تصاویر جدید
آمار بازدید
آخرین بروز رسانی 1395/10/15 2017/01/04

دنیا را دوست داشتن سرآغاز هر گناهیست

تصویر کوچک شده
«حُبُّ الدُّنیا رَأسُ کُلِّ خَطِیئَةٍ» (مشكاة المصابيح مع شرحه مرعاة المفاتيح. 6/586) یعنی دوست داشتن «لذایذ و ثروت های» دنیا شروع و آغاز هر اشتباهی است. رفتار دنیا با مردم، بین ثروت و فقر، عزت و ذلّت متفاوت است، این خاصیّت دنیاست برخی اوقات دنیا بشدّت باز می شود و ثروت زیاد می شود و برخی اوقات جاه و مقام خیلی می آید، آیا در این هنگام ارزش ها و اخلاق تو تغییر می کند؟ وقتی دنیا درهایش را باز می کند همه نمی توانند در برابرش مقاومت کنند. ولی عدّه ای هستند که بدون توجّه به دنیا ثبات اخلاقی دارند، چه مدیر باشند که بر میلیون ها حکم کنند، صدها کارمند زیر دستش باشند، فقیر باشند یا ثروتمند، هر چه باشند تغییر نمی کنند. حتّی صحابه گفته اند که با سختی مبتلا شدیم صبر کردیم ولی با راحتی که مبتلا شدیم صبر نکردیم، بدیهی است که این سخن نسبی است.

به پیامبر صلی الله علیه و سلم نگاه کنید که از شدت گرسنگی سنگ به شکمش می بست، چند سال بعد سهمش از غنائم گوسفندانی بود که بین دو کوه را پر می کرد، یک مرد نزد او آمد، پیامبر صلی الله علیه و سلم به او گفت: آیا از این گوسفندان خوشت می آید؟ آن شخص گفت: بله، پیامبر صلی الله تعالی علیه و سلم فرمود: همه مال تو. آن مرد گفت: آیا راست می گویی؟ پیامبر صلی الله تعالی علیه و سلم فرمود: همه مال تو. آن مرد گوسفندان را برداشت و نزد قومش رفت و به قومش گفت: من از بهترین مردم می آیم، محمّد به گونه ای می بخشد که هرگز از فقر نمی ترسد.
خداوند در ربع آخر سوره ی قصص داستان قارون را که پس از ثروتمند شدن نتوانست جلوی خودش را بگیرد و شروع به فساد کرد را بیان می کند: او از قوم موسی بود یعنی از بنی اسرائیل او ثروتمند نبود یا میراثی به ارث نبرده بود، از مصری ها هم نبود و از ضعیفان، خردشدگان، ستم شدگان و سادگانی بود که بخور و نمیری داشت و او از یاران حضرت موسی بود یعنی موحد و عبادتگزار خدای تعالی بود و از پیروان نزدیک او بود. او بلند پرواز و همه فن حریف بود، فرعون به هیچ کس از بنی اسرائیل اجازه نمی داد که به مراتب بالا برسد، اگر یک مرد بلند پرواز در میان مردم ضعیف و بیچاره پیدا شود این ضعفا و بیچاره ها به او کمک می کنند، قارون با اموال بی چاره ها بزرگ شد، از او می خریدند و به او کمک می کردند تا حجم کارهایش بزرگ شود، او توسط آنان بزرگ شد و آواز ثروتش از آنان بود، موسی به خاطر او خوش حال بود، چون او از قومش بود و آنان به سرمایه ای برای رویا رویی با فرعون نیاز داشتند ولی وقتی دنیا درهایش را برویش باز کرد همه چیز تغییر کرد. قارون پنج بار سقوط کرد:
اوّل اینکه به احتکار کالاها و چند برابر کردن قیمت ها پرداخت، برای خودش توجیهاتی می آورد از جمله اینکه بازار خراب است، او در حال ضرر کردن است، او قیمت را برایشان بالا نبرده و آنها چیزی از بازار نمی فهمند. از این جا بود که ثروتش شروع به چند برابر شدن کرد. سقوط دوّم کبر و عجب بود، عجب و کبر و نگاه کردن به آنها مبنی بر اینکه آنها عقب مانده هستند و این که موسی آنها را ضایع می کند. و در نتیجه شروع به دور شدن از سیدنا موسی علیه السلام کرد، او دیدگاهش این بود که اگر موسی رسالت و پیام دارد او هم مال و ثروت دارد پس موسی علیه السلام در هیچ چیز از او بهتر نیست علاوه بر این او دید که به پول دارها نزدیک تر است نه به مردم عادی پس سقوط سوّمش را کرد. سقوط سوّمش این بود که وقتی طمعش بیشتر شد شروع به ایجاد فساد در میان جوانان کرد او عشرت کده ای ساخت تا با آن بنی اسرائیل را سرگرم کند. سقوط چهارمش این بود که گفت: من این ها را در نتیجه دانش خود یافته ام. او با این حرفش فقط نگفت که کسی بر او منّت ندارد بلکه خداوند سبحانه و تعالی هم منّتی بر او ندارد و این سقوط چهارمش بود. اکنون قارون سقوط پنجمش را خواهد کرد و این بدترین سقوط او خواهد بود. قارون می خواهد ثروتش را نگه دارد و فرعون به هیچ کس از بنی اسرائیل اجازه نمی دهد که ثروتش را نگه دارد. فرعون و هامان متوجه او شدند، پس راه حل این است که با فرعون و هامان علیه موسی هم دست شود. او خودش را فروخت. فرعون پذیرفت که با قارون هم دست شود، چون در این زمان اتفاقات میان او و موسی در جریان بود، موسی عصایش را انداخت و بر ساحران پیروز شد و فرعون نسبت به موسی نگران و مضطراب بود. قارون هم از بنی اسرائیل بود و ثروت داشت، می تواند یک آشوب و فتنه داخلی راه بیندازد و مشکلی قوی تر از مشکل فرعون برای آنها درست کند. قارون با فرعون اتفاق کرد که اقدام به فتنه و آشوب داخلی کند، در مقابل این که اموالش را حفظ کند. او شروع به آشوب و فتنه در میان بنی اسرائیل کرد. «فَخَسفنا و بِدارِهِ الاَرضَ» (قصص:81) آنگاه قارون را با خانه اش در زمین فرو بردیم. حضرت عمر بن عبدالعزیز با آیه ی پایانی این سوره زندگی می کرد، او حاکم و مشهور بود ولی نسبت به خودش بیم داشت و زمانی که می خواست بمیرد لبخند زد، به او گفتند که چرا لبخند می زنی؟ گفت: «تِلک الدّارُ الاخِرَةُ نَجعَلُها لِلَّذینَ لا یُریدونَ عُلُوّاً فی الاَرضِ وَ لا فَساداً والعاقِبَةُ لِلمُتَّقِینَ» (قصص:83) (آن سرای آخرت را برای کسانی قرار می دهیم که در زمین خاستار برتری و فساد نیستند، و فرجام (خوش) از آنِ پرهیزکاران است). و سپس جان بجان آفرین تسلیم نمود و این آخرین سخنی بود که گفت، گویا با این آیه زندگی کرد، با این آیه حکم کرد، با این آیه رهبری کرد، با آن ماند و با آن مرد. سخن آخر اینکه اگر ثروتمندی مواظب باش و اگر پوشیده و مستور هستی خدا را شکر کن، اگر آرزو داری که ثروتمند باشی باید دوستان صالح و همسری داشته باشی که تو را یاری کند، دنبال خانواده پاکیزه باش، فرزندانت را خوب تربیت کن و هیچ وقت بخاطر موجودی بانکی ات موجودی ارزش ها و مبادی اخلاقیت را از دست نده. والسلام علیکم.
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم

فرستنده شاخه
13671369
فرستاده‌شده در تاریخ: 2015/10/31 22:10  به روز‌شده در تاریخ: 2015/11/1 0:40
یه تازه وارد
عضویت از: 2015/9/18
از: تهران
پیام: 4
 سپاسگذاری
با تشکر از شما بزرگواران قدردان زحماتتان هستیم. و من الله التوفیق
تصویر اتفاقی
حضور پرشور مردم در نمازجمعه

حضور پرشور مردم در نمازجمعه

استقبال استاد تنگلی بهمراه اهالی عرفان آباد از حضرت شیخ عبدالملک نقشبندی

استقبال استاد تنگلی بهمراه اهالی عرفان آباد از حضرت شیخ عبدالملک نقشبندی

اعضای دارای بیشترین پیام
1 mohammad2
mohammad2
172
2 elyas 130
3 SAHABI 111
4 sahneh 91
5 gapist 56
6 neghab
neghab
30
7 nurahmed
nurahmed
25
8 alten 21
9 men 19
10 IBB
IBB
19
جدول اوقات شرعی