تصاویر جدید
آمار بازدید
آخرین بروز رسانی 1395/10/15 2017/01/04

فتح المجید الکریم فی تشریح بسم الله الرحمن الرحیم

تصویر کوچک شده
بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحِیمِ
ترجمه: به نام خداوند بسیار بخشنده و بسیار مهربان
تجزیه: (البا) حرف دوم از الفبای عربی و نیز حرف دوم از الفبای فارسی و همچنین حرف دوم از ابجد و آنرا (با) و (باءِ) و (بی) خوانند.
(إسم) اسم جامد است از نوع ثلاثی مجرد، که نزد بصریان معتل اللام است مشتق از (سُمُو) بمعنای عُلُو (بلندی) و نزد کوفیان معتلّ الفاء است مشتق از (وَسِم) بمعنای علامت و نشان جمع آن (اَسماء) و (اَسماوات) و جمع جمع آن (اَسامِی) و (آسام) می آید.
(الله) سیبویه و جمهور اهل لغت می گویند:

لفظ (الله) جامد است یعنی همچنانکه ذات او (لَم یَلِد وَ لَم یُولَد) (1) است اسم او نیز چیزی نزاده و از چیزی زاده نشده است. ولی بعضی می گویند: مشتق است و در این مورد اقوال زیادی است که یکی از آنها این است. (الله) از أَلِهَ یَألَهُ أَلهاً مشتق است که به معنای متحیّر شدن می آید. زیرا عقول مردم درباره ی قدرت و صفات او متحیراند.

(اَل) حرف تعریف است.
کلمه ی (اَل) از سه حالت جدا نیست. گاه حرف تعریف بود (2) و گاه اسم موصول بود بمعنای الذی و دیگر موصولات، و آن بر اسم فاعل و مفعول در آید به شرط آنکه معنی عهد(3) ندهد. اما چنانچه در اسم فاعل و مفعول معنی عهد دهد اسم موصول نبوده و حرف تعریف می گردد.
تنبیه: کلمه ی (ال) اگر بر صفت مشبه یا اسم تفضیل یا صیغه های مبالغه داخل شود حرف تعریف است.
و گاه اَل زائد بود و آن نیز بر دو قسم است، لازم و غیر لازم (4)
(رَحمن) اسمی است مشتق از کلمه (رَحمَةً) که آن مصدر باب چهارم است (رَحِمَ یَرحَمُ)
(رحمن) را می توان در دو صیغه ی صفت مشبه و صیغه ی مبالغه استعمال نمود
بنا بر قول اول بمعنای بخشنده (عفو کننده) و مهربان (با مهر و محبّت) می آید
و بنا بر قول دوم بمعنای (بسیار بخشنده) و (بسیار مهربان) می آید
(اَلرَّحِیم) همچون (الرحمن) است در اشتقاق و صیغه و همچنین در معنا

(تشریح)
مصنف علیه الرحمة کتاب خودشان را با تسمیه آغاز نمودند به دو علّت:
1ـ با اتّباع و پیروی نمودن از قرآن و کتب سلف صالحین که با تسمیه شروع
گشته اند.
2 ـ تا بر حدیث (کُلُّ أَمرٍ ذِی بالٍ لَم یُبدَأُ فِیه بِاسمِ اللهِ فَهُوَ أَقطَعُ وَ أَبتَرُ) (5) عمل شده و کتابش پر خیر و برکت گردد.
اختلاف سیبویه و مبرد در کسره ی (باء)
در کسره ی (باء) سیبویه میگوید:
چون عمل (باء) همیشه جر است آنرا مکسور نمودند تا اینکه با عملش مطابق شود.
مبرد میگوید:
کسر (باء) بجهت آنست که (باء) از ذوات الیاء است، در اصل (بی) بوده (یاء) حذف شده، کسر که مناسب (یاء) بود باقی مانده است.

در معنای (باء) محقّقین از دانشمندان علم و ادب اتّفاق دارند که معنای حقیقی (باء) جارّه الصاق (اتصال) است. یعنی أُصَنِّفُ بِاتّصال اسم الله الرحمن الرحیم (6)
ولی در معنای مجازی آن اختلاف نمودند.
برخی گفته اند (باء) در تسمیه بمعنای مصاحبه (همراه شدن) است.
یعنی: أُصَنِّفُ بمصاحبة اسم الله الرحمن الرحیم (7)
و عده ای فرموده اند (باء) در تسمیه بمعنای استعانة (کمک طلب کردن) اولی و ارجح است.
یعنی: أُصَنِّفُ بِاستِعانة اسم الله الرحمن الرحیم (8)
و بعض دیگر اظهار داشته اند که (باء) در تسمیه بمعنای تَبَرُّک (برکت جستن) است.
یعنی أُصَنِّفُ بِتَبَرُّکِ اسم الله الرحمن الرحیم (9)
در هر صورت حاصل مطلب چنین است که استعمال (باء جارّه) در معنای الصاق حقیقت، و در هر یک از معانی مصاحبة، استعانة و تبرک مجاز است.

سقوط همزه ی (اسم) در تلفظ و کتابت؟
چون قانون همزه ی وصل در وسط آنست که در تلفظ ساقط شود و در کتابت ثابت بماند ممکن است در (بسم الله) اشکالی بنظر رسد که همزه ی وصل در کتابت نیز ساقط شده است.
در جواب خواهیم گفت:
که بسم الله در کتابت فوق العاده کثرت دارد و چون کثرت مقتضی تخفیف است همزه ی وصل بجهت حصول تخفیف در کتابت ساقط شد.
این ویژگی با نظر اجماع صحابه (رضی الله عنه) فقط منحصر به (بسم الله) است که (باء) با (سین) متصل شده و در کتابت ساقط گردیده است. در حالی که در مواضع دیگر همزه ی لفظ (اسم) در کتابت حذف نمی گردد
مانند: اِقرَأ باسمِ رَبِّکَ، سَبِّحِ اسمَ رَبِّکَ
جار و مجرور در بسم الله متعلِّق به فعل خاص (10) محذوف است. محذوف فعلی است که مناسب با مقام باشد مثلاً در مقام سخن گفتن متعلِّق به أَتَکَلَّمُ، در مقام نوشتن متعلِّق به ءُأَلِّفُ، در مقام خوردن أًءکُلُ، در مقام نوشیدن أَشرَبُ در هنگام خواب أَنُومُ و در هنگام برخواستن أَقُومُ است.
متعلَّق را می بایست بعد از بسم الله در تقدیر گرفت تا از باب
(تَقدِیمُ ما هُوَ حَقُّهُ التَّأخِیر) مفید حصر و اختصاص باشد.

در اصل لفظ جلاله ی (الله) اختلاف است،
نزد امام اعظم (رحمة الله علیه) بر اصل خود است زیرا که در ذات او تعالی تغیُّر نیست پس در لفظ اسم ذات او هم تغیُّر نباید کرد
و نزد سیبویه بر اصل خود نیست و در این مقام سه اصل بیان نموده است.
اول آنکه اصل آن (اَلاِله) بوده همزه ی دوم را بقاعده یَسَلُ (11) حذف کردند و لام (ال) در لام عین الفعل جهت اجتماع جنسین ادغام گشت اَلله شد.
و دوم آنکه اصل آن اِلاَه بوده همزه را حذف کردند برخلاف قیاس، و بعوض آن الف و لام در آوردند اَللَاه گردید دو لام جمع شدند اول را در ثانی ادغام کردند (اَلله) شد
و سوم آنکه اصل آن (لاه) بوده پس الف و لام زائد لازم غیر عوضی که برای تفخیم و تعظیم است به آن اضافه گردید اَللاه شد و پس از ادغام بصورت اَلله درآمد.
و همین قول ارجح است
در هر صورت از صُوَر مذکور نکته ی قابل تأَمّل، اضافه گردیدن یکی از لام های لفظ (الله) است که در کتابت سه لام و در تلفظ دو لام موجود است.
برایش می توان دلائلی ذکر نمود، از آن جمله است:

1ـ اگر بر لفظ (الله) لام اضافه نمی گردید به شکل (اَلّه) در می آمد، که در این حال در صورت عدم اعراب مشابهت پیدا می کرد با لفظ اِله به همین سبب اضافه شدن لام علّت گردید برای فوق نهادن بین لفظ (اَلله) با لفظ (اِله) همچنانیکه اضافه شدن (واو) علّت گردید برای فرق نهادن بین لفظ (عُمَر) با لفظ (عَمرو) و اضافه شدن (الف) علّت گردید برای فرق نهادن بین (واو) عاطفه با (واو) جمع در مثل: حضروا قتل زیدٍ
2 ـ در لفظ جلاله لام از حروف زوائد (12) برای تزئین درآمده است. زیرا که لفظ الله با همراه داشتن سه لام مزیَّن تر است از لفظ اَلّه که در خُور دو لام است.
3ـ بنا به قول سوم از اقوال سیبویه که اصلش (لاه) بود پس از درآمدن الف و لام اَلله می گردد چون کلمه ی (لام) در لفظ (لاه) از حروف شمسیه است.
پس همانند کلمه ی شمس که پس از درآمدن الف و لام اَلشَّمس می گردد، کلمه ی (لاه) نیز پس از درآمدن الف و لام در اول اَلله می گردد.
و این قول از اقوال سه گانه ضعیف است.

در صیغه و کیفیّت (رَحمن) و (رَحِیم) سیبویه و عدّه ای از محقّقین ادبی تصریح کرده اند که:
این دو لفظ نمی توانند صفة مشبه باشند بلکه صیغه ی مبالغه هستند، بجهت آنکه اگر صفت مشبه باشند با قاعده ی معروفه در باب صفات مشبه که باید از فعل لازم اشتقاق شوند منافات دارد، زیرا مشتق منه این دو لفظ که رَحِمَ ـ یَرحَمُ بوده متعدی است نه لازم!
امّا عدّه ای دیگر از اهل فن اذعان داشته اند که:
این دو لفظ علاوه بر صیغه ی مبالغه بودن صفت مشبه نیز می توانند باشند و از اشکال بقاعده ی مذبور دو جواب داده اند:
1ـ میگویند مشتق منه متعدی رَحِمَ (بکسر عین) به مشتق منه لازم رَحُمَ (مضموم العین) نقل شده و این دو لفظ را از رَحُمَ مضموم العین اشتقاق نمودیم.
2ـ ممکن است فعل متعدی بمنزله ی لازم فرض شده باشد
با این دو جواب اشکال مذکور رفع خواهد شد، علاوه بر این بودن این دو لفظ از صفات مشبه انسب بمقام است از جهت دلالت نمودن آندو در این فرض بر ثبوت و استمرار نه حدوث چنانکه صیغه مبالغه بر حدوث دلالت دارد نه بر ثبوت!

قرآن مشتمل بر 114 سوره و یک آیه و آن هم بسم الله الرحمن الرحیم است. تسمیه را جُز در سوره ی نمل نمی توان جزئی از فاتحه یا سوره های دیگر تلقّی نمود بلکه آیه ای مستقل حد فاصل بین دو سوره قرار دارد. از ابن عبّاس (رضی الله عنه) (13) روایت شده است که فرمود: رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) نمی دانستند که چگونه میان سوره ها فاصله قرار داده و آنها را از هم جدا کنند، تا آن که بسم الله الرحمن الرحیم بر ایشان نازل شد.
احترام آن همانند قرآن مجید واجب است و بدون وضوء دست زدن به آن نیز جائز نمی باشد. خواندن بسم الله به صورت تلاوت در حال جنابت و حیض و نفاس قبل از انجام غسل جایز نیست، ولی گفتن آن بصورت دعا در آغاز هر کار مانند خوردن، نوشیدن و غیره جایز است.
لذا استناداً بر اینکه بسم الله الرحمن الرحیم (سوای بسملة سوره نحل) یک آیت از قرآن کریم است، اما جزء هیچکدام از سوره ها نیست در ختم قرآن مجید در نماز تراویح ماه مبارک رمضان لازم است که بسملة در اول یکی از سوره ها جهراً قرائت شود تا ختم ناقص نماند. بهتر است در ابتدای سوره فاتحه جهراً قرائت نشود.
قد صرَّحوا ان ختم القرآن بجمیع اجزائه فی التراویح مرة سنة مؤکدة، حتی لو ترک آیة منه لم یخرج عن العهدة، و قد ثبت ان البسملة ایضا آیة منه علی الاصح، فیستخرج منه انه لو قرأ تمام القرآن فی التراویح، و لم یقرأ البسملة فی ابتداء سورة من السور سوی ما فی سورة النمل، لم یخرج عن عهدة السنیة، و لو قرأها الامام سِرّاً خرج عن عهدة السنیة، لکن لم یخرج المقتدون عن العهدة، و به افتیت حین سئلت فی سنة اربع و ثمانین بعد الالف و المأتین من الهجرة عن هذه المسألة، و قد افتی به ابی و استاذی نور الله مرقده مرات و کرات و صرح به قمر الاقمار لنور الانوار. مجموعه رسائل اللکنوی ـ احکام القنطرة فی احکام البسملة ص 71 و 103


نویسنده: اسماعیل آموت
______________________________
(1)ـ خداوند فرزندی نزاده است و از کسی زاده نشده است.
(2)ـ (أَل المُعَرِّفَه) هی اشهر انواع (اَل) و اکثرها استعمالاً، فاذا ذکرت (أَل) فی الکلام مطلقة (ای لم یذکر معها ما یدل علی نوعها) کان المراد منها (أَل) المعرفه أَمّا اذا اُریدَ غیرها فلا بد من التقیید و ترک الاطلاق فیقال (أَل) الموصولة او (أَل) الزائده. واختلف فی (أَل) اَهی کلها تعرف ام اللام وحدها ام الهمزه وحدها والرأی الاشهر انها کلها هی حرف التعریف.
(3)ـ (أَل العهدیّه) اما للعهد الذکری، و هی ما سبق لمصحوبها ذکر فی الکلام نحو (نزل مطر فَأَنعَشَ المطر ارضَنا) و اما للعهد الحضوری، و هو ما یکون مصحوبها حاضراً وقت الکلام نحو (سیحضُرُ معلّمی الیوم) ای الیوم الحاضر الذی نحن فیه و اما للعهد الذهنی و هی ما یکون مصحوبها معهوداً فی الذهن، فینصرف الفکر الیه بمجرّد النطق به نحو: (هل ذهبت الی الجامعة).
(4)ـ لازم مانند لام اول در لفظ الله النضر والنعمان واللات والعزی و غیر لازم مانند الحارث والیزید.
(5)ـ هر کار مهم و شایسته ای که با نام خدا آغاز نشود آن کار از خیر و برکت قطع و بریده خواهد بود.
(6)ـ تصنیف می نمایم با متّصل شدن به اسم الله که بسیار بخشنده است و بسیار مهربان. (حقیقة)
(7)ـ تصنیف می نمایم با همراه شدن به اسم الله که بسیار بخشند است و بسیار مهربان. (مجاز)
(8)ـ تصنیف می نمایم با کمک طلب کردن از اسم الله که بسیار بخشنده است و بسیار مهربان (مجاز)
(9)ـ تصنیف می نمایم با برکت جستن از اسم الله که بسیار بخشنده است و بسیار مهربان (مجاز)
(10)ـ افعال خاص فعل هایی هستند که غیر از افعال عام باشند فعل های عام عبارتند از: کان ـ ثبت ـ استقر ـ وُجِدَ ـ حصل ـ وقع و مشتقّات آنها
(11)ـ قاعده ی یَسَلُ: اگر همزه ی متحرکه بعد از حرف ساکن غیر مده زائده واقع شود پس از نقل حرکت همزه به ماقبل همزه جوازاً حذف می شود مانند یَسَلُ (که در اصل) یَسأَلُ بوده است و قَدفلَحَ (که در اصل) قَد أفلَحَ بوده است و همچنین اگر همزه ی متحرکه غیر یای تصغیر واقع شود پس از تقابل حرکت همزه به ماقبل همزه جوازاً حذف می شود مانند وَ یَرمِیخاه (که در اصل) وَ یَرمِی أَخاه بوده است.
(12)ـ حروف الزوائد عَشَرَةٌ (السین والهمزة واللاّم والتاء والمیم والواو والنون والیاء والهاء والالف) تجمعها (سَأَلتُمُونِیها)
(13)ـ نقل عن ابن عباس ان النبی صَلَّی الله علیه و سلّم کان لا یعرف ختم سوره و لا ابتداء اخری حتّی نزل علیه جبرئیل (علیه السلام) ببسم الله الرحمن الرحیم فی اول کل سورة ـ (رواه ابودود والحاکم).
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
تصویر اتفاقی
مسجد الحرام و بیت الله شریف

مسجد الحرام و بیت الله شریف

استاد تنگلی در حال سخنرانی

استاد تنگلی در حال سخنرانی

اعضای دارای بیشترین پیام
1 mohammad2
mohammad2
172
2 elyas 130
3 SAHABI 111
4 sahneh 91
5 gapist 56
6 neghab
neghab
30
7 nurahmed
nurahmed
25
8 alten 21
9 men 19
10 IBB
IBB
19
جدول اوقات شرعی