بایزید بسطامی و تأثیر سخن چهار کس در وی

تاریخ 2013/12/7 15:10:00 | عنوان: روایات و حکایات منتخب

تصویر اصلی
نقل است که روزی سلطان العارفین بایزید بسطامی قدس سره فرمود که سخن چهار کس به من بغایت تأثیر کرد. اول آنکه طفلی در راهی میرفت و چراغی روشن کرده میبرد. پرسیدم که ای طفل این روشنی از کجا آوردی؟ پف کرد و چراغ را کشت و گفت: ای شیخ تو بگو این روشنایی به کجا رفت تا من بگویم که از کجا آوردم. دیگر آنکه مخنثی در راهی نزدیک من میگذشت، دامن از او کشیدم گفت: ای شیخ از من چه دامن میکشی که نهایت کار ما و تو معلوم نیست که چه خواهد شد.
دیگر آنکه عورت جمیله ای پیش من آمد و از شوهر خود استغاثه بسیار نمود. من به او گفتم که روی خود را بپوش و بعد از آن احوال خود را عرض کن جواب داد که ای شیخ من از محبت شوهر خود که مخلوق است آنچنان واله و شیفته شده ام که از پوشیدن روی خود خبر ندارم. تو که دم از محبت خالق میزنی چه شود اگر خود را نگاه داری و پوشیدگی و برهنگی مرا در نظر نیاری.
دیگر مستی در راهی افتان و خیزان میرفت. چون به او رسیدم گفتم: ای عزیز ثابت قدم باش که نیفتی، جواب داد: ای شیخ تو ثابت قدم باش که در راه غفلت نیفتی، دانا و بینا اوست.

منبع: بایزید بسطامی ص 98




نوشته‌ای از erfanabad.org
http://www.erfanabad.org/fa

نشانی این صفحه :
http://www.erfanabad.org/fa/modules/news/article.php?storyid=756