شمايل زيباي پيامبر صلى الله عليه وسلم (قسمت دوم)

تاریخ 2009/3/7 12:40:00 | عنوان: روایات و حکایات منتخب

جابر بن سَمُره ميگويد: در يک شب مهتابي به ديدار آن حضرت نائل شدم. گاه به چهره رسول خدا صلى الله عليه وسلم و گاه به ماه مینگريستم. آن حضرت حُلّه‌اي قرمز رنگ بر دوش گرفته بودند. سرانجام ديدم ايشان در نگاه من بسيار نيکوتر و زيباتر از ماه شب چهارده‌اند. ابو هريره ميگويد: هيچ چيز و هيچ‌ کس را نيکوتر و زيباتر از رسول خدا صلى الله عليه وسلم نديده‌ام. گويي که خورشيد در آيينه چهره ايشان ميتابيد و هيچکس را نديده‌ام که سريعتر از رسول‌خدا صلى الله عليه وسلم راه برود. چنان راه ميرفتند که گويي زمين را زير پاي ايشان ميکشند و در هم مينوردند. ما در پي ايشان خودمان را براي رسيدن به ايشان به زحمت ميانداختيم؛ اما ايشان هرگز احساس خستگي نمي‌کردند. کعب به مالک ميگويد: وقتي که آنحضرت شادمان ميشدند، چهره ايشان همانند پاره ماه ميدرخشيد. روزي نزد عايشه رضی الله عنها نشسته بودند و پاي افزارشان را تعمير ميکردند. در آن اثنا که مشغول دوختن پاي افزارشان بودند، دانه‌هاي عرق بر پيشاني ايشان نشست، و خطوط چهره ايشان شروع به برق زدن کرد. عايشه رضی الله عنها وقتي اين منظره را ديد، مبهوت گرديد و گفت: بخدا، اگر ابوکبير هُذَلي شما را ديده بود، در مي يافت که شما سزاواتر از ديگران هستيد که مصداق اين سروده وي قرار بگيريد:
و إذا نظرت إلي أسرة وجهه * برقت کبرق العارض المتهلل
و آن هنگام که به خطوط چهره‌اش نظر مي افکني، همانند ابر سفيدي که از کرانه آسمان بسوي تو مي‌آيد، برق مي‌زند. ابوبکر رضی الله عنه، هرگاه که آن حضرت را ملاقات ميکرد، ميگفت:
امين مصطفي بالخير يدعو * کضوء البدر زايله الظلام
امين و برگزيده خداوند است، و همگان را به نيکي فرا ميخواند؛ همانند ماه شب چهارده که تيرگي و تاريکي يکسره از آن فاصله گرفته است. عُمر رضی الله عنه نيز، هرگاه از آن حضرت ياد ميکرد، به اين شعر زهير که دربارة هَرِم بن سِنان سروده است، استشهاد ميکرد:
لو کنت من شيء سوي البشر * کنت المضي‌ء لليلة البدر
اگر تو از شهر و ديار دِگري جز جهان بشر ميبودي، بي شک تو ماه شب چهارده و روشنايي بخش شبهاي مهتابي بودي. آنگاه، ميگفت: رسول‌خدا صلى الله عليه وسلم اين چنين بودند.

منابع:
مشکاة المصابيح، ج 2، ص 518
صحيح البخاري، ج 1، ص 502.
تهذيب تاريخ دمشق، ج 1، ص 325.
خلاسة السير، ص 20

فرستنده: آقای بهروز صحنه



نوشته‌ای از erfanabad.org
http://www.erfanabad.org/fa

نشانی این صفحه :
http://www.erfanabad.org/fa/modules/news/article.php?storyid=188