تقوای امیر المؤمنین رضی الله عنه

تاریخ 2011/5/7 17:20:00 | عنوان: روایات و حکایات منتخب

تصویر اصلی
روزی امیر المومنین عمر بن خطاب یک قطعه برنز خیلی کوچک که به هیچ کاری نمی آمد در دست پسر خوردسالش دید که با آن بازی می کرد. از او پرسید که این قطعه برنز را چه کسی به تو داده است ای غلام. کودک در جواب گفت: عامل بیت المال آن را به من بخشیده است ای پدر. امیر المومنین دست فرزندش را گرفت و او را با خود به بیت المال برد و به عامل گفت: چه کسی به تو دستور داده است که به ابن عمر این قطعه برنز را بدهی؟ عامل که قضیه را بر عکس فکر کرده بود گفت:
ای امیر المومنین من هرچه در بیت المال گشتم تا طلا یا نقره ای پیدا کنم و به دست پسر شما دهم ولی پیدا نکردم، برای دلجوئی او این قطعه برنز را دیدم و به او دادم. چهره مبارک عمر رضی الله عنه از شدت غیظ و غضب سرخ گردید و با تهدید به عامل گفت: مادرت به عزایت بنشیند تو با این کارت بیت المال مسلمین را بر باد می دهی مگر تو هیچ خانه ای را پیدا نکردی که به آنها حرام بخورانی غیر از خانه عمر! زود این قطعه برنز را بگیر و در جایش قرار بده و اگر بار دیگر این عمل از تو تکرار گردد باعث عزل تو خواهد بود.

گردآورنده: علیرضا قریشی




نوشته‌ای از erfanabad.org
http://www.erfanabad.org/fa

نشانی این صفحه :
http://www.erfanabad.org/fa/modules/news/article.php?storyid=516