته بودند فردی را برای مسند خلافت پیدا کنند که تمامی مردم او را قبول داشته باشد. شورشیان سه دسته بودند که از مصر و کوفه و بصره به مدینه آمده بودند. شورشیان مصر (علی الظاهر) از حضرت علی رضی الله عنه و شورشیان کوفه از حضرت زیبر بن عوام رضی الله عنه و شورشیان بصره از حضرت طلحه رضی الله عنه حمایت میکردند. آنها در مورد قتل حضرت عثمان رضی الله عنه و ایجاد تباهی و ناهنجاری در زندگی سیاسی و اجتماعی مسلمانان و به وجود آوردن پراکندگی بین آنها با هم اتفاق نظر داشتند. به همین خاطر بود که پس از ترور حضرت عثمان رضی الله عنه قضیه ی جانشینی او را به طور جدی مورد توجه قرار ندادند.


به هر حال چندین روز پس از شهادت حضرت عثمان رضی الله عنه مسلمانان خلیفه ی رسمی نداشتند. افرادی را که شورشیان برای احراز مسند خلافت در نظر گرفتند، این امر را نپذیرفتند. از جمله حضرت علی رضی الله عنه، حضرت زبیر رضی الله عنه، حضرت طلحه، حضرت سعد، و سعید و چند تن دیگر از اصحاب که از فعالان و افراد کاملا مورد اعتماد مسلمانان بودند هیچکدام دعوت آنها را برای جانشینی حضرت عثمان نمیپذیرفتند؛ چرا که میدانستند این شورشیان نزد مردم جایگاه و محبوبیتی ندارند و افرادی هستند که مورد نفرین و سرزنش عموم مسلمانان میباشند. به همین جهت نزد هر کدام از این بزرگواران میرفتند از قبول امر خلافت خودداری مینمودند. وقتی شورشیان فهمیدند هیچکدام از بزرگان مدینه و اصحاب رسول الله صلی الله علیه و سلم پیشنهاد آنانرا نمیپذیرند، نهایتاً ضرب الاجلی تعیین کرده و منتظر بودند مردم به کدامیک از اصحاب رسول الله صلی الله علیه و سلم بیشتر تمایل دارند.


مردم مدینه دست به دامن حضرت علی رضی الله عنه شدند و به او گفتند: بیا با تو بیعت کنیم؟ مگر نمیبینی به چه مصیبتهایی گرفتار آمده ایم؟ مگر خبر نداری که این شورشیان چه نقشه ای در سر دارند؟ حضرت علی رضی الله عنه در پاسخ به اصحاب رسول الله صلی الله علیه و سلم و مردم مدینه فرمودند: دست از سر من بردارید و دنبال کس دیگر ی بروید! در وضع و شرایط پیچیده ای گرفتار آمده ایم و مشکل سختی پیش روی ماست که دلها بر آن گرد هم نمیآیند و اندیشه ها بر روی آن استوار نمیشوند! اصحاب و مردم مدینه گفتند: تو را به خدا سوگند میدهیم که با بیعت موافقت کن و این مسولیت را بپذیر! مگر آنچه را که ما مشاهده میکنیم شما نمیبینی؟ مگر بحران و فتنه را نمیبینی؟ حضرت علی رضی الله عنه در برابر اصحاب و مردم کوتاه آمد و در خواست و پیشنهاد آنانرا پذیرفت. اما خطاب به آنها فرمود: اما اینرا بدانید که به این شرط پیشنهاد شما را پذیرفته و راضی شده ام که با من بیعت کنید که شما را بر اساس آنچه خیر و مصلحت میدانم رهبری کنم و بر آنچه که بهتر میشمارم توجیه مینمایم ... شورشیان که حضرت عثمان را به شهادت رسانده بود از آنجایی که به طرفداری از حضرت علی رضی الله عنه تظاهر میکردند از موضوع اظهار شادمانی نمودند و تعیین او را به عنوان خلیفه پیروزی بزرگی برای خود در برابر دیگران به شمار میآوردند.


آغاز خلافت حضرت علی و مشکل بزرگ فرا روی او
اکثر مسلمانان آن روز و نیز منافقان و دشمنان اسلام که در لباس مسلمانان خود را جلوه میدادند همگی با حضرت علی رضی الله عنه بیعت نمودند و بر یک فرد به عنوان جانشین شایسته ی حضرت عثمان رضی الله عنه اتفاق کردند. اما مشکل و چالشی که حضرت علی رضی الله عنه در همان روزها خلافتش با آن روبرو بود مسئله ی انتقام و قصاص از قاتلان شهید مظلوم حضرت عثمان رضی الله عنه بود. شورشیان در راستای ادامه ی توطئه گری و فریبکاری خود پیوستن خود به لشکریان زیر فرمان حضرت علی رضی الله عنه را اعلام کردند و خود را مطیع و فرمانبردار او جلوه دادند و برای رویارویی با مخالفان او اعلام آمادگی کردند. آنان با این اقدام در پی تحقق اهداف و کسب مصالح خود بودند و میخواستند بدین صورت مسلمانان را فریب دهند و نظر آنانرا از خود دور دارند تا زمینه ی باز خواست و مجازات خود را به خاطر کشتن حضرت عثمان از بین ببرند. این عملکرد آنها مقدمه ای برای شکل گیری مخالفت حضرت معاویه رضی الله عنه و نیز حضرات طلحه و زبیر رضی الله عنه و جمع دیگری از اصحاب و یاران رسول الله صلی الله علیه و سلم بود بعداً منجر به واقعه ی «جمل و صفین» گردید.


زمینه سازی برای جنگ جمل نقشه ی بعدی دشمنان
همانطور که قبلا اشاره کردیم منفقان کور دل پس از اجرای نقشه ی ترور حضرت عثمان رضی الله عنه به سرعت به هواداری از حضرت علی رضی الله عنه پرداختند و خود را در سپاه حضرت امیر رضی الله عنه مخفی کردند. این اقدام سبب شد که اولا عده ای از اصحاب، از این عملکرد حضرت علی رضی الله عنه نگران و معترض شوند. ثانیا اختلافاتی بین خلیفه ی جدید و بعضی از اصحاب همچون حضرت طلحه و حضرت زبیر رضی الله عنهما ایجاد گردید. ثالثا عده ای دیگر از صحا به که بیعت نکرده بودند خودشان تصمیم به انتقام خون عثمان مظلوم رضی الله عنه بگیرند.


پس طرح منافقان سبب این سه کار شد. از آن طرف هم مخالفان هم حضرت علی رضی الله عنه در این قضیه ظاهرا حق داشتند که به فکر انتقام خون حضرت خلیفه باشند؛ چرا که با این مظلومیت در شهر حرام و ماه حرام در جوار رسول الله صلی الله علیه و سلم جانشین پیامبر صلی الله علیه و سلم را به قتل رساندن بسیار دردناک است. اما صبر و تحمل حضرت علی رضی الله عنه بسیار بالا بود و میخواست با حکمت و مصلحت پیش برود. به هر حال اصحاب و یاران رسو ل الله صلی الله علیه و سلم بدون اینکه متوجه شوند در راهی قدم میگذاشتند که کمک به اجرای طرحهای دشمنان اسلام به شمار میآمد و دقیقاً در جهتی حرکت میکردند که خواست قلبی دشمنان بود. یعنی اختلاف نظر حضرت علی رضی الله عنه و تصمیم به لشکر کشی برای انتقام خون عثمان رضی الله عنه. این دقیقا چیزی بود که منافقان و دشمنان آرزوی آنرا داشتند.


چرا صحابه از حضرت عثمان دفاع نکردند؟
نکته ای که اشاره به آن ضروری است اینکه چرا صحابه رضی الله عنهم در همان روزهای محاصره ی منزل خلیفه از ایشان پاسداری نکردند تا بعدا مجبور به چنین جنگهای داخلی نشوند؟ اولا تمامی صحابه در آن روزها در مدینه ی منوره حضور نداشتند. به خاطر اینکه موسم حج بود و عده ی زیادی از آنها در مکه معظمه به سر میبردند. ثانیا صحابه تصور نمیکردند که چنین وضعی پیش بیاید و نمیخواستند در شهر پیامبر و در کنار مرقد مبارک رسول الله صلی الله علیه و سلم شمشیر کشیده و خونی ریخته شود. ثالثا از همه مهمتر اینکه خود حضرت عثمان رضی الله عنه اجازه نمیداد کسی در این امر دخالت کند و دستور داده بود هیچکس حق ندارد به خاطر پاسداری از من در مدینه ی منوره خونی بر زمین بریزد. وگرنه صحابه حاضر بودند با جان و دل از آن خلیفه دلسوز پیامبر صلی الله علیه و سلم پاسداری و محافظت نمایند.


حکایت حضور حضرت حسن و حسین رضی الله عنهما و دیگر جوانان صحابه در اطراف منزل حضرت خلیفه که در تمام کتابهای تاریخ به ثبت رسیده گواهی است بر این مدعا که صحابه مخصوصا حضرت علی رضی الله عنه به هیچوجه در پاسداری و محافظت از حضرت عثمان رضی الله عنه کوچکترین کوتاهی و تقصیری به خرج نداده است. علامه عبدالشکور لکنوی نیز در زندگانی خلفای راشدین مطلبی را نقل میکند که گواهی دیگر بر این امر است که صحابه با تمام وجود آماده ی دفاع و پاسداری بودند. اما حضرت عثمان اجازه نمیداد. ایشان آورده اند: «حضرت عثمان رضی الله عنه چند روز پیش از شهادت بالای بام رفته تنی چند از صحابه ی کرام را فرا خواند و جهت اتمام حجت احادیثی از رسول خدا صلی الله علیه و سلم که درباره ی ایشان شنیده بود خواند. از صحابه پرسید: آیا شما این احادیث را از رسول الله صلی الله علیه و سلم شنیده اید یا نه؟ همه تأیید کردند بعد از آن انصار عرض کردند: یا امیرالمومنین! مظلومیت شما به انتهاء رسیده است و برای ما قابل تحمل نیست. اگر شما دستور دهید این جنایتکاران را از دم تیغ بگذارنیم؟ ایشان فرمودند: من شایسته نمیدانم که به دستور من خون گوینده ی «لا اله الاالله» به زمین ریخته شود. زیرا رسول خدا صلی الله علیه و سلم فرموده است: ای عثمان! خداوند به شما پیراهنی میپوشاند که مردم میخواهند از تن تو در آورند اگر به خاطر درخواست آنان آنرا از تن در آوری، بوی بهشت به مشامت نخواهد رسید. لذا من استقامت خواهم کرد. مردم گفتند: پس شما چگونه از این ظلم نجات مییابید؟ ایشان فرمود: وقت نجات نزدیک است. رسول خدا صلی الله علیه و سلم را به خواب دیدم که فرمود: ای عثمان! امروز با ما افطار کن. لذا امروز روزه گرفته ام و ان شاء الله تا وقت افطار نزد رسول الله صلی الله علیه و سلم خواهم رفت.


حقایقی از جنگ جمل
حضرت طلحه رضی الله عنه و حضرت زبیر رضی الله عنه از جمله ی افرادی بودند که به حضرت علی رضی الله عنه پیشنهاد انتقام خون حضرت عثمان رضی الله عنه را دادند. حضرت علی رضی الله عنه در جواب فرمود: سوگند به خدا من چیزی را به غیر از آنچه شما میخواهید نمیخواهم و رأی من هم بر مجازات آنان است. اما سرکردگان این شورشیان افرادی جنایتکار و پیروانشان مردمی جاهلند و از قدرت کافی و هواداران بسیاری برخوردارند و از طرف برخی از مناطق تدارک میشوند و مورد حمایت قرار میگیرند اکنون ما زیر قدرت و سلطه ی آنان قرار داریم شما اجازه بدهید من با آرامش و تأنی عمل کنم و به من مهلت بدهید تا امور سر و سامان پیدا کند و پس از آن بیایید تا با هم حدود شرع را در مورد آنان به اجرا بگذاریم. حضرت طلحه رضی الله عنه خطاب به حضرت علی رضی الله عنه فرمود: یا امیر المومنین! اجازه بده برای بسیج سپاهی بزرگ علیه اشغالگران مدینه، به بصره بروم! حضرت زیبر رضی الله عنه نیز فرمود: یا امیر المومنین! به من اجازه بده تا برای آوردن کمک نظامی و امکانات و تجهیزات برای مقابله با این اشغالگران به کوفه بروم! حضرت علی رضی الله عنه فرمود: در این مورد باید فکر کنم.


این قضیه مقداری طول کشید و امروز و فردا کردن حضرت علی رضی الله عنه سبب نا رضایتی طلحه و زبیر گشته و اینکار سر آغاز اختلاف نظر میان این سه بزرگوار بود و آنان خواستار تعجیل و اقدام فوری و سریع در این امر مجازات قاتلان حضرت عثمان بودند. لذا ایشان از حضرت علی رضی الله عنه دلخور شده و با رأی او مخالفت نمودند و دیدگاه را ناصواب دانستند. بدین صورت زمینه ی جدایی آن دو از حضرت علی کم کم فراهم گردید و آنان به قصد حج عمره مدینه را ترک گفتند. هنگامیکه حضرت طلحه و حضرت زبیر رضی الله عنهما به مکه رفتند و حضرت ام المومنین عایشه ی صدیقه رضی الله عنها را از ماجرا باخبر کردند، حضرت عایشه رضی الله عنها بسیار نارحت شده و برای مردمیکه اجتماع کرده بودند به ایراد سخنرانی پرداخته و آنانرا به قیام انتقام خون عثمان مظلوم رضی الله عنه تشویق کرد و فرمود: آن خائنان در ماه حرام در جوار رسول الله صلی الله علیه و سلم خون خلیفه ی پیامبر صلی الله علیه و سلم را ریختند و اموالش را غارت کردند ... پس از این سخنرانی آتشین مردم همگی اعلام آمادگی کردند و گفتند: ای ام المومنین! هر جا بروی با تو هستیم. عده ای گفتند: از سرزمین شام شروع میکنیم اما بعضی گفتند: نیازی نیست به شام برویم آنجا معاویه برای سرکوب و کشتن قاتلان کافی است. عده ای دیگر گفتند: به مدینه برویم و از حضرت امیر المومنین بخواهیم که قاتلان را به ما تحویل دهد تا آنها را به سزای اعمالشان برسانیم. عده ای دیگر گفتند: ابتدا به بصره برویم و از آنجا آغاز کنیم و هر کسیکه در قتل عثمان رضی الله عنه دست داشته او را قصاص میکنیم. تمامی افراد بر این رأی اخیر موافقت کردند و به هیچوجه سخنی در مورد جنگ و رویارویی با حضرت علی رضی الله عنه به میان نیامد. یعلی بن امیه با کمکهای قابل توجهش که در حدود ششصد سواری و ششصد هزار درهم بود سپاه عایشه رضی الله عنها را تجهیز کرد. همچنین «ابن عامر» کمکهای شایانی را برای ارسال سپاه تقدیم نمود و کم کم سپاه عایشه رضی الله عنها به حدود سه هزار نفر رسید. در این سفر حضرت عایشه رضی الله عنها در هودجی که بر روی شتری با نام «عسکر» قرار داشت حمل میشد. هنگامیکه حضرت طلحه و زبیر و حضرت عایشه دیدند که حضرت علی رضی الله عنه در مورد قصاص قاتلان حضرت عثمان رضی الله عنه اقدامی نمیکند، خواستند خودشان این امر را اجرا کنند و به قصد انتقام و قصاص قاتلان به سوی بصره لشکر کشی کردند نه به نیت دیگری. اما مسئله ای که قابل توجه است اینکه بدون مشورت حضرت خلیفه از مدینه خارج شدند و دست به اقدام زدند.


وقتی خبر لشکر کشی اهالی مکه به اطلاع حضرت علی رضی الله عنه رسید، ایشان برای جلوگیری از قتل و خونریزی و حل این مشکل به سوی عراق حرکت کردند و در بصره به سپاه آنان رسیدند. این حادثه ی بزرگ در سال 36 هجری برابر با 656 میلادی اتفاق افتاد و به دلیل اینکه حضرت عایشه رضی الله عنه در هودجی بر شتر حمل میشد، این واقعه به «جمل» شهرت یافت. در مدینه بسیاری از اصحاب پیامبر صلی الله علیه و سلم از همراهی حضرت علی رضی الله عنه خودداری نمودند؛ چرا که جنگ با کسانی چون حضرت طلحه، زبیر، معاویه و حضرت عایشه رضی الله عنهم را روا نمیدانستند و آنرا جنگ میان برادران مسلمان به حساب میآوردند. مسلمانان از آن اوضاع و احوال دچار سر در گمی گردیده و نمیدانستند حضرت علی رضی الله عنه را «ولی امر» و خلیفه ی مشروع بود همراهی کنند و برای به زیر چتر اطاعت در آوردن مخالفان او را یاری دهند یا با شورشیان مجرمی که حضرت عثمان رضی الله عنه را به شهادت رسانیده بودند جنگ کنند که اکنون به هواداری از حضرت علی رضی الله عنه تظاهر نموده و به سپاهیان او پیوسته بودند یا اینکه راه سوم را برگزینند و بیطرف باقی بمانند و در آن فتنه کور شرکت ننمایند.


حضرت امام حسن رضی الله عنه و جمعی دیگر از نخبگان آن زمان با این لشکرکشی مخالفت نمودند تا جاییکه حضرت عبدالله بن سلام رضی الله عنه در هنگام خروج حضرت علی رضی الله عنه او را ملاقات کرده و فرمود: یا امیر المومنین! از مدینه خارج مشو! سوگند به خداوند اگر از مدینه خارج شوی هیچگاه به آن باز نخواهی گشت و قدرت و حاکمیت مسلمانان در آن استقرار پیدا نخواهد نمود. اما حضرت علی رضی الله عنه با رأی و نظر عبدالله بن سلام رضی الله عنه و دیگران مخالفت نموده و آنرا نپذیرفت و از مدینه خارج شد. به هر حال عده ای حضرت علی رضی الله عنه را همراهی کردند و دو لشکر رو در رو هم قرار گرفتند. لحظات بسیار سخت و جانسوزی بود. شاگردان مکتب رسول الله صلی الله علیه و سلم دچار آزمایش بسیار بزرگی شده بودند. اصلا باور کردنی نبود که یاران پیامبر صلی الله علیه و سلم در مقابل هم صف آرایی کرده و بخواهند بر روی هم شمشیر بکشند.


حضرت امیر المومنین علی بن ابیطالب رضی الله عنه حضرت طلحه و حضرت زبیر رضی الله عنهما را فرا خواند و با آنان به مذاکره نشست و پس از آن حضرت طلحه رضی الله عنه میدان جنگ را ترک کرده و در طول مسیر شهید شد. حضرت زیبر رضی الله عنه نیز به همین شکل پس از شنیدن گفته های حضرت علی رضی الله عنه در مورد احادیث پیامبر صلی الله علیه و سلم که چنین روزی را پیشگویی فرموده بود به محض شنیدن حقایق از زبان حضرت علی رضی الله عنه فوراً صحنه را ترک کرده و به سوی مدینه به راه افتادند که ایشان نیز به شکلی در طول مسیر به شهادت رسید رضی الله عنهما. این عزیزان خواهان جنگ و خونریزی و قتل عام اصحاب رسول الله صلی الله علیه و سلم نبودند. حضرت طلحه و زبیر رضی الله عنهما به هیچوجه دنبال ریاست و خلافت نبودند. علیرغم همه ی اینها عده ای در هر دو سپاه نفوذ کرده و در صدد بر افروختن آتش جنگ بودند.


آغاز گران جنگ
حضرت علی رضی الله عنه آخرین تلاشهای خود را برای مصالحه با سپاه مقابل به کار گرفت و برای ایجاد مصالحه و اصلاح امور بسیار جدی و مشتاق بود و به هیچوجه در پی جنگ و خونریزی نبود بلکه هدف اصلی و الزام مخالفان به اطاعت از خود و همراهی و اتفاق با یکدیگر بود. پس از مذاکراتی که بین نماینده ی حضرت علی و سپاه حضرت عایشه انجام گرفت و نزدیک دست یافتن به نتیجه مطلوب، حضرت علی رضی الله عنه تصمیم داشت از جنگ و درگیری دست کشیده و با طرف مقابل از راه صلح و آشتی و شیوه های مسالمت آمیز منافقان و قاتلان حضرت عثمان را از بین ببرد. اما شورشیان میدانستند که اگر حضرت علی و حضرت عایشه به صلح و آشتی برسند بازنده ی اصلی این میدان خود آنها بوده و وحدت مسلمانان به زیان آنان تمام میشود. پس سران آنها برای بررسی وضع جدید و چاره جویی، مخفیانه تشکیل جلسه داده و تصمیم گرفتند که در میان سپاهیان هر دو طرف نفوذ کرده و از فرصتی استفاده نموده و آتش جنگ را در میان آنها شعله ور سازند. بدین ترتیب تلاشهای مصالحه ی جویانه را خنثی نموده و فرصت اندیشه و اصلاح را از آنان بگیرند و اجازه و مصالحه را به آنها ندهند.


شورشیان اتفاق کردند و تصمیم گرفتند هنگامیکه سپاهیان دو طرف در نزدیکترین فاصله قرار گرفتند نقشه ی خود را به مرحله ی اجرا بگذارند. آنان اتفاق نظر نمودند که افرادی از آنها شبانه به صورت کاملا سری به میان سپاهیان هر دو طرف بروند و در میان افراد قبایل مختلف لشکریان هر دو طرف نفوذ نمایند. پس از آن هنگام سپیده دم و قبل از دمیدن آفتاب، آن افراد مخفی شده در میان سپاهیان دو طرف در تاریکی و روشنایی فجر سپاه مقابل را هدف تیرهای پی در پی خود قرار دهند و پس از آن در داخل سپاه جار و جنجال راه بیندازند و بانگ برآورند که مورد حمله ی طرف مقابل قرار گرفته اند و علیه افرادی در نزدیکی آنان است حمله ببرند و با آنان وارد جنگ شوند تا سپاهیان هر طرف گمان کنند که مورد تهاجم سپاه مقابل قرار گرفته اند و آنان بوده اند که توافقهایی را که میان حضرت علی و طلحه و زبیر صورت گرفته زیر پا نهاده و حاضر به صلح نبوده و جنگ را آغاز کرده اند. با چنین طرح شیطانی آنان توانستند دو سپاه را رو در روی هم قرار دهند و تمامی زحمات حضرت علی و حضرت طلحه و حضرت زبیر را در راستای رسیدن به نتیجه ای مثبت و مورد تأیید هر دو سپاه خنثی نمایند.


بدین شکل آنان موفق شدند دو طرف مسلمان را در مقابل همدیگر قرار دهند و خونهایی را ناحق برزمین بریزند. شورشیان که تعدادشان به حدود دو هزار نفر میرسید همه ی تلاش خود را برای گشترش دامنه ی درگیری و تهاجم هر یک علیه طرف مقابل و تحریک طرفین به جنگ بکار گرفتند و در نهایت جنگ وحشتناک و افسار گسیخته و نا خواسته ی «جمل» به وقوع پیوست. حضرت طلحه رضی الله عنه وقتی فهمید آتش جنگ افروخته شده فریاد میزد: ای مردم! دست نگه دارید دارد فتنه ای بر پا میشود! اما در آن لحظه کسی گوش نمیداد با ناراحتی به آسمان نگریست و با پروردگارش شروع به گفتگو کرد. خدایا اینها همه بخاطر عثمان است ما به خاطر انتقام در این بلا گرفتار شده ایم ... خداوندا! حق عثمان را از من بگیر تا تو راضی شوی. به هر حال حضرت طلحه رضی الله عنه نخواست دستش به خون برادر مسلمانش آغشته شود فو راً صحنه را ترک کرد. اما انگار افرادی نمیخواستند او را در میدان جنگ نبینند افرادی دوست داشتند به هر قیمتی اصحاب رسول الله صلی الله علیه و سلم را رو در روی هم قرار دهند.


«مروان بن حکم» وقتی دید حضرت طلحه رضی الله عنه دست به شمشیر نمیبرد و در حال ترک معرکه است به سوی او تیری پرتاپ کرد و او را به شهادت رساند. از آن طرف نیز حضرت علی رضی الله عنه که با حضرت طلحه رضی الله عنه به توافق رسیده بودند که به شکل دیگری قاتلان را از بین ببرند و از جنگ خودداری کنند فریاد زد: ای دوستان و برداران! امروز زمام نفس خود را محکم در اختیار بگیرید! و با دست و زبانتان علیه این مردم اقدامی نکنید، زیرا آنان براداران مسلمان شما هستند، اگر از طرف ایشان حرکتی انجام گرفت، شکیبایی خود را از دست ندهید و مواظب باشید در فردای قیامت و در پیشگاه خداوند بر شما سبقت نگیرند. کسی در قیامت محکوم میشود که در آن روز علیه او حجت و دلیل اقامه شود. امام حسن بصری رحمه الله از «قیس بن عباد» هنگامیکه حضرت علی رضی الله عنه صحنه های تکان دهنده ی کشتار مسلمانان را میدید به فرزندش حسن فرمود: ای حسن! کاش پدرت بیست سال قبل مرده بود و این صحنه را نمیدید. حضرت حسن رضی الله عنه در جواب فرمود: پدر جان! مگر من چقدر شما را از این اقدام نهی کردم! حضرت علی رضی الله عنه فرمود: ای فرزندم! فکر نمیکردم کار به اینجا بکشد.


کعب بن سور که افسار شتر ام المومنین را میکشید با این نیت که از وقوع جنگ جلوگیری کند مصحفی را برداشته و بین دو سپاه ایستاد و آنانرا به آنچه در قرآن آمده فرا خواند اما ناگاه تیری پرتاپ شد و به او اصابت کرد و همانجا جان باخت. از آن طرف هم حضرت علی رضی الله عنه و حضرت طلحه رضی الله عنه که تمایلی به جنگ نداشتند مشغول مذاکره بودند ناگهان متوجه شدند افراد اوباش و منافقانی که در دل دو سپاه خود را پنهان کرده بودند شروع به تیر اندازی کرده اند تا جاییکه شتر حضرت عایشه را نیز هدف قرار دادند اما او به هر طرف میرفت و فریاد میزد: ای مسلمانان! ای فرزندانم! شما را به خدا سوگند میدهم از جنگ و خونریزی دست بکشید و حساب و محاسبه ی روز قیامت را بیاد آورید! اما سربازان وجهی به سخنان حضرت عایشه ننمودند و بر سپاه بصره حملات خویش را ادامه دادند.


حضرت عایشه وقتی دید که آنان به فریادهایش توجهی نمیکنند دست به دعا برداشت و گفت: ای مردم! همگی قاتلان حضرت عثمان و آغاز گران جنگ را نفرین کنید! تمامی اهل بصره با ایشان هم صدا شده و با تضرع و زاری علیه قاتلان حضرت عثمان نفرین و دعا کردند. وقتی حضرت علی رضی الله عنه از این ماجرا با خبر شد او هم دست به دعا برداشته و بر قاتلان حضرت عثمان و طراحان چنین صحنه های تکان دهنده ای نفرین و لعن کردند. توطئه گران همه تلاش خود را برای کشتن حضرت عایشه رضی الله عنه که برای پایان دادن جنگ به سختی تلاش مینمود به کار گرفتند. پس از خاموش شدن آتش جنگ حضرت علی رضی الله عنه وقتی حضرت ام المومنین عایشه ی صدیقه رضی الله عنها را در هودجش صحیح و سالم دید با احترام و اعزاز تمام ایشان را بر شتری دیگری سوار کرده و به پاس احترام ایشان تعدادی از زنان را همراهش به مدینه فرستاد.


با تأملی در واقعه جمل پس از این مختصر به خوبی میتوان دریافت که چه کسانی خواهان وقوع این جنگ و نزاع بین مسلمانان بودند و به راستی چه کسانی از این ماجرا سود بردند؟ با نگاهی کوتاه به جریان جنگ، به خوبی آن دستهای پلید رو میشود، هنگامیکه بدون اجازه حضرت علی رضی الله عنه و حضرت طلحه رضی الله عنه جنگ را شروع کردند و نیز برای شعله ور کردن آتش جنگ، افراد صلح طلب و وحدت طلب را به قتل رساندند. تمامی اینها دلایل روشن و واضحی است که جنگ طلب نه حضرت عایشه و طلحه و زبیر بود و نه حضرت علی مرتضی رضی الله عنهم اجمعین. از سوی دیگر با نگاهی به سخنان و اعمال بزرگان دو سپاه، این واقعیت نیز آشکار میشود که آنها به دنبال پست و مقام ریاست نبوده اند و به محض اطلاع از اشتباهشان فورا استغفار کرده و نادم و پشیمان میشدند.


حضرت ام المومنین عایشه ی صدیقه رضی الله عنها نسبت به سفر خویش به «بصره» که به وقوع جنگ «جمل» انجامید بسیار اظهار ندامت و پشیمانی میکرد و هرگاه به یاد آن واقعه میافتاد به حدی گریه میکرد که چادر و روسریش خیس اشک میشد. حضرت طلحه رضی الله عنه نیز به محض مذاکره با حضرت علی رضی الله عنه و پی بردن به توطئه ای که دشمنان ریخته بودند با رضایت کامل از حضرت علی رضی الله عنه جدا میشود و خود را به خاطر کوتاهی در امر پاسداری حضرت عثمان رضی الله عنه مقصر میداند و میگوید: «خدایا حق عثمان را از من بگیر تا تو راضی شوی». اما حضرت زبیر رضی الله عنه وقتی حضرت علی رضی الله عنه حدیث رسول اکرم صلی الله علیه و سلم را برایش بیان میکند که مگر به یاد نداری رسول الله صلی الله علیه و سلم در مورد جنگ تو با من پبیشگویی کرده و فرموده «ای زبیر! تو بر موضعی اشتباه خواهی بود» حضرت زبیر رضی الله عنه به محض شنیدن این سخن از حضرت علی رضی الله عنه با قلبی راضی از او جدا شده و از حضورش در این نبرد کاملا پشیمان و ناراحت میشود. همانطور که پیشتر اشاره نمودیم حضرت علی رضی الله عنه نیز از حضورش در مقابل حضرت عایشه رضی الله عنها و وقوع چنین جنگی به شدت ناراحت و نگران بود و با ناراحتی میفرمود: «ای کاش بیست سال قبل مرده بودم و شاهد این نبرد نمیبودم». وقتی در مورد کشته شدگان سپاه مقابل از ایشان سوال میکنند میفرماید: «هرکدام از این افراد که دارای قلبی صاف و بدون نفاق بوده باشند وارد بهشت میشوند». فردی در حضور حضرت علی رضی الله عنه در مورد اختلافی بین حضرت علی رضی الله عنه و حضرات طلحه و زبیر رضی الله عنه رخ داده بود سخن میگفت که حضرت علی رضی الله عنه فرمود: در مورد آنها تنها با نیکی یاد کنید و جز خیر بر زبان نیاورید! امیدوارم که من و عثمان و طلحه و زبیر از جمله ی آنهایی باشیم که خداوند در مورد شان فرموده است: «و نزعنا ما فی صدورهم من غل اخوانا علی سرر متقابلین».

نویسنده: محمود تنگلی
صفحه مناسب چاپ
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم

تصویر اتفاقی

مسجد خاتم النبیین در روز مراسم فارغ التحصیلی

مسجد خاتم النبیین در روز مراسم فارغ التحصیلی

استقبال استاد تنگلی بهمراه اهالی عرفان آباد از حضرت شیخ عبدالملک نقشبندی

استقبال استاد تنگلی بهمراه اهالی عرفان آباد از حضرت شیخ عبدالملک نقشبندی


اعضای دارای بیشترین پیام

1 mohammad2
mohammad2
127
2 SAHABI 97
3 sahneh 84
4 elyas 62
5 gapist 48
6 neghab
neghab
25
7 nurahmed 23
8 alten 19
9 emin
emin
15
10 rauf 13

جدول اوقات شرعی