حسرت

تاریخ 2009/3/14 12:59:17 | عنوان: روایات و حکایات منتخب

روزی يكي از صلحاء از جايي عبور ميكرد مردي را ديد كه گوشتی روي آتش گذارده و كباب درست ميكند. مرد صالح شروع به گريه كردن کرد. مرد طباخ گفت: اي برادر تو چرا گريه ميكني؟ آيا تو به گوشت احتياج داري؟ هر چند بخواهي به تو ميدهم. مرد صالح در جواب گفت: خير. طباخ گفت: پس گريه ی تو براي چيست؟ جواب داد: من براي بني آدم گريه ميكنم كه آنان حيوانات را مرده بر روي آتش ميگذارند ولي ابن آدم را زنده داخل آتش مينمايند.

منبع: حكايت هاي حكمت آميز ص128



نوشته‌ای از erfanabad.org
http://www.erfanabad.org/fa

نشانی این صفحه :
http://www.erfanabad.org/fa/modules/news/article.php?storyid=194