مجموعه نصایح اولیاء الله ـ قسمت اول

تاریخ 2013/5/25 3:50:00 | عنوان: مقالات

تصویر اصلی
1ـ حضرت امام جعفر صادق
(وفات 148 هجري قمري در مدينه منوره ـ اجازه ارشاد از امام محمد باقر گرفته‌اند)
ـ سفيان ثوري عرض كردند: مردم آرزوي ديدار شما را دارند چرا خودتان را دور گرفته‌ايد؟ فرمودند ميان آنها بيايم و به آنها دل خوش كنم در حاليكه وفا در ميان آنها نمانده و مانند ديروز رفته است مردم در خيال و آرزوهاي نفساني زندگي مي‌كنند، به ظاهر با هم صحبت مي‌كنند و همدردي مي‌نمايند اما دلهايشان پر از بغض و كينه و حسادت بوده و اگر بتوانند مانند عقرب يكديگر را نيش مي‌زنند.
ايشان از امام ابوحنيفه پرسيدند عاقل كيست؟ عرض كردند كسي كه بتواند فرق خوب وبد را تشخيص دهد فرمودند: حيوانات هم خوب و بد را از هم تشخيص مي‌دهند كسي كه به آنها محبت كند به طرفش مي‌روند و اگر كسي از آنها عصباني شود از او دور مي‌شوند، امام ابوحنيفه عرض نمودند پس عاقل كيست؟ فرمودند كسي است كه بتواند بين دو كار خوب و دو كار بد تمايز بگذارد به اين معني كه از بين دو كار خير آن را انتخاب كند كه خير بيشتري دارد و اگر ناچار شد از بين دو كار بد آنرا انجام دهد كه شر كمتر دارد.
ـ سفيان ثوري عرض كردند كه مرا نصيحت بفرماييد، فرمودند: هر گاه خداوند نعمتي به تو عطا فرمود كه دوست نداشتي آنرا از تو بگيرد تا مي‌تواني حمد و ثناي خدا را به خاطر آن نعمت بنما چون خدا فرموده است «لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأزيدَ نَّكُمْ» اگر شكر بنماييد خدا نعمتتان را افزون مي‌نمايد و فرمودند اي سفيان اگر خداوند روزي تو را از تو گرفت بسيار «استغفرالله» كن چون خدا در سوره نوح آيات 10 و 11 فرموده است: «و گفتم از پروردگارتان آمرزش بخواهيد كه او همواره آمرزنده و مهربان است ـ (تا) بر شما از آسمان باران پي‌درپي فرستد» و اگر از طرف امرا و حكومت تكليفي بر تو شد كه مورد پسند تو نبود بسيار «لاحول ولاقوه الا بالله» بگو چون كليد بهشت و گنجي از گنجهاي بهشت است.
نصايح امام جعفر صادق براي فرزندشان امام موسي كاظم:
ـ هركسي كه به قسمت و رزق خود راضي باشد خداوند او را ثروتمند مي‌نمايد و اگر كسي چشم به قسمت و نصيب ديگران داشته باشد در فقيري خواهد مرد حتي اگر ثروتمند هم باشد واگر كسي راضي نباشد معني آن اين است كه به كار خدا اعتراض دارد.
ـ هيچ وقت عيب ديگران را بيان نكن چون كسي كه عيب مردم را برملا كند خدا عيب او و خانواده‌اش را برملا مي‌سازد.
ـ كسي كه براي مردم دامي پهن كند و چاله‌اي بكند خودش در آن دام و چاله خواهد افتاد.
ـ با انسانهايي كه ازدين دورافتاده اند نزديكي نكن چون همراهي آنها انسان را بي ارزش مي‌كند.
ـ رفاقت انسانهاي دانا سودمند است چرا كه انسان از آنها ادب، حرمت و وقار فرا مي‌گيرد.
ـ به جاهايي كه افراد بدنام در آن هستند مرو تا در ميان مردم بدنام نشويي.
ـ تا مي‌تواني حقگو باش اگر چه به ضرر خودت هم باشد.
ـ در چيزي كه به تو ربطي ندارد و فايده‌اي در آن نيست خودت را مشغول نكن.
ـ تا مي‌تواني قرآن بخوان وبه مردم سلام كن و امر به معروف و نهي از منكر بنما.
ـ تا دير نشده است توبه كن چرا كه خداوند در سوره تحريم فرموده است «التائبون العابدون» از كساني راضي هستم كه توبه كنند و سپس عبادت كنند، خداوند توبه را قبل از عبادت قرار داده است.
ـ خودتان را از 5 تيره دورنگهداريد: 1ـ انسان دروغگو 2ـ انسان احمق 3ـ انسان بخيل 4ـ انسانهاي بدنيت كه هميشه سوء ظن دارند 5ـ انسان دو رو و فاسق.
ـ اگر خواستي زيارت كني به زيارت انسانهاي خوب برو چون انسان بد مانند سنگ سختي است كه از آن آب بيرون نمي‌آيد، مانند زميني است كه هيچ گياهي در آن سبز نمي‌شود و مانند درخت بي برگ و بي سايه است.
ـ هيچ ذخيره‌اي براي دنيا و قيامت بهتر از پرهيزگاري نيست و هيچ زينتي از سكوت بالاتر نيست و هيچ دشمني مانند جهل و ناداني نيست و هيچ دردي از دروغ‌ بدتر نيست.

2ـ حضرت ويس قرني
(وفات سال 22 هجري قمري يا 32 هجري قمري )
پيامبر در وصف ايشان فرمودند: «إِنّي لَأجِدُ نَفَسَ الرََّحمنِ مِن قِبَلِ الْيَمَنْ» من بوي رحمت و بركت و خداپرستي راستين و رحمت خدا را از جانب يمن به خاطر يكي از اولياي امتم (ويس قرني) استشمام مي‌نمايم. هنگامي كه پيامبر بيمار شدند عرض كردند اگر خداي نخواسته شما فوت فرموديد جبه‌ي مبارك شما لايق كيست و آن را به چه كسي بدهيم؟ در جواب فرمودند آن را به ويس قرني بدهيد. ايشان كسي بودند كه با وجود اينكه به خدمت پيامبر نرسيده بودند اما در وصف ايشان فرمودند: در ميان حاضران امتم عبد و بنده‌اي هست كه آنقدر نزد خدا محبوب است كه خدا در روز قيامت به خاطر شفاعت او به اندازه موهاي گوسفندان طائفه ربيع و مضر از گناهكاران امتم را خواهد بخشيد. در زمان خلافت حضرت عمر ايشان به همراه حضرت علي نزد حضرت ويس تشريف مي‌برند و جبه مبارك پيامبر را به ايشان مي‌دهند. حضرت عمر دست ايشان را مي‌بوسد و مي‌فرمايد كه پيامبر فرمودند: هر وقت ويس را ديديد سلام مرا به او برسانيد و جبه‌ي مرا به عنوان خلعت به او داده و بگوييد براي امتم دعاي خير بنمايد.
3ـ حضرت شيخ حسن بصري
(وفات سال 110 هجري قمري)
بعد از تولد، ايشان را خدمت حضرت عمر بردند كه نامي بر او نهد ايشان نگاهش فرمودند و گفتند چون صورت و چشماني قشنگ دارند نام او را حسن بگذاريد. مي‌گويند تمام علم و دانايي ايشان به واسطه تاثير چند قطره شيري بوده كه ام سلمه (ام المؤمنين) در دهان ايشان گذاشتند.
ـ قبر اولين منزل از منازل آخرت و آخرين منزل از منازل دنيا است، جاي تعجب است مردم به دنيايي مي‌نازند كه آخرين منزل آن قبر است واز قيامت هم نمي‌ترسند كه اولين منزل آن قبر است.
ـ از شمعون آتش پرست كه همسايه‌اش بود خواست كه مسلمان شود و او گفت آخر مسلمانان سه كار بد انجام مي‌دهند و من به اين دليل مسلمان نمي‌شوم: 1ـ دنيا را غيبت مي‌كنند و بدي آن را مي‌گويند اما تمام تلاش آنها براي دنياست 2ـ مي‌گويند قيامت و مردن حق است اما خود را براي آن آماده نمي‌كنند 3ـ مي‌گويند خدا را دوست داريم و در قيامت به حضورش مشرف مي‌شويم اما از اوامرش سرپيچي مي‌نمايند، سپس شيخ حسن فرمودند مسلمان به خدا ايمان دارد و روزي كه توبه كند خدا او را عفو مي‌كند اما آتش، تو را كه هفتاد سال است آن را مي‌پرستي و من كه آن را نمي‌پرستم فرق نمي‌گذارد و هر دو نفر ما را مي‌سوزاند، ولي من بزرگي خدا و ناتواني آتش را به تو نشان مي‌دهم، سپس شيخ يا الله مي‌گويد و دستش را در آتش قرار مي‌دهد كه به اذن خدا آسيب نمي‌بيند و شمعون هم با ديدن اين حال رو به اسلام مي‌آورد.
ـ مي‌گويند شخصي ايشان را غيبت مي‌كند بعد از اينكه اطلاع يافتند يك ظرف خرما براي او مي‌برد و مي‌فرمايد شما ثواب اعمال خوبت را براي من فرستادي من هم اگرچه نمي‌توانم به صورت كامل پاداش تو را بدهم اما اين ظرف خرما را در ازاي آن برايتان آورده‌ام.
ـ فرمودند از چهار نفر تأثير فراوان گرفتم: 1ـ از مرد بي ناموسي عصباني شدم و گفتم تا كي مي خواهي اين كار زشت را ادامه‌ ‌دهي او گفت كتاب را تا آخر مي‌خوانند و بعد تعريف مي كنند، خدا مي‌داند آخر كار من و تو چگونه خواهد بود 2ـ مرد مستي را ديدم كه مرتب مي‌افتاد به او گفتم پاهايت را محكم بگير تا نيافتي در جواب گفت تو مواظب خودت باش كه نيافتي اگر من بيافتم گل آلود مي‌شوم و خودم را با آب پاك مي‌كنم ولي تو اگر بيافتي افراد بسياري ضرر خواهند ديد 3ـ بچه‌اي را ديدم كه چراغي در دست داشت به او گفتم اين نور را از كجا آوردي در آن هنگام بادي آمد و چراغ خاموش شد بچه گفت اي شيخ الان تو بگو كه نور كجا رفت 4ـ به زني كه براي شكايت از شوهرش آمده بود گفتم فوراً صورتت را بپوشان گفت من به خاطر محبت شوهرم شعورم را از دست داده‌ام كه صورتم را بپوشانم تو كه ادعاي محبت خدا را داري چه مي‌شد كه قلبت از محبت محبوبت صورت مرا نمي‌ديد.

4ـ حضرت مالك بن دينار
(وفات سال 107 هجري قمري)
مي‌گويند در سفري در يك كشتي هنگامي كه از مسافران پول مي‌گرفتند متوجه مي‌شود كه پول همراه ندارد و كشتيبان با او دعوا مي‌كند كه اگر يك دينار پيدا نكند او را به دريا خواهد افكند درحاليكه مي‌خواستند با او چنين كنند يك ماهي ديناري را به داخل كشتي بالا مي‌اندازد و آنها مي‌فهمند كه او ولي خداست و از او طلب بخشش مي‌كنند و بعد از آن به مالك دينار مشهور مي‌گردد.
ـ همسايه‌اي يهودي داشتند كه آب فاضلاب آنها از جلو خانه‌ي مالك دينار رد مي‌شد و ايشان هر روز با دست خودشان آن جوي را تميز مي‌كردند پس از مدتي يك روز آن يهودي ايشان را در حال پاك كردن جوي مي‌بيند و عرض مي‌كند چگونه شما تا الان صبر نموده و عصباني نشديد فرمودند خداوند مي‌فرمايد «والكاظمين الغيظ» خدا از عبادي راضي مي شود كه خشم خود را فرو خورند و حتي اگر همسايه‌ها هم اذيتشان نمودند صبر مي‌نمايند، آن يهودي تحت تأثير اين آيين پاك، مسلمان مي‌شود.
ـ عرض كردند چرا در هنگام تلاوت «اِيّاكَ نَعْبُدُ وَ اِيّاكَ نَسْتَعين» گريه مي‌نماييد؟ فرمود چگونه گريه نكنم در حاليكه با زبان مي‌گويم خدايا تنها تو را مي‌پرستم اما وقتي نگاه مي‌كنم مي‌بينم نفس پرستم نه خدا پرست، با زبان مي‌گويم تنها از تو ياري مي‌خواهم اما به مردم پناه مي‌برم.

5ـ حضرت ابراهيم ادهم
(وفات سال 162 هجري قمري در شام )
ايشان همان كسي بودند كه پادشاهي بلخ و بخارا را رها كردند و لباسهاي چوپان خود را برتن نموده و به تقوي و زهد پرداختند.
ـ مي‌فرمودند براي يك سفر كوتاه دنيايي خودتان را آماده مي‌كنيد و هيچ چيز را فراموش نمي‌كنيد اما براي سفر دور قيامت دست خالي مي‌رويد.
ـ از راهي مي‌گذشتند ديدند بر روي سنگي نوشته بود (اي آدميزاد و اي كسي كه طالب بهشت هستي چگونه به آنچه مي‌داني عمل نمي‌كني اما چيزهايي را مي‌خواهي كه نمي‌داني)
ـ فردي از ايشان درخواست مي‌كند كه او را نصيحت كند فرمودند شش نصيحت برايت دارم كه به آنها عمل كني: 1ـ اگر گناه كردي و بي امري خدا نمودي از روزي او مخور عرض كرد چگونه از رزق او نخورم در حاليكه فقط او رازق است فرمودند آيا عيب نيست نان خور كسي باشي و بي امري او كني. 2ـ اگر خواستي از فرمان خدا سرپيچي كني در ملك او اين كار را نكن عرض نمود شمال و جنوب و شرق و غرب از آن اوست پس كجا روم؟ فرمود تو كه بنده ضعيفي هستي آيا دوست داري كسي در ملك تو از اوامر تو سرپيچي كند. 3ـ اگر خواستي گناهي كني در جايي آن را انجام بده كه خدا آن را نبيند عرض كرد خدا كه با چشم قدرت همه چيز را مي‌بيند فرمود پس خيلي ناپسند و زشت است كه رزق او را بخوري و در ملك خدا زندگي كني و جلو چشمان خدا گناه كني. 4ـ هرگاه عزرائيل آمد از او مهلت بخواه عرض كرد: آخر او توجه نخواهد نمود فرمود: حال كه اين طور است هنوز براي قبض روحت عزرائيل نيامده است پس توبه كن و به راه راست برگرد. 5ـ اگر ملائكه سئوال و جواب در قبر سراغت آمدند جوابشان را نده و آنها را بيرون كن عرض كرد: چگونه من مي‌توانم آنها را بيرون كنم ! فرمود پس از همين الان جوابهايت را آماده كن. 6ـ اگر در ميدان محشر آمدند و گفتند تو گناهان زيادي داري و بايد به جهنم بروي بگو نمي‌روم عرض كرد قربان مرا با زور خواهند برد فرمودند پس اگر اين طور است گناه نكن. سپس آن مرد بلند شد و دست شيخ را بوسيد و در حضور ايشان توبه كرد و شرط كرد تا زنده است از خط دين نگذرد.
ـ عرض كردند قربان چرا دعاهاي ما به درگاه خدا مقبول نيست؟ فرمودند به دليل اينكه مي‌دانيد خدا هست اما به راستي او را عبادت نمي‌كنيد، مي‌دانيد پيامبر، پيامبر خداست اما از او پيروي نمي‌كنيد، قرآن مي‌خوانيد اما به آن عمل نمي‌كنيد، از ناز و نعمات الهي استفاده مي‌كنيد اما شكر آن را به جا نمي‌آوريد مي‌دانيد بهشت براي انسانهاي خوب است اما خودتان را براي آن آماده نمي‌كنيد مي‌دانيد دوزخ براي انسانهاي بد است اما از بر حذر نمي‌نماييد مي‌دانيد شيطان دشمن پدر كشته است اما با او سر دشمني نداريد مي‌دانيد كه همه خواهيد مرد اما خود را براي آن آماده نمي‌كنيد با دست خودتان دوستان و دشمنانتان را كفن‌پوش مي‌كنيد اما عبرت نمي‌گيريد عيب ديگران را بيان مي‌كنيد اما به عيوب خودتان معترف نبوده وآنها را قبول نداريد، پس قومي كه اينگونه باشند خداوند چگونه دعاهايشان را قبول مي كند.

6ـ حضرت بِشر حا في
(وفات 227 هجري قمري)
يك‌ بار كاغذي را كه روي آن بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم نوشته شده بود از زمين برداشت و آنرا عطرآگين كرده و در جاي پاكي گذاشت و ارج نهاد و خدا هم بواسطه آن ايشان را ارج نهادند، يكي از بزرگان بغداد هم خواب مي بيند كه خدا به او مي فرمايد به بشر بگويد: «طَيَّبْتَ إسْمَنَا فَطَيّبناكَ». امام احمد بسيار او را دوست داشت و با ايشان رفت وآمد داشت، عرض كردند شما كه در تمام علوم و شرع و تفسير و حديث عالم هستيد و از بشر حافي در تمام علوم سرآمد‌تر هستيد پس چرا اين همه با او رفت و آمد مي‌نماييد فرمود راست مي‌گوييد من در علوم از او سرآمد‌تر هستم اما او از من بهتر خدا را مي‌شناسد به خدمت ايشان مي‌روم تا خداشناسي را ياد بگيرم و بهتر خدا را بشناسم.
ـ عرض كردند چرا پاهايتان برهنه است فرمود: آن روز كه توبه كردم و سرسفره كرم خدا آمدم پابرهنه بودم و الان بي ادبي مي‌دانم كه كفش در پا كنم (يعني بشر پا برهنه)
ـ فرمودند مرد خدا بايد چهار شرط را رعايت كند: 1ـ از شرع درنگذرد 2ـ در حد توان با مردم خوبي كند 3ـ وفا به عهد كند و پيمان شكن نباشد 4ـ بايد به قضا و قدر الهي راضي باشد.
ـ مي‌فرمودند دو لقمه كمتر بخوريد و منت مردم نبريد .
ـ فرمودند شبي پيامبر در خواب دو نصيحت فرمودند كه براي ديگران بيان كنم و خودم نيز به آن عمل كنم 1ـ اگر خداوند ثروت و سامان به شما عطا فرمود هواي فقير و دست تنگ امتم را داشته باشيد و به آنها ظلم نكنيدكه ثواب فراوان دارد. 2ـ اگر خودتان فقير و دست تنگ شديد قناعت كنيد و به سهم خود راضي باشيد و به كرم و لطف خداي بزرگ چشم داشته باشيد چون كسي كه تو را دست تنگ كرده به همه چيز آگاهي دارد نه ثروت باعث محبت الهي است و نه فقر به معناي اينست كه خدا تو را دوست ندارد.
ـ خوشي و ناخوشي دنيا تا آخر نيست فرعون در مدت 400 سال عمر كه ادعاي خدايي مي‌كرد و ظالم بود مريض نشد و حتي سردرد هم نگرفت اما در نيل خفه شد اما حضرت ايوب كه پيامبر خدا هم بود چند سال مريض شد.
ـ تا مي‌توانيد به ياد و سرگذشت مردان خدا مشغول شويد زيرا اگر چه فوت نموده باشند اما ياد آنها دلها را زنده مي‌كند .
ـ وقت را هدر ندهيد زمان زندگي بسيار كم است ديروز مرد و گذشت و امروز هم در حال مردن است فردا هم كه هنوز متولد نشده است.
در زمان حيات ايشان به خاطر شرافت و كرامت ايشان هيچ حيواني كوچه و خيابانهاي بغداد را كثيف نمي‌كرد.

7ـ حضرت ذوالنون مصري
(ثوبان بن ابراهيم - شاگر امام مالك - وفات 240 هجري قمري بغداد )
ايشان آنقدر با ادب بودند كه هميشه روي زانو مي‌نشستند و از شاگردان امام مالك بودند.
پسري بود كه اولياء را قبول نداشت، يك روز ذوالنون او را صدا مي‌زند و به او مي‌فرمايد كه از نانوايي يك دينار نان بخر و اين انگشتر را نزد آنها امانت بگذار تا بعداً يك دينار آنها را بدهم آن پسر دستور ايشان را انجام مي‌دهد نانوا نگاهي به انگشتر مي‌نمايد و مي‌گويد اين كه يك درهم نمي‌ارزد چگونه به اندازه يك دينار نان به تو بدهم و به او نان نداد و او هم نزد شيخ برگشت، سپس شيخ فرمود: نزد فلان صرافي برو و بگو اين انگشتر چند مي‌ارزد وقتي كه نزد صراف مي‌رود در جواب مي‌گويد اين انگشتر هزار دينار مي‌ارزد، آن پسر برمي‌گردد و ماوقع را نزد شيخ بازگو مي‌نمايد سپس شيخ ‌فرمودند: پسرم علم و دانش افراد منكري مثل تو مانند دانش و آگاهي آن نانوا نسبت به آن انگشتر گرانبها است.‌ قدر زر زرگر شناسد قدر گوهر گوهري.

8ـ حضرت بايزيد بسطامي (طيفور بن عيسي)
ـ عده‌اي از ايشان مي‌پرسند آيا كشف و كرامات به راستي وجود دارد؟ ايشان فرمودند چرا تعجب مي‌كنيد وقتي كشف و كرامات اولياء را مي‌بينيد اما تعجب نمي‌كنيد هنگامي كه مي‌بينيد پرنده‌اي گوشت مردار مي‌خورد و در آسمان هم پرواز مي‌كند يا اينكه يك تخته چوب را مي‌بينيد كه بر روي آب مي‌رود، اگر انسان خدا را شناخت و معرفت پيدا كرد خيلي از آن پرنده نزد خدا محبوب‌تر است، اما انسان نبايد با كشف و كرامات احوالش عوض شود و خود و خدا را فراموش كند.
ـ فرمودند اگر كسي براي ريا عبادت كرد آنقدر بلا و آفت در آن وجود دارد كه ديگر نيازي به گناه كردن ندارد.
ـ يكبار كسي از ايشان مي‌خواهد تكه پارچه‌اي را به عنوان تبرك به او بدهد، اما ايشان فرمودند: اگر پارچه‌اي از پوست خودم را هم به تو بدهم هيچ بركتي به تو نخواهد رسيد مگر اينكه اعمال تو مانند اعمال بايزيد باشد.
ـ رفاقت انسانهاي خوب از كار خوب هم خوبتر است و رفاقت انسانهاي بد هم ، از كار بد، بدتر است.

9ـ حضرت عبدالله مبارك
(ملقب به شاهنشاه دانايان و شاگرد امام اعظم - وفات 181 هجري قمري)
ـ عرض كردند چه صفتي براي انسان خيلي سودمند است فرمودند: عقل كامل عرض كردند اگر كسي عقل تمامي نداشت؟ فرمودند دوست و برادري مهربان و خوب عرض كردند اگر كسي دوست و برادري چنين نداشت؟ فرمودند: سكوت، عرض كردند اگر آن شخص نتوانست خود را كنترل كند و زياد حرف بزند؟ فرمودند اگر كسي يكي از آن خصلتها را نداشت هر چه زودتر بميرد بهتر است.
ـ فرمود نصيحت و حرف زيبا را از هر كسي شنيديد به آن گوش دهيد.
ـ فرمودند چهار نصيحت را از بين چهار هزار نصيحت برايتان بيان مي‌كنم: 1ـ زياد به زن باور نداشته باشيد 2ـ مال و ثروت دنيا شما را مغرور نكند 3ـ به اندازه توانايي معده‌تان غذا بخوريد و زيادتر نخوريد 4ـ آنقدر علم فرا بگيريد كه از آن استفاده كنيد.
ـ فرمودند انسان عاقل بايد حرمت سه طبقه را نگهدارد: 1ـ احترام علما چون در غير اينصورت قيامت خود را از دست خواهد داد 2ـ امير و بزرگ وقت چون اگر با آنها مخالفت كند نمي‌تواند از آنها استفاده كند 3ـ احترام رفيق، برادر و همراه چون در غير اينصورت مردانگي نخواهد داشت.
ـ فرمودند دو نصيحت را از دو نفر ياد گرفتم: 1ـ پسر جواني را در زمستان ديدم كه تنها پيراهني بر تن داشت و از سرما مي‌لرزيد گفتم چرا از بزرگترت نمي‌خواهي لباسي را برايت تهيه كند در جواب گفت: تو خيلي عجيب هستي مگر بزرگتر من نمي‌داند كه سرد است و من را نمي‌بيند فرمود از جواب آن پسر فهميدم كه انسان مسلمان بايد بداند كه اگر چيزي را نداشت خدا به آن آگاه است و به او اعتراض و گله نكند. 2ـ يك بار مصيبتي بر من آمد و مردم از من دلنوايي مي‌كردند، گبري در همسايگي ما بود گفت مرد خدا و عاقل كسي است كه در روز اول مصيبت آن كند كه نادان در روز سوم مي‌كند.

10ـ حضرت سفيان ثوري
(شاگرد امام حنفي - وفات 161 هجري قمري در 63 سالگي در بصره)
ـ فرمودند: خلق و خو و رفتارتان را با علمتان زيبا كنيد نه نفستان را با علمتان.
ـ فرمودند: اعمال بد درد و امراضند و عالم دارو، حال اگر عالم فاسد باشد يعني دارو فاسد است پس دارو فاسد شد چه چيزي شفا مي‌دهد.
ـ يكبار هنگام غذا خوردن سگي در كنار ايشان بود كه گاه گاه لقمه‌اي نيز به او مي‌دادند عرض كردند شما با خانواده خودتان هم غذا نمي‌خوريد اما در هنگام غذا خوردن اين سگ جلو شماست و آن را دور نمي‌كنيد فرمود آخر اين سگ باوفا است با يك لقمه كه به او مي‌دهم تا صبح پاسباني خانه‌ام را مي‌كند و ضرري هم ندارد اما فرزندان و زن و مال، انسان را از خداپرستي دور مي‌كنند و به همين علت خداوند هم آنها را فتنه ناميده است.
ـ فرمودند: تا وقتي در دنيا هستيد به شغل و كاري مشغول باشيد كه براي خودتان و مردم سود داشته باشد كسابتي نكنيد كه در آخر مانند طوق گردنتان را بگيرد، كساني كه ذخيره فرداي خود را پيشاپيش مي‌فرستند و حق خدا را از اموالشان مي‌پردازند دوباره آن را در قيامت خواهند يافت و به داد صاحبش مي‌رسد و خدا هم به او زيادتر خواهد داد اما كساني كه ثروت زيادي به جا مي‌گذارند و حق خدا را از آن نمي‌دهند و از آن به نيكي استفاده نمي‌كنند اين ثروت مانند طوقي در قيامت گردن آنها را مي‌گيرد.
ـ به خاطر حلم خدا تصور نكن كه اگر گناه كردي خدا با تو كاري ندارد چون خدا حتي راضي نبوده كه پيامبران هم گناه كنند و حرام بخورند و ظلم نمايند حال چه رسد به ما زيرا خداوند در سوره مؤمنون به پيامبران فرموده: «اي جماعت پيامبران مال حلال بخوريد و كار نيكو كنيد چون خداوند به راستي به اعمال شما آگاه است».
ـ آگاه باشيد به نام دين كاري نكنيد كه در دين نبوده و بدعت باشد چون شيطان دوست دارد مسلمان كار بدعت كند و گناه نكند زيرا كسي كه گناه كرد از آن توبه مي‌كند اما كسي كه بدعت مي‌كند چون اين كار بدعت را داخل دين مي‌پندارد از آن هم توبه نخواهد كرد.

11ـ حضرت شقيق بلخي
(مريد ابراهيم ادهم- وفات 194 هجري قمري در سرزمين ختلان شهيد شدند)
ـ دليل توبه و بازگشتش به درگاه خدا را چنين بيان مي‌فرمايد: سالي در بلخ قحطي و خشكسالي بود غلامي را ديدم كه بسيار خوشحال بود گفتم در اين اوضاع كه انسان انسان را مي‌خورد تو چرا اينقدر خوشحالي گفت آخر من غلام مردي هستم كه صاحب فلان روستا است و آنقدر گندم دارد كه نمي‌گذارد گرسنه شويم فرمود از آن سخن برآشفتم و بيهوش گشتم وقتي به هوش آمدم گفتم خدايا، آن غلام به اربابش كه چند كيسه گندم دارد مي‌نازد در حاليكه مي‌دانيم كه تو (مالِكُ ‌الْمُلْك) هستي و رزاق همه، پس من چرا بتو ننازم و غم روزي بخورم و بعد از آن توبه نمودم؛ ايشان تا آخر عمرشان خود را شاگرد آن غلام مي‌دانستند.
ـ فرمودند رضاي خدا در چهار چيز است و اگر كسي آنرا نداشت خدا از او راضي نمي‌شود: 1ـ امين بودن از رزق خدا يعني اينكه تا زنده‌اي خدا رزق تو را مي‌رساند 2ـ هركاري را كردي در درجه اول براي رضاي خدا باشد 3ـ بداني كه شيطان دوست تو نيست و دشمن است و به او گوش ندهي 4ـ تا نوبت مردنت نرسيده و مهمان تو نشده است خودت را براي آن آماده كن.
ـ هارون ‌الرشيد از ايشان مي‌خواهد كه او را نصيحت كند: مي‌فرمايد كه تو در جاي حضرت ابوبكر صديق هستي يعني خدا از تو راستي و صداقت مي‌خواهد تو در جاي حضرت عمر فاروق هستي يعني از تو عدالت مي‌خواهد تو در جاي حضرت عثمان هستي يعني از تو شرم و حيا مي‌خواهد و در جاي حضرت علي كرار هستي يعني از تو شجاعت و رشادت مي‌خواهد و مي‌فرمايد بدان كه تو مانند سرچشمه هستي و زيردستان تو مانند جوي آب،‌ اگر سرچشمه گل‌ آلود نبوده و تميز باشد جويهاي آب هم تميز خواهند بود ،اما اگر سرچشمه گل آلود شد جويهاي آب هم كثيف و گل آلود مي‌شوند زيردست هميشه به بزرگ خود چشم دارد و اگر حاكمان خوب باشند مردم هم خوب مي‌شوند اگر بزرگ خانواده خوب باشد فرزندان هم خوب مي‌شوند و اگر معلم خوب باشد شاگردان هم خوب خواهند بود.
ـ فرمودند: اگر كسي مرد آيا خدا از نماز روز بعد از مردنش از او سئوال مي‌كند عرض كردند خير فرمود پس شما هم رزق فردا را امروز نخواهيد معلوم نيست چه كسي مي‌ماند و چه كسي مي‌ميرد.
ـ فرمودند رفت آمد با ديگران و رفاقت با آنهارا مانند مواجه شدن با آتش بدانيد از آن سود بگيريد و خودتان را از ضررش برحذر داريد تا مبادا شما را بسوزاند.
ـ فرمودند: هلاكت بيشتر انسانها در اين است كه گناه مي‌كنند و اميد توبه دارند اما مي‌گويند هنوز جوانم و فعلاً توبه نمي‌كنم.
ـ فرمودند بترسيد از اينكه به شما بگويند «اِقْرَ أْ كِتابَكَ كَفي بِنَفْسِكَ اليَومَ عَلَيْكَ حَسِيباً» (نامه‌ي عملت را بخوان و حساب اعمال خود را بنما) چقدر بد است خواندن نامه‌اي كه حكم اعدام خودت را بخواني.

12ـ حضرت حاتم اصم
( مريد شيخ شقيق بلخي - وفات: 237 هجري قمري در سرزمين بلخ و بخارا)
ـ تا تخم نكاري چيزي برداشت نمي‌كني و شما هم تا تخم خوبي نكاريد خوبي درو نمي‌كنيد و خوبي نمي‌بينيد.
ـ كسي به سفر مي‌رفت ازايشان خواست كه نصيحتش فرمايد، فرمودند: اگر يار و ياور مي‌خواهي خدا براي تو بس است، اگر همراه و همسفر مي‌خواهي دو ملائكه روي شانه‌هايت بس است، اگر مي‌خواهي پند عبرت‌آموز به تو بدهم دنيا براي عبرت گرفتن كافي است، اگر موعظه مي‌خواهي مردن كس و كارت بزرگترين موعظه است و اگر اينها را نيز دوست نداري بدان كه مردن و دوزخ برايت از همه بهتر است.
ـ فرمودند هر كس سه چيز را بدون سه چيز بخواهد دروغگو است: 1ـ كسي كه بگويد خدا را دوست دارم اما از حرام پرهيز نكند. 2ـ كسي كه مي‌گويد بهشت را دوست دارم اما از اموالش در راه خدا خرج نكند و احسان و خوبي نداشته باشد. 3ـ كسي كه بگويد پيامبر را دوست دارم اما فقير امت پيامبر را دوست نداشته باشد.
ـ فرمودند توبه صحيح چهار علامت دارد: 1ـ در صورتي كه او زبانش را از غيبت و بهتان و سخن بد حفظ كند 2ـ اگر از آن جمعي كه تا ديروز با آنها گناه مي‌كرد و شريك گناهانش بودند دور شد 3ـ هر وقت ياد گناهان گذشته‌اش افتاد آثار شرم و خجالت بر او پيدا شود 4ـ آن فرد خود را براي مردن آماده كند و نشانه‌ي آماده بودن براي مردن آن است كه هيچ وقت از كار خدا ناراضي نباشد. و فرمود كسي كه اينگونه توبه كند چهار مژده دارد 1ـ براساس آيه «إنَّ ‌اللهَ يُحِبُ التَّوابينَ وَ يُحِبُّ الْمُتَطَهِّرينَ ـ به راستي خداوند كساني را كه توبه مي‌نمايند و خود را از زنگار گناهان پاك مي‌كنند دوست مي‌دارد» خداوند افرادي را دوست دارد كه توبه مي‌كنند و خود را از زنگار گناهان پاك مي‌كنند 2ـ هديه دوم اينست كه از زنگار گناهان پاك مي‌شود 3ـ اينكه شيطان دوباره نمي‌تواند بر او تسلط يابد 4ـ قبل از مردنش به او مژده مي‌رسد كه از دوزخ به دور است براساس آيه «إنَّ الَّذينَ قالُوا رَ بُّنَا الله ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ ألّا تَخَافُوا وَ لا تَحْزَ نُوا وَ أبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتي كُنْتُمْ تُوعَدونَ»‌ سوره فصلت.
ـ فرمودند عجله كردن از شيطان است مگر در پنج چيز 1ـ اگر مهمان آمد زود براي او غذا مهيا كنيد 2ـ اگر كسي از شما فوت نمود زود او را به خاك بسپاريد 3ـ اگر دخترتان به سن بلوغ رسيد زود او را شوهر دهيد 4ـ اگر قرضي داشتيد هر چه زودتر آن را پس دهيد 5ـ اگر گناه كرديد زود توبه كنيد.

13ـ حضرت شيخ معروف كرخي
(مريد شيخ داوود طايي - وفات : سال 200 هجري قمري در بغداد )
ـ اگر خدا براي يكي از عبادش اراده خير كند برايش درِكار و كاسبي را باز مي‌كند و درِ بيكاري و سخنان بيهوده و تلاش بيخود را بر او مي‌بندد و اگر خدا براي كسي اراده شر بنمايد درِ كار و كاسبي را بر او مي‌بندد و درِ سخن گفتن بيهوده را بر او مي‌گشايد و دائم مشغول دروغ و غيبت و كارهاي بي منفعت بوده و براي خودش كاري نمي‌كند.
ـ شفاي درد و مصيبتهایي كه خدا بر سر تو آورده آن است كه پيش ديگران شكوه نكني چون هر چه اراده خدا باشد ديگران نمي‌توانند مانع آن شوند.

14ـ حضرت شيخ سري سقطي
(مريد شيخ معروف كرخي - وفات: 250 هجري قمري در بغداد )
ـ چهار خصلت باعث بزرگي انسان مي‌شود 1ـ علم و دانايي 2ـ ادب و احترام 3ـ پاك دامني و بي ضرر بودن 4ـ خيانت نكردن در امانت
ـ معرفت خداوند مانند پرنده‌اي از آسمان پايين مي‌آيد و مي‌گردد تا قلبي پر از شرم و حيا پيدا كند هرگاه چنين قلبي يافت وارد آن مي‌شود.
ـ از اموال دنيا غير از پنج چيز نباشد باقي اضافه است: 1ـ لقمه ناني كه گرسنگي را برطرف كند 2ـ آبي كه تشنگي را رفع كند 3ـ لباسي كه عورت انسان را بپوشاند 4ـ خانه‌اي كه در آن ساكن شوي 5ـ علم و دانشي كه به آن عمل كني.
ـ اميد بخشش و عفو در گناهاني كه به خاطر نفس و شهوت هستند وجود دارد اما در گناهاني كه به خاطر تكبر و فخر باشد امكان عفو آنها سخت است همانطور كه خدا گناه حضرت آدم را كه به خاطر نفس بود بخشيد اما گناه شيطان را كه به خاطر تكبر بود نبخشيد و مورد لعنت خدا قرار گرفت.
ـ عرض كردند عارف چه كسي است فرمود كسي است كه: خوردنش مانند خوردن بيمار، خوابيدنش مانند خوابيدن مارگزيده و زندگي و گذران او مانند كسي است كه در حال غرق شدن است؛ و صفت او مانند صفت خورشيد باشد كه بر همه كس طلوع كند و نور دهد و مانند زمين بار همه كس و هر جانداري را تحمل كند و درون و نهاد او چنان باشد كه دلها را زنده كند و رنگ او مانند آتش روشني بخش عالم باشد در غير اينصورت او عارف نيست.

15ـ حضرت شيخ جنيد بغدادي
(مشهور به سيد طائفتين - مريد و خواهرزاده شيخ سري سقطي - وفات : 298 هجري قمري در بغداد)
ـ دايي ايشان شيخ سري سقطي از او مي‌پرسد شكر به چه معني است؟ فرمود يعني آنچه را خدا به تو عطا كرده در گناه و بي امري او، به كار نگيري.
ـ چند بار از غيب شنيده‌اند: «يا جُنَيْدُ لَيْسَ الاِعْتِبارُ بِالْخَرْقَةِ وَ اِنَّما الاِعْتِبارُ بِالْحِرْفَةِ»‌
ـ فرمودند : بايد قلب مريد مانند قلب حضرت ابراهيم باشد، مانند حضرت اسماعيل تسليم قضا و قدر باشد، مانند حضرت داوود غمگين باشد، مانند حضرت عيسي به فقر راضي باشد، مانند حضرت ايوب صابر باشد، شوقش مانند شوق حضرت موسي باشد و در اخلاص بايد كه تابع حضرت محمد المصطفي باشد سپس دعا فرمود كه در قيامت كور باشم تا آنهايي را كه رزق و روزي خدا را خورده و بي امري او مي‌كنند نبينم.

16ـ حضرت منصور حلاج
(شهادت: 390 هجري قمري در بغداد)
ـ از او پرسيدند چرا در هر شب و روز 400 ركعت نماز مي‌خواني و آنقدر خودت را اذيت مي‌كني در حاليكه در چنين مقامي هستي؟ فرمود كسي كه به راستي خداپرست و مرد خدا باشد رنج و راحت براي او فرقي ندارد و خوشي و ناخوشي در مردان خدا تأثير ندارد.
ـ كسي از ايشان مي پرسد نظرتان درباره حضرت موسي چيست؟ فرمودند بر حق بوده است سپس عرض كرد در مورد فرعون چطور؟ فرمودند او هم بر حق بوده است؛ آن شخص مي‌پرسد چگونه هر دو بر حق بوده‌اند فرمودند: در روز ازل هر كه را براي كاري ساخته‌اند هر كه براي هر چه ساخته شده باشد بايد همان را انجام دهد.
ـ هنگامي كه در زندان بودند با يك اشاره دستبند تمام زندانيان را باز كرده و سپس با يك اشاره تمام درهاي سيصد زندان را باز كرد و همه را آزاد كرد زندانيان به او گفتند پس تو چرا بيرون نمي‌آيي فرمود آخر من زنداني خداوند هستم اگر بيرون بيايم مورد عتاب خدا قرار مي‌گيرم.

17ـ حضرت شيخ ابوالحسن خرقاني
(وفات: 425 هجري قمري – مريد بايزيد بسطامي)
ـ شخصي نزد ايشان آمد و عرض كرد خرقه خود را به من بده تا بپوشم و آدم خوبي بشوم ايشان فرمودند: اگر مردي چادر زني را بپوشد زن مي‌شود؟ عرض نمود خير فرمودند اگر زني لباس مردانه بپوشد مرد مي‌شود؟ عرض كرد خير سپس فرمودند: پس تو هم اگر خودت مرد نباشي با خرقه من مرد نمي‌شوي.
ـ سلطان محمود از شيخ ابوالحسن مي‌خواهد كه جمله‌اي از بايزيد برايش نقل كند فرمودند: بايزيد فرموده هر كه مرا ديده باشد نامش از ليست آدمهاي بدپاك مي‌شود سلطان محمود عرض كرد آخر بايزيد از پيامبر كه بزرگتر نيست در حاليكه ابوجهل و ابولهب هم پيامبر را ديدند اما كافر شدند، شيخ فرمودند آخر نمي‌داني كه خدا در سوره اعراف فرمود: «وَ تَراهُمْ يَنْظُرُونَ إلَيْكَ وَ هُمْ لايُبْصِرُونَ» و فرمودند غير از اصحاب كسي پيامبر را نديده است.
ـ فرمودند مردي مانند دريايي است كه سه شاخه دارد 1ـ سخاوت 2ـ رحم و شفقت 3ـ بي نيازي از مردم و پناه بردن به خدا
ـ فرمودند بزرگترين نعمات بعد از ايمان، قلب بي غل و غش و پاك و زبان راستگو مي‌باشد.

18ـ حضرت شيخ ابوبكر شبلي
(مريد شيخ جنيد بغدادي - وفات: 334 هجري قمري در بغداد)
ـ شريعت آن است كه خدا را بپرستي و طريقت آن است كه طلب خدا كني و حقيقت آن است كه خدا را ببيني.

19ـ حضرت امام ابوحنيفه
(نعمان بن ثابت - مشهور به امام اعظم وفات: 150 هجري قمري)
نمونه‌اي از فراست ايشان:
ـ خليفه از ايشان مي‌خواهد كه قاضي شوند اما ايشان در جواب گفتند: اي خليفه من لايق قضاوت نيستم و در اين سخن يا راست مي‌گويم يا دروغ اگر راست گفته‌ام پس واقعاً لايق نيستم و اگر دروغ مي‌گويم باز به سبب دروغم لايق قضاوت نيستم.
ـ ايشان شنيدند كه فردي به حضرت عثمان بد و بيراه گفته و ايشان را يهودي خطاب مي‌كند فرمود تا او را صدا كنند سپس به او فرمود من فتوا مي‌دهم كه دخترت را به فلان يهودي بدهي آن فرد گفت آخر چطور من مسلمان دخترم را به يك يهودي بدهم اينكار در اسلام نادرست است حتي اگر شما هم فتوا بدهيد چنين كاري نمي‌كنم سپس فرمودند تو كه يك نفر از امت پيامبرهستي راضي به اين امر نمي‌شوي پس چگونه پيامبر خودشان دو دختر خود را به يك يهودي مي‌دهند و آن مرد فهميد و از غلط خود توبه كرد.

20ـ حضرت امام مالك
(وفات : 179 هجري قمري در بقيع)
ـ خطاب به عالمان و دانايان مي‌فرمايد: علم را سبك و بي ارزش نكنيد و خودتان و آيات و احاديث را بي حرمت ننماييد، آيات و احاديث را براي كساني نخوانيد كه به آن ايمان ندارند و در طاعت خدا و پيامبر نيستند.

21ـ حضرت امام شافعي
(محمد ابن ادريس - وفات : 204 هجري قمري - در 54 سالگي)
ـ ظالم‌ترين مردم كسي است كه در مقابل كسي تواضع كند كه به او بي احترامي كند و كسي را دوست داشته باشد كه هيچ فايده و سودي ندارد.
ـ براي عالمان و دانايان هيچ چيزي زيباتر از قناعت و راضي شدن به فقر و تنگدستي نيست.
ـ تلاش كنيد قبل از اينكه كاره‌اي شويد شرع را فرا بگيريد.
ـ زينت عالمان و دانايان آن است كه نفس آنها پست و دني نباشد و ورع و حلم داشته باشند.
ـ علم آن نيست كه حفظش كني و آن را بداني علم آن است كه سودمند باشد و به آن عمل كني.
ـ كسي كه به واسطه تقوي و طاعت و نيكي و مردانگي بزرگ نشود، هيچ وقت بزرگ نمي‌شود.
ـ نقل مي‌كنند با وجودي كه زياد پير نبودند اكثراً عصا به دست داشته‌اند و وقتي دليل آن را پرسيدند فرمود: تا بدانم كه در دنيا سفري هستم.
ـ كاري نكنيد كه سبك و بي ارزش شويد.
ـ نشانه دوست صادق آن است كه عذرت را قبول كند، اگر كاري داشتي قلباً برايت انجام دهد و اگر اشتباه و غلطي كردي تو را ببخشد.
ـ هيچ شادي مانند رسيدن دو دوست به هم نيست و هيچ غمي هم مانند جدا شدن از هم نيست.
ـ كسي كه با تو نيكي كرد مانند آن است كه تو را به خود وابسته كرده و آن كسي كه در حق تو بدي نمود مانند آن است كه تو را رها كرده ‌‌باشد.
ـ بزرگترين مردم كسي است كه خود را بزرگ نداند.
ـ احترام هر كسي را كه بيش از اندازه گرفته باشم به همان اندازه احترام خودم كم شده است.
ـ كرامت و سخاوت عيب دنيا و آخرت انسان را مي‌پوشانند.
ـ نزد هيچ كسي عمر خودت را بيان مكن چرا كه اگر كم باشد كوچك و كم سن و سالت مي‌دانند و اگر زياد باشد پيرت مي‌دانند.
ـ خودتان را پاك و تميز نگهداريد تا غمهايتان كم شود و خودتان را خوشبو كنيد تا عقلتان زياد شود.

22ـ حضرت امام احمد ابن محمد ابن حنبل
(وفات: سال 241 هجري قمري در 77 سالگي)
ـ پرسيدند اخلاص يعني چه فرمودند يعني اينكه خودت را از ترس بلا و آفت اعمالت رها سازي يعني اعمالت آنگونه باشد كه پشيماني به دنبال نداشته باشد.
عرض كردند توكل يعني چه فرمودند: به خدا باور داشته باشي و دو دل نباشي. عرض كردند رضا يعني چه: فرمودند يعني هركاري را به خدا حواله كني و به اميد او رو به كار نيك بياوري. عرض كردند زهد يعني چه؟ فرمودند سه نوع است 1ـ ترك حرام كردن كه زهد عوام ‌الناس است 2ـ آن است كه از بعضي حلالها هم پرهيز كني كه مخصوص عده‌اي از مسلمانان است 3ـ آن است كه ترك چيزهايي كني كه از خدايت دور مي‌كنند كه اين زهد عرفا است.

23ـ حضرت شيخ عبدالقادر گيلاني قدس‌سره ‌الشريف
(وفات: 561 هجري قمري در 91 سالگي)
ـ آنقدر خوش خلق بودند كه هر كسي از خدمت ايشان بر مي‌گشت تصور مي‌كرد حضرت غوث كسي را بيشتر از او دوست ندارد.
ـ يكصد نفر از علماي بغداد كه از ظهور ايشان و آمد و رفت بيشتر عالمان به بارگاه آن بزرگوار ناراحت بودند هر كدام سئوالي را آماده مي‌كنند و قصد مي‌كنند بروند و از او بپرسند وقتي به خدمت ايشان مي‌رسند پس از صرف چاي حضرت شيخ مراقبه مي‌نمايند و آنها سوالاتشان را فراموش مي‌كنند و جذبه وجودشان را مي‌گيرد و به رقص مي‌پردازند و جامه از تن مي‌درند سپس مي‌نشينند و نگاهي مي‌كنند و همه به حال خود برمي‌گردند و بعد هم جواب تمام سئوالات آنها را مي‌فرمايند و آنها نيز همگي مريد ايشان مي‌شوند.
ـ عرض كردند چرا شما را محي‌الدين خطاب مي‌كنند فرمودند: يك روز جمعه كه به بغداد بر مي‌گشتم يك نفر ضعيف و مريض را ديدم كه رنگش زرد شده بود وقتي مرا ديد گفت «السلام عليك يا عبدالقادر» من هم جوابش را دادم و گفت جلو بيا و مرا بلند كن و من هم او را بلند كردم به او گفتم تو كيستي گفت من دين جد تو هستم كه اينگونه ضعيف و مريض شده‌ام اما خداوند مرا با وجود تو زنده نمود. فرمودند وقتي برگشتم در مسجد دو ركعت نماز خواندم و هنگام خروج مردي كه كفشهاي مرا گذاشت خطاب به من گفت يا شيخ محي‌الدين و به اين ترتيب كه بيرون آمدم هر كس مرا مي‌ديد مرا محي‌الدين خطاب مي‌نمود.
ـ خليفه وقت ابومظفر ده كيسه پول براي ايشان مي‌آورد كه قبول نمي‌فرمايد و وقتي او زياد اصرار مي‌كند دو كيسه آن را بر مي‌دارد و مي‌فشارد كه از آنها خون بيرون مي‌زند سپس به او مي‌فرمايد تو خون مردم را مكيده و در كيسه مي‌كني و انتظار داري آن را قبول كنم.
ـ فرموده‌اند هر كسي كه با دلي پاك به زيارت ايشان برود و به حضرتش پناه برد به اميد خدا نااميد نمي‌شود.
ـ براساس آيه 2 سوره فاطر «مايَفْتَحِ اللهُ لِلنّاسِ مِنْ رَحْمَـةٍ فَلا مُمْسِكَ لَها ـ هر رحمتي را كه خدا براي مردم گشايد، بازدارنده‌اي براي آن نيست» افرادي مانند حضرت غوث رحمت خدا هستند كه پايان پذير نخواهند بود.

24ـ حضرت امام زين ‌العابدين
(وفات : 94 هجري قمري در 61 سالگي در بقيع)
ـ مي‌فرمايند: خداوند بنده گناهكار پشيمان را دوست دارد كه توبه مي‌كند.
ـ كسي كه تا ديروز نطفه و مني بود و چند روز ديگر مي‌ميرد و مي‌گندد خودش را بزرگ مي‌داند و فخر و تكبر مي‌فروشد.
ـ در تعجبم از كسي كه به روز معاد ايمان ندارد اما مي‌داند خداوند تمامي اين مخلوقات را از عدم آفريده است.
ـ دنيا (دارالفنا) و قيامت (دارالبقا) است اما با وجودي كه خيلي از مردم مي‌دانند براي دارالفنا مي‌كوشند و دارالبقا را فراموش مي‌كنند.
ـ به امام باقر فرمودند با چهار كس دوستي و رفاقت نكن 1ـ با افراد فاسق چون تو را به لقمه ناني مي‌فروشند 2ـ‌ با بخيل دوستي مكن چون تو را از آنچه به آن احتياج داري محروم مي‌كند 3ـ با دروغگو چون دور را به تو نزديك و نزديك را به تو دور مي نماياند و به اشتباهت مي‌اندازد 4ـ كساني كه قطع صله رحم كرده‌اند چون به دليل سه آيه قرآن ملعون هستند.

25ـ حضرت شيخ ابوسعيد ابوالخير
(اسم شريفشان فضل‌الله بوده است - وفات: 440 هجري قمري در 83 سالگي)
ـ فرمودند‌: وقتي متولد شديم گريه مي‌كنيم و ديگران مي‌خندند بياييد آنگونه با افتخار بميريم كه هنگام مردن كه ديگران گريه مي‌كنند ما بخنديم.
ـ فرمودند: شبلي هميشه «الله، الله، الله» مي‌گفت عرض كردند چرا يكبار لااله‌الاالله نمي‌گوييد فرمود آخر مي‌ترسم مبادا بعد از لا اله بميرم و مرگ مهلت الا الله را ندهد.
ـ فرمودند: آنقدر خود را براي مال دنيا خسته و درمانده نكنيد و راه افرادي را نرويد كه خود را براي دنيا زياد خسته مي‌كنند و سير نمي‌شوند چون پيامبر فرمود: «اولين كساني كه از امت من در بهشت را مي‌زنند فقرا هستند و بيشتر اهل بهشت افراد دست تنگ هستند و بدترين امتم كه به طرف دوزخ سوق داده مي‌شوند كساني هستند كه سير نمي‌شوند و چشم طمع آنها سيري ندارد و اگر هم زياد داشتند از آن احسان و نيكي نمي‌كنند.
ـ اگر دشمنتان قوي بود از او برحذر باشيد چون شما در مقابل ظالم قدرتمند توانايي نداريد.
ـ فرمودند كه پادشاهي از وزيرش پرسيد انسان بايد چه خصائلي داشته باشد تا مرد خوبي شود؟ گفت: 1ـ همت آزادگان را داشته باشد 2ـ شرمش مانند شرم دختران باشد 3ـ تواضع او مانند عبد و بنده باشد 4ـ سخاوت عاشقان را داشته باشد 5ـ سياست پادشاهان را داشته باشد 6ـ علم و تجربه پيران را دارا باشد 7ـ عقل عاقلان را داشته باشد.
ـ يكبار از جايي رد مي‌شدند كه عده‌اي فاضلابي را پاك مي‌كردند اطرافيان همگي بيني خود را گرفتند ايشان فرمودند اين فضله‌ها مي‌گويند ما همان طعامهاي خوش رنگ و بو و طعمي بوديم كه شما همه زر و زيور خود را در قبال ما مي‌داديد اما در اثر رفاقت يك شبه با شما رنگ و بوي شما را گرفتيم و در واقع اين ما هستيم كه بايد از دست شما ناراحت مي‌شديم. (ادامه دارد...)

منبع : وبلاگ طلاب اهل سنت تالش



نوشته‌ای از erfanabad.org
http://www.erfanabad.org/fa

نشانی این صفحه :
http://www.erfanabad.org/fa/modules/news/article.php?storyid=715