زن بدکاره

تاریخ 2015/3/8 0:20:00 | عنوان: روایات و حکایات منتخب

تصویر اصلی
میگویند: منصور عمار رضی الله عنه از محلی عبور میکرد، اتفاقاً صدای زنی را شنید که به مردی میگفت: با دو درهم چطوری؟ مرد قبول کرد، منصور با خود اندیشید که چگونه میتوان جلوی این منکر را گرفت. سپس از کوچه دیگری روبروی آنها قرار گرفت، به زن گفت: با چهار درهم چطوری؟
زن قبول کرد چون آن زن با شیخ به خانه اش رفت، منصور گفت: تا من دو رکعت نماز بخوانم منتظر باش؟ چون منصور دو رکعت را تمام کرد، در رکعت دیگر نیت کرد این کار را تا پاسی از شب ادامه داد. زن که ناراحت و خشمگین شده بود گفت: چرا حاجت خود را برآورده نمیکنی؟ شیخ گفت: من اگر این کار را انجام دهم دو گواه و شاهد پیش قاضی گواهی میدهند و خود میدانی که اگر این عمل با شاهد ثابت گردد حد بر ما جاری میشود و سپس گفت: مهمتر از همه خود قاضی نیز همین جا حاضر است. زن پرسید من اینجا نه گواه و شاهد میبینم و نه قاضی. شیخ گفت: دو فرشته کاتب اعمال شاهد این ماجرا هستند و خداوند نیز از احوال بندگان باخبر است. این سخن شیخ در آن زن تأثیر گذاشت و توبه کرد و از دوستان خدا شد. «هو الذی یقبل التوبة عن عباده و یعفوا عن السیئات».




نوشته‌ای از erfanabad.org
http://www.erfanabad.org/fa

نشانی این صفحه :
http://www.erfanabad.org/fa/modules/news/article.php?storyid=853