تصاویر جدید
آمار بازدید
آخرین بروز رسانی 1395/10/15 2017/01/04

امام محمد شافعی رحمة الله علیه

تصویر کوچک شده
«بسم الله الرحمن الرحمن الرحیم»
شافعی که وی را ناصر حدیث و مجدد القرن الثالث می نامند نامش محمد است وی فرزند ادریس ابن عباس بن عثمان بن شافع و... و کنیه اش ابوعبدالله سومین ائمه اربعه اهل سنت و جماعت می باشد. وی در سال یکصد و پنجاه هجری بعد از وفات ابوحنیفه در شهر غزه واقع در فلسطین اشغالی دیده بجهان گشوده است و ولادتش با روز وفات ابوحنیفه مصادف بوده است. مادر وی دختر عبدالله از قبیله ازد بوده بعضی منابع نیز می گویند که مادر ایشان علوی بوده است. محمّد در کودکی پدرش را از دست داده و مادرش در حالی که آواره ای فلسطینی بیش نبود او را در سن ده سالگی به مکه برد و به تعلیم وی همت گماشت.
وی در پنج سالگی قرآن را آموخت و در هفت سالگی از بر (حفظ) کرد از همان اوائل کودکی آثار نبوغ در پیشانی او آشکار بود سپس در خدمت مسلم فرزند خالد اشقر مفتی مکه به تحصیل پرداخت و در سن 13 سالگی موطا تالیف امام مالک را حفظ کرد سپس آوازه ی دانش و فضیلت امام مالک را که در مدینه طیبه شنید و برای کسب علوم استفاضه به حضور او رفت تا از دست ایشان اجازه ی فتوا گرفت.

آنگاه به مکه مکرمه بازگشت سپس راهی مصر شد و از جانب دانشمندان مصر مورد استقبال قرار گرفت وی مدتی در مصر به تحقیق در آراء و نظرات امام اعظم ابوحنیفه و همچنین نظرات و اجتهادات امام مالک و تلفیق بین آنها پرداخت و غالباً با محمّد بن حسن شیبانی در ارتباط بود آنگاه به بغداد رفت در 168 هجری وی در طول اقامت خود در بغداد با دانشمندان آنجا مجلس بحث و مناظره داشت بالاخص با دو نفر از شاگردان ابوحنیفه با نام ابویوسف متولد 113 متوفی 821 و ابوعبدالله محمّد بن حسن شیبانی متولد 132 متوفی 187 که بیشتر در مورد آراء امام اعظم و نظرات امام مالک و بررسی اختلاف دو مذهب بود در این رابطه امام شافعی به تایید امام مالک و ایشان به تایید امام ابوحنیفه استدلال می کردند و در هر مجلسی ذکاء هوشمندی و درایت کم نظیر امام شافعی بیش از پیش متجلی می گشت امام شافعی با در هم آمیختن رأی قیاس که مذهب ابوحنیفه بود با آراء امام مالک که متکی به حدیث نبوی بود مذهب خود را تدوین و به مسلمانان عرضه کرد و مورد استقبال شایان قرار گرفت پس چندی امام به مصر بازگشت و به نشر و فقاهت اسلامی می پرداخت امام در مصر به تجدید نظر در بعضی از مسایل مذهب خود پرداخت که در کتب فقهیّه به مذهب یا قول جدید امام شافعی و نظرات پیشین او به مذهب یا قول قدیم امام شافعی مشهور است و فقهاء شافعی بیشتر روی مذهب جدید فتوا می دهند.

«بنیانگذار اصول علم فقه»
امام شافعی بنیانگذار علم اصول فقه تألیفات فراوانی داشته است مهمترین آنها ام الکتاب و الرساله می باشد.

«شافعی و ایمان»
گروهی از علمای دین می گویند که ایمان کیفیتی ثابت در وجود آدمی است که کم و زیاد نمی شود و نقصان نمی پذیرد به این عنوان که ایمان اقرار است و اقرار زیادی و کمی ندارد ولی ممکن است آدمی در تصدیق و باور قوی تر یا ضعیف تر باشد چنانکه کیفیت باور رسول اکرم (ص) از هم امت بالاتر است. اما امام شافعی و اصحاب وی می گویند که ایمان زیاد کم می شود و در شرایط مختلف و جریانهای زندگی کثرت و نقصان می پزیرد.

«درس خواندن شافعی جوان در خدمت امام مالک»
امام مالک با وساطت فرماندار مکه پذیرفت که به شافعی جوان درس بدهد. محمّد ضمن تقدیم معرفی و توصیه نامه استادش مسلم بن خالد زنجی به امام مالک گفت خدا خیر و نیکی را به تو عطا فرماید من فرد قریشی و مطلّبی هستم و وضع و حال من چنین است و برای تعلّم حدیث از مکه مشتاقانه به محضر تو شتافته ام. امام مالک تحت تأثیر بیانات شیوا و رقّت بار شافعی یا توصیه نامه مفتی اعظم شهر مکه مسلم بن خالد زنجی یا سیمای فراست آمیز شافعی رنگ و لحن کلماتش به کلّی تغییر کرد و در حالیکه به پیشانی شافعی چشم دوخته بود خطاب به او گفت ای محمّد کاملاً مواظب خود باش و از تمام گناهان پرهیز نما و تقوای خدا را پیشه خود کن و از او خواست تا فردا به مسجد پیامبر بیاید. شافعی مدت هشت ماه در محضر امام مالک سرگرم فرا گرفتن تفسیر آیه ها و احادیث و استنباط احکام اسلامی می شود. در همین مدّت توانست از مقام یک مفتی که در مکه و در محضر مسلم بن خالد زنجی به آن نایل آمده بود به مقام مجتهد در فتوا، در چهارچوب مذهب امام مالک همطراز عبدالرحمن بن قاسم و عبدالرحمن وهب اصحاب امام مالک و هم پایه ابویوسف و محمّد بن حسن در کوفه و بغداد واصل گردید.

«فقه شافعی»
شافعی بعد از اینکه در فقه مدینه و عراق به تحقیق پرداخت و آنها را با هم مقایسه نموده و با طرفداران آنها به بحث نشست مذهبش را در مکه به معرفی افکار عمومی گذاشت و مورد استقبال قرار گرفت و با رفتن به بغداد و مصر در آنجاها هم مذهب وی انتشار یافت و به سبب تغییر محیط و مجتمع مطالبی به فقه خویش اضافه نمود و این تغییر و تبدیل باعث شد که از بعضی نظریات خود عدول کند شافعی در فقه و مذهبش نخست از قرآن برای حکم و تشریع مدد می گرفت و می گفت سنّت پیغمبّر هم به منزله ی قرآن می باشد چون مبین و مفسر آن است و هر گاه حدیثی از نظرش صحیح بود در برابر آن سر تسلیم فرود می آورد و می گفت هرگاه حدیثی صحیح باشد مذهب من آن است وی برای راوی حدیث تمام شرایط را از قبیل راستی درستی دیانت حافظه و غیره را در نظر می گرفت. بعد از قرآن و حدیث به اجماع مسلمین در مسائل فقهی توجّه داشت و برای اجماع هم شرایط و قیودی قائل بود. وی از بدعت نوآوری اکراه داشت به همین جهت علم کلام را دوست نداشت و متکلمان را مستحق ضرب و ملامت می دانست. از صفات بارز امام شافعی اینکه برای علم اصول قواعدی وضع کرد چنانکه رازی می گوید بدان که نسبت شافعی به علم اصول چون نسبت ارسطو به علم منطق و نسبت خلیل بن احمد به علم عروض می باشد.

«شافعی و زبان عرب»
شافعی هر چند عرب زبان بوده و در میان قبایل عرب می زیسته و از فصاحت و بلاغت زیاد برخوردار بوده مدت بیست سال در زبان عربی کار کرده است تا حدی که پیشوا و کارشناس زبان عربی بحساب می آمد. تدریس علوم عربی شافعی هر روز از بالا آمدن آفتاب تا ظهر ادامه داشت. شاگردان کلاسش کودکان یا اشخاص عامی نبودند بلکه همه آنها از بزرگان اهل شعر و لغت به شمار می رفتند امام شافعی فرا گرفتن عربی را بر هر زبان دیگری مقدم می دارد به خاطر اینکه زبان عربی زبان قرآن و زبان پیامبر اکرم (ص) می باشد چنانکه می گوید هر مسلمان موظف است به اندازه توانائی خویش زبان عربی را یاد بگیرد به نظر وی برای کسی که به تکلم زبان عربی قادر باشد صیغه عقد جز به عربی جائز نیست.

«صفات شافعی»
شافعی هیأتی زیبا و قامتی بلند و گردنی برافراشته داشته رنگ پوستش گندمگون بوده و از صدای گیرائی برخوردار بود به طوری که هنگام تلاوت قرآن شنوندگان را به گریه می انداخته از لحاظ لباس صرفه جوئی به خرج می داد انگشتری با این عنوان کفی بالله ثقة لمحمد بن ادریس در انگشت دست چپش می نموده است وی در طب صاحب نظر بوده و در تیراندازی هم مهارت داشته حاضر جواب بوده و از عقل و درک فوق العاده بهره مند بوده چنانکه بشر المریسی می گوید شافعی مردی است که از نصف عقل دنیا برخوردار می باشد در بحث بیشتر به کلیات تمایل داشت تا به امور جزئی دیگر اینکه از نیروی بیان و فصاحت و ایمان محکم و قوت قلب برخوردار بوده به طوری که ابن راهویه او را خطیب العلما نامیده است. شافعی هیچ گاه در رای و نظر خویش تعصب به خرج نمی داد اگر رای صحیح تری از رای اولی که داده بود به نظرش می رسید به آن عمل می نمود و از اولی صرفنظر می کرد. اینست که فقه شافعی به دو بخش قدیم و جدید تقسیم شده است وی در صدور حکم همواره رضای خدا را بر رضایت خویشان و دوستان ترجیح می داد.

«استادان شافعی»
شافعی نخست نزد مسلم بن خالد الزنجی و دیگر استادان مکه به تحصیل پرداخت در سیزده سالگی به مدینه رفت و نزد امام مالک به شاگردی مشغول شد و تا مالک در قید حیات بود ارتباط خویش را با وی قطع نکرد دیگر استادان شافعی در مکه عبارت بودند از سفیان عبینه، سعید بن سالم القراح، داود بن عبدالرحمن العطار و عبدالحمید بن عبدالعزیز و در مدینه هم استادانش به این شرح بودند: مالک بن انس، ابراهیم بن سعد الانصاری، عبدالعزیز بن محمّد الدراوردی، ابراهیم بن یحیی الاسلامی، محمّد بن سعیرابی فدیک، و عبدالله بن نافع الصائغ و در یمن عبارت بودند از: مطرف بن مازن، هشام بن یوسف قاضی صنعاء، عمر بن ابی مسلمه، یحیی بن حسان و در عراق عبارت بودند از محمّد بن حسن، وکیع بن جراح کوفی، ابو حماد بن اسامه کوفی، اسماعیل بن عطیه بصری و عبدالوهاب. می بینیم که استادان شافعی در تخصص متفاوت بودند بعضی از آنها به حدیث و برخی به رای توجه داشتند در میان آنها معتزلی و شیعه هم بودند این تعداد استادان در گسترش فقه و دانش وی تاثیر بسیاری بر جای گذاشتند.

«شاگردان شافعی»
امام همچنانکه استادان زیادی داشت شاگردان زیادی را هم دارا بود. شاگردانش در مکه عبارت بودند از: ابوبکر الحمیدی، ابراهیم بن محمّد بن عباس، ابوبکر محمّد بن ادریس و موسی بن ابی الجارود و شاگردانش در بغداد عبارت بودند از: حسن صباح زعفرانی، حسین بن علی کرابیسی، ابو ثور کلبی و احمد بن محمّد اشعری بصری و نیز شاگرادنش در مصر عبارت بودند از: حرمله بن یحیی البویطی، اسماعیل بن یحیی المزنی محمّد بن عبدالحکم و ربیع بن سلیمان. وقتی که از بن حنبل یکی از برجسته ترین شاگردان شافعی در مورد شافعی سوال کردند، در پاسخ گفت: خداوند با وجود شافعی بر ما منت نهاد کلام قوم را آموخته و کتابهایشان را نوشتیم و پس از اینکه با شافعی مواجه شدم و کلامش را شنیدم فهمیدم که از دیگران علمش بیشتر است شبها و روزها را با وی به سر بردیم اما جز خوبی از او چیزی ندیدم. زعفرانی می گوید هربار که به دیدن شافعی می رفتم احمد بن حنبل را در حضورش مشاهده می نمودم.

«وفات شافعی»
شافعی در مدت حیاتش به بیماری زیادی دچار شد که از میان آنها بیماری بواسیر و خونریزی را می توان نام برد. امام یاقوت در معجم الادباء می گوید که یکی از اصحاب مالک بن انس به نام فتیان با شافعی به گفتگو و مجادله نشست ولی در مذاکره فتیان مغلوب شافعی شد و شافعی را دشنام داد والی مصر، السری بن الحکم البلخی چون از این ماجرا آگاه شد دستور داد تا فتیات را زده و نیز مورد اهانت قرار دهند. عده ای از افراد نادان هم به طرفداری از فتیان وارد جلسه ی درس شافعی شدند و پس از اینکه مردم آنجا را ترک کردند به شافعی هجوم برده و او را به شدت زدند. شافعی به منزل منتقل شد و از شدت جراحات همچنان بستری بود تا به درود حیات گفت وفاتش در شب پنجشنبه بعد از مغرب آخرین شب رجب سال204 اتفاق افتاده در حالی که 54 سال داشت.

«سخنانی از امام شافعی»
کسی که شهوت دنیا بر وی عادت باشد برده ی دنیاداران خواهد بود. آنکه با تو نیکی کند اعتماد ترا جلب خواهد کرد و آنکه بدی نماید پیوندش را با شما قطع می نماید، کسی که دوستش را پنهانی نصیحت کند به احترامش می افزاید و اگر در حضور دیگران وی را اندرز گوید موجبات رسوائیش را فراهم می نماید، پادر میانی زکات جوانمردیهاست، گشاده روئی با عامه مردم دوستان بد را هم به خود می کشاند و ترشروئی دشمنی را بر می انگیزد پس باید راه میانه ای بین گشاده روئی و ترشروئی را برگزید، همنشینی با کسی که از عار و ننگ باکی نداشته باشد موجب رسوائی در روز قیامت خواهد بود، خداوند تبارک و تعالی ترا آزاد آفرید بکوش همچنانکه آفریده شده ای. تمّت و لله الحمد و المنّه.
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
تصویر اتفاقی
حضرت پیر قدس الله سره بهمراه خلیفه ی ایشان استاد یارمحمد آخوند نظری

حضرت پیر قدس الله سره بهمراه خلیفه ی ایشان استاد یارمحمد آخوند نظری

حضور پر شور مردم در این مراسم

حضور پر شور مردم در این مراسم

اعضای دارای بیشترین پیام
1 mohammad2
mohammad2
172
2 elyas 130
3 SAHABI 111
4 sahneh 91
5 gapist 56
6 neghab
neghab
30
7 nurahmed
nurahmed
25
8 alten 21
9 men 19
10 IBB
IBB
19
جدول اوقات شرعی
بج سینه برندسازی گرمایش تابشی تنور گازی