هر پیامبر در بهشت یاری دارد!

تاریخ 2012/8/18 18:30:00 | عنوان: روایات و حکایات منتخب

تصویر اصلی
زبیر بن عوام در مکه بدون اینکه از کسی هراسی داشته باشد در حرکت بود. تمام آنچه در خاطر او بود ملاقات پیامبر صلی الله علیه و سلم در خانه ارقم بن ابی ارقم بود، جایی که مسلمانان به امید روزی که بتوانند آشکارا در خیابان های مکه اسلام خود را اظهار نمایند، پنهان شده بودند. زبیر به خانه ارقم بن ابی ارقم، جایی که پیامبر صلی الله علیه و سلم مخفیانه در آنجا به اسلام دعوت میکرد، رسید. اما بر خلاف هر روز آن حضرت در آن هنگام آنجا نبود. دروغ پردازان شایع کرده بودند که پیامبر صلی الله علیه و سلم توسط مشرکین به قتل رسیده است. بعضی میگفتند:
آنها پیامبر را ربوده و در جایی دور و ناشناخته بازداشت کردند. در آن هنگام زبیر شمشیر از نیام بیرون کشید و دیوانه وار در کوچه و خیابانهای مکه دور میزد و فریاد میکشید: اگر کسی از قریش بر پیامبر صلی الله علیه و سلم تعدی کرده باشد شمشیر من سر بسیاری از قریش را از تن جدا خواهد کرد و همچنان به دنبال دوستش میگشت تا اینکه سراغ آن حضرت را در یکی از غارهای اطراف مکه گرفت. پیامبر مشغول عبادت بود. زبیر منتظر ماند تا اینکه پیامبر صلی الله علیه و سلم فارغ شدند. آنگاه پیامبر صلی الله علیه و سلم به او گفت: زبیر چه شده؟ زبیر رضی الله عنه گفت: من آمده ام تا با شمشیرم کسی را که تو را اسیر کرده است به دو نیم کنم. پیامبر صلی الله علیه و سلم لبخندی زد و با نگاهی محبت آمیز و مهربانانه برای زبیر دعای خیری کرد و گفت: هر پیامبر یارانی دارد و تو ای زبیر یار من هستی.

گردآورنده: سراج الدین رحمانی



نوشته‌ای از erfanabad.org
http://www.erfanabad.org/fa

نشانی این صفحه :
http://www.erfanabad.org/fa/modules/news/article.php?storyid=641