تصاویر جدید
آمار بازدید
آخرین بروز رسانی 1395/10/15 2017/01/04

خشنودی خداوند ودود از جشن مبارک مولود (قسمت سوم)

تصویر کوچک شده
(دنباله ی قسمت دوم...) دیدگاه علامه شیخ عبدالکریم مدرس رحمه الله
علامه شیخ عبدالکریم مدرس در کتاب (نور الإسلام) صفحه 87 تا 91 و در کتاب (جواهر الکلام فی عقائد أهل الإسلام) صفحه 170 تا 173 و نیز در کتاب (الوردة العنبریة فی سیرة حضرة خیر البریه صلّی الله علیه و علی آله و صحبه وسلم) صفحه 11تا 13 به تأیید مجلس مولودی نبوی پرداخته است که ما در اینجا خلاصه آن را نقل می کنیم: آنگاه که مسلمانان به اهمیت بزرگداشت حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم و بلند گردانیدن نام و مقام او و معرفی نمودن آن حضرت به همه جهانیان، پی بردند، مراسم مولودی شریف آن حضرت صلی الله علیه وسلم را در ماه ربیع الاول هر سال، ایجاد نمودند تا یادآور تولد باسعادت آن ذات شریف گردد.... برپایی این مراسم در همه نواحی اسلامی گسترش یافت و علماء به دیده قبول به آن نگریستند تا آنجا که اجماع علماء یا اکثریت قریب به اتفاق آنها به تشکیل و برپایی این اجتماعات مبارک، رأی مثبت دادند.

زیرا که این مجالس شامل منفعت هایی هستند که همگی به دین ارتباط دارند از جمله: تجدید ایمان به پیامبر صلی الله علیه وسلم و بزرگداشت او و یاری دین او و به وجود آوردن حالت محبت روحی در دلهای مسلمانان و کمک و احسان به فقراء و تنگدستان و... به این ترتیب قرنها گذشت و مردم چنین عمل کردند و همه آنها یا اکثریت آنها به آن توجه می کردند و به مدح و ثناء آن می پرداختند تا اینکه در آخر زمان، بعضی از مردمان به مخالفت با آن برخاستند و آنرا از بدعت های زشت و گمراهی به حساب آوردند (و العیاذ بالله) و مسلمانان را با وارد کردن شبهاتشان، آشفته و مشوّش ساختند. این گروه از مردمان که نسبت به أدله احکام آگاهی ندارند می گویند «اجتماعات و گردهمایی هایی اینچنین، در عهد رسول و خلفاء نبوده است و هر چیزی که در آن دوره نبوده است، بدعت زشت و ناپسند است». اینان ندانستند که بدعت در شرع یعنی هر آنچه که کتاب و سنت و اجماع و اجتهاد مجتهدین بر آن دلالت نکند و بدعت در شرع با بدعت در لغت تفاوت دارد. بدعت در لغت یعنی هر آنچه که در زمان پیامبر صلی الله علیه وسلم نبوده است. بنابر دو تعریف فوق، بسیاری از مسائل مهم اسلام مانند: (جمع آوری قرآن و تدوین سنت نبوی و ساختن دارالإفتاء و دارالقضاء و مدارس دینی و مسافرخانه ها و تألیف نمودن کتابهای علمی که در خدمت کتاب و سنت هستند: مثل: نحو و صرف و اصول الدین و أصول الفقه و...) در آن دوره نخستین نبوده اند، در حالی که اینها از واجباتی هستند که برپایی دین به آنها وابسته است و هر چیزی که امر واجبی به آن وابسته است، خود آن نیز واجب می شود. جشن مبارک مولودی توسط کتاب و سنت و إجماع و اجتهاد مجتهدین تأیید و تصویب می شود. اما در قرآن کریم آیاتی است که دلالت دارد بر توجه و اهتمام ویژه به یاد کرد رسول الله صلی الله علیه وسلم، و ارزش و مقام و مرتبه او و یاری کردن دین او. خداوند در سوره اعراف آیه 157 می فرماید (وَ عَزَّرُهُ و نَصَرُوه: و تعظیم کردند او را و یاری دادند او را) و نیز در آیه 9 در سوره فتح می فرماید: (لتؤمنوا بالله و رسوله و تعزّروه و توقروه و تسبّحوه بکرة و أصیلاً: تا ایمان آرید ای مسلمانان به خدا و رسول او و او را گرامی دارید و به بزرگی اعتقاد کنید او را و به پاکی یاد کنید او را بامدادان و شامگاهان) یعنی: محمد را در حال حیاتش بزرگ دارید و او را یاری دهید، و بعد از وفاتش دینش را یاری دهید. (التعزیر) در آیه شریفه به معنای تعظیم و بزرگداشت است و (النصر) عبارت از تأیید نمودن رسالت پیامبر صلی الله علیه وسلم است و تبلیغ و ترویج محاسن و نیکی های او و سیرت پاکیزه و شریف او و اخلاق حسنه و عظیم او. خداوند در آیه 46 و 45 سوره احزاب می فرماید: (یأیها النبی إنا ارسلنک شاهداً و مبشرا و نذیراً و داعیاً إلی الله باذنه و سراجاً منیراً: ای پیامبر ! همانا ما فرستادیم تو را گواهی دهنده و مژده رسان و بیم دهنده و خواننده به سوی خداوند به حکم او و چراغی روشن). و آنچیزی که انسان را به سوی بهشت سوق می دهد همانا یاد و ذکر او و ذکر نسب و خاندان او و ذکر شرف و بزرگواری او و آباء و اجدادش و شناخت و آگاهی به مقام و منزلت او در نزد خداوند متعال است. در سوره انشراح آیه 4 خداوند متعال می فرماید: (و رفعنا لک ذکرک) به این مفهوم که نام آن حضرت صلی الله علیه وسلم بلند گردانیده شده است و اگر چه منظور بلند گردانیدن نام او در نمازها و اذان ها و شهادتین و... می باشد. ولیکن با بلند گردانیدن آوازه و نام آن حضرت صلی الله علیه وسلم در جامعه اسلامی نیز صدق می کند تا اینکه نسل جدید خصوصاً کودکان و نوجوانانی که از مجالس و محافل دور بوده اند، او را بشناسند.
اما تأیید مولودی به وسیله حدیث شریف: همانا فرمایش آن حضرت صلی الله علیه وسلم است که: «لا یؤمن أحدکم حتی أکون أحب إلیه من والده و ولده و الناس أجمعین: ایمان نمی آورد یکی از شما تا آنکه من محبوب تر باشم نزد او از پدر و مادرش و فرزندش و همه مردم».(به روایت امام بخاری و امام مسلم) و این مناسبات و مراسم از جمله عواملی هستند که محبت او را به صورت قطعی یا نزدیک به آن، در دلها می کارند. ذکر نام و یاد او و مدح و ثنای او و بازگو کردن اخلاق او، موجب ایجاد این چنین محبتی می شود که برای حصول ایمان کامل ضروری است. دلیل دیگر اینکه پیامبر صلی الله علیه وسلم روزه روز عاشورا را مقرّر فرمود، آنگاه که شنید که یهودیان مدینه گفتند: این روزه برای شکرگزاری خداوند به خاطر پیروز ساختن موسی و شکست دادن فرعون است (به روایت بخاری و مسلم). دلیل دیگر اینکه حدیث شریف در صحیح مسلم است که پیامبر فرمود: «من سن سنة حسنة فله أجرها و أجر من عمل بها إلی یوم القیامة». و سنت حسنه آن عملی است که از دلالت أدله چهارگانه دین خارج نشود.
اما اثبات مجلس مبارک مولودی توسط اجماع؛ بدینگونه است که امامان بزرگ اسلام اتفاق نظر دارند بر استحباب عمل پادشاه صالح و نیکوکار مظفرالدین الأربیلی رحمه الله که به مناسبت میلاد پیامبر جشن برپا نمود و اموال زیادی درین راه خرج نمودو این امامان در این قضیه ی خاص مقام اجتهاد داشتند زیرا که آنها از عالمان بزرگ بودند و درجه ی اجتهاد مقید داشتند اگرچه مجتهد مطلق نبودند. و همانگونه که امام غزالی رحمه الله در کتابش (المستصفی) تصریح کرده است، تجزیه اجتهاد جایز است و هیچ عالم بزرگواری که بر او اعتماد کرده شود، این گفته ی امام غزالی را انکار نکرده است و همانا پیامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: «ماراه المسلمون حسناً فهو عند الله حسن». أما دلیل اثبات مولودی توسط مجتهدین (بعد از ثبوت درجه اجتهاد آنها و عمل به نظریاتشان) بسیار روشن و آشکار است. همه ما می دانیم که فرد فرد علماء بزرگ به این جشن مبارک راضی بوده اند، و اما کسانی که می گویند (این جشن و مجلس شادی در دوره پیامبر نبوده است بنابراین برپایی آن غیر مشروع است)، گفته آنها مردود است زیرا بعد از اینکه استحباب این عمل مبارک ثابت شد، انجام ندادن آن توسط سلف از ارزش آن چیزی نمی کاهد، چرا که سلف صالح به اموری مشغول بودند که مهمتر از این اجتماعات و مراسم بوده است و آن عبارت از ارشاد نمودن و جهاد کردن آنهاست.آیا نمی دانند که رسول خدا صلی الله علیه وسلم در مدت 9 سال بعد از هجرت، با مشرکین 63 نبرد انجام داد و شخص مبارکش در 26 تا از آنها حاضر بوده است با وجود این امور مهم، چگونه فرصتی برای کارهای دیگر باقی می ماند؟ کسی که این اجتماعات مبارک را ضلالت و گمراهی به حساب آورد، به تحقیق خودش گمراه شده و از راه صحیح و درست، منحرف گشته است. او در واقع درباره اخلاق پیامبر صلی الله علیه وسلم و تاریخ او، تفکر و اندیشه نکرده است. آنگاه که به حسان بن ثابت رضی الله عنه امر نمود که مشرکین را هجو و مذمت کند و شعرای آنها را که اسلام و مسلمین را هجو می کردند، جواب مناسب دهد. (صحیح بخاری، کتاب بد أ الخلق حدیث 3213). کاشتن و پرورش دادن محبت سیدنا محمد صلی الله علیه وسلم و دین او در قلوب نسلهای مختلف خصوصاً کودکان و نوجوانان واجب است و در عصر ما این مراسم و اجتماعات نقش مهمی برای رسیدن به این هدف بزرگ ایفاء می کنند و مقدمه هر امر واجبی، واجب است. پیامبر صلی الله علیه وسلم امت را به پیروی از سواد أعظم مسلمانان و عموم مؤمنان، تشویق و ترغیب فرموده و از تکروی و دوری از جماعت مسلمانان، برحذر داشته و تهدید کرده است لذا إجماع امامان دین بر برپایی این مراسم برقرار است و اگر فرض شود همگی بر آن اجماع ندارند همانا اکثریت قریب به اتفاق آنها که از فساد در اعتقاد به دور هستند با آن موافقت کرده اند. هر عملی که دلالت کتاب و سنت شامل آن شود یا به وسیله اجماع حاصل شود یا از اجتهاد مجتهدین بدست آید، بدعت نیست بلکه همانند ستر عورت در نماز است با پارچه ای که در دوره سلف نبوده است یا مثل خدمت کردن به فقیران است با ماده ای که قبلاً وجود نداشته است یا تالیف نمودن کتابی است که مسلمانان به آن نیازمندند. اگر یکی از کسانی که صاحب اتومبیل است، شخص فقیری را در راه سوار کند و به او غذایی دهد که در دوره سلف نبوده است و نیز پول کاغذی به او صدقه دهد، در اینجا بنا به گفته ی مخالفین ما، چنین شخص نیکوکاری، مرتکب بدعت شده است (مبتدع است) زیرا که اتومبیل او و غذایش و پولش هیچکدام در دوره سلف نبوده است و آن امر عجیبی است !!! بدانید که دین اسلام دینی است جاویدان و هیچ دینی بعد از آن نیست پس به امور زیادی از مخترعات و چیزهای نو پیدا، نیاز دارد و برای مسلمان عاقل جایز نیست که هر آنچه، که در سابق نبوده است را بدعت شرعی و گمراهی به حساب آورد.
دیدگاه استاد عبدالغنی حماده
استاد عبدالغنی حماده در کتاب فضل الذاکرین و الرد علی المنکرین می فرماید: اهل بدعت زمان ما می گویند که برپایی مجلس مولودی حضرت رسول صلّی الله علیه وسلّم ؛ بدعت و منکر و حرام است و دلیل آنها این است که آن حضرت صلّی الله علیه وسلّم آنرا انجام نداده است و مادر جواب به آنها می گوییم: (عدم الفعل لیس بدلیل) یعنی انجام نگرفتن یک فعل نمی تواند دلیل باشد. چون اصل در هر چیزی که نصی در مورد آن وارد نشده است، مباح بودن آن است. ما به این مبتدعین می گوئیم: قبل از اینکه درباره حلال یا حرام بودن چیزها و کارهای مختلف، حکم صادر کنید، علم بیاموزید. چون علماء اصول می گویند: جایز بودن افعال، وابسته به آن نیست که درباره آن صیغه ی امری وارد شده باشد، بلکه عدم نهی از آن، خود دلیلی است برای جایز بودن آن. بنابراین هر کاری که از آن بوسیله نص شرعی منع نشده ایم، مباح می باشد و نیز حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وسلم در سنت های صحیحه اش به ما این آموزش را داده که هر کاری که به آن امر شدیم، آن را انجام دهیم و آن را ترک نکنیم و هر کاری که از آن منع شده ایم، از آن دوری بجوئیم و انجامش ندهیم و آن کاری که در مورد آن سکوت اختیار شده است، پس آن مباح است و همچنین هر حرام و مکروهی بایستی حتماً درباره آن نص شرعی وارد شده باشد که بر حرامیت و یا مکروهیت آن دلالت کند چه آن نص آیه قرآن باشد یا حدیث شریف. نتیجه می گیریم که اگر در مورد عملی، نص شرعی نباشد آن فعل مباح است همانگونه که علماء اصول بیان داشته اند. پس اگر هر کاری که رسول الله صلی الله علیه وسلم آنرا انجام نداده باشد، بدعت و زشت و گمراهی است پس جمیع آنچه که ما می خوریم و می نوشیم و می پوشیم و نیز سفر ما و خواب ما و جمیع حرکات و سکنات و اعمال ما از جمله منکرات هستند و بدعت و گمراهی و حرام می باشد زیرا که رسول اکرم صلی الله علیه وسلم آن را انجام نداده است و معنای این گفته شما این است که بنابر پندار پوچ و عقیده فاسد شما، همه مسلمانان در مشرق و مغرب زمین، گناهکارند و در حال ارتکاب حرام هستند و گمراه شده اند و این گفتار شما، باطل است و هیچ جاهلی آن را نمی گوید، زیرا مخالف قرآن است آنجا که خداوند جل جلاله می فرماید: (یُریدُ اللهُ بِکُمُ الیُسرَ: خداوند در حق شما آسانی می خواهد) (سوره بقره آیه 185) و مخالف أحادیث صحیح رسول الله صلی الله علیه وسلم می باشد که فرموده است «إن أمّتی لم تجتمع علی ضلالة: امت من بر گمراهی إجماع نمی کنند (جمع نمی شوند)». باید توجه نمود که مسلمانان، جشن مولودی را بعد از وفات پیامبر اکرم صلی الله علیه وسلم ایجاد نموده اند، همانگونه که جمع آوری قرآن در یک مصحف و همچنین گردآوری احادیث نبوی، بعد از وفات ایشان صورت گرفته است، پس آیا جمع آوری قرآن و تدوین احادیث، بدعت و حرام است به این بهانه که رسول الله صلی الله علیه وسلم آنرا انجام نداده است؟! البته لازم به یادآوری است که اگر این دو کار صورت نمی گرفت همانا قرآن کریم و احادیث شریف ضایع می شدند و دین هم همراه آنها از بین می رفت.....
شیخ محمد افندی قاسمی الحلاق
علامه شیخ محمد افندی قاسمی الحلاق در قسمتی از متن فتوای خود می گوید: اگر در مجلس مولودی شریف حضرت رسول صلی الله علیه وسلم هیچ یک از اعمال نیکویی که مرسوم می باشد انجام نشود مگر صلوات فرستادن بر آن حضرت صلی الله علیه وسلم، همین عمل برای تایید و جواز آن کافی است زیرا که جمعی از علماء صلوات فرستادن بر آن حضرت را هرگاه نام مبارک او آورده شود ؛ واجب دانسته اند و صلوات از آدمیان تضرع و دعاست و از خداوند جل جلاله رحمت اوست همراه با بزرگداشت و از ملائکه استغفار می باشد. پس صلوات فرستادن بذاته ذکر است بلکه از مهمترین اذکار است و مجلسی که در آن مسلمانان جمع شوند برای خواندن مولود نامه سید مخلوقات صلی الله علیه وسلم، از بهترین قربت ها و عبادت ها می باشد به دلیل شامل بودن آن بر انواع طاعت ها (به نقل از الحقائق فی قراءة مولد النبی صلی الله علیه وسلم: السید عبدالقادر الاسکندرانی)
علامه محمد زاهد کوثری
علامه محمد زاهد کوثری متوفی به سال 1371 ﻫ. ق در مقالات خود در صفحه 94 می گوید: هر چیز ابتکاری و سودمند هرگاه که با سنت تضادی نداشته باشد، بدعت حسنه می باشد مانند: ساختن مدارس و بیمارستانها و تالیف کتابهای گوناگونی که برای جامعه سودمند هستند. زیرا که این اعمال نو پیدا تحت احادیثی قرار می گیرند که بر رساندن خیر به اصناف مختلف مردم تشویق می کنند به شرطی که با سنت ثابته هیچ گونه تضادی نداشته باشد و اما هر چیز ابتکاری که با سنت ثابته تضاد و برخورد داشته باشد، در اولین قدم آنرا گناه و بدعت قبیحه می دانیم و اگر چه بعضی ها برای آن سود و نفعی تصور کنند.... سپس در صفحه 311 می گوید: یادآوری ولادت حضرت محمد فخر پیامبران الهی صلوات الله و سلامه علیه و علیهم أجمعین، ما را در موقعیتی قرار می دهد که بدانیم و احساس کنیم هر آنچه را که خداوند سبحانه و تعالی به واسطه ولادت و بعثت حضرت ختمی مرتبت صلی الله علیه وسلم به همه انسانها ارزانی داشته است و آن عبارت است از آماده نمودن راهی برای نجات انسانها از آن گمراهی دور و درازی که در آن بودند و نیز ایجاد راهی هموار برای کسانی که از او پیروی کردند تا به سعادتی برسند که بالاتر از آن سعادتی نباشد و ماه ربیع الاول در واقع رمز این روز مسعود است. بنابراین دیده می شود که مسلمانان در طول این ماه مبارک پیوسته به برگزاری جشن مولود نبی صلی الله علیه وسلم اصرار دارند و این عمل آنها به منزله اعترافی است از سوی آنها به رحمت ها و نعمت ها و فیوضاتی که همراه با ولادت وجود مبارک آن حضرت صلی الله علیه وسلم بر عالمیان سرازیر شد و باعث روشن شدن راه بندگی و پرستش و از بین رفتن تاریکی های انباشته شده از دوران جاهلیت گشت و اعتقادات باطله بت پرستان و مجوسیان و یهودیان و مسیحیان و صابئین از شرک و تشبیه و عقیده به حلول و دیگر عقاید ننگین و شرم آور آنها را پوچ و بی ارزش ساخت (این عقائد باطله بطور مشروح در کتابهای ملل و نحل و تاریخ ادیان آمده است).
علامه شیخ محمود افندی العطار
علامه فاضل شیخ محمود افندی العطار در تایید مولودی چنین می گوید: ..... مسلمانان هنگام برپایی مجلس مولودی حضرت رسول الله صلی الله علیه وسلم قصدی ندارند مگر تعظیم و بزرگداشت و احترام به جایگاه رسولی که جان نثاری ارواح برای آن عملی ناچیز است و همچنین شادمانی و خوشحالی به مناسبت خلقت پیامبری که رحمت برای عالمیان است و در این تولد مبارک، منت بزرگی است از جانب الله تعالی بر تمامی مخلوقاتش. همانگونه که هنگام تجدید نعمت، سجود برای خداوند متعال سنت است پس چه نعمتی بالاتر از ظهور اشرف پیغمبران صلی الله علیه وسلم. البته بسیار واضح است که در عمل قربانی در روز عید قربان و ایام التشریق، که همه ما مسلمانان به آن امر شده ایم (وجوباً یا ندباً و در صورت استطاعت)، اظهار شکر است به درگاه الهی به سبب نجات حضرت اسماعیل علی نبینا و علیه افضل الصلاة و التسلیم در چنین روزی از ذبح شدن. آنگاه که خداوند جلّ جلاله به حضرت ابراهیم علی نبینا و علیه الصلاة و السلام دستور داد که او را قربانی کند و در لحظه ی سر بریدن، ناگاه خداوند متعال از بهشت قوچی را فرستاد تا به جای او ذبح شود. خداوند متعال، حضرت اسماعیل را پدر عرب بطور عموم و پدر حضرت رسول صلی الله علیه وسلم به طور خصوص قرار داد. بنابراین خداوند سبحانه و تعالی مسلمانان را امر فرمود که این روز را که روز نجات پدر پیام آور و حبیبش رسول اکرم صلی الله علیه وسلم است (یعنی حضرت اسماعیل) عید اکبر بدانند و در آن قربانی کنند تا یادآوری باشد به آن قوچ بهشتی که سربریده شد و هدف از این عمل اظهار شکر و سپاس به پیشگاه یگانه خالق هستی است و در هر سال تکرار می شود. حال اگر روز ظهور جسم مبارک حبیب اعظم خداوند و رحمت عالمیان، حضرت رسول صلی الله علیه وسلم را برتر از عید اکبر بدانیم شایسته و برازنده است.
سلامٌ من الله مولی العوارف * سلامٌ من الله مُعطی المواهب
علی روضه حلّ فیها حبیب * رفیعُ المعارج سنیّ المراتب
ملیحی که جمع است در بزم وصلش * فنون مقاصد در صنوف مآرب
فصیحی که دَرج است در دُرج لعلش * رموز نوادر نکات غرایب
به اقبال درد وغمش رست * زمیل مرادات ونیل مطالب. جامی
البنیان المرصوص فی شرح المولد المنقوص
مولف کتاب البنیان المرصوص مي گويد: برای اثبات جواز مجلس مولودی؛ دلايل زيادی از كتاب و سنَت و گفتار امامان و عالمانی كه به آنها اقتدا كرده مي شود وجود دارد. همانا خداوند جلَ جلاله در قرآن كريم مي فرمايد (قَالَ عيِسي ابنُ مَريَمَ اَللهُمَّ ّ رَبَنّا أنزَل عَلَينا مَائدهً مِنَ السّمَاء تَكُون ُ لَنَا عيدًا لِأوَّلِنَا وَ ءاخِرِنَا وَ ءايَهً مِنكَ وَ ارزُقنَا وَ اَنتَ خَيرُ الَّرازقينَ): عيسي بن مريم گفت: بار خدايا ! ای پروردگار ما! فرود آور بر ما خوانی (پر از طعام) از آسمان تا باشد عيدی برای ما و براي اوايل امّت ما و آخر امّت ما و معجزه ای از جانب تو و به ما روزی ده كه تو بهترين روزی دهندگانی) (سوره ما ئده آيه ی 114) در تفسير جلالين در ذيل آيه شريفه آمده است كه: خداوندا! طعام آسمانی را بر ايمان بفرست تا عيدی برای ما باشد و نيز ما و همه كساني كه بعد از ما مي آيند، آن روز را بزرگ و شريف بداريم ودر تفسير خازن در معنای آن آمده: تا روزي را كه در آن غذای آسمانی نازل می شود، عيد قرار دهيم و آن را بزرگ بداريم و در آن نماز بخوانيم و هر كس كه بعد از ما آمده او نيز بدين گونه عمل كند. (همين معنا و مفهوم در تفسير بغوي نيز آمده است (صفحه 408).) پس طعام آسمانی در روز يكشنبه فرود آمد. مسيحيان اين روز را عيد گرفتند ا ﻫ. از اين آيه كريمه استنباط مي شود كه تعظيم و بزرگداشت روزی كه در آن نعمتی حاصل شده است از عادات امّتهای پيشين بوده است حتی پيامبران عليهم الصلاة والسلام (از آيه فوق ونيز آيه 129 سوره بقره كه خداوند از زبان حضرت ابراهيم (ع) حكايت مي كند كه دعا كرد» رَبَّنَا وَ ابَعَث فيهِم رَسُولاً مِنهُم) اي پروردگار ما ! برانگيز در ميان ايشان پيغمبري از خودشان). و همچنين اين حديث شريف كه امام احمد و حاكم و بيهقي وابن عساكر روايت كرده اند كه پيامبر صلّي الله عليه و سلّم فرمود: (أَنَا دَعوة أبي ابراهيمَ: من دعاي پدرم ابراهيم هستم). مي توان استنباط كرد كه ولادت و بعثت حضرت ختمي مرتبت صلّي الله عليه و سلم در اثر دعاي حضرت ابراهيم (ع) بوده است، همان گونه كه نزول ما ئدۀ آسماني در اثر دعاي حضرت عيسي (ع) صورت گرفت و كدام نعمت بزرگتر و بالاتر از نعمت ولادت با سعادت حضرت رسول اكرم صلّي الله عليه و سلم مي تواند باشد در حالي كه همه نعمتها به واسطه ی ذات گرامي او به جهانيان داده شده است). انس بن مالك رضي الله عنه گفت: درآن روزی كه پيامبر صلّي اله عليه و سلّم به مدينه تشريف آوردند، همه چيز را نورانی و درخشان ساخت و در آن روزی كه در مدينه رحلت فرمود، همه چيز تيره و تار شد. و روزی كه از مكه به مدينه هجرت فرمود، در هنگام ورودش به مدينه دختران و زنان انصار بر پشت بامها رفته و چنين سرود می خواندند: طلع البدر علينا * من ثنيات الوداع * وجب الشكر علينا * ما دعا لله داع * أيّها المبعوث فينا * جئت بالأمر المطاع. و دختران كوچك قبيله بني نجار در حالی كه دف می زدند اين بيت را مي خواندند: نحن جوار من بني النجار * يا حبّذا محّمد من جار. (ما دختران قبيله بني نجار هستيم چه سعادتي ست كه همسايه ی ما حضرت محمّد است). لازم به ذكر است كه پيامبر صلّي الله عليه و سلّم در ماه ربيع الاول به مدينه منوره هجرت نمود.
واحسنُ منک لم تَرَ قطّ عینی * وَاجملُ منک لم تَلِدِ النساءُ
خُلقتَ مُبَرَّاً مِن کلّ عیبٍ * کانّک قد خُلقتَ کما تشاءُ
داستاني از كتاب حيات صحابه
در كتاب حيات صحابه، تأليف:علّامه محمّد يوسف كاندهلوی كه اقاي مجيب الرحمن رحيمی آنرا ترجمه كرده است در جلد اول صفحه 323 داستان اسلام آوردن كعب بن زهير رضی الله عنه را نقل می كند كه مختصر آن چنين است: كعب و بجير پسران زهير خارج شدند تا به محلي رسيدند كه پيامبر (صلی الله علیه وسلم) آنجا حضور داشت. بجير به كعب گفت: در همين جا توقّف كن تا نزد اين مرد – يعني رسول خدا صلّي الله عليه و سلّم – بروم و بشنوم كه چه مي گويد؟ بجير نزد پيامبر آمد و پيامبر (صلی الله علیه وسلم)، اسلام را به او عرضه نمود و بجير اسلام آورد. اين خبر به كعب رسيد، او در مذمّت حضرت رسول (صلی الله علیه وسلم) اشعاري سرود. چون اين ابيات به گوش پيامبر خدا (صلی الله علیه وسلم) رسيد، او را مهدورالدّم قرار داد. بجير به كعب نامه نوشت و فرمان قتلش را به او رسانيد ومتذّكر گرديد كه راه نجات پيش گير و اسلام آور، در غير اين صورت برايت خلاصی نمی بينم. كعب پس از دريافت نامه، اسلام آورد و قصيده خود را كه به قصيده ی (بانت سعاد) مشهور است و در آن پيامبر (صلی الله علیه وسلم) را مدح كرده است، سرود وسپس به طرف مدينه حركت نمود و به خدمت پيامبر (صلی الله علیه وسلم) رسيد و اسلام آورد و سپس در مسجد براي پيامبر (صلی الله علیه وسلم)، قصيده اش را خواند تا به اين بيت رسيد:
اِنَ الرَّسُولَ لَسيفٌ يُستَضَاءُ بِه * وَصَارِمٌ مِنْ سيوفِ اللهِ مَسلُولٌ (این بیت بدین صورت نیز ثبت شده است: اِنَّ الرَسولَ لَنُورٌ یُستَضَاءُ بِهِ مُهَنّد مِن سُیوفٍ اللهِ مَسلولٌ یعنی» همانا پیامبر نوری است که از آن کسب نور می شود و شمشیر آهیخته هندی است از شمشیرهای خدای تعالی (رجوع کنید به الذخائر المحمدیة صفحه 146 و الوردة العنبریة صفحه 169 و نور الإسلام صفحه 89 و ترجمه زندگانی شیخ معروف نودهی صفحه 173). (پيامبر خدا، شمشيری است كه از آن كسب روشنايی و راهنمايی می شود و او شمشير برّان و از نيام كشيده شده ای از شمشيرهای خداست). در كتاب الذخائر المحمّديه تأليف: علّامه سيّد محمّد بن علوی صفحه 144و145 آمده است كه كعب بن زهير در حالی كه پيامبر (صلی الله علیه وسلم) او را نمی شناخت، دستش را در دستان مبارك آن حضرت (صلی الله علیه وسلم) قرار داد و گفت: يا رسول الله ! كعب بن زهير آمده است كه از شما طلب امان كند و او توبه كرده و مسلمان شده است آيا شما قبول می فرمائيد اگر من او را بياورم؟ پيامبر (صلی الله علیه وسلم) فرمود: بله. سپس او گفت: من كعب بن زهير هستم ای پيامبر خدا ! و قصيده ی خود را برای پيامبر (صلی الله علیه وسلم) خواند.
در شهادت گفته نام مصطفی با نام خویش * علّت غایی آدم آشکارا ساخته
در شهادت کرده حق نامش ردیف نام خویش * پس به ذکرآن جدا مومن ز ترسا ساخته
تأييد مولودي در كتابهاي فقهي
فقيهان بزرگ مالكی مذهب در كتابهای فقهی خود به تأييد جشن مولودی شريف پرداخته اند، به عنوان مثال به كتابهای زير اشاره می كنيم: در كتاب مواهب الجلیل فی شرح مختصر الخلیل تألیف: محمد الخطاب المالکی متوفی به سال 954 ﻫ در صفحه 406 و نیز در کتاب حاشیة الدسوقی علی الدردیر تألیف محمد المصری متوفی به سال 1230 ﻫ در صفحه 518 و همچنین در کتاب بلغة السالك لا قرب المسالك علي مذهب الامام مالك،الجزء الاول صفحه 227. و اما از كتابهای فقهی شافعیه كتابهای زير را نام می بريم: حاشيه ی علامه ابن قاسم العبادی بر تحفة المحتاج جلد7 صفحه 529 و نيز حاشيه ی علامه عبدالحميد شرواني بر تحفة المحتاج جلد7 صفحه 527 و همچنين كتاب إعانة الطالبين،تأليف: علامه ابوبكر مشهور به سيد البكري جلد1 صفحه 312 و 313 و جلد 3 صفحه 413 تا 415 كه به تأييد مجلس مبارك مولودی پرداخته اند. داستان زير را از كتاب إعانة الطالبين نقل مي كنيم: امام سبكي رحمه الله به همراه عده كثيری از علمای بزرگ آن دوره، در مجلسی جمع شده بودند و شخص خوش آوازی اين شعر جمال الدين صرصری (ابو زکریا جمال الدین الصرصری: یحیی بن یوسف بن یحیی الأنصاری. شاعر اهل عراق و متوفی به سال 636 ﻫ.ق شرح حال او را در البدایة و النهایة ج 13صفحه 211 بنگرید.) رحمه الله را ـ كه در مدح پيامبرصلی الله عليه و سلم سروده است ـ مي خواند:
قليل لمدح المصطفی الخط بالذهب * علی ورق من خط أحسن من كتب
و أن تنهض الاشراف عند سماعه * قياماً صفوفاً أو جثياً علي الركب.
يعني: اگر مدح و ستايش حضرت محمد مصطفی صلي الله عليه و سلم را خوش خط ترين خطاطان با طلا بر روی صفحه ای از نقره بنويسيد، كم و ناچيز است و اگر اشراف و بزرگان، هنگام شنيدن مدح آن حضرت صلی الله عليه و سلم، همگی صف به صف بپاخيزند یا به زانو در آيند، باز هم كم و ناچيز است. (قدر و منزلت پيامبر صلی الله عليه وسلم به مراتب بيشتر از اينهاست) در این هنگام امام سبکی و همه افرادی که در آن مجلس بودند، بپا خاستند سپس حالتی خاصّ و لذّتی فراوان در آن مجلس حاصل شد.
جواب يك شبهه
در كتاب «رفع الخفا شرح ذات الشفا»، تاليف: علامه محمدابن الحاج حسن الآلاني الكردي، از صفحه 111 تا صفحه 116 به تأييد مجلس مبارك مولودی نبوی پرداخته اند است، اما متاسفانه توسط حمدی عبدالمجيد شاگرد ناصر آلبانی وهابی مطالبی در پاورقی اين صفحات آورده شده كه نادرستی آن بر هر طالب علمی مبرهن است. مثلا در پاورقي صفحه 113 از شيخ صالح سعد السحيمي نقل مي كند كه گفته است معناي حديث «من سنة حسنة فله أجر ها … الحديث» احياء نمودن سنتها مي باشد (امام محیی الدین نووی رحمه الله در شرح این حدیث در صحیح مسلم می فرماید: (این حدیث تشویق و ترغیبی است بر استحباب پدید آوردن کارهای پسندیده و نیکو) و در نزد ما مسلم است که امام نووی نسبت به مفاهیم احادیث نبوی آگاهتر و عالم تر است لذا از آراء و نظریات او پیروی می کنیم). و نيز اين شيخ ادعا كرده است كه تقسيم بدعت به انواع مختلف، صحيح نيست. ما در جواب اين شبهه مي گوييم: احاديث زيادی در باره احياء نمودن سنتها وارد شده است كه منطوق و مفهوم آنها بر اين مسئله دلالت دارد و در حقيقت احيا سنت ها، اصلی مستقل است. از جمله احاديثی كه درين باره روايت شده، به نقل چند حديث اكتفا می كنيم: پيامبر گرامی اسلام صلی الله عليه و سلم مي فرمايد: «من احيا سنة من سنتي قد أميتت بعدي فان له من الاجر مثل أجور من عمل بها من غير أن ينقص ذلك من أجورهم شيئا و من ابتدع بدعة ضلالة لاير ضاها الله و رسوله كان عليه من الاثم مثل آثام من عمل بها لاينقص ذلك من أوزارهم شيئا: هر كس سنتی از سنتهای مرا كه پس ازمن از بين برده شده باشد، زنده كند برای او به اندازه اجر و پاداش آنانكه بدان عمل می كنند، اجر و پاداش است، بدون اينكه از پاداشهای آنان چيزی بكاهد و كسی كه بدعت گمراه كننده را كه خداوند و رسولش از ان راضی نباشند، ايجاد كند برای او گناهی به اندازه ی گناهان آنانی كه بدان عمل مي كنند، می باشد و ازگناهان شان چيزی كاسته نمی شود» اين حديث را امام ترمذي روايت كرده و آنرا حسن دانسته و در سنن ابن ماجه در باب (من احيا سنة قد أميتت) آمده است. (بنگرید به منهج السلف فی فهم النصوص، تالیف: علامه سید محمد بن علوی صفحه 221 و نیز ترجمه حیاة الصحابة جلد اول صفحه 50). همچنين انس رضي الله عنه از پيامبر صلی الله عليه و سلم روايت كرده است كه فرمودند: «من احياء سنتي فقد أحبني و من أحبني كان معي في الجنة: كسی كه سنت مرا زنده كند، يقينا مرا دوست داشته است و كسی كه مرا دوست دارد، در بهشت با من مي باشد» (به روايت امام ترمذی (بنگرید به التاج الجامع للأصول جلد اول صفحه 47 و ترجمه حیاة الصحابة صفحه 51). عمر بن عوف رضی الله عنه از حضرت رسول صلي الله عليه و سلم روايت كرده است كه فرمود: «ان الدين بدأ غريبا و سيعود غريبا كما بدأ فطوبی للغرباء و هم الذين يصلحون ما أفسد الناس من بعدی من سنتی: دين غريب شروع شده و دوباره غريب خواهد گرديد، خوشا به حال غريبان و آنها كساني اند كه آن چه را مردم از سنت من فاسد گردانيده اند، اصلاح می كنند». (به روايت امام ترمذی). و همچنين حديث شماره 1893 صحيح مسلم كه پيامبر صلی الله عليه و سلم فرمود «مَنْ دَلّ عَلی خيرٍ فلهُ مِثلُ أجْر فاعِلِهِ: كسيكه بر كار خيری، شخص ديگری را راهنمايی كند، اجرش همانند آن كسی است كه كار خير را انجام مي دهد». و در جواب اين گفته شيخ السحيمي كه (بدعت به انواع مختلف تقسيم نمي شود) مي گوييم: تعداد بسيار زيادي از علماي برجسته و صاحب نظر در شريعت، به تقسيم بدعت فتوا داده اند و ما فرمايش اين اين بزرگواراران را پيروی كرده از تكروی و صف شكنی وهابيان پرهيز مي كنيم.
سلّموا یا قوم بل صلّوا علی الصّدر الامین * مصطفی ما جاء الاّ رحمهً للعالمین
اسامي چند تن از علماي بزرگ كه به تقسيم بدعت معتقدند
حضرت امام شافعی رضی الله عنه به روايت حافط أبو نُعيم در حلية الاولياء جلد9 صفحه 113 ـ حجةالا اسلام امام محمد غزالی در كتاب احياء علوم الدين جلد2 ـ علامه ابن اثير در النهاية في غريب الحديث و الاثر جلد1 صفحه 79 ـ امام ابوسليمان أحمد بن محمد الخطابی در كتاب معالم السنن شرح سنن أبو داود ـ شيخ عزّ الدين بن عبدالسلام در كتاب القواعد الاحكام فی مصالح الانام ـ حافظ ابو شامة در كتاب الباعث علي إنكار البدع و الحوادث ـ امام محيي الدين نووي در تهذيب الاسماء و اللغات جلد 3 صفحه 22 و همچنين در شرح صحيح مسلم جلد 3 صفحه 423 و جلد 4 صفحه 113 ـ حافظ ابو عمر يوسف بن عبدالبردر كتاب الاستذ كار شرح الموطا امام مالك ـ قاضي ابوبكر ابن العربي در عارضة الاحوذي شرح صحيح الترمذي،جلد10 صفحه 146 و147 ـ حافظ زين الدين ابن رجب الحنبلي در كتاب جامع العلوم و الحكم صفحه 68 ـ حافظ ابن حجر عسقلاني در كتاب فتح الباري، الجزء الثالث عشر صفحه 315 ـ حافظ شهاب الدين قسطلاني در كتاب ارشاد الساري لشرح صحيح البخاري ـ علامه جلال الدين سيوطي در المصابيح في صلاة التراويح و نيز در حسن المقصدفي عمل المولد ـ علامه أحمد بن حجر الهيتمي در فتاوي الحديثية صفحه 270 و 271 و نيز در فتح المبين فئ شرح الاربعين ـ علامه محمد بن محمد الخطیب الشربینی در مغنی المحتاج جلد چهارم صفحه 506 ـ شيخ عبدالحق دهلوي در شرح مشكاة در باب الا عتصام بالكتاب و السنة ـ ملا علي قاري در شرح المشكاة ـ شاه عبدالعزيز محدث دهلوي در كتاب تحفه ي اثنا عشريه جلد 2 صفحه610 ـ علامه تهانوي در كشاف اصطلاحات الفنون جلد اول صفحه 133 ـ علامه زرقاني در شرح الموطا امام مالك ـ علامه سيد محمود آلوسي در تفسير روح المعاني الجزء السابع و العشرون صفحه 270 و 271 ـ عالم رباني ملا محمد باقر بالك مدرس كردستاني در كتاب الا لطاف الا لهية شرح الدرر الجلالية جلد دوم صفحه 491
در اينجا لازم است كه گفتار شيخ محمد علي خالدي (سلطان العلماء) را درباره بدعت حسنه نقل كنيم: ايشان در كتاب (شكر النعم المتواليه في شرح العقيده الطحاوية) صفحه 197 مي گويد: بايد دانست كه بدعت بر دو قسم است: بدعت ضلالة كه بر خلاف سنت صحيحه باشد و بدعت حسنه كه موافق با سنت صحيحه باشد چنانكه در صحيح مسلم (باب من سن فی الاسلام سنة حسنه اوسيئة و من دعا إلي هدي و ضلالة) بدان اشاره شده است و بدعت هدي را سنت حسنه و بدعت ضلالة را سنت سيئة به شمار مي آورد. البته شيخ محمد علي خالدي در شرح اربعين نووي صفحه 106 به طور مفصل به اين موضوع مي پردازد كه خلاصه آن چنين است: اما آنچه كه منافات با شريعت ندارد و قواعد شرع با آن موافقت دارد، البته مردود نيست، بلكه مقبول بوده. مايه ی ثواب است مانند ساختن مدارس و بيمارستانها و لوله كشی شهرها و شركت های تعاونی و مددكاری بينوايان و.... برادر ايشان شيخ محمد صديق بن سلطان العلماء در كتاب (المقصد الاسني در شرح أسماء الله الحسني) صفحه 116 مي گويد: بدعت به معني راه نو در دين باز كردن، چنانچه بر خلاف نصوص شريعت باشد حرام و مردود است اما اگر بدعت بر خلاف نصوص شريعت نباشد و منع از آن نشده باشد، مردود نيست و بدعت حسنه است. بعضی از افراد نادان هستند كه هر چه را كه ديدند بدعت می نامند و جهل خود را صحه می گذارند، نمی دانند آنچه شريعت منع نفرمود و مصادم دين نيست، كسی كه از نزد خود بگويد حرام و يا مكروه است، جرأتی عظيم نموده و مبتدع بودن خودش را ثابت كرده، چونكه حرمت و كراهت، امور شرعی هستند و كسی از نزد خود نمی تواند حكم به حرمت و يا كراهت چيزی نمايد بدون دليل شرعي.
خطر همنشيني با وهابي ها
حضرت شاه أحمد سعيد (متوفی به سال 1277 ﻫ.ق در مدینه منوره علی أفضل ساکنیها الصلاة و السلام) رحمه الله خليفه ی حضرت شاه عبدالله دهلوي قدس الله سره می فرمايد: از صحبت و همنشيني با فرد وهابي،كمترين ضرري كه به شخص مي رسد اين است كه حب رسول الله صلي الله عليه و سلم از دلش محو می شود، در حالی كه اين محبت از جمله ی عظيم ترين اركان ايمان است. لحظه به لحظه اين محبت كم مي شود تا آنگاه كه به غير از اسم و رسم مسلمانی چيزی باقی نمی ماند ـ اين كمترين ضرر همنشينی با فرد وهابی است پس بيشترين ضرر آن چگونه می تواند باشد؟ بنابراين از صحبت و همنشينی با آنها دوری كنيد و باز هم دوري كنيد و از رؤيت و مشاهده آنها هم پرهيز نمائيد.
ابياتي در شناخت حقيقت وهابيت
وای كه اين فرقه ی وهابيان * بسته به افساد شريعت ميان
اين چه گروهيست،... خصال * بد گهر و بد عمل و بد مآل
باعث افساد، جهول و ظلوم * مفسد دين، منكر اهل علوم
مدعی دين و مفتن همه * مفتری و فاسق و ملعن همه
اين چه گروهيست شياطين نژاد * بد دل و بد مذهب و بد اعتقاد
كج روشانی كه به دين هدی * لب بگشايند به چون و چرا
بي خبر از علم فروع و اصول * منحرف از حكم خدا و رسول
طعنه زن مجتهدان كرام * منكر تقليد به جهل تمام
مدعی دانش و نادان همه * مفسد دين، نائب شيطان همه
مفتريانند به آخر زمان * وسوسه افكن به دل مردمان
***************
چه كافر دلالنند وهابيان * كه خواهند دين مبين را زيان
نه پابند ملت نه پابند دين * به جان تابع ديو نفس لعين
نه از بو حنيفه نه از شافعی * منافی هر حجت واقعی
راهشان زهر چار مذهب جدا * برين گمرهی باد قهر خدا
به گفتار نا جائز و ناروا * به هرزه سرايی زبان كرده وا
زجهل درون با دل بی فروغ * به فتوا نويسد قول دروغ
به افساد دين مبين در جهان * در فتنه واكرده اين گمرهان
ندانند لفظی ز علم و ادب * ندارند جز ياوه حرفی به لب
زده طعنه بر عالمان فحول * نه خوف خدا و نه شرم از رسول
خدايا! به اين شيوه ی ناسزا * چه سازند ايشان به روز جزا؟
به محشر دم باز پرس حساب * چه گويند ازدين و ايمان جواب؟
با اين نامسلمانی و رسم و راه * به دنيا و دين روی ايشان سياه
اشعار از عالم بزرگوار محمد عبدالرحمن السلهَتي الفاروقي نسب در كتاب سيف الابرارعلی الفجار. چند بیتی از حکیم سنایی غزنوی در مدح پیامبر اکرم صلّی الله علیه وسلّم
باَالعَمْرُک انبیا را فکرت رجحان کیست؟(اشاره به آيه ي 72 سوره ي حجر)
با عَفَا الله اولیا را زهری یک دم بُوَد؟(اشاره به آيه ي 43 سوره ي توبه)
با اَلَم نشرح چه گویی مشکلی ماند به بند؟(اشاره به آيه ي 1 سوره ي انشراح)
با فَتَرضی هیچ عاصی در مقام غم بُوَد؟(اشاره به آيه ي 5 سوره ي ضحي)
هر که در میدان مردی پیش او یکدم زند
رَخش او گوساله گردد گر همه رستم بُوَد
باد را گفتم: سلیمان را چرا خدمت کنی؟
گفت: از آن کش نام أحمد نقش بر خاتم بود.
مولانا نورالدین عبدالرحمن جامی در مدح حضرت پیامبر صلّی الله علیه وسلّم چنین سروده است
السّلام ای قیمتی تر گوهر دریای جود * السّلام ای تازه تر گلبرگ صحرای وجود
السّلام ای آنکه تا از جبهه آدم نتافت * نور پاکت کس نبرد از قدسیان او را سجود
السّلام ای آنکه زنگ ظلمت کفر و نفاق * صیقل تیغ تو از آیینه گیتی زدود
السّلام ای آنکه ناید در همه کون و مکان * تیز بینان را بجز نور تو درچشم شهود
السّلام ای آنکه ابواب شفاعت روز حشر * جز کلید لطف تو بر خلق نتواند گشود
السّلام ای آنکه تا بودم درین محنت سرا * در سرم سودا و در جانم تمنّای تو بود
صد سلامت می رسانم هر دم ای فخر کرام * بو که آید یک علیکم در جواب صد سلام

و صلّی الله علیه و علی آله و صحبه وسلّم
گروه تحقیقی طلاب عرفانی اهل سنت و جماعت منطقه تالش
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
تصویر اتفاقی
مراحل احداث فاز جدید حوزه علمیه عرفانیه عرفان آباد ـ 1364 هجری شمسی

مراحل احداث فاز جدید حوزه علمیه عرفانیه عرفان آباد ـ 1364 هجری شمسی

مقبره امام فخرالدین رازی ـ کهنه اورگنج

مقبره امام فخرالدین رازی ـ کهنه اورگنج

اعضای دارای بیشترین پیام
1 mohammad2
mohammad2
172
2 elyas 130
3 SAHABI 111
4 sahneh 91
5 gapist 56
6 neghab
neghab
30
7 nurahmed
nurahmed
25
8 alten 21
9 men 19
10 IBB
IBB
19
جدول اوقات شرعی