تصاویر جدید
آمار بازدید
آخرین بروز رسانی 1395/10/15 2017/01/04

..:: آمد رمضان ::..

تصویر کوچک شده
آمد رمضان و عید با ماست *قفل آمد و آن کلید با ماست
بربست دهان و دیده بگشاد * وان نور که دیده دید با ماست
آمد رمضان به خدمت دل * وان کش که دل آفرید با ماست
در روزه اگر پدید شد رنج * گنج دل ناپدید با ماست
کردیم ز روزه جان و دل پاک * هر چند تن پلید با ماست
روزه به زبان حال گوید * کم شو که همه مرید با ماست
چون هست صلاح دین در این جمع * منصور و ابایزید با ماست (مولانا)

ماه مبارک رمضان، با شکوه و شوکتی شگرف، دوباره به روی مشتاقان شرافت، آغوش می ‌گشاید و با هلال محرابی ‌اش، هلهله ‌ی اهل پارسایی و پروا می‌ انگیزد و غوغای غفران و همایش هدایت می ‌آغازد. شکرا که دوباره ابواب بهشت را گشودند و دریغا اگر با بال بصیرت به اوج رحمت و رهایی نرویم و از این فرصت فرید فیض، بهره‌ ور نشویم. عایشه رضی الله عنها گوید: از رسول الله صلی الله علیه و سلم شنیدم که گفت: پیش از رمضان در ایام جاهلیت روزه در عاشورا فریضه بود و حضرت رسول صلی الله علیه و سلم چون به مدینه آمد ، فرمود تا روزه ی رمضان فریضه شد ، آنگاه روزه ی عاشورا سنت شد. یقول خدای عزوجل: شَهرُ الرَّمَضان الّذی اُنزلَ فیهِ القُرآن هدی لِلناس و بیِّنات مِن الهُدی و الفُرقان فَمَن شَهِدَ مِنکُم الشَّهرَ فَلیَصمُهُ .
ابوهریره گوید که: از رسول الله صلی الله علیه و سلم شنیدم که ؛ چون ماه رمضان آید ،‌ درهای بهشت بگشایند و درهای دوزخ بربندند و شیاطین را در زنجیر کشند . و هم ابوهریره گوید که رسول صلی الله علیه گفت که هر که روزه دارد ، همه گناهان او را بیامرزند . و گفت که اگر خدای عزوجل دستوری دادی هفت آسمان و زمین را تا سخن گفتندی ، بشارت دادندی روزه داران ماه رمضان را. آنگه رسول صلی الله علیه سوگند یاد کرد که مسلمانان را بهتر از ماه رمضان نیامده است .
ابن عباس گوید که اعرابی ای پیش رسول صلی الله علیه آمد و گفت که : من ماه نو دیدم از ماه رمضان. رسول گفت که : ایمان داری که خدای یکی است و رسول او بر حق است؟ گفت : دارم پس رسول الله صلی الله علیه و سلم فرمود بلال را ندا کن که فردا روزه است و رسول چنین فرموده بود که تا ماه نبینند روزه ندارند و تا ماه نو نبینند ، روزه مگشایند. اگر بر شما پوشیده شود شعبان را سی روز تمام بشمرند . ابن مسعود گوید که : رسول الله صلی الله علیه و سلم گفت که ؛ اگر مردم بدانستندی که در رمضان چه مقدار ثواب و رحمت و برکات است ، تمنا می کردندی که کاشکی که همه ی عمر رمضان بودی ! و رسول الله صلی الله علیه و سلم روزی صحابه را بشارت می داد به آمدن رمضان . گفت که : رمضان مبارک رسید که خدای عزوجل در او شب قدر نهاد و روزه ی آن بر شما فریضه کرد . و چون ماه رمضان درآمدی ، رسول صلی الله علیه روی به قبله آوردی و گفتی : بار خدایا ! این ماه مبارک را بر من و بر امت من ، مبارک گردان ، به امن و ایمان و سلام و اسلام و عافیت تمام و روی فراخ و سلامت از بیماری ها و توانایی بر نماز و روزه و قرآن خواندن ، بر ما به سلامت فراگیر که تا چون بگذرد ،‌ گناهان ما آمرزیده باشی . آنگه روی به مردم کردی که ماه نو شد . بر شما مبارک باد که این ماه را عزیز و محترم دارید که نزول رحمت خدای تعالی و بخشایش و آمرزش بندگان در این ایام است . و چون روز اول باشد از شوال ،‌ منادی ندا کند که : ای مومنان ! بشتابید تا پاداش روزه بستانید و امروز روز پاداش است و کمترین پاداش آن بود که هزار بار هزار نیکی در دیوان بندگان بنویسند و هزار بدی از دیوانشان محد کنند . و رسول الله صلی الله علیه و سلم ،‌در ماه رمضان سحور خوردی و فرمود که سحور خورید که فرق میان دین ما و دین های دیگر آن است که سحور خوریم و ایشان نمی خوردند.
عِرباض بن ساریه گوید که : رسول صلی الله علیه مرا به سحر خوردن خواند و خود در نماز ایستاد و چندان نماز کرد که مرا عجز آمد . آنگه بلال بیامد و صلا گفت . رسول پرسید که : صبح برآمده است؟ گفت : آری . چون رسول بنگرید ، صبح کاذب بود . گفت : ای بلال ! صبح ناشده صلا می زنی؟ زینهار ! به هنگام صلا زن . آنگه خوردنی خواست و سحر خوردیم . آنگه گفت : همیشه این امت من به خیر باشند . چندان که سحر برخورند و روزه زود بگشایند. و رسول صلی الله علیه چون روزه ی نافله گرفتی ،‌ چون خوردنی حاضر شدی ، روزه بگشادی . روزی رسول ، نیت روزه کردی و بیرون رفت و عایشه را هدیه آوردند . نگاه داشت . چون رسول درآمد ، عایشه گفت : یا رسول ! مرا هدیه آوردند . گفت : چه چیز است؟ گفت : شیر خرما . گفت : بیاور . چون پیش آورد ،‌ بخورد و گفت من به روزه بودم ،‌ اما خوردن من اولی تر است. و روزی در پیش ام سلمه رفت و او خرما بیاورد و در روغن فرو کرد تا از بهر رسول خیس کند . رسول صلی الله علیه گفت: روغن با خیک کن و خرما در جایگاه کن که من به روزه ام . به گوشه ی خانه ، در نماز ایستاد و دعا کرد به سوی ام سلمه و خاندانش .
عایشه رضی الله عنها گوید که : من و حفصه ، هر دو به روزه بودیم . ما را طعام آوردند و اشتها صادق بود ، بخوردیم . چون رسول صلی الله علیه بیامد ، حفصه پیش رسول آمد و گفت که : عایشه روزه ی خود بشکست و از آن من نیز . رسول گفت که : روزه قضا کنید .ابن عباس گوید که : با رسول الله صلی الله علیه و سلم بودم ، از مدینه به مکه می رفتم ، چون به عسفان رسیدیم ،‌ رسول آب خواست و قدح در دست گرفت تا مردم بدیدند و روزه بگشاد و تا به مکه رسیدیم روزه نداشت در رمضان. عایشه گوید که : رسول الله صلی الله علیه و سلم در ماه رمضان ،‌ مرا بوسه دادی و بازی کردی تا حدی که زبان مرا بمزیدی و گفتی که من بر شهوت خویش غالبم و صحابه از رسول پرسیدند از بوسه و بازی در رمضان . گفت : نشاید . و دیگری پرسید . گفت : شاید . چون تفحص کرده شد که آن که گفت شاید ،‌ پیر بود و آن که گفت نشاید ، جوان بود . مردی پیش رسول آمد و گفت که من خویشتن را و زنم را هلاک کردم . رسول صلی الله علیه گفت که چه کردی؟ گفت : در رمضان با زن خود مجامعت کردم . رسول گفت : برو بنده آزاد کن . گفت : ندارم . گفت : دو ماه روزه دار . گفت : نتوانم . گفت : شصت درویش طعام ده . در این سخن بودند که مردی درآمد و قوصره ای خرما بیاورد . رسول گفت : این قوصره ی خرما برگیر و به درویشان ده . آن مرد گفت : یا رسول الله از من درویش تر نیافتم . رسول بخندید ، چنان که دندان های رسول بنمود و گفت : این رخصت که تو راست ،‌ دیگران را نیست .
و رسول صلی الله علیه حجامت کرد و احتلام . اما قی اگر خویشتن برآید ، روزه باطل نشود و اگر به زور قی کند ، روزه باطل شود . و به مسواک و آب بر خویشتن ریختن ،‌روزه باطل نشود و دو روز روزه بر هم داشتن مکروه است و رسول دو روز روزه بر هم داشتی . گفتند یا رسول الله ما را نهی می کنی و تو ، دو روز بر هم می داری؟ گفت که : شما چون من ندارید ، مرا خدای عزوجل طعام دهد از غیب .
عایشه رضی الله عنها گوید که من رسول را در شعبان ،‌ بیش تر به روزه دیدم و بودی که همه شعبان به روزه بودی .و ام سلمه گوید که رسول دو ماه ، بر هم به روزه ندیدم ، مگر شعبان و رمضان . و گاه گاه چنان مواظبت کردی که ما را گمان افتادی که دیگر روزه نگشاید و گاه گاه دست از روزه بداشتی ، چنان که ما را گمان افتادی که او دیگر روزه ندارد . و از هر ماهی سه روز روزه داشتی . گفتیم که کدام روزها داشتی؟ گفت که هرگاه که اتفاق افتادی . و پنج شنبه و دوشنبه روزه داشتی . گفتند که چرا این دو روز اختیار کردی؟ گفت که : این دو روز ،‌ عرض عمل هاست و من خواهم تا در این دو روز عمل صالح من عرض کنند .
ابوسعید خدری گوید که طعامی ساختم و رسول الله صلی الله علیه و سلم را با یاران بخواندم . چون طعام پیش آوردم . صحابه ای گفت که من به روزه ام . رسول صلی الله علیه گفت هرگاه که مردی طعام ساخت و شما را خواند ،‌ افطار کنید که ثواب افطار برای دل میزبان بسیار است ، بخورید و روزی را به عوضش بدارید . عایشه رضی الله عنها گوید که چون دو پسین از ماه رمضان درآمدی ، رسول صلی الله علیه میزری در میان بستی و جامه ی خواب در نوردیدی و در مسجد رفتی و به عبادت مشغول شدی ،‌ شب و روز . ابوسعید خدری گفت که رسول اعتکاف گرفت در مسجد ، عُشر اول از ماه رمضان ،‌ آنگه اعتکاف گرفت عُشر میانین در سُمجی از حصیر ،‌ آنگه آن سُمج را به گوشه ی مسجد کشید و سر از سمج بیرون کرد و گفت : ای قوم ! من اعتکاف نشستم عُشر اول تا بود که شب قدر در عُشر آخرین است . اکنون من معتکف خواهم بودن ، هر که خواهد که معتکف شود با من بنشیند .عایشه رضی الله عنها گفت که رسول الله صلی الله علیه و سلم در مسجد معتکف بودی و سر از مسجد در حجره داشتی تا من سرش شانه کردمی . و چون معتکف بودی از مسجد بیرون نیامدی الا به قضای حاجت و عیادت بیمار رفتی و هیچ کار دیگر نکردمی و باز به جای اعتکاف بنشستی .ابوذر گوید که در عُشر آخر در ماه رمضان ،‌ رسول معتکف بودی ، چون شب بیست و سوم بودی ، گفتی که ما امشب نماز می کنیم . بعد از نماز خفتن ، به نماز برخاستی تا ثلاثین از شب بگذشتی و روز بیست و چهارم هیچ نگفتی و روز بیست و پنجم از نماز دیگر به نماز در ایستادی تا ثلاثین از شب بگذشتی و روز بیست و ششم هیچ نکردی و روز بیست و هفتم ، از نماز دیگر همه شب نماز کردی ، یعنی شب های فرد لیلة القدر بجُستی.
ابوسعید خدری روایت کند که در شب هایی که رسول الله صلی الله علیه و سلم معتکف بودی در مسجد ، شبی نماز می کرد . تنی چند بیامدند و با او نماز کردند . چون اثر صبح پیدا شد آن کسان ناپیدا شدند و این سخن در مسجد منتشر شد و شب دیگر نیز قومی بیامدند و تا صبح با رسول الله صلی الله علیه و سلم نماز کردند و شب سوم چنان انبوهی بود که در مسجد گنجایش نبود و تا صبح نماز کردند . چون اثر صبح پیدا شد آن قوم برفتند . رسول الله صلی الله علیه و سلم چون نماز صبح به جماعت گزارد و چون از نماز بپرداخت ، سوأل کردند که یا رسول الله ! اندر این شب ها که این کسان به شما نماز کردند ، کیان بودند؟ رسول صلی الله علیه گفت که بعضی از ایشان ، ملائکه بودند و بعضی از جن بودند .
عمر بن خطاب رضی الله عنه گفت : یا رسول الله ! من در جاهلیت نذر کرده بودم که در کعبه معتکف بنشینم . رسول فرمود که در اسلام ، نذر به جای آور. و رسول صلی الله علیه سالی که در رمضان به سفر بودی ،‌ سال آینده دو عُشر معتکف شدی ،‌ ده به عوض پارسال و ده به حساب امسال .ابن عباس گوید که : رسول صلی الله علیه ، شب قدر را در عشر آخرین ماه رمضان ، شب بیست و یکم و بیست و سیم و بیست و پنجم و بیست و هفتم و بیست و نهم بجستی . عایشه رضی الله عنها گفت که یا رسول الله ! اگر من شب قدر دریابم چه گویم؟ گفت که بگوی : اَللهم اِنَّکَ عفو تُحبّ العفوَ فاعفُ عنّی. ابوبکر صلی الله علیه گوید که روزه و اعتکاف رسول ، از حد و عد بیرون است و تقریر صفت او نتوان کرد .«والله اعلم بالصواب»
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
تصویر اتفاقی
مقبره علامه عبدالکریم شهرستانی رحمة الله علیه در 10 کیلومتری شهرستان درگز ـ خراسان رضوی

مقبره علامه عبدالکریم شهرستانی رحمة الله علیه در 10 کیلومتری شهرستان درگز ـ خراسان رضوی

حضور پرشور مردم در نماز جمعه

حضور پرشور مردم در نماز جمعه

اعضای دارای بیشترین پیام
1 mohammad2
mohammad2
172
2 elyas 130
3 SAHABI 111
4 sahneh 91
5 gapist 56
6 neghab
neghab
30
7 nurahmed
nurahmed
25
8 alten 21
9 men 19
10 IBB
IBB
19
جدول اوقات شرعی