هشت مسئله ی حاتم

تاریخ 2012/12/9 2:50:00 | عنوان: روایات و حکایات منتخب

تصویر اصلی
حاتم الاصم شاگرد شقیق بلخی رضی الله عنهما میفرماید که شقیق از ایشان پرسیدند: چند وقت است که در پیش من هستی؟ حاتم فرمودند: مدت 33 سال است که من در پیش شما هستم. شقیق فرمودند: در این مدت که کنارم بودی چه چیزی را از من آموختی؟ حاتم گفتند: در این مدت، 8 مسأله آموختم. شقیق گفت: انا لله و انا الیه راجعون، عمر من به همراه تو رفت و تو از من فقط 8 مسأله آموختی. حاتم گفت: ای استاد من غیر از این هیچ چیزی نیاموختم و نمیخواهم بیاموزم. شقیق گفت: 8 مسأله ای که آموختی را بگو!
حاتم گفت: من به مردم نگاه کردم و دیدم، هر کس چیزی را دوست دارد و آن محبوب تا قبر همراه دوستش است اما هر وقت که به قبر رسید او را تنها میگذارد، پس من نیز حسنات را دوست خود قرار دادم، پس هر وقت نیز وارد قبر شوم دوستم نیز همراه من است. شقیق گفت: احسنت یا حاتم دومین مسأله ات چیست؟
حاتم گفت: من در این کلام خداوند فکر کردم {و امّا من خاف مقام ربّه و نهی النفس عن الهوی فان الجنّة هی المأوی} سورة النازعات الآیتان 40ـ 41 یعنی: و امّا آن کسی که از جاه و مقام پروردگار خود ترسیده باشد، و نفس خود را از هوی و هوس باز داشته باشد قطعاً بهشت جایگاه او است. پس فهمیدم که خداوند راست میگوید و با نفس خود جهاد کردم تا در اطاعت خداوند قرار گیرد.
مسأله سوم: من به خلق نگاه کردم و دیدم که همراهشان چیزی قیمتی است که از آن محافظت میکنند، سپس به این قول خداوند نظر کردم {ما عندکم ینفذ ما عندالله باقٍ} سورة النحل آیه 96 یعنی: آنچه پيش شماست تمام مى‏شود و آنچه پيش خداست پايدار است. پس هر چیزی که پیش من قیمت داشت آنها را به طرف خداوند قرار دادم تا در پیش او محفوظ باشد.
مسأله چهارم: من به این خلق نگاه کردم و دیدم که به طرف مال و به طرف خاندان و شرف و نسب خود رجوع میکنند، پس من هیچ یک از اینها را ارزشمند ندیدم سپس به فرموده ی خداوند {ان اکرمکم عند الله اتقاکم} حجرات آیه 13 نظر کردم، یعنی: بی گمان گرامی ترین شما در نزد خداوند متقی ترین شما است، رجوع کردم، پس در راه تقوا عمل کردم تا در نزد خداوند گرامی باشم.
مسأله پنجم: من به انسانها نظر کردم، هر کدام از آنها به دیگری طعن میکرند و لعنت میفرستاند و سبب همه ی اینها حسادت بود، سپس به گفته ی خداوند {نحن قسمنا بینهم معشیتُهُم فی الحیاة الدنیا} زخرف آیه 32 نظر کردم، یعنی: این ماییم که معشیت آنان را در زندگی دنیا، میانشان تقسیم کرده ایم. پس حسادت را ترک کرده و از مخلوقات دوری جستم و فهمیدم که تقسیم رزق از طرف خداوند میباشد و دشمنی با مردم را ترک کردم.
مسأله ششم: من به مردم نظر کردم و دیدم که بعضی به بعض دیگر دشمنی ورزیده و همدیگر را میکشند. سپس به فرموده ی خداوند {انّ الشیطان لکم عدوّ فاتخذوه عدوّاً} فاطر 6 یعنی: بی گمان اهریمن دشمن شماست، پس شما او را دشمن بدانید، رجوع کردم و تنها شیطان را دشمن خود قرار داده و در راه فرار از آن تلاش کردم. چون خداوند بر دشمنی شیطان گواه داده است پس دشمنی با خلق را ترک کردم.
مسأله هفتم: من در این مخلوقات نظر کردم که هر کدام از آنها به دنبال لقمه ای نان هستند و بخاطر آن به حرام مرتکب میشوند سپس به گفته ی خداوند {و ما من دابة فی الارض الاّ علی الله رزقها} هود آیه 6 یعنی: هیچ جنبنده ای در زمین نیست مگر این که روزی آن، بر عهده ی خدا است، رجوع کردم و فهمیدم که من نیز یکی از جنبنده ها هستم که رزقش برگردن خداوند است، پس به چیزی که بر عهده ی خداوند بود مشغول نشدم.
مسأله هشتم: من بر این مخلوقات نظر کردم و دیدم که همه ی آنها بر مخلوق توکل میکنند، یکی بر مُلکش، یکی بر تجارتش و یکی بر هنرش و یکی بر صحت بدنش و همه ی مخلوقات بر مخلوقی همچون خود توکل میکنند پس به فرموده ی خداوند {و من یتوکّل علی الله فهو حسبه} الطلاق آیه 3 یعنی: هر کس بر خداوند توکل کند و کار و بار خود را بدو واگذارد، خداوند او را بسنده است، رجوع کردم پس بر خداوند تبارک و تعالی توکل کردم.
شقیق فرمود: ای حاتم خداوند تو را موفق کند من به علوم تورات، انجیل، زبور و قرآن بزرگ فکر کردم و همه ی انواع خیر و دیانت را در مبنای همین 8 مسأله یافتم هر کس این هشت مسأله را عمل کند به تحقیق به چهار کتاب آسمانی عمل کرده است. این فنی از علم است که فقط علمای آخرت برای درک و دانستن آن اهمیت میدهند، اما علماء دنیا مشغول به کسب مال و مقام هستند و امثال این علوم که خداوند انبیاء را با آنها مبعوث کرد را مهمل میدانند.

احیاء علوم الدین ج1 ص96ـ97.
گردآورنده: آصف ایمری



نوشته‌ای از erfanabad.org
http://www.erfanabad.org/fa

نشانی این صفحه :
http://www.erfanabad.org/fa/modules/news/article.php?storyid=672