تصاویر جدید
آمار بازدید
آخرین بروز رسانی 1395/10/15 2017/01/04

پر کردن دندان چه حکم دارد؟

تصویر کوچک شده
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمدلله و الصلوة و السلام علی رسول الله و علی آله و صحبه و من والاه.
سؤال: چه می فرمایند علمای اعلام در این مسئله اگر:
1ـ در بین دندان شخص جنب طعام باشد.
2ـ یا در سوراخ دندان آن طعام مانده باشد.
3ـ یا از کدام مواد سوراخ دندان را پر کرده باشد.
در این سه صورت اگر غسل کند از جنابت خارج میشود یا جانب میماند؟

جواب صورت اول: بقای طعام در بین دندان که عبارت از فاصله و فرجه و گشاده گی بین دندانها است در این مسئله از فقهاء سه قول آمده است:
1ـ این طعام مانع غسل شده نمی تواند زیرا که آب یک ماده ی نرم و رقیق و روان است به احتمال غالب تمام دهان را فرا می گیرد.
2ـ اگر از قُطر یک نخود بزرگتر باشد مانع غسل میباشد و در قدر نخود و کمتر از آن اثر ندارد.
3ـ اگر آن طعام از اثر خائیدن سخت و چسبنده و لشم شده باشد مانع غسل میگردد و لو اندک باشد.
جواب صورت دوم: این صورت که عبارت از بودن طعام در سوراخ دندان است و بعداً به نامهای جوف دندان و ثقب دندان و کوه دندان در عبارت فقه و فتاوی می آید و در اصطلاح عامه کرم خورده می گویند که با مسئله اول فرق و امتیاز فوق العاده دارد.
در این صورت از فقهاء چهار قول آمده است و بعد از تطبیق سه قول باقی می ماند:
1ـ جواز غسل که آب یک ماده ی لطیف و رقیق و روان است به احتمال غالب تمام دهان را با جوفهای دندان فرا می گیرد.
2ـ عدم جواز غسل بدون قید و شرط.
3ـ عدم جواز غسل در صورتی که آن طعام صلابت داشته باشد.
4ـ از احتیاط کار گرفته اول ثقب و جوف دندان را خالی نموده بعداً غسل نماید.
این بود فشرده ی اقوال فقهاء که بعداً صورت هر کدام را از عبارات فقه و فتاوی ملاحظه و مطالعه خواهید نمود.
باقی ماند جواب صورت سوم مسئله که عبارت از پر کردن دندان است. انشاءالله در ختام رساله از آن بحث داریم و بالله التوفیق.
اول ـ «رجل اغتسل و بقی بین اسنانه طعام جاز و قال بعضهم ان زاد علی قدر الحمّصة لا یجوز و ان کان علی قدر الحمّصة او اقل یجوز. و قال بعضهم ان کان صلباً ممضوغاً متأکداً لا یجوز». ترجمه: مردی غسل کرد و در بین دندانهایش طعام بود غسلش درست است. برخی از فقهاء گفته اند: اگر آن طعام زیاده از قدر یک نخود باشد غسلش درست نیست. و اگر بقدر یک نخود یا کمتر از آن باشد غسلش درست است. عده دیگری از فقهاء گفته اند: اگر آن طعام سخت و خائیده شده و اجزایش در هم داخل شده (ثابت نمانده) و لشم گشته باشد غسلش درست نیست.
تبصره: سه قول صورت اول از این عبارت محقق دانسته میشود. تنها از لطافت آب در آن چیزی دیده نمیشود. ما این مطلب را از شرح آن از کبیری ص 49 در ترجمه علاوه نمودیم و از عناوین بعدی مکرر از این مطلب بحث میشود.
دوم ـ «فان کان فی طواحنه ثقب و فیها شئ یجب ایصال الماء الیه و فی الفتاوی ان کان بین اسنانه طعام و لم یصل الماء تحته فی الغسل من الجنابة جاز لان الماء شئ لطیف یصل تحته غالبا قال صاحب الخلاصة و به یفتی»
حل لغات: طواحن جمع طاحنه دندانهای کرسی که عموماً ثقب و سوراخ و کرم خوردگی در همین دندانها دیده میشود. ثقب بفتح اول سوراخ و سوراخ کردن و بضم و ضمتین جمع ثقبه به معنی سوراخها.
ترجمه: اگر در دندانهای کرسی شخص جنب سوراخها و در آن سوراخها چیزی رفته بود واجب است رسانیدن آب به آن موضع. و در فتاوی آورده اگر در بین دندانهای شخص جنب طعام بود و در زیر آن آب نمی رسید در غسل جنابت غسلش درست است زیرا که آب یک چیز نرم و رقیق است و به احتمال غالب در زیر آن چیز می رسد. صاحب خلاصة الفتاوی گفته است این قول مفتی به است.
تبصره: چیزیکه از این عبارت دانسته میشود از اینقرار است:
1ـ بین دندان و ثقب دندان فرق داشته. هم من حیث اللغة و هم من حیث الحکم.
2ـ پر بودن دندان مخصوص به طعام نبوده کلمه ی شئ که از انکر نکارات است هر آن چیزی که باعث عدم وصول آب در سوراخ دندان باشد همه را شامل میشود.
3ـ مؤید قول دوم صورت دوم.
4ـ مؤید قول اول صورت اول.
که در صورت ثقب دندان جنب میماند و در صورت بین دندان غسل آن درست است.
سوم ـ «و لو کان سنه مجوفا ای بین اسنانه طعام او دَرَنٌ رطب یجزیه لان الماء لطیف یصل الی کل موضع غالباً کذا فی التجنیس. ثم قال ذکر الصدر الشهید حسام الدّین فی موضع آخر اذا کان فی اسنانه کوات یبقی فیها الطعام لا یجزیه ما لم یخرجه و یجری الماء علیها و فی فتاوی الفضلی و الفقیه ابی اللیث خلاف هذا فالاحتیاط ان یفعل».
حل لغات: درن بفتحتین چرک. کوات جمع کوة مثل قوات جمع قوة بمعنای سوراخ است. در اینجا چون که صیغه ی جمع است، بمعنای سوراخها ترجمه میشود.
ترجمه: اگر دندان شخص جنب مجوف بود یا در بین دندانهای آن طعام یا چرک تر بود غسلش درست است زیرا که آب یک ماده ی رقیق است و به احتمال غالب در همه جا میرسد، چنانچه در کتاب تجنیس است. و از امام حسام الدّین صدر الشهید در دیگر موضع نقل شده که اگر در بین دندانهای شخص جنب سوراخها باشد و در آن طعام مانده باشد، غسلش درست نیست تا آنگاه که آن طعام را کشیده آب را بر آن جاری نکرده باشد. با وصفی که در فتاوی فضلی و فقیه ابواللیث سمرقندی خلاف قول امام صدر الشهید فیصله شده است، اما طریق احتیاط و سلامت، خارج کردن طعام و جریان آب است در آن محل که این را طریق تقوی و احتیاط و احتیاط در فتوی و طریق اتفاق و سلامت نیز می نامند.
تبصره: چیزیکه از این عبارت دانسته میشود از اینقرار است:
1ـ فرق «دندان مجوف» و «بین دندان» که معطوف از معطوف علیه مغایرت دارد، این فرق من حیث اللغة است و اما من حیث الحکم فرقی ندارد و بر خلاف عبارت کبیری می باشد که قبلاً آنرا نقل و شرح نمودیم.
2ـ مؤید قول اول صورت اول و قول اول صورت دوم میباشد که در هر دو صورت مانع غسل نبود.
3ـ طریق نجات احتیاط است.
4ـ در این عبارت که بلفظ «سنه مجوفاً» نقل شد هر چند «و فیه» طعام نیامده اما از قرینه مقام دانسته میشود که اشکال در طعام دندان مجوف است نه در جوف و خلای خالی بلکه دندان مجوف از بین دندانها بیشتر و پیشتر طعام را تعنیه مینماید. تدبر فافهم.
چهارم ـ «و لا یمنع ما علی ظفر صباغ و لا طعام بین اسنانه او فی سنه المجوف. به یفتی. و قیل ان صلبا منع و هو الاصح». ترجمه: منع نمیکند غسل را آنچه بر ناخن رنگریز است از این قبیل منع نمیکند غسل را طعامی که در بین دندانها یا بین دندان مجوف شخص جنب باشد. و به همین قول فتوی است، بعضی گفته اند اگر طعام سخت شده باشد فرضیت غسل را منع میکند و این قول صحیح تر است.
در رد المختار حاشیه در المختار در شرح «به یفتی» که قبلاً ترجمه شد به نقل از خلاصة الفتاوی این افتاء را معلل به اینکه آب چیز لطیف است به احتمال غالب در تحت غذا میرسد تأیید نموده و بعداً در تحقیق مقام چنین ابراز نموده: «و مفاده عدم الجواز اذا علم انه لم یصل الماء تحته قال فی الحلیة و هو اثبت» ترجمه: مفاد این سخن که آب چیز نرم و رقیق است و در تحت طعام دندان مجوف یا طعام فاصله بین دندانها میرسد اینست «غسل جواز ندارد اگر بداند آب در تحت آن غذا نرسیده باشد» و در حلیة گفته است این قول ثابت تر از دگر اقوال است.
از این تحقیق و تقدیر علامه شامی به صراحت دانسته میشود که لطافت آب همچنانکه غالباً مذکور شد یک امر کلی نیست گاهی در تحت طعام نفوذ ندارد عام است که آن طعام صلابت داشته باشد یا نباشد. و بعد از این در تحقیق: «و قیل ان صلبا منع و هو الاصح» چنین تشریح نموده:
«صرح به فی شرح المنیه و قال لامتناع نفوذ الماء مع عدم الضرورة و الحرج و لا یخفی ان هذا التصحیح لا ینافی ما قبله فافهم» ترجمه: در کبیری شرح منیه ص 49 تصریح نموده به اینکه انسان جنب میماند در صورتیکه آن طعام صلابت داشته باشد، زیرا که در این صورت آب نفوذ نمیکند در تحت آن و نه در بودن آن کدام ضرورت است و در دور کردن آن کدام حرج و این قول که به صیغه ی و هو الاصح فیصله شده با قول سابق که به یفتی بود کدام منافات ندارد.
تحقیق این عدم منافات از این قرار است که:
علامه شامی رح قبلاً در شرح «به یفتی» فرموده بود «و مفاده عدم الجواز اذا علم انه لم یصل الماء» در اینجا که صلابت طعم باعث عدم وصول آب میشود کدام منافات در بین این دو قول دیده نمی شود و اگر در جانب به یفتی قید مذکور را نمیگذاشت حتماً منافات داشت که در اصول رسم المفتی «به یفتی» مقدم بر «و هو الاصح» است. این بود اجمال پوشیده در فافهم. والله اعلم.
پنجم ـ «و لو فی اسنانه کوات بقی الطعام فیها هل یجزیه؟ قولان. و الاحتیاط: الاخراج»
ترجمه: و اگر در بین دندانهای شخص جنب سوراخها بود و در بین آن طعام باقی مانده بود، آیا جائز است غسل آن؟ در این مسئله از فقها دو قول آمده است: 1ـ جواز غسل بدون اخراج آن طعام. 2ـ عدم جواز غسل همراه آن طعام.
اما احتیاط در آنست که قبلاً آن طعام را دور سازد و بعداً غسل نماید.
ششم ـ «و کذا الطعام اذا بقی فی اسنانه. ذکر الناطفی ان الطعام یمنع تمام الغسل الا ان یخرج الطعام و یجری الماء علی ذلک الموضع» ترجمه: و همچنین منع نمیکند غسل را اگر در بین دندان شخص جنب طعام باقی مانده باشد. ناطفی رحمة الله علیه گفته است: طعامیکه در دندان باشد، غسل را باز میدارد مگر اینکه آن طعام را خارج نموده، آب را بر آن موضع جاری نماید.
هفتم ـ «و لو کان سنه مجوفا فبقی فیه او بین اسنانه طعام او درن رطب فی انفه، تم غسله علی الاصح. کذا فی الزاهدی و الاحتیاط ان یخرج الطعام عن تجویفه و یجری الماء علیه»
ترجمه: و اگر دندان شخص جنب مجوف بود و یا در بین دندانهای آن طعام مانده بود یا در بینی آن چرک تر بود، در تمام اینصورت بقول اصح غسل آن تمام میشود. همچنین ذکر شده است در زاهدی. اما طریق احتیاط این است که آن طعام را قبلاً از جوف دندان کشیده شود تا اینکه آب را بر آن محل جاری نماید.
هشتم ـ «و اذا اغتسل من الجنابه و بقی بین اسنانه طعام فلم یصل الماء تحته جاز لان ما بین الاسنان رطب فلا یمنع وصول الماء الی ما تحته. و فی المضمرات: و به یفتی، و ذکر الناطفی فی واقعاته انه لا یجزیه ما لم یقلع ذلک الطعام و یجری الماء علیه» ترجمه: و هرگاه غسل نمود شخصی از جنابت و باقی ماند بین دندانهای آن طعام، پس نرسید آب در زیر آن غسلش درست است زیرا که ما بین دندانها تر است پس منع نمیکند آن طعام وصول آب را در تحتش. و در مضمرات آورده که فتوی بهمین قول است. امام ناطفی (رح) در واقعات خود آورده: غسل این نوع شخص آنگاه درست میشود که آن طعام را دور ساخته آب را در موضعش جاری نماید.
تنبیه: تنوین طعام در اینجا برای تحقیر است یعنی طعام ناچیز که باعث عدم نفوذ آب شده نتواند و اگر از کثرت و صلابت باعث عدم وصول آب شد در این وقت تنوین برای تکثیر است. تدبر
نهم ـ «ان قیل ای جنب توضأ و تمضمض و استنشق و افاض الماء علی بدنه ثلاثاً و لا یکون طاهراً بل هو جنب مع انه لم یخرج منه بعد الاغتسال منی؟ فالجواب انه رجل فی اسنانه کوات یبقی فیها الطعام فلم یصل الماء الی تحته فی المضمضة قال بعض مشائخنا و الناس عنها غافلون» ترجمه: اگر گفته شود کدام شخص است در غسل جنابت دهان و بینی اش را شسته و در تمام بدنش آب پاک را سه مرتبه رسانیده و بعد از اکمال غسل منی هم عود نکرده باز هم جنب است؟ جواب: این شخصی است که در دندانهایش سوراخها بوده و در آن سوراخها طعام باقی می مانده که آب در تحت آن طعام نمی رسیده است در وقت شستن دهان به اندازه ای که بعضی مشائخ فرموده است مردم از این مسئله در غفلت مانده اند.
تنبیه: در ذخائر اشرفیه قول صاحب تجنیس و ناطفی و امام صدر الشهید نیز موجود بود ما از نقل آنها جهت تکرار مرام منصرف شده تنها از الفاظ خود آن استشهاد آوردیم.
دهم ـ «و ان کان فی طواحنه ثقب فیها شئ یجب ایصال الماء الیه. و قال بعضهم ان کان صلباً ممضوغاً متأکداً بحیث تداخلت اجزاؤه و صارت له لزوجة کالعجین لا یجوز غسله قلَّ او کثر و هو الاصح لامتناع نفوذ الماء مع عدم الضرورة و الحرج.
تنبیه لهم: سُئِلَ ابی و استاذی المرحوم عن غسل نساء الهند فی زماننا حیث یمضغن العلک فی اسنانهن فیبقی ذالک ما بین اسنانهن و یکون له صلابة و لزوجة بحیث یمنع وصول الماء تحته؟
فاجاب رحمة الله تعالی بانه لا یجوز لان ایصال الماء الی کل جزء فرض نعم لو بقی شئ من العلک بحیث لا یمنع وصول الماء تحته یجوز البته و هو ظاهر من الفروع المذکورة فتنبه فان الناس عنه غافلون» ترجمه: و اگر در دندانهای کرسی شخص جنب سوراخ باشد و در آن چیزی مانده باشد واجب است رسانیدن آب به آن سوراخ. برخی از فقهاء گفته اند اگر آن چیز سخت و خائیده شده و چسبنده باشد که اجزایش در هم داخل شده و لشم شده باشد مانند خمیر در اینصورت غسل آن درست نیست برابر است که آن چیز کم باشد یا بسیار و این قول صحیح ترین اقوال است، از جهت آنکه نفوذ آب را در آن محل منع میکند.
علامه لکهنوی چند سطر بعدتر یک فیصله پدرش علامه عبدالحلیم محشی نورالانوار «قمر الاقمار» را برای اشخاصیکه از این حالت نجات نیافته اند تنبیه نموده میگوید: پرسیده شد از پدرم و استادم از غسل زنهای هند معاصر مؤلف که ساجق میخایند و در بین دندانهای شان از آن ساجق باقی میماند در حالیکه این ساجق ها صلابت و لزوجت دارد و از وصول آب در تحت آن مانع میگردد؟ جواب: غسل آنها درست نیست زیرا که رسانیدن آب در تمام اجزاء بدن فرض است مگر اینکه مقدار ناچیزی از آن ساجق باقی مانده باشد و باعث عدم وصول آب نشود و این یک مسئله واضح است از فروعات متذکره «مسئله ثقب طواحن و بین دندان» پس بیدار باش که مردم از این مسئله غافل مانده اند.
یازدهم ـ علامه لکهنوی در تألیف دیگرش مجموعة الفتاوی در ماده ای بنا مسی که زنان هند در عصر آن جهت آرایش دندان از آن کار میگرفتند بعد از تحقیق و تدقیق مزید چنین فیصله میکند: اگر جرم مسی در دندان بسیار ریخته شده است و منجمد گردیده که مانع نفوذ و وصول آب تا جسم دندان شده، غسل او نخواهد گردید.
دوازدهم ـ «رجل اغتسل و بین اسنانه فُرجَهُ و تأکد فیه طعام لا یصل الماء الیه لا یجوز ما لم یخرج و یجری علیه الماء» ترجمه: شخصی غسل کرد و بین دندانهای آن گشادگی بود و در آن طعام سخت شده بود که باعث عدم وصول آب میگردد تا آنگاه که آن طعام را دور ساخته آب را بر آن محل جاری نسازد غسل آن درست نمی باشد.
سیزدهم ـ بود طعامی میانه ی دندان * آب جاری نگشت در ته آن * گفت از ملتقط خزانه چون * نیست جایز ار نگردد بیرون * بعد بیرون شدن کند جاری * آب را بر آن محل باری * چون زتجنیس ذکر کرد جواز * مگذاری تو بر خلاف نماز.
نتائج اقوال گذشته
خواننده ی محترم و گرامی! تمام شما میدانید که مسئله ی حق در موضع خلاف بر جانب همه نمی باشد. زیرا که حق متعدد نمی شود. اکنون در کار است که پیرامون اقوال گذشته تدقیق شود.
در سابق دو مسئله تحت بحث قرار گرفته بود:
1ـ طعام بین دندانها. یعنی فرجه ها و گشادگیهای بین دو دندان.
2ـ طعام جوف دندان که به اصطلاح عامه به کرم خوردگی تعبیر می شود که عبارت از سوراخ داخل دندان میباشد و قبلاً در عبارات عربی بنامهای ثقب و جوف و کوة ترجمه و تحلیل شد.
هر چند موضع بحث این رساله همین نوع دوم میباشد.
1ـ چونکه در منابع و مأخذ هر دو مسئله قبلی در یک عبارت گاهی در تحت یک حکم و گاهی در تحت دو حکم فیصله شده بود، روی این مشکل تجزیه عبارت در عنوان المرام خلل پذیر بود.
2ـ در جانب سؤال مقدم ذکر شده بود.
3ـ ایراد آن جهت فرق بین المسئلتین مفید بود، من بعد پیرامون آن بحثی نداریم.
اما فیصله ی مسئله دوم و سوم از این قرار است:
1ـ از قول یک تعداد فقهاء بدون کدام قید و شرط دانسته شد که طعام جوف دندان مانع غسل میگردد.
2ـ از قول یک تعداد دیگر فقهاء چنین تصریح شده بود که احتیاط در وقت غسل، دور ساختن آن طعام است از دندان.
3ـ از قول عده ی دیگر چنین بر می آید که آب یک ماده ی نرم و رقیق و روان است به احتمال غالب در تحت همان طعام میرسد.
خاتم المحققین علامه شامی رحمه الله مفاد این قول را چنین تصریح نموده بود که در صورت عدم وصول آب در تحت آن طعام باین قول هم جنابت باقی میماند.
مقررات اصول فقهی از اینقرار است، هرگاه کدام حکم دائر در بین جواز و عدم جواز باشد، ترجیح عدم جواز آن است که در اینجا عدم صحت غسل است. انسان چه میداند که طعام جوف دندان آن چه اندازه صلابت دارد تا کدام اندازه ی آن مانع وصول آب میگردد؟
جواب از مسئله سوم:
سؤال ـ بعد از روی کار آمدن طب جدید معمول است که جوف دندان را از کدام ماده ی با صلابت پر میکنند و این ماده سالها در ثقب دندان باقی میماند به اندازه ای که مثل دندان قدیم و اصیل میشود فشار و ضرر قبلی را که در وقت تناول غذا متحمل میشد قطعاً بر طرف میسازد. آیا این مسئله در کتب فقه و فتاوی کدام جزئیه دارد؟ و در صورت ضرورت و حرج چه حکم دارد؟ و اگر با وضو پر کرده شود حکم آن از چه قرار است؟
جواب قبلاً گفته شد، غذائیکه در جوف دندان مانده است اگر صلابت داشته باشد مانع غسل میگردد. ماده ای که برای پر کردن دندان از آن کار گرفته می شود سالها دوام پیدا میکند و از تمام انواع طعام صلابت فوق العاده دارد و برای عدم نفوذ آب بهترین وسیله می باشد. و اگر کسی به این اندیشه و خیال باشد که قیاس پر کردن دندان با طعام مع الفارق است! باید بداند که غایة و غرض از این بحث و فحص عدم وصول آب است در جوف دندان. و مسئله صلابت طعام عین همین مدعی است. بر علاوه که در عبارت کبیری و سعایة در بدل طعام «شئ» ذکر شده بود که صلابت این شئ صد چند از آن شئ مستحکمتر خواهد بود. بنابر این مسئله عدم وصول آب نظر به صلابت و رخاوت طعام بهترین جزئیه است که در کتاب فقه و فتاوی از آن بحث و تحقیق و تدقیق شده است.
باقی مانده چند مسئله ی دیگر:
1ـ ضرورت و حرج: این مسئله را قبلاً به نقل از عبارت کبیری و غیره آن جواب دادیم. در آنها بر عکس دیگر اقوال در بدل طعام شئ ذکر شده بود، بنابر این هر ماده ای که در عدم نفوذ آب اثر داشته باشد در قید این شئ باقی می ماند تا ماده ی معمول در طب جدید.
تعریف ضرورت این نیست که هر کس خود سرانه دلخواهش را ضرورت نام کند بلکه تعریف آن از اینقرار است: «الضرورة مشتقة من الضرر و هو النازل مما لا مدفع له» ترجمه: ضرورت کلمه ایست که از ضرر گرفته شده است و آن چیزیست بعد از اینکه نازل شد دافع ندارد. ببین تفاوت کار از کجاست تا به کجا.
علاج این به پر ناکردن دندان مجوف میشود و به کشیدن دندان میشود که در طول تاریخ این سنت علاج دندان بوده. با وصف رفاهیت دیگر که در این عصر در بدل آن از چندین مواد دندان ساخته میشود و اگر بعد از پر کردن دور شدن آنرا حرج میدانند باید بدانند، کدام معالج که آنرا پر میکند دور هم کرده میتواند و الا کشیدن آن بهترین حل النزاع است. چنانچه برای علاج بعضی امراض کلیوی و خراشه مستدام زبان و ذات الجنب.... عموم دندانها را به امر دکتر معالج میکشند. چه میشود که جهت نجات آخرت دندان معلولش را بفرمان شریعت بکشد.
و اگر کشیدن دندانی را در راه خدا قبول ندارد قطع دست و قصاص و سنگسار را چگونه قبول خواهد نمود و اگر این را حرج میداند غسل زن متحیره را در هر نماز و روزه داشتن را در شدت تموس (گرمای تابستان) و سر دادن در راه اعلاء کلمة الله را چه خواهد گفت.
2ـ در حالت پر کردن دندان با طهارت باشد؟
چه عجب مسئله ای نمی دانم که این مسئله را از کدام بحث کتاب الطهارة و از کدام جزئیه فقه بدست آورده اند و اگر این مسئله همچنان قبول کرده شود باید شخصی که طعام با صلابت خورده و در وقت تناول غذا با طهارت بوده بعد از اینکه از آن طعام به دندانش میماند باید که باعث عدم صحت غسل آن نگردد زیرا که در وقت پر شدن دندان با طهارت بوده در حالیکه صلابت و عدم صلابت غذا را مکرراً از اقوال فقهاء قبلاً ملاحظه نمودید و در هیچکدام آنها گفته نشده بود اگر در وقت فرو رفتن غذا وضو داشته باشد بعداً مانع غسل نمیگردد.
3ـ قیاس این مسئله با مسئله ی ترکیده گی پای که در آن دواء نهاده شود یک قیاس مع الفارق است زیرا که این مسئله از خود جزئیه دارد قیاسش از دیگر مورد دور رفتن از مطلب است.
4ـ پوش دادن دندان است، این فعل نامشروع عامل دیگریست جهت عدم نفوذ آب در تحت پوش که دندان پوشدار همیشه از سیلان آب خشک میماند. الغرض پر کردن از پوش دادن بدتر و پوشدادن از پر کردن بدتر جنب ماندن از هر دو بدتر. گرچه در گوش نیاید گفته کس* از رسولان بلاغ باشد و بس. فنقول العالم التقی یقف حیث تقف الادلة.
تمت الرسالة.
10 عقرب 1374هـ ش = 9 جمادی الاولی 1415 هـ ق
ابوالاسفار علی محمد البلخی
گذر قرغان ـ مزار شریف افغانستان
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
تصویر اتفاقی
خادمین و مسئولین پذیرایی

خادمین و مسئولین پذیرایی

سنگ مزار حضرت شاه نقشبند قدس سره

سنگ مزار حضرت شاه نقشبند قدس سره

اعضای دارای بیشترین پیام
1 mohammad2
mohammad2
172
2 elyas 130
3 SAHABI 111
4 sahneh 91
5 gapist 56
6 neghab
neghab
30
7 nurahmed
nurahmed
25
8 alten 21
9 men 19
10 IBB
IBB
19
جدول اوقات شرعی