تصاویر جدید
آمار بازدید
آخرین بروز رسانی 1395/10/15 2017/01/04

خشنودی خداوند ودود از جشن مبارک مولود (قسمت اول)

تصویر کوچک شده
ای تهی از ذوق و شوق و رنج و درد * می شناسی عصر ما با ما چه کرد * عصر ما ، ما را زما بیگانه کرد * از جمال مصطفی بیگانه کرد. «علامه اقبال لاهوری»
جامه سیه کرد کفر ، نور محمّد رسید * طبل بقا کوفتند ، ملک مخلّد رسید
روی زمین سبز شد ، جیب درید آسمان * بار دگر مه شکافت ، روح مجرّد رسید
گشت جهان پر شکر ، بست سعادت کمر * خیز که بار دگر ، آن قمرین خدّ رسید
دوش در استارگان ، غلغله افتاده بود * کز سوی نیک اختران ، اختر اسعد رسید
خیز که دوران ماست ، شاه جهان آن ماست * چون نظرش جان ماست ، عمر مؤبّد رسید
رغم حسودان دین ، کوری دیو لعین * کحل دل و دیده در ، چشم مرمّد رسید
از پی نامحرمان ، قفل زدم بر دهان * خیز بگو مطربا، عشرت سرمد رسید. «مولانا جلال الدین بلخی»

بِسمِ اللهِ الرَّحمنِ الرَّحیم
اَلحَمدُ للهِ رَبِّ العالمینَ حَمداً یُوافی نِعَمَهُ وَ یُکافِیءُ مَزیدَه وَ الصَّلاةُ وَ السّلامُ علی سیّدنا و حبیبنا و شفیعنا مُحمَّدٍ وَ عَلی آلِهِ و أصحابه أجمعین. و اما بعد ؛ مجلس مبارک مولودی حضرت رسول صلی الله علیه و سلم ، صدها سال است که در تمامی کشورهای اسلامی برپا می شود و با استقبال بسیار گرم علماء و فضلاء و صاحب نظران در شریعت ، روبرو شده است و در جهت تأييد آن از سوی عالمان هر عصر کتابها و رساله ها نوشته شده و فتواها صادر شده است. تنها گروهی که به مخالفت با آن پرداخته اند ، فرقه نو ظهور و منحرف وهابیت است. این گمراهان از روی عدم آگاهی به شریعت و نیز بی مهری نسبت به صاحب رسالت صَلی الله علیه وسلم ؛ مولودی را بدعت ناپسند و حرام می دانند. اما از آنجا که خداوند جل جلاله ، نام حبیب خود را بلند گردانیده است «وَرَفَعنا لک ذِکرکَ» (سوره انشراح آیه 4) ، لذا ثمره ی این کج اندیشی و عناد و مخالفت با مجلس مولودی شریف ، چیزی نیست جز اثبات جهل و نادانی خود بر همگان و خواری و ذلت در دنیا و خسران و نقمت در آخرت.
چراغی را که ایزد برفروزد * هر آنکس پف کند ، ریشش بسوزد
در این گزیده ی مختصر ، تعدادی از دلایل و نظریات و فتاوای علمای اهل سنت و جماعت درتأييد مجلس مبارک مولودی جمع آوری شده است. امید است که مسلمانان بیش از پیش و با اهتمامی بیشتر به برپايی جشن مولود شریف ، کمر همت بسته تا رحمت الهی و خیر کثیر او شامل حال همه شرکت کنندگان در آن شود.
مناجاتی اگر باید بیان کرد * به یک بیتی قناعت می توان کرد
محمّد! از تو می خواهم خدا را * الهی ! از تو حبّ مصطفی را
ما مَدَحتُ مُحَمَّداً بمَقالَتی * ولکن مَدَحتُ مَقالَتی بِمُحَمَّدٍ «صلی الله تعالی علیه وسلم»
علامه سیّد محمّد بن علوی مالکی ، مدرس علوم حدیث در مکه مکرمه زادها الله شرفاً ، در کتاب ارزشمند «الإعلام بفتاوی ائمّة الإسلام حول مولده علیه الصلاة و السلام» به طور مشروح و مفصّل آراء دانشمندان اسلامی را گردآوری کرده است که خلاصه و گزیده ی آن را در اینجا بیان می داریم ؛ علامه بزرگوار می فرماید: قبل از ذکر دلائل جواز مجلس شریف مولودی ، دوست دارم مسائل زیر را عنوان کنم:
1- ما جشن میلاد مبارک سید و سرورمان حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم را علی الدوام و برای همیشه و در هر وقت و به هر مناسبتی که در آن شادی و سرور باشد برپا میکنیم و البته در ماه تولد ایشان یعنی ماه ربیع الاول بیشتر به آن می پردازیم. برای هیچ شخص عاقلی صحیح نیست که بپرسد چرا جشن می گیرید؟ زیرا این سؤال همانند آن است که بپرسد: چرا برای پیامبر صلی الله علیه و سلم شادی می کنید؟ آیا درست است که این سوال از مسلمانی صادر شود که شهادت می دهد که «لا إله إِلا الله و مُحَمَّداً رسول الله» ؟ بدرستی که این سؤال سست و سبک است و نیازی به جواب دادن ندارد و کافی است که در جواب او گفته شود: من جشن می گیرم زیرا به مناسبت تولد حضرت رسول الله صلّی الله علیه وسلم ، شاد و مسرور هستم و این شادی و سرور من به خاطر دوستی من نسبت به ایشان است به عبارت دیگر محبّ و دوستدار ایشان هستم و بدیهی است که این محبت من نسبت به حضرت رسول صلی الله علیه وسلم ، نشان دهنده ایمان من است در نتیجه من مؤمن هستم.
2- منظور ما از جشن مولودی یعنی گردهمایی مسلمانان برای شنیدن سیرت آن أسوه ی حسنه و قدوه ي کامله و صلوات و سلام فرستادن بر آن جناب مستطاب و گوش دادن به مدایح و نعت هایی که در حق حضرتش سروده شده است و نیز خوراندن طعام و شیرینی به مؤمنین و نواختن فقراء و گرامی داشتن آنها و شادمان ساختن قلوب محبّان و دوستدارانش.
3- ما نمی گوییم که مجلس مبارک مولودی در شبی مخصوص و با آن کیفیتی که در نزد ما شناخته شده است عملی است که در شریعت به نص صریح وارد شده است (همانگونه که درباره نماز و روزه... نصوص صریحه آمده است). بلکه میگوییم در شریعت هیچ نصی یافت نمی شود که از انجام مولودی شریف منع کند ، زیرا که اجتماع مؤمنان برای ذکر و یاد خدا نمودن و صلوات و سلام فرستادن بر رسول خدا صلی الله علیه و سلم ، از جمله اعمال نیک و پسندیده است و بایستی که هر گاه امکان آن وجود داشته باشد، به آن پرداخته شود مخصوصاً در ماه تولد او که در این ماه، انگیزه و علتی محکم تر و قوی تر وجود دارد برای روی آوردن و استقبال مردم و گردهمایی آنها و همچنین لبریز گشتن احساسات ایمانی ایشان؛ و این به خاطر ارتباط دادن ماه ربیع الاول هر سال است به آن ماه مبارکی که حضرت رسول صلی الله علیه و سلم در آن تولد یافته است به عبارت دیگر با توجه به زمان حاضر، گذشته را به یاد می آورند.
4- این اجتماعات وسیله ای بزرگ است برای دعوت به سوی الله جلّ جلاله و فرصتی طلایی، که شایسته است از دست نرود بلکه بر دعوتگران و علماء واجب است که امت را به پیامبر صلی الله علیه وسلم و اخلاق حمیده و آداب پسندیده و احوال منحصر به فرد و سیرت عالیه و معامله ی پاکیزه و عبادت خالصانه ایشان یادآور شوند و پند و نصیحت نموده به سوی نیکوکاری و رستگاری ، رهنمون کنند و آنها را از امتحانات و بدعت ها و فتنه ها برحذر بدارند. و ما به فضل الهی؛ همیشه به سوی موارد فوق الذکر دعوت می کنیم و در این مجالس پرخیر و برکت شرکت می جوییم و به مردم می گوییم که: مقصود از این مراسم مولود خوانی ، فقط جمع شدن در یک مکان نیست بلکه این اجتماعات مبارک ، وسیله ای شریف است برای هدفی شریف و آن اهداف را بیان می کنیم. و کسی که در این مجالس برای دین خود ، چیزی کسب نکند در واقع از خیرات و فیوضات و برکات جشن مولودی شریف محروم و بی بهره مانده است.
اولین کسی که به روز میلاد پیامبر صلی الله علیه و سلم اهتمام ورزید و به آن اهمیت خاصی داد
اولین کسی که روز تولد حضرت رسول صلی الله علیه وسلم را خاص گردانید ، صاحب مولود شریف یعنی ذات پرانوار حضرت محمّد صلی الله علیه وسلم می باشد. زیرا که در صحیح مسلم کتاب الصیام آمده است که آنگاه که از آن حضرت صلی الله علیه وسلم در مورد روزه روز دوشنبه پرسیده شد؟ فرمودند: «دوشنبه روزی است که من در آن به دنیا آمده ام»(صحیح مسلم به شرح نووی جلد چهارم صفحه 306 و 307 و مسند امام أحمد بن حنبل جلد پنجم صفحه 299) و این صحیح ترین و صریح ترین نص و دلیل در مشروعیت مجلس مولودی شریف است. امیرالمؤمنین در حدیث ، حافظ ابن حجر عسقلانی رحمه الله می گوید: برای من آشکار شده است که مجلس مولودی بر اصلی ثابت ، استوار است و آن اصل این است که در صحیح بخاری و مسلم آمده که پیامبر صلی الله علیه وسلم آنگاه که به مدینه تشریف آورد. یهودیان مدینه را دید که روز عاشورا را روزه می گیرند. از آنها پرسید: چرا این روز را روزه می گیرید ؟ آنها پاسخ دادند: عاشورا روزی است که خداوند فرعون را غرق کرد و موسی را نجات داد. ما هم برای شکرگزاری خداوند ، این روز را روزه می گیریم. در آن هنگام حضرت رسول صلی الله علیه وسلم فرمودند: ما به موسی نسبت به شما شایسته تریم »(حدیث شماره (2004) از صحیح بخاری و حدیث شماره (127- 1130) از صحیح مسلم). بنابراین از این حدیث استفاده می شود که عمل شکرگزاری خداوند به خاطر دادن نعمتی یا برطرف نمودن مصیبت یا عذابی در روزی معیّن و نیز تکرار شکرگزاری در همان روز در همه سالها و برای همیشه ، صحیح و جایز می باشد و البته شکرگزاری خداوند به طرق مختلف حاصل می شود از آن جمله:
سجده کردن برای او و روزه گرفتن و صدقه دادن و تلاوت قرآن و... و کدامین نعمت بزرگتر است از نعمت آفرینش پیامبر رحمت حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم که خداوند جل جلاله به سبب بعثت آن ذات مبارک بر مؤمنان منت نهاده ، آنجا که می فرماید: «لَقَد مَنَّ اللهُ عَلَی المُؤمِنینَ إذا بَعَثَ فیهِم رَسُولاً مِن أنفُسِهِم» (سوره آل عمران آیه 164) یعنی: هر آیینه نعمت فراوان داد خدا بر مؤمنان ، آنگاه که فرستاد در میان ایشان پیغمبری از قوم ایشان. حافظ الحدیث جلال الدین سیوطی می گوید: عمل مولودی که عبارت است از اجتماع مردم و تلاوت بخشی از آیات قرآن مجید و روایت تعدادی از أحادیث و أخبار وارد شده در مورد ولادت با سعادت حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم همچنین ذکر آن علامات و نشانه هایی که در هنگام ولادت او به وقوع پیوسته و سپس غذا دادن به جماعت حاضرین ؛ در دیدگاه من چنین مجلسی از جمله بدعتهای حسنه است که انجام دهنده آن به خاطر آن ثواب می برد و مأجور است. زیرا که در این مجلس ، بزرگداشت منزلت و مقام پیامبر رحمت صلی الله علیه وسلم و نیز اظهار سرور و شادمانی به مناسبت تولد آن حضرت صلی الله علیه وسلّم صورت می پذیرد. اولین کسی که مجلس مولودی برپا نمود ؛ پادشاه اربل ؛ مظفرالدین ابوسعید کوکبری متوفی به سال 630 ﻫ. بود که یکی از پادشاهان نیکو خصال بود به طوری که ابن کثیر دمشقی در تعریف و تمجید او می گوید: پادشاهی با شهامت و شجاع و عاقل و عالم و عادل بود که هر سال در جشن مولودی پیامبر سیصد هزار دینار خرج می کرد. سپس علامه سیوطی می گوید: مشروعیت مجلس مولودی براساس اصلی غیر از اصل شیخ ابن حجر عسقلانی ، برای من معلوم شده است و آن اصل این است که امام بیهقی رحمه الله از أنس رضی الله عنه روایت می کند که پیامبر صلی الله علیه وسلم بعد از نبوت برای خودش عقیقه قربانی نمود (درباره صحت سند این حدیث بنگرید به تحفة المحتاج جلد 9 – ص 459 و إعانة الطالبین جلد 2 ص 382) و این در حالی بود که عبدالمطلب جدّ او نیز در هفتمین روز تولدش برای او قربانی سر بریده بود و عقیقه برای بار دوم تکرار نمی شود. از این حدیث استنباط می شود که این عمل پیامبر صلی الله علیه وسلم ؛ اظهار شکر و سپاس به حضور خداوند است که او را رحمت برای عالمیان گردانیده است و همچنین وضع قانون و شرع است برای امتش ؛ بنابراین برای ما مستحب است اظهار شکرگزاری به مناسبت تولد حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم به وسیله جمع نمودن برادران دینی در یک مکان و طعام دادن آنها و انجام اعمال خیر و نیکو و...
امام القراء و حافظ الحدیث شمس الدین ابن الجزری در کتابش به نام «عرف التعریف بالمولد الشریف» می گوید: همانان ابولهب بعد از مرگش در خواب دیده شد پس به او گفته شد: حالت چگونه است ؟ گفت: در آتش جهنم می سوزم مگر دوشنبه ها که از عذابم کاسته می شود. بدین ترتیب که از میان دو انگشتم مقداری آب می مکم. و این تخفیف در عذاب من به سبب آزاد کردن ثویبه بود آنگاه که تولد محمّد صلی الله علیه وسلم را به من بشارت داد و نیز به سبب شیر دادن ثویبه آن حضرت را صلی الله علیه وسلم. هرگاه ابولهب کافر که در قرآن در نکوهش او سوره مسد نازل شده است به خاطر شادی و سرور به تولد پیامبر صلی الله علیه وسلم در عذابش تخفیف داده می شود پس چگونه است حال مسلمان موحّدی از امت پیامبر صلی الله علیه وسلم که به مناسبت تولد آن حضرت شاد و مسرور می شود و هر چه در توان دارد در راه محبت آن ذات گرامی صرف می کند ؟ سوگند به زندگانی ام که پاداش این چنین شخصی از خداوند کریم این است که او را به فضل خودش وارد باغهای پرنعمت بهشت گرداند.
نکته مهم
آنچه معلوم است که در دیانت اسلام دو عید بیشتر نیست یکی عید قربان و دیگری عید فطر ؛ و ما قائل به آن نیستیم که روز تولد حضرت صلی الله علیه وسلّم نیز عید است بلکه معتقدیم که این روز مبارک ، بزرگتر و باعظمت تر از عید است و اگرچه ما آنرا عید نمی نامیم زیرا که ولادت آن حضرت صلی الله علیه وسلم ؛ عیدها و شادی ها را به همراه آورد و همه روزهای بزرگ در اسلام از حسنات ایشان محسوب می شود و اگر ولادت باسعادت او نبود ، بعثت نیز اتفاق نمی افتاد و نزول قرآن و اسراء و معراج و هجرت و پیروزی در جنگ بدر و فتح مکه و.... هیچکدام انجام نمی پذیرفت زیرا که همه اینها وابسته و مربوط به آن حضرت صلی الله علیه وسلم و ولادت باسعادت او می باشد که مثمر این همه خیرات بزرگ است. پر واضح است که هر عید در یک سال ، یک بار بیشتر نیست ولی جشن مولودی و توجه به سیره شریف حضرت صلی الله علیه وسلم بایستی که همیشه تکرار شود و مقید به هیچ زمانی و هیچ مکانی نباشد.
دلائل جواز جشن مبارک مولود نبی صلی الله علیه وسلم
دلیل اول: این است که مجلس شریف مولودی ؛ در واقع تعبیری است از شادی و سرور به حضرت رسول صلی الله علیه وسلم و به تحقیق کافر هم از این سرور و شادی نسبت به آن حضرت صلی الله علیه وسلم بهره مند شده است. در کتاب صحیح بخاری آمده است که از عذاب أبولهب در روزهای دوشنبه کاسته می شود و آن هم به سبب آزاد کردن کنیزش ثویبه بود ، آنگاه که خبر ولادت باسعادت حضرت رسالت پناه صلی الله علیه وسلم را به او مژده داد یعنی: هرگاه کافری مثل ابولهب که درباره او در قرآن چنین نازل شده « تَبَّت یَدآ أبی لَهَبٍ وَ تَبَّ: هلاک باد دو دست ابی لهب و هلاک باد ابی لهب» (آیه 1 سوره مسد) در روزهای دوشنبه از عذابش کاسته می شود به سبب شادی و سرور او از ولادت پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم ؛ پس گمان تو چیست درباره کسی که در تمام عمرش به أحمد صلی الله علیه وسلم مسرور و شادمان بوده و با ایمان و موحّد مرده است ؟ این روایت را امام بخاری در صحیح خود در کتاب النکاح باب 21 حدیث 5101 آورده است و حافظ ابن حجر عسقلانی در فتح الباری جزء نهم صفحه 180 نقل کرده است. امام عبدالرزاق صنعانی در المصنف جلد 7 صفحه 478 و حافظ أبوبکر بیهقی در کتاب «دلائل النبوة» و ابن کثیر در «السیرة النبویة» جلد 2 صفحه 273 و محیی السنة أبومحمد حسین بغوی در (شرح السنة ) جلد 5 صفحه 192 و عامری در (بهجة المحافل) جلد 1 ص 41 و ابن هشام و سهیلی در «الروض الأنف» جلد 5 صفحه 192 آن را روایت کرده اند. در همین مورد حافظ حدیث شمس الدین محمد بن ناصر الدین دمشقی متوفی به سال 842 ﻫ در کتابش به نام «مورد الصادی فی مولد الهادی» چنین سروده است:
إذا کان هذا کافراً جاءَ دمّه * بتبّت یداه فی الجحیم مخلدا
أتی أنّه فی یوم الاثنین دائماً * یخفف عنه للسرور بأحمدا
فما الظن بالعبد الذی کان عمره * بأحمد مسروراً و مات موحّدا
این حدیث اگر چه مرسل (حدیث مرسل حدیثی است که در روایت آن صحابی حذف شده باشد و تابعی بگوید: قال النبی صلی الله علیه وسلم کذا. کلید حدیث شناسی صفحه 47) است ولی چون امام بخاری آنرا آورده است و علماء و حافظان حدیث بر آن اعتماد کرده اند و همچنین در باب مناقب و خصائص آورده شده است و نه در مباحث حلال و حرام ؛ بنابراین قابل قبول است. و طالبان علم می دانند که استدلال به حدیث در اثبات مناقب با استدلال به حدیث در بیان احکام به یک شیوه نیست بلکه فرقشان واضح است. یعنی برای اثبات حکم حلالیت یا حرامیت یک چیز ، نیاز به حدیثی با مرتبه صحیح یا حَسَن است ولی در مباحث ترغیب و ترهیب و فضایل اعمال و نیز مناقب چنین شرایطی الزامی نیست. و اما درباره بهره مندی کافران از اعمال نیک شان بین علماء اختلاف نظر است و در اینجا، جای بسط و گسترش آن نیست و اصل در این موضوع آن است که در حدیث صحیح آمده است که به سبب درخواست رسول خدا صلی الله علیه وسلم ؛ درجه عذاب أبوطالب کاسته شده است.(صحیح مسلم ، کتاب الایمان ، باب شفاعة النبی صلّی الله علیه وسلّم لأبی طالب و التخفیف بسببه ، حدیث شماره (357-209 ).
دلیل دوم: حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم روز تولد خودش را بزرگ و گرامی می داشتند و خداوند متعال را در آن روز شکرگزاری می کرد به خاطر نعمت بزرگی که به او داده ، و چنین وجود مبارکی به او بخشیده که همه موجودات به سبب او بهره مند و برخوردار شده اند و با روزه گرفتن روز تولد خود ؛ این تعظیم و بزرگداشت را به ما نشان داد. همانگونه که در حدیث صحیح به روایت ابی قتادة رضی الله عنه آمده است که از رسول خدا صلی الله علیه و سلم درباره روزه گرفتن در روز دوشنبه سوال شد؟ در جواب فرمودند: در آن روز من متولد شده ام و در آن روز بر من قرآن نازل شد به روایت امام مسلم در صحیح خودش ، کتاب الصیام. روزه گرفتن آن حضرت صلی الله علیه وسلم روز تولد خود را ، به معنای توجه مخصوص به آن نمودن است و تعبیری است از بزرگداشت و احترام آن. و این بزرگداشت به صورتهای مختلفی ابراز می شود و لیکن معنای موجود در همه آنها یکسان است ؛ چه به صورت روزه گرفتن باشد یا غذا دادن به دیگران یا اجتماع نمودن برای ذکر کردن یا صلوات بر پیامبر فرستادن یا شنیدن وصف شمائل مبارک او و صفات مخصوصش.
دلیل سوم: سرور و شادمانی به حضرت رسول صلی الله علیه وسلم ، مطلوب است به دستور قرآن. خداوند جلّ جلاله در آیه 58 سوره یونس می فرماید: «قل بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا: بگو به فضل خدا و به رحمت او ؛ پس به این چیزها باید که شادمان شوند» خداوند متعال به ما امر کرده است به رحمت شادی کنیم و پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم بزرگترین و عظیم ترین رحمت هاست به فرموده خداوند در سوره انبیاء آیه 107 «و ما أرسلناک إلا رحمة للعالمین». تفسیر دانشمند این امت و ترجمان قرآن حضرت ابن عباس رضی الله عنهما این مطلب را تایید می کند ، ابوالشیخ (أبوالشیخ: أبومحمد عبدالله بن محمد بن جعفر بن حَیّان الأصفهانی (274 ﻫ- 369ﻫ) طبقات الحفاظ سیوطی صفحه 382.) از ابن عباس روایت می کند که در تفسیر این آیه گفت: فضل خداوند ، علم است و رحمت او محمّد صلی الله علیه وسلم است. زیرا که خداوند در سوره انبیاء آیه 107 می فرماید: « و ما أرسلناک إلا رحمة للعالمین (تفسیر الدر المنثور علامه سیوطی جلد 3صفحه308 و تفسیر روح المعانی علامه آلوسی جزء یازدهم صفحه 187).
دلیل چهارم: حضرت رسول صلی الله علیه وسلم ارتباط زمان را با حوادث بزرگ دینی که در گذشته اتفاق افتاده ، در نظر می گرفت و مهم می شمرد. پس هرگاه زمانی که آن واقعه در آن انجام گرفته ، فرا رسید، فرصتی محسوب می شود برای یادآوری آن رخداد دینی و بزرگداشت آن، زیرا که این روز مصادف با آن زمانی است که واقعه گذشته در آن اتفاق افتاده است. حضرت رسول الله صلی علیه وسلم این قاعده و روش را خود بنیان نهاده است ، در حدیث شریف به صراحت آمده که رسول اکرم صلی الله علیه وسلم آنگاه که به مدینه منوره تشریف آوردند ، دیدند که قوم یهود روز عاشورا را روزه می گیرند. وقتی علت آن را جویا شدند ، به ایشان گفته شد که اینها روزه می گیرند زیرا خداوند متعال در این روز پیامبر شان را نجات داده است و دشمنان آنها را غرق کرده است. پس روزه می گیرند تا خداوند متعال را به خاطر این نعمت ، شکرگزاری کنند. سپس حضرت رسول صلی الله علیه وسلم فرمودند: «ما به موسی شایسته تریم از شما» و خود حضرت آن روز را روزه گرفتند و امر به روزه گرفتن آن نمودند.
دلیل پنجم: برپایی مجلس شریف مولودی سبب می شود که بر آن حضرت صلی الله علیه وسلم صلوات و سلام فرستاده می شود و بدیهی است که صلوات و سلام فرستادن بر حضرت صلی الله علیه وسلم را قرآن کریم از ما طلب نموده است. « إن الله و ملئکته یصلون علی النبی یأیها الذین امنوا صلوا علیه و سلموا تسلیماً » (سوره احزاب آیه 56). و هر آنچه که محرّک و باعث اجرای یک امر پسندیده شرعی شود ؛ خود نیز مطلوب و محبوب است پس چه بسیار صلوات هایی که در این مجالس برآن حضرت صلی الله علیه وسلم فرستاده می شود که همه آنها از فواید نبوی و امدادات محمدی می باشد و قلم در محراب بیان سجده می کند به خاطر عجز و ناتوانی از شمارش آثار و نتایج این صلوات ها و مظاهر أنوار آن.
دلیل ششم: این است که مجلس مولودی شریف ؛ شامل یادآوری ولادت فرخنده حضرت صلی الله علیه وسلم و معجزات ایشان و سیرت پسندیده آن حضرت و آشنایی به آن می باشد. آیا ما مأمور نیستیم که به او اقتداء کنیم و از اعمال و افعال و حرکات او پیروی کنیم و به معجزاتش ایمان بیاوریم و آیاتش را تصدیق نمائیم ؟ این موارد در کتابها و نوشته هایی که در مولودی ها خوانده می شود ذکر شده است.
دلیل هفتم: مجلس مولودی ، اقدامی است در جهت جبران ذرّه ای از زحمات حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم و عملی شریف است برای ادای مراتب سپاس و تشکر از آن حضرت با انجام دادن بعضی از آنچه نسبت به ایشان بر ما واجب است و این مهم صورت می پذیرد با بیان اوصاف کامله و اخلاق فاضله آن حضرت صلی الله علیه وسلم. همانا شعراء ، قصایدشان را تقدیم او می نمودند و آن حضرت نیز از آنها خشنود می شد و این عمل آنها را با سخنهای نیکو و خوش و همچنین با هدیه و بخششی مناسب ، پاداش می داد. هرگاه آن حضرت از کسی که او را مدح کرده است ، خشنود و راضی گشته است ، پس چگونه خشنود و خرسند نمی گردد از کسی که اوصاف و خصوصیات شریفش را جمع آوری کند. در این عمل نزدیکی جستن به آن حضرت است با بدست آوردن محبت و رضایت او.
دلیل هشتم: شناختن و دانستن شمائل مبارک و خصوصیات و صفات و معجزات و إرهاصات حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم به ایمان کامل و کمال ایمان به آن حضرت می انجامد و همچنین باعث زیاد شدن محبت به او می شود. زیرا که ذات انسان بر جمال دوستی سرشته شده است یعنی زیبایی را دوست دارد چه این زیبایی خُلقی باشد و یا خَلقی ، علمی باشد یا عملی ، حالی باشد یا اعتقادی و حال آنکه زیباتر و کاملتر و برتر از اخلاق و خصوصیات و محاسن آن حضرت صلی الله علیه وسلم وجود ندارد و زیادی محبت و کمال ایمان نیز هر دو مطلوب شرعی اند به عبارت دیگر شریعت از تک تک افراد آن را خواسته است ، پس هر چیزی و هر عملی که سبب ایجاد این دو صفت شود آنهم مطلوب شرعی است.
دلیل نهم: تعظیم و بزرگداشت پیغمبر صلی الله علیه وسلم امری شرعی است و سرور و شادی کردن در روز میلاد باسعادت او با برپانمودن مهمانی ها و ضیافت ها و گردهمایی برای ذکر خدا و گرامی داشت فقیران و تنگدستان از آشکارترین مظاهر تعظیم و سرور و شادمانی و سپاسگزاری خداوند جل جلاله می باشد که ما را به دین استوار و متعادل هدایت فرموده است و با بعثت حضرت رسول اکرم علیه أفضل الصلاة و التسلیم بر ما منتی عظیم نهاده است.
دلیل دهم: از فرموده ی حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم درباره فضیلت روز جمعه اقتباس می شود، آن حضرت از جمله مزیّت ها و برتری هایی را که برای روز جمعه برشمردند یکی این بود که «فیه خُلِقَ آدم» (حدیث شماره (18-854 ) صحیح مسلم و حدیث شماره 488 سنن ترمذی). یعنی آفرینش حضرت آدم علی نبینا و علیه الصلاة و السلام در روز جمعه بوده است و این تشریف و بزرگداشت برای آن روزی است که ثابت شده است میلاد پیغمبری از پیغمبران الهی علیهم السلام بوده است پس چگونه است آن روزی که در آن بهترین انبیاء و شریف ترین رسولان خداوند ولادت یافته است. و این تعظیم و بزرگداشت فقط مخصوص به همان روز میلاد نیست بلکه در آن روز به طور خصوص و در روزهای دیگر ماه ربیع الاول بطور عموم تعظیم کرده می شود و هر سال با آمدن ماه ربیع الاول تکرار می شود همانند روز جمعه که خداوند جل جلاله حضرت آدم علیه السلام را در این روز آفرید ، پس این فضیلت برای همیشه باقی مانده است تا شکرگزاری برای نعمت آفرینش حضرت آدم علی نبینا و علیه الصلاة و السلام باشد و همچنین برای اینکه فضیلت و برتری نبوت آشکار شود و نیز زنده نگاهداشتن حوادث مهم تاریخی می باشد که در تاریخ بشریت نقش اصلاحی ویژه ای داشته اند. همانگونه است تعظیم و بزرگداشت مکانی که در آن پیغمبری به دنیا آمده است ، چنانچه روایت شده است که جبرئیل علیه السلام به حضرت رسول صلی الله علیه وسلم گفت که دو رکعت نماز در بیت لحم بخواند. سپس حضرت جبرئیل گفت: آیا می دانی کجا نماز خواندی ؟ پیامبر در جواب فرمود: نمی دانم. جبرئیل گفت: در بیت لحم نماز خواندی همان جایی که عیسی متولد شده است. این روایت در حدیث شداد بن اوس آمده است که بزار و أبویعلی و طبرانی آنرا روایت کرده اند. حافظ نورالدین هیثمی در مجمع الزوائد و منبع الفوائد ج 1 صفحه 47 می گوید: رجال این حدیث صحیح می باشند و حافظ ابن حجر عسقلانی در فتح الباری جلد 7 صفحه 199 آنرا نقل و درباره آن سکوت اختیار کرده است. (این حدیث را امام سیوطی در الخصائص الکبری جلد 1 صفحه 158 به نقل از ابن ابی حاتم و بزار و طبرانی و ابن مردویه و بیهقی به طور کامل می آورد و می گوید امام بیهقی آن را صحیح دانسته است و نیز بنگرید: الإحتفاء و الإبتهاج بالأسراء و المعراج تالیف: شیخ محمد علی خالدی صفحه 13 و 14).
دلیل یازدهم: مولودی ، عملی است که علماء و مسلمانان در همه کشورهای اسلامی آنرا نیکو دانسته اند و بدین ترتیب در همه نواحی و سرزمینهای مسلمان نشین برپا شده و تا امروز ادامه یافته است. بنابراین نتیجه گرفته می شود که مولودی مطلوب شرعی است یعنی خواسته ی شریعت است و این نتیجه از قاعده معروفی که از حدیث زیر گرفته شده است ، حاصل می شود: در حدیث موقوف حضرت عبدالله بن مسعود رضی الله عنه آمده است که: «ما راه المسلمون حسناً فهو عندالله حسن و ما راه المسلمون قبیحاً فهو عندالله قبیح: یعنی هر آن چه را که مسلمانان نیکو دانستند پس آن عمل در نزد خداوند نیکو و پسندیده است و هر آن چه را مسلمانان زشت و ناپسند بدانند پس آن در نزد خداوند قبیح و زشت است» حدیث شماره 3418 از مسند امام احمد بن حنبل و حاکم در المستدرک علی الصحیحین آن را حدیثی صحیح الاسناد می داند و نور الدین هیثمی در مجمع الزاوئد جلد 1 صفحه 177 از أحمد و بزار و طبرانی نقل می کند و می گوید که رجال آن ثقه هستند و شیخ أحمد شاکر در تعلیق خود بر المسند می گوید: إسناد این حدیث صحیح است. و حافظ ابن حجر عسقلانی در (الأمالی ) آنرا حسن دانسته، علامه سیوطی در الأشباه و النظائر صفحه 119 آنرا آورده است و نيز در کتاب التاج الجامع للأصول جلد2 صفحه 67 به روایت امام مالک آمده است. نیز الصواعق المحرقه فی الرد علی اهل البدع و الزندقه صفحه 13. اخرجه الحاکم و صححه عن ابن مسعود. ونیز الدرر البهیه فی الاحادیث الموضوعه علی خیر البریّه صلی الله علیه وسلم؛ للشیخ یوسف خطار محمّد صفحه 306.قال السیوطی فی الدرر المنتثره: رواه احمد عن ابن مسعود موقوفاً وقال الحوت فی اسنی المطالب رواه احمد فی کتاب السنه لا فی المسند عن ابن عباس من قوله. وقال السخاوی فی المقاصد الحسنه: اخرجه البزار والطیالسی والطبرانی وابو نعیم فی ترجمه ابن مسعود من الحلیه بل هو عند البیهقی فی الاعتقاد من وجه آخر عن ابن مسعود.
دلیل دوازدهم: مجلس مولود ؛ شامل اجتماع مسلمانان و ذکر و صلوات دسته جمعی و صدقه و احسان نمودن و مدیحه سرایی و بزرگداشت حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم می باشد که همه اعمال فوق الذکر سنت هستند و شریعت تک تک آنها را از ما طلب نموده و انجام دهندگان آن را ستوده است و احادیث و آثار صحیحی درباره آنها روایت شده که بر انجام آنها تشویق و ترغیب می کند. نتیجه می گیریم که مجلس مولودی عملی است متشکل از مجموعه ای از سنتها و مستحبات.
دلیل سیزدهم: خداوند تبارک و تعالی در سوره هود آیه 120 می فرماید: «وَ کُلّاً نَقُصُّ علیک من أنباء الرسل ما نُثَبّتُ به فؤادک: و یکایک می خوانیم بر تو از اخبار پیغمبران آن اخباری که ثابت می گردانیم به آن دل تو را » از این آیه شریفه آشکار می شود که حکمت از نقل و بیان نمودن اخبار و داستانهای پیامبران علیهم السلام ، تثبیت قلب مبارک حضرت رسول صلی الله علیه وسلم به وسیله آن ها می باشد و هیچ شکی نیست که امروزه ما مسلمانان محتاج تریم به تثبیت قلبهایمان و عقایدمان به وسیله سیره و زندگی و اخبار آن حضرت صلی الله علیه وسلم.
دلیل چهاردهم (و تقسیم بدعت): این پندار غلطی است که گفته شود: «هر عملی که سلف صالح انجام نداده اند و در صدر اول اسلام نبوده است آن عمل ، بدعتی زشت و گناه است و انجام آن حرام می باشد و واجب است از انجام آن ممانعت و جلوگیری شود». روش صحیح در این باره این است که آنچه که تازه پدید آمده است بر دلایل شرعی عرضه شود ، هر آنچه که شامل مصلحتی باشد پس واجب است یا اگر شامل حرامی باشد پس حرام است و اگر با مکروه آمیخته است ؛ مکروه است و اگر شامل مباح است پس مباح است و اگر در بردارنده مستحب است ، پس مندوب و مستحب است و قاعده معروفی است که «للوسائل حکم المقاصد» یعنی برای وسیله ها با توجه به نیت و هدف و مقصود آنها حکم کرده می شود. علماء اهل سنت و جماعت شکر الله تعالی سعیهم ؛ بدعت را به پنج قسم تقسیم کرده اند: 1- بدعت واجب: مانند: رد کردن عقاید گروه های منحرف و گمراه و نیز یادگیری علم نحو. 2- بدعت مندوب یا مستحب: مانند: ساختن رباط ها و مدرسه ها و اذان دادن بر مناره ها و انواع روش های احسان دادن که در صدر اول اسلام مرسوم نبوده است. 3- بدعت مکروه: مانند: زینت دادن و آراستن مساجد و تزئین و نقش نگار کردن قرآن ها. 4- بدعت مباح: مانند: استعمال پروین (الک ) و افزایش رفاه و تنعم در خوردن و نوشیدن. 5- بدعت حرام: و آن فعلی است که تازه پیدا شده و مخالف سنت صحیحه است و هیچ یک از أدله شرعی آنرا شامل نمی شود و در بردارنده ی هیچ گونه مصلحت شرعی نیز نمی باشد. امام عز بن عبدالسلام در القواعد الاحکام و امام نووی در شرح صحیح مسلم و در کتاب تهذیب الاسماء و اللغات و امام ابن أثیر و بسیاری از علمای دیگر به تقسیم بدعت به پنج نوع قائل هستند. (مغنی المحتاج جلد چهارم صفحه 506: قال عبدالسلام: البدعه منقسمه الی واجبه ومحرمه ومندوبه ومکروهه و مباحه....)
دلیل پانزدهم: هر بدعتی حرام نیست اگر چنین باشد همانا جمع آوری قرآن توسط حضرات ابوبکر و عمر و زید رضی الله تعالی عنهم و نوشتن آن در مصحف ها به خاطر ترس از بین رفتن آنها ؛ آنگاه که تعدادی از حافظان قرآن از صحابه شهید شدند ؛ بایستی حرام باشد. و اگر هر بدعتی حرام است ؛ پس جمع کردن حضرت عمر رضی الله عنه مردم را به امامت شخصی واحد در نماز تراویح، حرام است. که در مورد آن فرمود: «نعمت البدعة هذه: زیبا بدعتی است این» و اگر هر بدعتی حرام است پس تصنیف و تالیف در همه علوم سودمند حرام است و اگر هر بدعتی حرام است پس بر ما واجب است که با کافران ؛ با تیر و کمان بجنگیم در حالیکه آنها مجهز به گلوله های سربی و توپخانه و تانک و هواپیماهای جنگی و زیر دریایی و ناوهای جنگی هستند. و اگر هر بدعتی حرام است پس اذان دادن بر بالای مناره ها و ساختن رباط ها و مدرسه ها و بیمارستانها و زندانها و تشکیل صندوق تامین اجتماعی و جمعیت امداد نیز حرام است. بدین سبب است که علماء شریعت رضی الله عنهم حدیث شریف «کل بدعة ضلالة» را مخصوص به بدعت سیئه دانسته اند نه بدعت حسنه. دلیل تخصیص این حدیث به بدعت سیئه ، آن اعمال نو پیدایی است که ازبزرگان صحابه و تابعین صادر شده است در حالی که در زمان حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم انجام نگرفته است. و امروزه ما مسائل زیادی را به وجود آورده ایم که هیچیک از آنها را سلف صالح انجام نداده اند مانند جمع کردن مردم پشت سر امامی واحد در آخر شب برای خواندن نماز تهجد بعد از خواندن نماز تراویح و قرائت کل قرآن در نماز تراویح و خواندن دعای ختم قرآن و همچنین خطبه ای که امام در شب بیست و هفتم ماه مبارک رمضان در نماز تهجد می خواند (این اعمال بیشتر در حرمین شرفین انجام می شود.) و.. هیچ یک از این اعمال را رسول اکرم صلی الله علیه وسلم و سلف صالح انجام نداده اند. پس آیا انجام دادن این گونه اعمال توسط ما، بدعت سیئه محسوب میشود؟!
دلیل شانزدهم: جشن مبارک مولودی به دلیل اینکه در زمان حضرت رسول صلی الله علیه وسلم انجام نگرفته است بدعت است. اما بدعت حسنه می باشد. زیرا تحت أدله ی شرعی و قواعد کلی شریعت ، قرار می گیرد به عبارت دیگر اینگونه ی مخصوص از تجمع و گردهمایی بدعت است نه اینکه تک تک اعمالی که در مولودی انجام می پذیرد بدعت باشد زیرا همه اعمال و افعال تشکیل دهنده یک مجلس مولودی ، به صورت جدا جدا در عهد نبوی انجام شده است. (در زمان حضرت رسول صلی الله علیه وسلم: ذکر خدا و صلوات بر رسول و صدقه دادن و احسان کردن انجام پذیرفته است، مدح و بزرگداشت حضرت نیز به صورت شعر و غیره توسط صحابه صورت گرفته و لیکن همه موارد فوق در یک مجلس به نام جشن مولودی برگزار نشده است.)
دلیل هفدهم: هر عملی که در صدر اسلام به شکل دسته جمعی و گروهی آن انجام نپذیرفته است ولی تک تک ارکان تشکیل دهنده آن در آن عهد موجود بوده است ، این چنین عملی مطلوب شریعت است زیرا عملی که مرکب از چندین عمل مشروع باشد خود این عمل نیز شرعی و صحیح است.
دلیل هجدهم: امام شافعی رضی الله تعالی عنه می فرماید: هر امر نو پیدایی که مخالف کتاب یا سنت یا اجماع یا اثر باشد آن عمل بدعت منحرف و گمراه از دین است و هر امر نو پیدایی که شامل خیر و نیکی باشد و با هیچکدام از موارد بالا مخالف نباشد ، بدعت محموده و پسندیده است «حافظ شمس الدین ذهبی در سیر اعلام النبلاء جلد 3 صفحه 70 و امام بیهقی در مناقب الشافعی جلد 1 صفحه 469 و امام سیوطی در الحاوی للفتاوی ج 1 ص 225 آنرا نقل نموده اند».
دلیل نوزدهم: هرکار خیر و عمل نیکی که أدله شرعی آن را دربر بگیرند و هدف و مقصود از ایجاد و پیدایش آن مخالفت با شریعت نباشد و همچنین شامل هیچ فعل منکر و حرامی نباشد ؛ این چنین عملی جزو دین است و گفته ی آن فرد متعصب افراطی لجباز که می گوید: این عمل را سلف انجام نداده است، برای او دلیلی محسوب نمی شود. بلکه این گفته را چونکه دلیلی ندارد ، عنوان می کند و در واقع او بدون دلیل است. این مطلب بر کسی که در علم اصول سررشته داشته باشد ، مخفی نیست. شارع مقدس، بدعت صحیحه دینی را سنت نامیده و به انجام دهنده آن وعده اجر و پاداش نیکو داده است. همانطور که در صحیح مسلم حدیث شماره (69-1017) آمده و نیز در کتاب العلم تکرار شده است که حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده است: (من سن فی الاسلام سنة حسنة ، فعمل بها بعده ، کتب له مثل أجر من عمل بها و لا ینقص من أجورهم شی ء: هر کس در دین اسلام ، شیوه و روش حسنه ای را بنا نهد و بعد از او به آن عمل کرده شود. برای او نوشته می شود مثل پاداش تمامی افرادی که آنرا انجام دهند و از اجر و ثواب آنها نیز چیزی کم نمی شود).
دلیل بیستم: جشن مبارک مولودی ؛ زنده نگه داشتن یاد و خاطره حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم است و این عمل در اسلام مشروع است و شما می بینید که اکثر اعمال و افعال حج همانا زنده برپا داشتن خاطرات فراموش نشدنی و مکانهای ستوده شده ، می باشد. مثلاً سعی بین صفا و مروه و پرتاب کردن سنگریزه ها و قربانی کردن در صحرای منی؛ همگی حوادثی بودند که در زمان گذشته انجام شده اند و پایان پذیرفته اند اما مسلمانان خاطره آنها را با تکرار کردن صورت آنها در همان مکانها زنده می کنند و دلیل قاطع بر آن قول خداوند متعال است که در سوره حج آیه 27 می فرماید «و أذن فی الناس بالحَجّ» (و ندا در ده در ميان مردمان براي حج) و همچنین قول او تعالی است که حکایت از حضرات ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام می کند که می گویند «و أرنا مناسکنا» سوره بقره آیه 128. (و بنما به ما طريق عبادتهاي ما را).
دلیل بیست و یکم: تمامی دلایل که در مشروعیت مجالس مولودی شریف ، ذکر نمودیم فقط شامل آن مجالسی می شود که از هر گونه منکرات و اعمال ناپسندی که انکار بر آن ها واجب است ، خالی باشد. اما اگر مجلس مولود شامل چیزی از آن منکرات باشد مانند: اختلاط مردان با زنان و انجام اعمال حرام و اسراف زیاد به طوری که صاحب مجلس مولود یعنی حضرت رسول صلی الله علیه وسلم از آن خشنود و راضی نباشد ، پس در این صورت در حرام بودن آن شکی نیست و باید منع کرده شود چونکه شامل اعمال حرام می باشد. البته دقت شود که حرام دانستن آن در این مواقع ، عارضی است نه ذاتی «یعنی مولودی بذاته مشروع است ولی اگر عارضه ای همچون انجام منکرات در آن دیده شود ، حرام محسوب می شود و هرگاه این منکرات برطرف شوند ، حکم تحریم نیز برداشته می شود».
علامه سید محمد بن علوی پس از ارائه ی دلایل فوق ، نظر خود را در مورد مفهوم مولودی چنین بیان می کند: بدرستیکه ما می بینیم که گردهمایی برای جشن مبارک مولود نبی صلی الله علیه وسلم ، دارای کیفیت مخصوصی نیست که به طور حتم بایستی بدان پایبند بود یا اینکه دیگر مردمان را به آن ملزم ساخت، بلکه هر مجلسی که به سوی خیر و نیکی فراخواند و مردم را بر اساس هدایت و روش صحیح دینی گردهم آورد و آنها را به آنچه که در دنیا و آخرت برای آنها مفید و سود بخش است، راهنمایی کند ؛ مقصود و هدف از مولودی شریف نبوی در آن مجلس محقق شده است. بنابراین هرگاه ما در مجلسی جمع شویم و در آن از مدائحی خوانده شود که در آن ذکر سیدنا و حبیبنا محمد صلی الله علیه وسلم و فضیلت او و داستان جهاد او و خصائص او ، آورده شود، اگرچه در آن قصه تولد حضرت صلی الله علیه وسلم خوانده نشود، سپس به آیات قرآن کریم که توسط قاری تلاوت می شود و نیز مواعظ و ارشادات سخنرانان ، گوش فرا دهیم ، اینجانب می گویم: اگر بدین گونه عمل شود همانا معنای مولودی مبارک پیامبر صلی الله علیه وسلم ، تحقق پیدا کرده است. «در بین مردم مولودی فقط با خواندن قصه تولد ایشان شناخته می شود و اصطلاح مولودی را بر آن اطلاق می کنند تا آنجا که در نزد بعضی از مردم مولودی کامل نمی شود مگر با خواندن قصه تولد پیامبر».
جواب یک شبهه
از جمله شبهاتی که درباره مجلس مولودی مطرح می شود یکی اینست که روز ولادت و روز وفات آن حضرت صلی الله علیه وسلم یکی است ، پس شادی در این روز بهتر از اندوه نیست و برای دوستدار آن حضرت شایسته تر است که این روز را روز غم و اندوه بداند ! ما نیز در جواب این شبهه ، پاسخ علامه جلال الدین سیوطی در الحاوی جلد 1 ص 226 را نقل می کنیم: بدرستی که ولادت حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم بزرگترین نعمتهاست که به ما داده شده است و وفات او بزرگترین مصیبتهاست که ما به آن دچار شده ایم و شریعت بر اظهار نمودن شکر در هنگام رسیدن نعمتها، و صبر و آرامش و پنهان نمودن هنگام مصیبت ها ، دستور داده است به عنوان مثال: شریعت هنگام تولد نوزاد به ما امر می کند که عقیقه قربانی کنیم و این در واقع اظهار شکر خداوند و آشکار کردن سرور و شادی به خاطر نوزاد است و این در حالی است که در هنگام مرگ کسی ، به ما امر نکرده است که قربانی کنیم بلکه نهی فرموده است ازعزاداری و نوحه خوانی و سوگواری و جزع و فزع نمودن. پس قواعد شریعت دلالت دارد بر اینکه در این ماه ربیع الاول اظهار شادی و سرور نمودن به مناسبت ولادت حضرت پیامبر صلی الله علیه وسلم امری نیکو و پسندیده است برخلاف اظهار حزن و اندوه به مناسبت وفات او. ابن رجب در کتابش (اللطائف ) در نکوهش... که روز عاشورا را به خاطر زمان شهادت حضرت امام حسین رضی الله عنه ، سوگواری می کنند ، چنین می گوید: خداوند جل جلاله و رسول الله صلی الله علیه وسلم دستور نداده اند که روزهای مصیبت و فوت پیامبران را مجلس ختم و سوگواری بگیریم ، تا چه رسد به کسانی که از انبیاء مقامی پایین تر دارند. علامه سیوطی رحمه الله سپس قول امام ابوعبدالله بن الحاج را درباره مولودی نقل می کند که گفته است: پیامبر صلی الله علیه وسلم به فضیلت این ماه گرامی (ربیع الاول ) اشاره فرمود، آنگاه که از او درباره روزه روز دوشنبه پرسیده شد؟ فرمود: آن روزی است که من در آن متولد شده ام. براساس این حدیث شریف و عزیز دانستن روز تولد او ، شامل عزیز بودن و شرافت داشتن ماه تولد او نیز میشود. پس بسیار شایسته است که احترام این ماه مبارک را آنگونه که سزاوار آن است داشته باشیم و در آن کارهای نیک و خیر بسیار انجام دهیم و صدقه و احسان دهیم. هر کس از انجام این امور خیر ناتوان است حداقل بایستی از آنچه که حرام یا مکروه است به احترام این ماه مبارک دوری گزیند. اگر چه انجام این اعمال خیر در تمام ایام سال از ما خواسته شده است و لیکن شایسته و نیکوست که در ماه ربیع الاول به پاس احترام آن بیشتر انجام پذیرد ، همانگونه که در ماه مبارک رمضان و ماههای حرام تاکید بیشتری بر مبادرت به اعمال خیر و پسندیده شده است. سپس امام ابن الحاج ادامه می دهد و می گوید اگر پرسیده شود که حکمت از تولد حضرت صلی الله علیه وسلم در روز دوشنبه و در ماه ربیع الاول چیست ؟ و چرا در ماه مبارک رمضان که در آن قرآن نازل شده است و در لیلة القدر و در ماههای حرام و در شب نیمه شعبان و در شب و روز جمعه به دنیا نیامد؟ به چهار وجه جواب داده می شود: وجه اول: در حدیث شریف وارد شده است که خداوند سبحانه و تعالی درختان را در روز دوشنبه خلق کرده است (به روايت امام أحمد ابن حنبل در مسندش جلد دوم صفحه ي 327) و در آن تذکر و آگاهی مهم است و آن عبارت است از خلق کردن خوراکی ها و رزق و روزی ها و میوه ها و برکت ها و خیراتی که بنی آدم به وسیله آنها گسترش یافته اند و با استفاده از آنها زندگی می کنند و شادمان می شوند. وجه دوم: اینکه در لفظ (ربیع یعنی بهار) اشاره و تفاؤل خیری است به نسبت اشتقاق آن. همانطور که ابو عبدالرحمن الصقلی گفته است: برای هر انسانی از اسمش نصیب و بهره ای است. وجه سوم: همانطور که فصل بهار معتدل ترین فصلها و بهترین آنها می باشد، شریعت پیامبر صلی الله علیه و سلم درست ترین و معتدل ترین و آسان ترین شریعت هاست. وجه چهارم: خداوند حکیم سبحانه و تعالی اراده نمود که زمانی را که پیامبر صلی الله علیه وسلم در آن متولد شد به وسیله آن حضرت صلی الله علیه وسلم، شریف و بزرگوار گرداند و اگر آن حضرت در یکی از زمانهای فاضله که در بالا ذکر کردیم، به دنیا می آمد، این تصور پیش می آمد که پیامبر صلی الله علیه وسلم از آن زمانها کسب شرف و بزرگواری کرده است.
یقول لنا لسان الحال منه * و قول الحق یعذب للسّمیع
فوجهی و الزمان و شهر وضعی * ربیع فی ربیع فی ربیع
(ادامه دارد...)
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
تصویر اتفاقی
قرآن تاریخی منسوب به حضرت عثمان رضی الله عنه سومین خلیفه ی مسلمین واقع در روستای نگل از توابع سنندج

قرآن تاریخی منسوب به حضرت عثمان رضی الله عنه سومین خلیفه ی مسلمین واقع در روستای نگل از توابع سنندج

حضرت شیخ محمد عثمان سراج الدین نقشبندی

حضرت شیخ محمد عثمان سراج الدین نقشبندی

اعضای دارای بیشترین پیام
1 mohammad2
mohammad2
172
2 elyas 130
3 SAHABI 111
4 sahneh 91
5 gapist 56
6 neghab
neghab
30
7 nurahmed
nurahmed
25
8 alten 21
9 men 19
10 IBB
IBB
19
جدول اوقات شرعی