نپذیرفتن قضاوت

تاریخ 2014/2/15 13:10:00 | عنوان: روایات و حکایات منتخب

تصویر اصلی
منصور که حکمران حکومت اسلامی بود امام ابوحنیفه رحمه الله را در بغداد خواند و به او گفت: باید پست قضا را بپذیری. وی صریحاً انکار کرد و فرمود: من شایستگی این مقام را ندارم.
منصور: دروغ میگویی.
امام ابوحنیفه: اگر دروغ میگویم پس دعوای من درست است که شایستگی این امر را ندارم زیرا شخص دروغگو نمیتواند قاضی باشد. منصور: به خدا سوگند که این منصب را میپذیری.
امام ابوحنیفه رحمه الله: به خدا سوگند اگر بپذیرم. درباریان از این جرأت وی بسیار متعجّب شدند، آن وقت ربیع به خشم آمد و گفت: ابوحنیفه! در مقابل سوگند امیرالمؤمنین سوگند میخوری؟ وی در پاسخ فرمود: آری ادا کردن کفّاره ی سوگند امیرالمؤمنین نسبت به
کفّاره ی سوگند من آسان تر است و سرانجام با وجود شکنجه های مختلف باز هم این پست و مقام را نپذیرفت.
علت عدم پذیرفتن پست قضاوت: در خلافت بنی امیّه قبل از هارون الرّشید درباریان حکومت در قضاوت دخل و تصرّف میکردند و اگر در قضاوتی داوری به نفع درباریان نمیشد آن قاضی را با انتهای بی حرمتی از مقامش معزول میکردند و قانونی تصویب شده برای قضاوت نبود، امام ابوحنیفه رحمه الله از پذیرفتن این پست و مقام، صریحاً انکار فرمود.
منصور در سال 146 هـ ق، امام ابوحنیفه رحمه الله را به علّت این که پست قضاوت را قبول نکرد به بغداد خواند و حکم زندانش را صادر نمود چون مردم اطلاّع یافتند که امام ابوحنیفه رحمه الله زندان شده، به زندان رفته و از او علم دین میآموختند و این زندان ظاهراً زندان، امّا در حقیقت حوزه علمیه ای قرار گرفت.

برگرفته از: زندگانی امام ابوحنیفه رحمه الله.



نوشته‌ای از erfanabad.org
http://www.erfanabad.org/fa

نشانی این صفحه :
http://www.erfanabad.org/fa/modules/news/article.php?storyid=779