مناجات شیخ ابوالحسن خرقانی قدّس سرّه

تاریخ 2013/9/22 0:00:00 | عنوان: روایات و حکایات منتخب

تصویر اصلی
(منقول از مجموعه ای در کتابخانه ی حفید افندی در سلیمانیه در استانبول به شماره ی452)
شبی بعد از عبادت و اوراد به خداوند سبحانه و تعالی شیخ ابوالحسن خرقانی قدس سره مناجات کرد و گفت: خداوندا، فردای قیامت به وقت آنکه نامه ی اعمال هر یکی به دست دهند و کردار هر یکی بر ایشان نمایند چون نوبت به من آید و فرصت یابم من دانم که چه جواب معقول گویم. پس در حال به سرّش ندا آمد که: یا ابا الحسن، آنچه روز حشر خواهی گفتن در این وقت بگو. گفت: خداوندا، چون مرا در رحم مادر بیافریدی در ظلمات عجزم بخوابانیدی، و چون در وجود آوردی معده ی گرسنه را با من همراه کردی تا چون در وجود آمدم از گرسنگی میگریستم و چون مرا در گهواره نهادندی پنداشتم که فرج آمد، پس دست و پایم ببستند و خسته کردند و چون عاقل و سخنگوی شدم گفتم بعد الیوم آسوده مانم، به معلمم دادند،
به چوب ادب دمار از روزگارم برآوردند و از وی ترسان می بودم و چون از آن درگذشتم شهوت بر من مسلّط کردی تا از تیزی شهوت به چیزی دیگر نمی پرداختم و چون از بیم زنا و عقوبت فساد زنی را در نکاح آوردم فرزندانم در وجود آوردی و شفقت ایشان در درونم گماشته و در غم خورش و لباس ایشان عمرم ضایع کردی و چون از آن درگذشتم پیری و ضعف بر من گماشته و درد اعضا بر من نهادی و چون از آن درگذشتم گفتم مگر چون وفات من برسد بیاسایم، به دست ملک الموت مرا گرفتار کردی تا به تیغ بی دریغ به صد سختی جان من قبض کرد و چون از آن درگذشتم در لحد تاریکم نهادی و در آن تاریکی و عاجزی دو شخص مکرم (کذا؟ منکرم) فرستادی که: خدای تو کیست و ملت تو چیست؟ و چون از آن جواب برستم از گورم برانگیختی، و در این وقت که حشر کردی در گرمای قیامت و جای حسرت و ندامت نامه ام به دست دادی که اقرأ کتابک!
خداوندا، کتاب من این است که گفتم، این همه مانع من بود از طاعت و از برای چندین تعب و رنج شرطِ خدمت تو که خداوندی بجای نیاوردم، تو را از آمرزیدن و گناه عفو کردن مانع کیست؟ ندا آمد که: ای ابوالحسن تو را بیامرزیدم به فضل و کرم خود.

ابوالحسن خرقانی قدس سره ص 97



نوشته‌ای از erfanabad.org
http://www.erfanabad.org/fa

نشانی این صفحه :
http://www.erfanabad.org/fa/modules/news/article.php?storyid=738