تصاویر جدید




آمار بازدید

آخرین بروز رسانی 1393/07/27 2014/10/19

معاویه رضی الله عنه از ولادت تا وفات

فرستنده ErfanAbad در تاريخ ۱۳۹۰/۹/۱۱ ۲۰:۵۰:۰۰ (3946 بار خوانده شده) چهره های ماندگار
برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.
مقدمه:
با گذشت زمان، هر آنقدر که از زمان رسول الله صلی الله علیه و سلم دورتر میشویم همان قدر شبهات و اغلاط و اسرائیلیات وارد این دین حنیف شده است که جداسازی کذب از حقیقت، کاری بس دشوار و شاق میباشد. اینجاست که عالمان دینی وظیفه ای بس خطیر را عهده دار شده و موظف به بازگو کردن حق و حقیقت میباشند. روایت وقایع مهم تاریخی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و در هر عصر و زمان یکی از دقدقه های عالمان دینی و تاریخ نویسان این بوده که نگاشته های خود را از کتب قدیمی تر و معتبرتری اخذ کرده تا درصد خطای گفته های خویش را به حداقل برسانند. ما نیز در نوشته ی خود این امر مهم را آویزه ی گوشمان کرده و چند سطری در مورد زندگانی امیر المؤمنین خلیفه ی مسلمین حضرت معاویه رضی الله عنه و وقایع مهم عصر آن حضرت، نوشته تا مهر بطلانی باشد بر روایات ضد و نقیضی که در حق این صحابی جلیل الشأن نقل میکنند.

ولادت، نسب، کنیه معاویه رضی الله عنه:
معاویه بن ابی سفیان، طبق روایت صحیح، 5 سال قبل از بعثت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم در مکه مکرمه بدنیا آمد. بعضی از مورّخین نیز 7 سال قبل از بعثت را ذکر کرده اند و عده ایی نیز 13 سال قبل از بعثت را تولد ایشان می دانند. اما قول راجح همان 5 سال قبل از بعثت می باشد. معاویه رضی الله عنه از طایفه معروف قریش می باشد و نسبش به شرح زیر به عبد بن مناف قریشی می رسد.
معاویه بن ابی سفیان صخر بن حرب بن امیه بن عبد شمس به عبد مناف القریشی الاموی. سیوطی نیز همین نسب را از جانب پدری برای ایشان ذکر کرده است. صاحب «الاستیعاب» نسب معاویه رضی الله عنه را از جانب مادرش چنین ذکر می کند: هند بن عتبه بن ربیعه بن عبد شمس بن عبد مناف القریشی. اما در مورد کنیه او تمامی مورّخین در کتب خویش «ابو عبدالرحمن» را ثبت کرده اند و به همان کنیه میان عربها مشهور بوده است.

گرویدن معاویه رضی الله عنه به اسلام:
اکثر مؤرّخین بر این قائلند که معاویه رضی الله عنه همراه پدر، مادر و برادرش روز فتح مکه به اسلام مشرف شده است. ولی واقدی معتقد است که پس از صلح حدیبیه، معاویه رضی الله عنه اسلام را پذیرفته است. اما تا روز فتح مکه مسلمان بودنش را مخفی کرده بود. اما حافظ شمس الدین ذهبی و بعضی دیگر از تاریخ نویسان این قول را از خود معاویه رضی الله عنه نقل می کنند که او در «عمره القضا» مسلمان شده است اما از ترس پدر و مادرش اسلام خویش را تا روز فتح مکه مخفی نموده بود. علامه ابن کثیر از خود معاویه رضی الله عنه نقل می کند که «روی عنه انه قال: اسلمت یوم القضیه و لکن کتمت اسلامی من ابی». یکی از دلایل مسلمان بودنش قبل از فتح مکه این است که ایشان با وجود آنکه یکی از جوانان شجاع و قوی و غیرتمند قریش در جنگهای کفار با مسلمین بود، اما در این غزوات شرکت نمی کرد و در مقابل رسول الله صلی الله علیه و سلم و یارانش شمشیر نمی کشید. معاویه رضی الله عنه در غزوات بدر، احد، خندق و حدیبیه (که مهمترین غزوات مسلمانان با کفار بود) در صف کفار شرکت نجستند.

معاویه رضی الله عنه از دیدگاه رسول اکرم صلی الله علیه و سلم:
معاویه رضی الله عنه پس از اظهار نمودن اسلام خویش در روز فتح مکه، به یکی از نزدیکان و مقربان جناب رسول الله صلی الله علیه و سلم تبدیل شد، تا جایی که در سلک کاتبان وحی الهی درآمد و این بزرگترین شرف و کرامت است، که به جهت آن بسیاری از اوقات خویش را در مصاحبت و همراهی رسول الله صلی الله علیه و سلم بسر می برد.
نقل است که ابوسفیان نیز پس از اسلام آوردن به خاطر علاقه ای که به پیامبر صلی الله علیه و سلم داشت روزی در محضر رسول اکرم صلی الله علیه و سلم حاضر شد و گفت: یا رسول الله من قبل از اسلام آوردن در مقابل مسلمانان صف آرایی می کردم و بر علیه شماها شمشیر می کشیدم، الان مرا دستور بده تا جبران گذشته بکنم و رسول الله در جواب فرمود: بله. سپس ابوسفیان گفت: یا رسول الله، معاویه را نیز برای خدمت خویش قبول فرما و در کار کتابت و نوشتن نامه ها از او بکار بگیر. رسول الله صلی الله علیه وسلم باز فرود: بله. بعد از آن ابوسفیان به خاطر علاقه شدید به رسول اکرم صلی الله علیه و سلم فرمود: یا رسول الله صلی الله علیه و سلم می خواهم دخترم را نیز به عقد خویش در آوری. رسول الله برای خواسته سومی پاسخ منفی داد. چون در آن وقت دختر دیگر ابوسفیان، یعنی «ام حبیبه» را در نکاح داشت و فرمود این برایم حلال نیست.
روایت دیگری وجود دارد که روزی رسول اکرم صلی الله علیه و سلم حضرت ابوبکر رضی الله عنه و حضرت عمر رضی الله عنه را امر فرمود که در مورد مسئله ای با هم مشورت کنند و نتیجه را به رسول الله صلی الله علیه و سلم اطلاع دهند. اما ظاهراً ایشان در این مورد به نتیجه ای نمیرسند. رسول اکرم صلی الله علیه و سلم فرمود : «ادعوا معاویه» معاویه را برای مشورت خویش دعوت کنید و از او نظر خواهی کنید «فانه قوی امین» چرا که ایشان هم توانا هستند و هم امین و امانتدار. یعنی در تفکر و تدبر در سطح بالایی می باشد و در اظهار نظر خیانت نمی کند.
قال ابو مسهر و محمد بن عائز عن صدقه بن خاد، عن وحش بن حرب بن وحشی عن ابیه عن جده، قال: أردف النبی صلی الله علیه و سلم معاویه بن ابی سفیان خلفه فقال: ما یلینی منک؟ قال بطنی. قال: «اللهم أملأه علماً». زاد ابو مسهر او «حلماً». امام ذهبی این حدیث را از ابو مسهر نقل می کند که روزی رسول الله صلی الله علیه و سلم بر مرکبی سوار بودند و معاویه نیز پشت سر رسول الله صلی الله علیه و سلم سوار شده بودند. رسول الله صلی الله علیه و سلم از او پرسید: چه قسمتی از بدن تو به من چسبیده؟ معاویه گفت: شکم (و سینه ام). رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود: خدایا! آن را (سینه اش را) مملو و پر بگردان از علم. ابو مسهر «حلم» را نیز اضافه کرده است. امام بیهقی این حدیث را نقل می کند که روزی رسول الله صلی الله علیه و سلم برای وضو جایی تشریف بردند، معاویه رضی الله عنه نیز به دنبال ایشان رفت و برای آنحضرت آب برد. رسول الله صلی الله علیه و سلم بعد از وضو گرفتن به او نگاه کرد و فرمود: «ان ولیت امراً فاتق الله و اعدل» بر اساس این حدیث می توان به این نتیجه رسید که رسول اکرم صلی الله علیه و سلم می دانست در آینده، معاویه رضی الله عنه صاحب حکومت و خلافت می شود به همین جهت او را سفارش می کند که اگر خلافت و حکومت و اداره امور به شما محول شد، آنگاه نیز از خدا بترس و تقوی را پیشه ی خود ساز، همچنین با عدالت رفتار کن. خود معاویه رضی الله عنه بعد از شنیدن این گفته ی رسول اکرم صلی الله علیه و سلم و احادیث دیگری از ایشان، می فرماید: من همیشه گمان می بردم که به خاطر این سخن رسول الله صلی الله علیه و سلم، مورد آزمایش و امتحان قرار می گیرم و به حکومت و خلافت میرسم.

معاویه رضی الله عنه، استاندار شام:
حضرت عمر رضی الله عنه در زمان خلافتش، یزید بن ابی سفیان، برادر معاویه رضی الله عنه را والی و استاندار شام قرار داده بود. در مورد چگونگی عزل ایشان و نصب معاویه رضی الله عنه، اقوال گوناگونی وجود دارد: طبق روایتی که صاحب «الاستیعاب» از صالح بن الوجیه نقل کرده است: حضرت عمر رضی الله عنه در سال 19 هـ ق نامه ای به یزید بن ابی سفیان می نویسد و به او دستور می دهد که به «قیساریه» حمله کند. یزید نیز به آنجا حمله کرد و آنجا را تحت محاصره درآورد، اما او تخلف کرد و به سوی دمشق برگشت. آن وقت معاویه رضی الله عنه نیز در لشکر بود. معاویه رضی الله عنه برنگشت و بر «قیساریه» حمله برد و آنجا را در شوال 19 هـ ق فتح کرد. و یزید نیز در ذی حجه همان سال در گذشت. سپس حضرت عمر رضی الله عنه پس از مدتی، نامه ای به معاویه رضی الله عنه نوشت و او را استاندار شام قرار داد. اما این نکته را که یزید از فرمان حضرت عمر رضی الله عنه سر پیچی نموده، هیچ کتاب دیگری نقل نکرده است. بلکه باقی مورّخین قائلند که بعد از فوت و در گذشت یزید، حضرت عمر رضی الله عنه تصمیم گرفت که معاویه رضی الله عنه را جانشین قرار دهد. ابن کثیر می گوید: وقتی خبر مرگ یزید به حضرت عمر رضی الله عنه رسید، حضرت عمر رضی الله عنه بلا فاصله معاویه رضی الله عنه را جانشین او قرار داد و بعد از آن برای تسلیت نزد ابی سفیان رفت و فرمود: «أحسن الله عزاک فی یزید، رحمه الله» سپس ابوسفیان سؤال کرد، چه کسی را به جای او والی شام می کنی؟ ای امیرالمؤمنین؟ حضرت عمر جواب داد: برادرش معاویه رضی الله عنه را.

جنگ صفین:
معاویه رضی الله عنه در زمان خلافت حضرت عثمان رضی الله عنه به مدت 12 سال، والی تمام شام بود و توانسته بود در این مدت رضایت مردم را نسبت به خویش جلب نماید. اما پس از شهادت حضرت عثمان رضی الله عنه انگار رب العالمین تصمیم داشت، مسلمین را مورد آزمایش قرار دهد، به همین جهت فتنه و آشوب آغاز شد. معاویه رضی الله عنه معتقد بود که حضرت عثمان رضی الله عنه مظلومانه شهید شده است و نباید در انتقام گرفتن از قاتلین هیچگونه نرمشی به خرج داد. از آن طرف نیز منافقین که از قبل منتظر چنین فرصتی بودند و خوشحال و خرسند از اینکه بین این دو امیر بزرگ، اختلافی ایجاد شود، خود را در میان لشکریان حضرت علی رضی الله عنه پنهان کرده بودند. به دلایلی، حضرت علی رضی الله عنه، تصمیم گرفتند که قاتلین خلیفه ی سوم را تحویل ندهند و همین سبب ایجاد اختلاف بین حضرت علی و معاویه رضی الله عنه گردید. این فرصت طلائی شد برای منافقین، آنها هر روز بر آتش اختلاف می افزودند. علامه ابن کثیر این داستان را اینگونه بیان می کند: حضرت ابومسلم خولانی رضی الله عنه با جمعی از صحابه نزد معاویه رضی الله عنه رفتند و ایشان را به بیعت با حضرت علی رضی الله عنه دعوت دادند، و این گونه معاویه رضی الله عنه را خطاب کردند: آیا می خواهی با علی وارد جنگ شوی؟ چه فکر کرده ایی؟ آیا از نظر علم و فضل با ایشان برابری؟ معاویه رضی الله عنه پاسخ داد: به خدا قسم من چنین تصوری ندارم، و خیلی بهتر از شما می دانم که حضرت علی رضی الله عنه از من افضل است. اما آیا شما نیز این را قبول ندارید که عثمان رضی الله عنه مظلومانه شهید شد؟ من پسر عمویش هستم. به همین جهت برای انتقام خون او و قصاص از قاتلین، از همه حقدارترم. شما نزد حضرت علی بروید و بگویید، اگر قاتلین حضرت عثمان رضی الله عنه را تحویل دهد، امر خلافت را به او میسپارم و همگی با او بیعت می کنیم.
قاتلان حضرت عثمان رضی الله عنه طبق نوشته ی محمد بن جریر در تاریخ خود: «و چون محمد بن ابی بکر برون شد و شکست او را بدانستند، قطیره و حمران، هردوان سکونی و غافقی برجستند، غافقی با پاره آهنی که همراه داشت ضربتی باو زد و مصحف را با پا بزد که بگشت و پیش روی عثمان قرار گرفت و خون بر آن روان شد. سودان بن حمران آمد که ضربت بزند، نایله دختر قرافصه روی وی افتاد و دست خویش را جلوی شمشیر برد و آن را بگرفت که انگشتان دستش بیافتاد و او روی برگردانید و سودان دست به لگن او زد گفت: کفلش گنده است آنگاه عثمان را بزد و بکشت». برخی بر این باورند که مالک اشتر آن حضرت را به شهادت رسانده است. درست است که وی از جمله شورشیانی بود که بر علیه خلیفه ی سوم رضی الله عنه شورش کرده و خانه ی آن حضرت را محاصره نمودند، اما هیچگونه دلیلی دال بر شهادت عثمان رضی الله عنه توسط مالک اشتر در دست موجود نمیباشد. هیأت مذکور نزد حضرت علی رضی الله عنه آمدند و پیغام معاویه رضی الله عنه را رساندند، اما حضرت علی رضی الله عنه به خاطر دلایل موجهی که دردست داشت از تسلیم قاتلان خودداری نمود، و همین سبب شد که اهل شام که همگی گوش به فرمان معاویه رضی الله عنه بودند با حضرت علی بیعت نکردند و اختلاف شروع شود. اما با توجه به همه اینها آن دو بزرگوار، احترام یکدیگر را نگه می داشتند، و هیچکدام برای کسب پست و مقام و ریاست جنگ نمی کردند. بلکه هر یک خود را بر راه صحیح و صواب می دانستند و به خاطر همان جنگ شروع شد. البته نظریه علماء و جمهور اینست که حضرت علی رضی الله عنه در کشمکش بر حق بوده و این خطای اجتهای بوده که از معاویه رضی الله عنه سر زده است.

خلافت معاویه رضی الله عنه:
بعد از شهادت حضرت علی رضی الله عنه و به خلافت رسیدن حضرت حسن رضی الله عنه، ایشان برای بیعت با مردم عراق، به سوی آنجا حرکت کرد. از آن طرف نیز معاویه رضی الله عنه به سمت عراق حرکت کرده بود. حضرت حسن بن علی رضی الله عنه با مشاهده ی فتنه و آشوب و امکان دوباره ریخته شدن خون اصحاب، و با مشاهده ی اختلافات مردم عراق، تصمیم گرفت، امر خلافت را به معاویه رضی الله عنه بسپارد تا از بروز هر گونه اختلاف و خون ریزی جلوگیری به عمل آورد و خود به مدینه بازگشت. معاویه رضی الله عنه به کوفه رفت و مردم همگی با او بیعت کردند. علامه سیوطی می گوید: معاویه رضی الله عنه مجموعاً 20 سال استاندار و 20 سال نیز به عنوان خلیفه و حاکم اسلامی قرار گرفت. ایشان مدت 4 سال در زمان خلافت حضرت عمر رضی الله عنه، 12 سال در زمان خلافت حضرت عثمان، 4 سال در زمان خلافت حضرت علی رضی الله عنه و 6 ماه در زمان خلافت حسن بن علی رضی الله عنه، امیر و والی شام بود. علامه ابن کثیر می فرماید: رسول اکرم صلی الله علیه و سلم در احادیث اشاره فرموده که بعد از من خلافت تا سی سال طول می کشد و سپس به پادشاهی تبدیل می شود. و این مدت 30 سال با خلافت حضرت حسن رضی الله عنه تکمیل شده و معاویه رضی الله عنه اولین پادشاه اسلامی بود و بهترین آنها. معاویه رضی الله عنه خودش می گوید که به خدا هیچ چیزی مرا به سوی کار خلافت نمی کشید مگر همان گفته ی رسول اکرم صلی الله علیه و سلم که به من فرموند: ای معاویه اگر به پادشاهی و خلافت رسیدی، پس نیک و درست باش و به عدل و انصاف رفتار کن. علامه سیوطی قول کعب الأخبار را نقل می کند که فرمود: «لن یملک أحد هذه الاُمَّة ما ملک معاویه» کسی از این امت به اندازه ی معاویه پادشاهی نمی کند. علامه ذهبی میفرماید: اما کعب فوت کرد، قبل از آنکه معاویه رضی الله عنه به خلافت برسد، ولی راست گفت کعب در آنچه نقل کرده بود. به خاطر اینکه معاویه رضی الله عنه 20 سال حکومت کرد و در زمان خودش هیچ احدی با او درگیر نشد و هیچ نزاعی رخ نداد. و آنچه پیش آمد بعد از ایشان، در زمان پسرش یزید بود.

معاويه رضی الله عنه در بستر بیماری
معاویه رضی الله عنه در اواخر عمر به یک بیماری سختی مبتلا گردید که در اثر آن نیز، این مرد علم و تقوی، جهاد و مبارزه و سلطان عادل فوت نمود. در بستر مریضی و هنگام موت به او گفتند: آیا سفارشی نداری؟ فرمودند: «هو الموت لا منجی من الموت و الذی نحاذر بعد الموت أدهی و افظع» این است و گریزی از آن نیست، و چیزی که بعد از مرگ از آن پرهیز داریم، بسیار سخت و رسوا کننده است. ابن کثیر نیز آخرین خطبه ی ایشان را چنین نقل می کند: «ایها الناس! ان زرع قد استحصد و انی قد ولیتکم و لن یلیکم احد خیر منی و انما یلیکم من هو شرّ منی کما کان من ولیکم قبلی خیرا منی» «ای مردم! بعضی از مزارع، زمان برداشت و دروشان رسیده است، من امیر شما بودم، پس از من امیر بهتری نخواهد آمد، هر کس بعد از من امیر شود، از من هم بدتر خواهد بود، همچنان که کسانی که قبل از من بوده اند، بهتر از من بودند».

پرواز به سوی یار و رسیدن به محبوب حجازی
معاویه رضی الله عنه پس از 40 سال خلافت و پادشاهی، درسال 60 هـ ق بر اثر بیماری سختی، از این جهان فانی رخت سفر را بست و به سوی آن معشوق حقیقی و محبوب واقعی شتافت. مورّخان در مورد تاریخ وفات و مدت عمر ایشان اختلاف نظر دارند. طبری قول حارث را نقل میکند که می گوید: طبق خبرهایی که به ما رسیده، معاویه رضی الله عنه شب پنج شنبه، نیمه ی رجب سال 60 هـ ق رحلت نموده و مدت خلافتش 19 سال و 3 ماه و 27 روز میباشد و مدت عمرش طبق قول بعضی ها 75 سال بوده است. علامه سیوطی می گوید: معاویه رضی الله عنه در ماه رجب سال 60 هـ ق در سن 77 سالگی فوت کرده است. در حالی که با خودش مقداری از مو و ناخن های رسول الله صلی الله علیه و سلم را داشت، وصیت کرده بود که در دهان و چشمانش قرار دهند.

نماز جنازه معاویه رضی الله عنه:
أبو ضحاک می گوید: بن قیس الفهری، نماز جنازه ی معاویه رضی الله عنه را خوانده و او را بین باب «حاجیه» و «باب الصغیر» دفن کرده اند.

گردآورنده: احمد کریمی
صفحه مناسب چاپ
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم

تصویر اتفاقی

حضرت الشیخ عبدالملک جان نقشبندی و استاد تنگلی در کتابخانه ی حوزه علمیه عرفانیه عرفان آباد

حضرت الشیخ عبدالملک جان نقشبندی و استاد تنگلی در کتابخانه ی حوزه علمیه عرفانیه عرفان آباد

حضور زنان مشتاق در نماز جمعه

حضور زنان مشتاق در نماز جمعه


اعضای دارای بیشترین پیام

1 mohammad2
mohammad2
127
2 SAHABI 97
3 sahneh 84
4 elyas 62
5 gapist 48
6 neghab
neghab
25
7 nurahmed 23
8 alten 19
9 emin
emin
15
10 rauf 13

جدول اوقات شرعی