امام نووی رحمة الله علیه

تاریخ 2013/12/22 22:50:00 | عنوان: چهره های ماندگار

تصویر اصلی
نام او یحیی بن شرف بن مُرّی بن حسن بن حسین بن محمّد بن جمعة بن حِزام است و در محرّم سال 631 هـ در قریه ی «نوی» مرکز آن روز جَولان دیده به جهان گشوده است. یحیی را با انتساب به زادگاهش، «نواوی» یا «نوَوی» لقب داده اند. پدر امام نووی در قریه ی نوی دکان داشته است و از او به عنوان مردی پرهیزگار یاد کرده اند. او پسرش یحیی را در ده سالگی در دکان به کار گمارده است و یحیی از همان کودکی با قرآن اُنس یافته است و از بازی کردن با همسالان خویش گریزان بوده است. امام نووی ده ساله بوده است که فرزانه ای پرهیزگار به نام شیخ «یاسین بن یوسف مراکشی» گذارش به قریه ی نوی میافتد و با دیدن یحیی، به استعداد و صفای باطنش پی میبرد و پدرش را به آینده ی درخشان فرزندش نوید میدهد و به او توصیه میکند که در تربیت و تعلیم او سنگ تمام بگذارد.
امام نووی در سن دوازده سالگی یعنی در سال 649 هـ همراه پدرش برای تحصیل علم، عازم «دمشق» مرکز علم و عالمان آن روزگار میشود. او ابتدا به مجلس درس مفتی شام «تاج الدّین عبدالرحمن بن ابراهیم بن ضیاء فزّاری» معروف به «فرکاح» (متوفای690 هـ) راه مییابد. امّا چون در آنجا حجره ای برای اقامت او نبوده است، پس از مدّت کوتاهی به توصیّه ی استادش «فرکاح» به مدرسه ی «رواحیّه» میرود و در محضر استاد «اسحاق بن احمد مغربی» ( متوفای650 هـ) به تلمّذ میپردازد.
امام نووی بعد از دو سال اقامت و تحصیل در دمشق، با پدرش به حج میرود. سفر آنها حدود یک ماه و نیم به درازا میکشد و در تندرستی و حالات روحی امام نووی تأثیر به سزایی برجا میگذارد.
امام نووی همچنان که خود او نیز گفته است: پس از سکونت در مدرسه ی رواحیّه، تمام وقت و توان خود را صرف تحصیل علم میکند و جدیّت سرسام آوری از خود نشان میدهد به طوری که گفته اند کتاب «التنبیه» ابو اسحاق شیرازی را حدود چهار ماه و نیم و ربع عبادات از کتاب «المهذب» او را در باقی مانده ی سال حفظ کرده است! امام نووی روزانه دوازده درس از کتاب های «الوسیط»، «المهذب»، «صحیح مسلم»، «اللَّمع»، «إصلاح المنطق» صرف، اصول فقه، اسماء الرجال و اصول دین میخوانده است و جالب اینجاست که در کنار اینها، هرگز از تزکیه ی نفس و اذکار و نوافل نیز غافل نگشته است. امام نووی در فقه علاوه بر «اسحاق بن احمد مغربی»، در نزد «عبدالرحمن بن نوح بن محمّد مقدسی» (متوفای654 هـ) و «ابو حفص عمر بن اسعد ربعی اربیلی» و «ابوالحسن سلاّر بن حسن اربیلی» (متوفای670 هـ) که آنها نیز از شاگردان «ابن صلاح شهرزوری» (متوفای643 هـ) بوده اند تلمّذ کرده است. «ابراهیم بن عیسی مرادی اَندَلُسی» (متوفای668 هـ)، «ابواسحاق ابراهیم بن عمر بن مضَر واسطی»، «ابو البقاء خالد بن یوسف بن سعد نابلسی» (متوفای663 هـ) و «ابو الفرج عبدالرحمن بن محمّد بن احمد قُدامه مَقدسی» (متوفای682 هـ) نیز از اساتید او در حدیث هستند. «ابو الفتح عمر بن بندار ابن عمر بن علی تفلیسی» (متوفای 672 هـ) در علم اصول و «احمد بن سالم مصری» (متوفای664 هـ) و «محمّد بن عبدالله بن عبدالله بن مالک» (متوفای 672 هـ) در نحو و لغت، استاد امام نووی بوده اند. امام نووی از فقهاء و مجتهدین برجسته ی مذهب شافعی است و علماء او را «نگارنده»، «پیراینده» و «ترتیب دهنده ی» مذهب شافعی دانسته اند. او در استنباط آراء فقهی خویش بیشتر به احادیث صحیح احتجاج میکرده است. امام نووی در شمار محدّثین بزرگ قرار دارد و علماء حدیث او را «حافظ» و آگاه به فنون رجال و انواع حدیث معرّفی کرده اند و باید گفت که شرح مقدّمه ی صحیح مسلم و کتاب های «الإرشاد» و «التقریب» او تبحّرش را در علم حدیث به خوبی نشان میدهند. امام نووی در نقد روایات احادیث و تشخیص احادیث صحیح نیز کم نظیر بوده است. امام نووی در علوم صرف، نحو و لغت هم از عالمان بزرگ عصر خویش است و «تهذیب الأسماء و اللغات» او شاهدی بر این مدّعا میباشد.
امام نووی مردی ربّانی و اهل زهد، تقوی، تعبّد و نیایش بوده است. بازگو کرده اند که او در نماز شب خود آیه ی «وقفوهم انّهم مسئولون: آنان را نگه دارید که باید بازخواست شوند» را در نهایت خشوع و اشک ریزان، بارها تکرار میکرده است و به این ترتیب، مسئولیت خویش را در روز قیامت بیاد میآورده است. او در رعایت حلال و حرام، بسیار محتاط و دقیق بوده است و خوراکش به قدری کم بوده که نسبت به سلامت جسمانی او، احساس خطر کرده اند. امام نووی را از جهت اداء فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر، در میان علمای قرن هفتم بی نظیر دانسته اند. او در اینباره بسیار شجاع و قاطع بوده و هراسی از سرزنش سرزنشگران و اهانتها و تهدید به خطر کردن ها نداشته است و اگر قادر به مقابله ی مستقیم با منکرات نبوده باشد، از طریق ارسال نامه، به وظیفه ی دینی خود عمل میکرده است. برخورد زیرکانه و شجاعانه ی او با «ملک ظاهر بیبرس» را تاریخ ثبت کرده است. ملک ظاهر پس از آنکه تاتارها را شکست داد و بر شام استیلاء یافت، باغ های دمشق را تصاحب کرد و از علماء خواست فتوی به جایز بودن اقدام او دهند. عدّه ی زیادی از علماء به خاطر ترس و یا طمع، فتوی به جواز دادند و عدّه ای نیز به خاطر امتناع از فتوی، جانشان را باختند. وقتی نوبت به امام نووی رسید و او را به بارگاه ملک ظاهر بردند، او در کمال شهامت و شجاعت، رأی به نامشروع بودن کار ملک ظاهر داد و به شدّت از فتوی دادن به نفع او امتناع ورزید. از امام نووی که اتفاقاً از لحاظ جسمانی بسیار ضعیف و نحیف بوده است چنان هیبتی بر دل ملک ظاهر غالب میشود که رهایش ساخت و نتوانست با او درشتی نماید. از آن پس نیز امام نووی بارها از طریق نامه از بیبرس انتقاد کرده و در پی اصلاح او برآمده است. امام نووی جوانی خود را یکسره وقف تحصیل و نشر علم ساخته بود و مخارج زندگی اش را خانواده اش تأمین میکردند و لذا هیچگاه موفق به ازدواج نگردید و کُنیه ی «ابو زکریا» را ظاهراً طبق عادت عرب ها و به عنوان تفأل به خیر به او داده اند.
امام نووی بیست و دو سال مقیم دمشق بوده و در این مدت جز برای حج و زیارت مزار امام شافعی و دیدار از زادگاهش، هرگز از این شهر خارج نشده است و تمام وقتش را در مدرسه ی رواحیّه به تعلیم و تعلّم و کتابت مشغول بوده است. با توجه به این که او تحصیلات خود را از سال 649 هـ شروع کرده است، به نظر میرسد که کتاب هایش را پس از ده سال از سال660 هـ نوشته باشد. پس او دهها کتاب بزرگ و کوچک خود را در طی هفده سال یعنی از سال660 هـ تا 676 هـ به رشته ی تحریر درآورده است. امام نووی در علوم مختلف فقه، حدیث، شرح حدیث، مصطلح حدیث، لغت، تراجم، توحید و ... دارای تألیفات بسیار است و صفت برجسته ی نوشته های او وضوح، سادگی، روان بودن و صلابت تعبیر میباشد و به قول امام ذَهَبی: «عبارت او از کلامش ساده تر است». تألیفات امام نووی را میتوان به سه دسته تقسیم کرد:
الف ـ تألیفاتی که آنها را به اتمام رسانیده است شامل:
1ـ «شرح صحیح مسلم»: از تألیفات آخر او است که آن را بعد از سال674 هـ یعنی دو سال قبل از وفات نوشته است.
2 ـ «روضة الطالبین» (الروضة): از کتاب های مهم او در فقه شافعی است. آن را از کتاب «الشرح الکبیر» امام رافعی (متوفای 603 هـ) خلاصه کرده است. تألیف آن از سال 666 هـ آغاز و در آخر سال 669 هـ پایان پذیرفته است.
3ـ «المنهاج»: آن را از کتاب «المحرر» امام رافعی خلاصه کرده است. منهاج در میان طلاّب و علماء شافعی مذهب نسبت به سایر کتابهایش رواج بیشتری دارد و شرح های بسیاری نیز بر آن نوشته اند.
4ـ «ریاض الصالحین»: مجموعه ای از احادیث برگزیده ی پیامبر صلی الله علیه و سلم است که آنها را تحت عناوین سنجیده ای تنظیم کرده است. این کتاب نیز شهرت بسیاری دارد. علاّمه «محمد بن علی ابن محمد علاّن صدیقی» از علماء شافعی قرن دهم نیز شرحی به نام «دلیل الفالحین لطرق ریاض الصالحین» بر آن نوشته است.
5ـ «الأذکار المنتخبة من کلام سیّد الأبرار»: در این کتاب، اذکار مأثوره ی شبانه روز یک مسلمان و مربوط به مناسبت های مختلف را درج نموده و به بیان احکام آنها نیز پرداخته است. این کتاب را در سال 667 هـ به اتمام رسانیده است.
6ـ «التبیان فی آداب حَمَلة القرآن»: کتاب کوچکی است که برای راهنمایی تالیان و قاریان قرآن به رشته ی تحریر درآورده است.
7ـ «التحریر فی ألفاظ التنبیه»: در این کتاب، لغات و اصطلاحات فقهی به کار رفته در کتاب «التنبیه» بَغَوی را شرح داده است.
8ـ «العمدة فی تصحیح التنبیه»: حاوی ملاحظاتی است که او در باب کتاب «التنبیه» ابو اسحاق شیرازی داشته است.
9ـ «الإیضاح فی المناسک»: در این کتاب به بیان مناسک حجّ پرداخته است.
10ـ «الإرشاد»: که خلاصه شده ی کتاب «علوم الحدیث» ابن صلاح شهرزوری است. بعداً این کتاب را نیز خلاصه تر کرده و نام آن را «التقریب و التیسیر فی معرفة سنن البشیر النذیر» نهاده است.
11ـ «بستان العارفین»: کتاب کوچکی در باب تصوّف است که به بحث درباره ی زهد و اخلاق و وصف حقارت دنیا پرداخته است.
12ـ «مناقب الشافعی»: که مختصر کتاب بیهقی است و آن را از دو مجلّد به یک مجلّد تقلیل داده است.
13ـ «المسائل المنثورة»: فتاوای او است که توسط شاگردش «ابن عطار»، گرد آوری شده است.
14ـ «مسائل تخمیس الغنائم»: حاوی اختلاف نظرهای او با استادش فرکاح، در موضوع تخمیس جاریه ها است.
15ـ «تحفة طلاب الفضائل»: در برگیرنده ی مباحثی در زمینه ی تفسیر، حدیث، فقه، لغت و زبان عربی است.
16ـ «الأربعین».
17ـ «مختصر أسد الغابة».
18ـ «أدب المفتی و المستفتی».
19ـ «مختصر آداب الإستسقاءِ».
20 ـ «رؤوس المسائل».
21 ـ «الترخیص فی الإکرام و القیام».
22 ـ «مختصر التذنیب».
23 ـ «مسألة نیة الإعتراف».
24 ـ «دقائق المنهاج و الروضة».
ب ـ تألیفات که وفات، فرصت تمام کردنشان را به او نداده است:
1ـ «المجموع شرح المهذب»: شرحی بر کتاب «المهذب» ابو اسحاق شیرازی در 9 مجلد است که ناتمام مانده و تا موضوع ربا پیش رفته است. به عقیده ی علماء: اگر کتاب المجموع کامل می بود، بزرگترین کتاب فقهی در مذهب شافعی محسوب میگردید و امام ذَهَبی آن را در نوع خود بی نظیر دانسته است. تقی الدین سُبکی در قرن هشتم سه مجلد دیگر به این کتاب افزوده است امّا موت به او نیز فرصت اتمام کار را نداده است.
2 ـ «شرح الوسیط»: الوسیط از کتاب های مهمّ امام محمّد غزالی است که امام نووی به شرح بخشی از آن پرداخته است.
3ـ «شرح البخاری»: که فقط ابتدای صحیح بخاری را تا باب «الدّین النصیحة» رسیده است که شرح بدهد.
4ـ «تهذیب الأسماء و اللغات».
5ـ «شرح سنن أبی داود».
6ـ «الإملاء علی حدیث الأعمال بالنیّات».
7ـ «کتاب الأمالی».
8ـ «الخلاصة فی أحادیث الأحکام».
9ـ «طبقات الفقهاء».
10ـ «التحقیق فی الفقه».
ج ـ تألیفاتی که در زمان خویش آنها را محو ساخته است.

شاگردان امام نووی:
1ـ علاّمه «علاء الدین ابو الحسن علی بن ابراهیم بن داود دمشقی» معروف به «ابن عطار» که او را «مختصر نووی» نامیده اند! او از ابتدای سال 670 هـ تا هنگام وفات امام نووی یعنی حدود شش سال در خدمت و ملازمت او بوده است.
2 ـ محمّد بن أبی بکر بن ابراهیم بن عبدالرحمن بن نقیب.
3 ـ ابو العباس احمد بن ابراهیم بن مصعب.
4ـ محمّد بن ابراهیم بن سعدالله بن جماعة.
5ـ محمّد بن عبدالخالق بن عثمان بن هرمز انصاری دمشقی.
6ـ احمد بن محمّد بن عبّاس بن جعوان.
7ـ ابو العباس احمد ضریر واسطی ملقب به خلاّل.
8ـ اسماعیل بن ابراهیم بن سالم بن خبّاز.
9ـ جبریل الکردی.
10ـ امین الدّین سالم بن أبی بدر.

وفات امام نووی:
«ابن عطّار» شاگرد او گفته است: «امام نووی دو ماه قبل از مرگ، حالات خاصی پیدا کرده بود و گویی زمان مرگش را نزدیک میدید. ابتدا به زیارت قبر اساتید متوفایش پرداخت و آنگاه به «قُدس» و «الخلیل» سفر کرد و سرانجام به زادگاهش«نوی» بازگشت. او در نوی بیمار شد و بالاخره در شب 24 رجب سال 676 هـ دار فانی را وداع گفت و او را در نوی به خاک سپردند». علماء مرگ او را ضایعه ای بزرگ تلقی کردند و شخصیّت های زیادی در رثای او اشعار دل انگیز سرودند.

منبع: شرح اربعین نووی



نوشته‌ای از erfanabad.org
http://www.erfanabad.org/fa

نشانی این صفحه :
http://www.erfanabad.org/fa/modules/news/article.php?storyid=762