دشمنی با اولیاء الله

تاریخ 2014/8/16 18:20:00 | عنوان: روایات و حکایات منتخب

تصویر اصلی
«من عادَی لی ولیّا فقد آذنته بالحَرب». (التاج الجامع للاصول صفحه 207 جلد 5) خداوند در حدیث قدسی میفرماید: هر کس با یکی از اولیاء من عناد و دشمنی ورزد،‌ علیه او اعلان جنگ میکنم. اگر فردی اندک قوه ی عاقله داشته و این حمیات باری تعالی از ولی و دوست خود را درک کند، دیگر جرأت جسارت به ساحت اولیاء الله را نداشته و زبان درازی و یاوه گویی نسبت به درگاه آن ولی خدا را فراموش میکند. همان طور که از اسم آن اشخاص مفهوم است، ایشان دوستان و نزدیکان خداوند جل شأنه بوده و خداوند همیشه ایشان را در سایه ی حمایت خویش در امان نگاه میدارد. درجه و قرب ایشان به حدی میرسد که خداوند در کلام قدیم خود میفرماید: «اَلا اِنَّ اَولِیاءَ اللهِ لا خَوفٌ عَلَیهِم وَ لا هُم یَحزَنُونَ» (یونس/62). آگاه باشید! همانا دوستان خدا، نه ترسی بر آنهاست و نه آنها غمگین میشوند.
در تفسیر این آیه مفسران چنین گفتند: (نه ترسی بر آنهاست) از احوال آخرت و از آنچه که در آخرت در انتظار ایشان است (و نه آنها غمگین میشوند) از آنچه که در دنیا و جهان هستی پشت سر گذاشتند. پیامبر اکرم میفرماید: گروهی از بندگان هستند که پیامبران و شهداء بر ایشان غبطه میخورند. گفته شد: یا رسول الله آنان چه کسانی هستند، امید آن داریم که ما هم آنان را دوست بداریم. فرمود: آنان کسانی هستند که در راه خدا محبت میکنند بدون در نظر گرفتن انساب و اموال، سیمای آنان مانند منابری از نور میدرخشد، وقتی که مردم بر دل خود ترس راه میدهند فقط آنان هستند که نمیترسند و وقتی که مردم غمگین میشوند فقط آنان هستند که غم را از دل خود میزدایند سپس آیه ی فوق را تلاوت نمودند.
در میان اولیاء الله کسانی هستند که در نظر مردم دیوانه و احمق جلوه کرده و از ناهنجاری های جامعه محسوب میشوند اما باطنی به سفیدی برف و دلی به صیقلی شمشیر بران داشته و نزد خداوند مأجور بوده و خداوند نیز هیچگاه آن بنده ی خود را ناامید نمیگرداند، پیامبر اکرم صلی الله تعالی علیه و سلم در حدیث دیگری این اشخاص را توصیف کرده و پنهان بودن از هیاهوی دنیا و خاکی بودن این اشخاص را بیان داشته و تلویحا فرمودند که از سیمای ظاهر نمیتوان به قلوب اشخاص پی برد. ایشان میفرمایند: «رُبَّ اَشعَثَ مدفوع بالابواب لو اقسم علی اللهِ لابَرَّه» (جامع الصغیر صفحه 35 جلد 2) چه بسیار ژولیده موی و آشفته انسانهایی که متروک گشته اند، اگر بر خدای خود قسم خورند، خداوند آنها را از قسم خود بری میگرداند و آنها را شرمنده و مدیون نمیسازد. پس وای بر حال آن اشخاصی که زبان درازی کرده و یاوه پراکنی نسبت به این اشخاص انجام میدهند و وای بر حال آن مبتدعینی که اولیاء الله را قبول نداشته و یا از قدرتی که خداوند در اختیار ایشان قرار داده، غافل میباشند. چگونه میتوان گفت: «وقتی ولی الله میمیرد دیگر قدرتی ندارد مگر از مرده نیز میتوان توقع قدرت داشت!». مگر آن قادر مطلقی که در حال حیات آن ولی، به ایشان کرامت و عمل خارق العاده اعطاء کرده، قادر نیست که پس از مرگ ایشان نیز به او این قدر و کرامت را اعطاء کند؟ اگر جواب عدم توانایی اعطاء خداوند است، که معتقدین به این جواب کافر شده و از دایره ی ایمان خارج گشته و دیگر از ما نیستند و انشاء الله خداوند ایشان را با فرعونیان و نمرودیان محشور بگرداند. اما اگر جواب، بله خداوند توانایی اعطای قدرت پس از مرگ را دارد، باز به این منکران باید گفت پس این همه یاوه گویی در مورد اولیاء الله چیست که میگویید پس از مرگ دیگر قدرتی برای ولی الله نیست؟

به فرموده عرفاء و اهل تصوف، تعداد اولیاء الله در هر زمان از 352 نفر تجاوز نمیکند. یک نفر از ایشان غوث وقت و رییس همه است که او را غوث، فرد، قطب و جامع مینامند. این قطب نزد همه مخفی بوده و هیچکس از مقام ایشان آگاهی ندارد مگر اینکه خودش مقام و رتبه ی خویش را اظهار کرده و آشکار سازد. چهار نفر که از قطب پایین تر هستند، اوتاد نام داشته و هفت نفر پایین تر از آن، ابدال نام دارند. چهل نفر پایین تر آن، نجباء یا رجال الغیب و سیصد نفر پایین تر از آن، نقباء نام دارند. باید دانست که منبع جریان فیوض، برکات و انوار الهی به عالم، توسط شش منبع صورت میگیرد که عبارتند از: 1- حقیقت محمدیه 2- حقیقت فاطمیه 3- حقیقت علویه 4- حقیقت جبلیه 5- حقیقت مجددیه 6- حقیقت ریاست غوثیه. همانگونه که منبع آب و اصل جوشش آن از چشمه بوده و به وسیله ی جوی هایی، آب آن چشمه به زمینهای دور دست و صحراهای اطراف سرازیر میشود و انتقال مییابد، منبع انوار و فیوضات ربانیه و تجلیات و برکات الهیه، ذات اقدس الوهیت میباشد. اما از آنجا که هیچیک از سالکین الی الله، قدرت و لیاقت دریافت امور معنویه را از ذات اقدس الهی نداشته و استطاعت و توانایی درک آن فیوضات و انوار ربانی را ندارند، آن انوار و فیوضات الهی به سینه مبارک حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم انتقال یافته و از آن نیز به سینه مبارک حضرت فاطمه رضی الله عنها و از آن نیز به سینه مبارک حضرت علی رضی الله عنه و از آن نیز به سینه مبارک حضرت غوث الاعظم عبدالقادر گیلانی و از آن نیز به سینه مبارک حضرت مجدد الف الثانی حضرت شاه امام الربانی و از آن نیز به سینه ی مبارک غوث زمان که رییس تمام اولیاء الله است، انتقال مییابد و از آن نیز به سینه های تمامی مردم و در سینه های مریدان جای میگیرد. به فرموده ی عرفاء، در آخر الزمان ظرف بشر لیاقت غوثیه مطلقه و منبعیت سادسه را نخواهد داشت لذا تا ظهور حضرت مهدی، حضرت خضر علیه السلام غوث و منبع وقت خواهد شد.

حضرت استاد علامه ملا باقر کردستانی در کتاب خود «تعدیل شریعت و طریقت» نشانه های شناخت مرشد واقعی و حقیقی را بیان داشته اند که در اینجا به طور خلاصه عین عبارات ایشان را ذکر میکنیم. اول آنکه در قلوب علماء تصرف کند و ایشان با طیب نفس و رغبت خاطر مرید او شوند و صحبت او را غنیمت شمارند نه اینکه از بیم جان و یا امید نان خدمتش روند. دوم آنکه هر کس با انصاف به خدمت او رود در وقت صحبت او محبت خدا و شریعت و خاصان را زیادتر و محبت دنیا را کم کند و پس از مفارقت او چندین روز یا چندین ساعت یا تا ابد بر این حال بماند. سوم آنکه مریدین و اتباع او غالبا رو به خوبی روند و خوبتر شوند و لازم نیست تمام اتباع او خوب شوند زیرا او از خدا و رسول صلی الله علیه و سلم بزرگتر نیست بلکه ریزه خوار در ایشان است. و اتباع ایشان کمتر از یک هزارم خوب نشده است و نوکران و خدمتکاران او اگر بد باشند عیبی ندارد چونکه قصد ایشان دنیا است نه دین. شرط چهارم آنکه بدون شبهه و دلیل شرعی آداب شریعت را ترک نکند و محبت شریعت و علم ظاهر و علماء را داشته باشند و اگر گناه کنند از اسارت نفس باشد نه از عناد و گناه را دوست نداشته باشند. شرط پنجم آنکه هر کس او را دیده باشد هر وقت استحضار صورت او کند و بخواهد صورت او را در نظر آورد نتواند بلکه گاهی صورتش را به نظر آورد و گاهی نه. چونکه مرشد حقیقی مالک صورت خودش است بخواهد آن را از هر کس بپوشد، میتواند. بهترین وسیله برای زدودن زنگ گناه از قلب و رفع بیگانگی از خانه ی سینه و اقلیم قلب، رابطه ی مرشد حقیقی و کامل است. زیرا شخص عادی، شایستگی دریافت انوار و برکات از حقیقت محمدیه و سایر ارواح شایان استمداد و استضائه از ذات اقدس لاهوتی را ندارد. لذا رابطه، مرید را معین و هادی بوده و سبب انعکاس انوار الهی در سینه وی میگردد.



نوشته‌ای از erfanabad.org
http://www.erfanabad.org/fa

نشانی این صفحه :
http://www.erfanabad.org/fa/modules/news/article.php?storyid=818