تصاویر جدید
آمار بازدید
آخرین بروز رسانی 1395/10/15 2017/01/04

مراحل خلقت انسان

تصویر کوچک شده
عَن ابی عبدالرحمن عبدالله بن مسعود رضی الله عنه قال: حدثنا رسول الله صلی الله علیه و سلّم وَ هوَ الصّادق المَصدوقُ: «إنَّ أَحَدَکُم یُجمَعُ خَلقُهُ فی بَطنِ أُمّهِ أَربَعِینَ یَوماً نُطفَةً ثُمَّ یَکُونُ عَلَقَةً مِثلَ ذلِکَ ثُمَّ یَکُونُ مُضغَةً مِثل ذلِکَ ثُمَّ یُرسَلُ إلَیهِ المَلَکُ فَیَنفُخُ فِیهِ الرُّوحَ وَ یُؤمَرُ بِأَربَعِ کَلِماتٍ بِکَتبِ رِزقِهِ وَ أَجَلِهِ وَ عَمَلِهِ وَ شَقِیٌّ أَو سَعیدٌ فَوَاللهِ الَّذِی لا إلهَ غَیرُهُ إنَّ أَحَدَکُم لَیَعمَلُ بِعَمَلِ أهلِ الجَنَّةِ حَتّی ما یَکُونُ بَینَهُ وَ بَینَها إلّا ذِراعٌ فَیَسبقُ عَلَیهِ الکِتابُ فَیَعمَلُ بِعَمَلِ أَهلِ النّارِ فَیَدخُلُها وَ إنَّ أَحَدَکُم لَیَعمَلُ بِعَمَلِ أَهلِ النّارِ حَتّی ما یَکونُ بَینَهُ وَ بَینَها الاّ ذِراعٌ فَیَسبِقُ عَلَیهِ الکِتابُ فَیَعمَلُ بِعَمَلِ أَهلِ الجَنَّةِ فَیَدخُلُها»
از ابوعبدالرحمن عبدالله بن مسعود ـ خدا از او راضی باد ـ روایت کرده اند که گفته است: پیامبر خدا ـ درود و سلام خدا بر او باد ـ که در گفتار و رفتارش صادق و از سوی خدا تصدیق شده بود، ما را گفت: «هر یک از شما به مدّت چهل روز به صورت نُطفه و چهل روز دیگر به صورت عَلَقه و چهل روز دیگر نیز به صورت مُضغه در شکم مادرش رشد و تکثیر پیدا می کند و آنگاه خداوند فرشته ی خویش را سراغ او می فرستد و در آن روح می دمد و فرمان چهار چیز را صادر می کند: تعیین رزق و اجل او و این که بدبخت خواهد بود یا سعادتمند. پس سوگند به خدایی که جز او معبودی نیست، برخی از شما یک عمر کردار اهل بهشت دارد تا جایی که فقط یک ذراع با بهشت فاصله دارد امّا تقدیر از پیش تعیین شده ی خدا سر می رسد و او عمل اهل دوزخ را پیشه ی خود می کند و در نتیجه داخل دوزخ می شود و برخی از شما یک عمر عمل اهل دوزخ دارد تا آنجا که فقط یک ذراع با دوزخ فاصله دارد امّا تقدیر از پیش تعیین شده ی خدا فرا می رسد و او عمل اهل بهشت را پیشه می سازد و در نتیجه داخل بهشت میشود». این حدیث را بخاری و مسلم روایت کرده اند.

شرح حدیث:

*(یجمع خلقه من بطن أمه...) شاید مراد این باشد که آب مرد و زن با هم ترکیب می شوند و بچه از آن به وجود می آید. چنان که خدای متعال نیز فرموده است: «خلق من ماء دافق: انسان از آبی جهنده آفریده شده است». احتمال نیز دارد به این معنی باشد که از مجموع بدن مادر فراهم می آید و بر این اساس گفته اند: در مرحله ی اول نطفه طی چهل روز در بدن زن (رحم) نفوذ می کند که همان ایّام ویار است. پس از آن، جمع و در هم فشرده می گردد و از خاک مولود روی آن ریخته می شود و به صورت عَلَقه در می آید. (در قرآن خاک به عنوان ماده ی خلقت انسان معرفی شده است و مقصود از آن عناصری است که در خاک وجود دارند). مرحله ی دوم همچنان ادامه می یابد و علقه رشد می کند و تبدیل به مضغه می شود و از این جهت به آن مضغه گفته اند که به اندازه ی لقمه ای است که جویده می شود. سپس در مرحله ی سوم، خداوند این مضغه را شکل می دهد و در آن گوش و چشم و بینی و دهان ایجاد می کند و در داخل شکمش روده ها و سایر محتویات را به وجود می آورد و در این مرحله است که خدای متعال می فرماید: «هو الذی یصورکم فی الارحام کیف یشاء»(آل عمران/6) یعنی: «او کسی است که هر طور بخواهد شما را در رحم های مادرانتان شکل می دهد». با پایان یافتن مرحله ی سوم که چهل روز به درازا می کشد، جنین چهار ماهه می گردد و روح در آن دمیده می شود.
خدای متعال در بیان مراحل فوق می فرماید:
ــ «یا ایها الناس إن کنتم فی ریب من البعث فإنا خلقناکم من تراب. یعنی: ای مردم! اگر درباره ی رستاخیز تردید دارید به این بیندیشید که ما شما (پدرتان آدم) را از خاک آفریدیم».
ــ «ثم من نطفة» یعنی: سپس ذُرّیّه ی آدم را از نطفه آفریدیم. نطفه همان «منی» است و در اصل «نطفه» به آب اندک گفته می شود و جمع آن «نِطاف» است.
ــ «ثم من علقة» یعنی: و سپس از علقه... «علقه» خون غلیظ دلمه شده است. یعنی در این مرحله نطفه تبدیل به خون غلیظ می شود. (علقه به معنی آویزان است و اشاره به مرحله ای دارد که در آن، جنین به دیواره ی رحم آویزان میشود).
ــ «ثم من مضغة» یعنی: و سپس از مضغه. مضغه، پاره گوشت است که دو حالت «مخلّقة» و «غیر مخلّقه» دارد. «ابن عباس» گفته است: مخلّقه یعنی کامل و غیر مخلّقة یعنی ناتمام یا ناقص الخلقه. «مجاهد» مخلّقه و غیر مخلّقه را به «شکل یافته» و «شکل نیافته» (سقط) معنی کرده است. از «ابن مسعود» رضی الله عنه نقل کرده اند که گفته است: «وقتی نطفه در رحم مستقر شده، فرشته آن را در کف دست می گیرد و می گوید: بار الها! مخلّقه باشد یا غیر مخلّقه؟ اگر خداوند بفرماید: غیر مخلقه، فرشته نطفه را به صورت خون در رحم رها می سازد و جان نمی گیرد. اما اگر خداوند بفرماید «مخلّقه» فرشته سؤال می کند: بار الها! مذکر باشد یا مؤنث؟ بدبخت باشد یا خوشبخت؟ رزق و اجل و محل مرگ او چه باشد؟ به فرشته گفته میشود: به امّ الکتاب مراجعه کن، همه ی این پاسخ ها را در آن خواهی یافت. فرشته سراغ ام الکتاب می رود و پاسخ ها را در آن پیدا می کند و از روی آن نسخه برمی دارد و این نسخه را تا اجرای کامل آن به همراه دارد»، و به این جهت است که گفته اند: سعادت قبل از ولادت است.
*(فیسبق علیه الکتاب...) یعنی آنچه پیش تر در علم خدا بوده است و یا آنچه که پیش تر در لوح محفوظ و یا در شکم مادر مقرّر شده است، محقّق می گردد. در شرح حدیث دوم گفتیم که تقدیرها چهار نوعند.
*(حتی ما یکون بینه و بینها إلا ذراع...) این برای تمثیل و نزدیک کردن ذهن است و مقصود از آن مقطعی از آخر عمر انسان می باشد و خود ذراع (اندازه ی از سر انگشت میانه ی دست تا آرنج را گویند) و سنجیدن زمان به وسیله آن، مد نظر نیست. چنانچه کافر «لا اله الا الله، محمد رسول الله» بگوید و جان بسپارد، داخل بهشت می شود و اگر مسلمان در آخر عمر خود کلمه کفر بر زبان آورد، داخل آتش دوزخ می گردد. به دلیل این حدیث نمی توان داخل شدن کسی را به بهشت یا دوزخ قطعی دانست. هر چند که سایر انواع نیکی ها یا گناهان را مرتکب شده باشد. لذا نباید شخص به عمل خود دلخوش باشد و دچار عُجب گردد. چون نمی داند سرانجام و خاتمه اش چه خواهد بود. همگان باید از خدای متعال، خواستار خاتمه و عاقبت خوب باشند و از عاقبت بد به خدا پناه ببرند.
حال اگر گفته شود: خداوند فرموده است: «إن الذین آمنوا و عملوا الصالحات إنا لا نضیع أجر من أحسن عملاً.(کهف/30) یعنی: کسانی که ایمان آورده اند و عمل صالح داشته اند پاداششان محفوظ است و ما پاداش کسی را هدر نمی دهیم که کار نیک کرده باشد» و ظاهر آیه نشان می دهد که عمل صالح از انسان مخلص پذیرفته می شود و مادام که مطابق وعده ی خداوند، عمل پذیرفته شد، او از عاقبت بد ایمن و آسوده خواهد بود. پاسخ به دو صورت است: یکی این که عمل او مشروط به پذیرش از سوی خدا و داشتن عاقبت نیک است و ثانیاً احتمال دارد این باشد که چنانچه شخصی اهل ایمان و دارای عمل مخلصانه باشد، حتماً عاقبت به خیر خواهد بود و فرجام بد مربوط به کسی است که عمل او ناپسند باشد و یا آن را با عمل ناخالص و نوعی از ریا و سمعه درآمیزد. حدیث دیگری بر این مطلب دلالت می نماید که: «إن احدکم لیعمل بعمل أهل الجنة فیما یبدو للناس. یعنی: برخی از شما عمل اهل بهشت را در نظرگاه مردم انجام می دهند» یعنی کارهایی می کنند که مردم، ظاهر درست آنها را می بینند در حالی که باطن آنها فاسد و پلید است. والله أعلم.
همچنین این حدیث، مستحب بودن قسم را برای مؤکد نمودن یک امر می رساند. خدای متعال نیز قسم یاد کرده است و می فرماید: «فو رب السماء والارض إنه لحق مثل ما أنکم تنطقون»(ذاریات/23) یعنی: به خدای آسمان و زمین سوگند که قیامت حق است. همانگونه که شما سخن می گویید و سخن گفتن خویش را کاملاً حس می کنید و درباره آن تردیدی ندارید. در جای دیگری نیز می فرماید: «زعم الذین کفروا أن لن یبعثوا. قل بلی و ربی لتبعثن ثم لتنبؤن بما عملتم»(تغابن/7) یعنی: کافران گمان برده اند که هرگز پس از مرگ زنده نخواهند شد. بگو آری، به خدایم سوگند، شما حتماً زنده خواهید گشت و آنگاه از کارهایتان در دنیا، شما را باخبر خواهند ساخت. والله تعالی اعلم.
منبع: شرح اربعین نووی/57 الی 63. بالتصرف
بی‌شک دیدگاه هر کس نشانه‌ی تفکر اوست، ما در برابر نظر دیگران مسئول نیستیم
تصویر اتفاقی
جمعیت حاضر از نمایی دیگر

جمعیت حاضر از نمایی دیگر

عکس یادگاری مهمانان خارجی با استاد تنگلی

عکس یادگاری مهمانان خارجی با استاد تنگلی

اعضای دارای بیشترین پیام
1 mohammad2
mohammad2
172
2 elyas 130
3 SAHABI 111
4 sahneh 91
5 gapist 56
6 neghab
neghab
30
7 nurahmed
nurahmed
25
8 alten 21
9 men 19
10 IBB
IBB
19
جدول اوقات شرعی