مولانا شاه عبدالله دهلوی قدّس سرّه

تاریخ 2011/7/31 15:10:00 | عنوان: چهره های ماندگار

تصویر اصلی
شاه عبدالله غلامعلی دهلوی قدس سره شاه عارفان و سلطان مرشدان کامل و مظهر هدايت و يقين، شيخ المشايخ ديار هند و وارث معارف و اسرار مرشد بزرگوار خويش مظهر جان جانان و زنده کننده ی همه ی طريقه های قادريه، سهرورديه، کبرويه، چشتيه و نقشبنديه است. وی به سال 1158 در قصبه ی «تباله» از توابع پنجاب متولد شد و نسبش به حضرت علی رضی الله عنه می رسد. پدرش شاه عبداللطيف، عارف و زاهد عظيم الشأن طريقه ی قادری بود که از شاه ناصرالدين قادری قدس سره کسب طريقت کرده بود و چه بسا در حال ذکر و تسبيح خدای تعالی، سر به صحرا نهاده از گياه تغذيه می کرد، يک بار مدت چهل روز خواب به چشمش راه نيافت و جز مقدار کمی غذا چيزی نمی خورد، با وجود اين قصد روزه هم نکرده بود. اين عارف ربانی به سلسله ی چشتيه هم انتساب داشت و پيش از تولد شيخ عبدالله در خواب حضرت علی رضی الله عنه را ديده و به وی فرموده بود:
خداوند، تو را پسری عطا خواهد فرمود نامش را «علی» بگذار. لذا پدرش پس از تولد وی او را علی نام نهاد و خود او چون به حد رشد رسيد، از نظر تکريم و احترام آن حضرت خويشتن را «غلامعلی» ناميد و پدرش در عالم روحانی پيامبر بزرگوار صلی الله عليه و سلم را هم ديده بود که به وی فرموده بود : فرزندت را عبدالله نام بگذار. از اين رو وی را عبدالله می ناميد. شاه عبدالله بسيار با ذکاوت و هوشيار بود، چنانکه قرآن مجيد را در مدت بسيار کوتاه حفظ کرد و چون به سيزده سالگی رسيد، پدرش او را به دهلی فرستاد تا وی را به مرشد خويش، شاه ناصرالدين معرفی نمايد، ولی او هنگامی به دهلی رسيد که شاه ناصرالدين چهره در نقاب خاک کشيده بود. وی آنگاه به حضور شاه ضياءالله و شاه عبدالعدل از خلفای خواجه محمد زبير نائل گشت سپس به حضور خواجه می رود فرزند شاه ناصرالدين و مولانا فخرالدين فخر جهان چشتی دهلوی و شاه غلام از سادات چشتی و ديگر مشايخ دهلی رفت و از محضر آنان کسب فيض کرد، تا در علوم معقول و منقول سرآمد روزگار شد. شاه عبدالله در سن 22 سالگی در خانقاه حضرت جان جانان قدس سره به خدمت اين شيخ پيوست و در حضور وی به طريقه قادری گرويد و چون در عالم روحانی شاه نقشبند را هم ديده بود، به طريقت نقشبندی هم گرايش پيدا کرده و به خاطرش گذشته بود که بايد شيخ عبدالقادر (غوث الاعظم) هم راضی باشد، در همان حال وی را هم مشاهده نموده که فرموده بود. مقصود خدای تعالی است، برو دريغی نيست. وی پس از رحلت جان جانان به جای او منصوب شد و به ارشاد پرداخت. شاه عبدالله عاشق پيامبر صلی الله عليه وسلم بود و در وجود شريفش چنان فانی شده بود که هرگاه نام مبارکش را می شنيد، مضطرب گشته از خود بيخود می گشت و علاقه ی زيادی به پيروانش و گفتار و کردار آن حضرت نشان می داد و به سنت های پسنديده و خصال نيکويش رغبت و گرايش فراوان داشت. از سخاوتمندی و کرم چنان بود که در خانقاهش کمتر از دويست نفر ديده نمی شدند از غايت شرم به حدی بود که هنگام خفتن هرگز پاهايش را دراز نمی کرد. همواره لباس خشن می پوشيد و اگر هم جامه ای گرانبها برايش می آوردند، آن را می فروخت و از بهايش چند جامه خريده به نيازمندان می بخشيد. همواره بوی خوش از محفلش به مشام می رسيد و هر که از محضرش بيرون می آمد می گفت اين رايحه ی روحانيت رسول يا يکی از عزيزانی است که بدو منسوب است. شاه عبدالله در سال 1240 وفات يافت، گروه بسياری از ممالک دور دست چون ترکيه، شام، عراق، حجاز، ماوراءالنهر حتی از دورترين نقاط چين و مغولستان و کشورهای مغرب زمين در تشييع جنازه اش شرکت داشتند و مولانا خالد نيز در اين مراسم حضور داشت. آرامگاه مطهرش در مسجد جامع دهلی و ماده تاريخ رحلتش در اين بيت است:
«مظهر جود» جاء مــده عيشه «امام» قضی، قل «نورالله مضجعه» مدت زندگانی او عبارت از «مظهر جود= سال 1158تولد» و کلمه ی «امام» = 82 سال عمر» و جمله ی «نورالله مضجعه= 1240سال وفات اوست»، بگوی امامی که درگذشت خداوند خوابگاهش را نورانی کند حضره القطب الدهلوی رغب الحق مرجعه فلــهذا اذ ارخــوا نـورالله مضجعه 1240=256+66+918 حضرت قطب دهلوی که ذات حق مايل به بازگذشت او بود، بهمين دليل تاريخ وفات او «نور الله مضجعه» است. الدهلوی الشاه عبدالله ذا الغوث العظيم ارخه «فی روح و ريحان و جنات النعيم» شاه عبدالله دهلوی، آن فرياد رس بزرگ، تاريخ وفاتش را چنين بنگار: فی روح... آنجا در آسايش و نعمت بهشت ابدی است.



نوشته‌ای از erfanabad.org
http://www.erfanabad.org/fa

نشانی این صفحه :
http://www.erfanabad.org/fa/modules/news/article.php?storyid=528