SmartFAQ is developed by The SmartFactory (http://www.smartfactory.ca), a division of InBox Solutions (http://www.inboxsolutions.net)
سئوالات متداول 
خوش آمدید به سئوالات متداول در این قسمت از این سایت شما پاسخ به پرسش هایی را که سوال افراد زیادی بوده است می بینید.پرسش ها در شاخه های مختلفی قرار گرفته اند. لطفا اگر سوالی دارید که در این قسمت وجود ندارد بی درنگ از قسمت ارسال پرسش برای ما بفرستید
 شاخه های جدید
در این قسمت لیست شاخه ها و زیر شاخه های جدید را میبینید. لطفا یکی را انتخاب کنید تا پرسش و پاسخ های درون آن را مشاهده کتید
شاخه پرسش و پاسخ آخرین پرسش و پاسخ
 فقهی
0
 عقیدتی
0
 تاریخی
0
 علوم قرآنی
0
 علوم حدیث
0
 جنسی
0
 عرفان
0
 منطق و فلسفه
0
 متفرقات
0

 آخرین پرسش و پاسخ های قرار گرفته در سایت
در این قسمت لیست آخرین پرسش و پاسخ های قرار گرفته در سایت را مشاهده می کنید
(1) 2 3 4 ... 107 »
نماز ]
درخواست شده توسط 13601360 و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۰۳-بهمن-۱۳۹۰ ۱۳:۵۲ (88 خوانده شده)
*
هر نوع کلامی در نماز و لو کلام غیر مفید، چه بصورت عمدی و چه به صورت سهوی، مبطل نماز بوده و شخص متکلم از نماز خارج میگردد. لذا اعاده ی آن نماز بر او واجب بوده و سالک و صوفی بودن وی نیز هیچگونه تأثیری در بطلان نماز نخواهد داشت. حاشیة الطحطاوی یک جلدی ص 320 و الهدایه فی شرح البدایه ج 1 ص 119.



درخواست شده توسط Gon0172 و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۰۳-بهمن-۱۳۹۰ ۱۴:۰۰ (77 خوانده شده)
*
حملات انتحاری و منفجر کردن خود و باعث بانی مرگ یک عده ی دیگری شدن، بهیچوجه مورد تأیید شرع مقدس نبوده و از مصادیق بارز خودکشی محسوب میشود. شرع مقدس بهیچوجه نگفته است که برای مبارزه با کفار خود را به مهلکه بیاندازید و بخاطر کشتن چند نفر از دشمن، خودتان را تکه تکه کنید. جهاد از جمله احکامی است که توسط رهبر مسلمین میبایست انجام شده و تحت رهبری اسلامی، راهکارهایی برای مقابله با تهاجم کفار اتخاذ گردد. مردم بهیچوجه حق ندارند بخاطر مقابله با کفار، بمب به تن خود ببندند و خودشان را تکه تکه کنند به امید اینکه چند نفر از کفار را به قتل برسانند. اسلام هیچگونه چنین عملی را مشروع ندانسته و بدان امر نمیکند.


نکاح ]
درخواست شده توسط Sahneh و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۰۳-بهمن-۱۳۹۰ ۱۴:۱۴ (75 خوانده شده)
*
گفتن هر یک از دختر و پسر و قائل شدن به «زن و شوهر بودن» عقد شرعی محسوب نشده و آنها را محرم و زن و شوهر نمی گرداند. بلکه لازم است دختر بالغ و عاقل این جمله را بگوید: من نفسم (وجودم) را به تو دادم. و یا نظایر این جمله همچون: من وجودم را به تو هبه کردم، من وجودم را به تو نکاح کردم، من نفسم را به تو فروختم. و در جواب این سخنان، مرد اگر بگوید: قبول کردم، عقد شرعی بین آنها منعقد و جاری شده و هر دو نسبت به یکدیگر محرم و زن و شوهر می شوند. تفاوتی ندارد که این جملات از روی هوی و هوس بین آن دو رد و بدل شود و یا از روی عشق و علاقه و یا به هر دلیل و علت دیگری. در مسئله ی نکاح، هیچگونه جدایی و فرقت دخالت نداشته و از هیچیک از الفاظ آن، چنین معنی و مفهومی برداشت نمی شود؛ زیرا فلسفه ی وجودی نکاح نزد اهل سنت و الجماعت، تشکیل خانواده، اجتماع، پیوند و همزیستی است. حالا ممکن است پس از چند روزی آن دو با هم دعوا کرده و کار به جدایی بیانجامد که این، هیچگونه منافاتی با اصل پیوندی که در الفاظ نکاح لحاظ می شود، ندارد. اما در مورد نکاح موقت و صیغه، یکی از ارکان مهم این عقد، جدایی و فرقت آن دو پس از سپری شدن وقت است، طوری که یکی از شرائط صلبی این عقد محسوب شده و اگر آن ذکر نشود، عقد صحیح نخواهد بود. پس در نکاح موقت و صیغه، اصل بر جدایی و فرقت بوده که هیچگاه در نکاح اهل سنت و الجماعت چنین چیزی نه به لفظ آورده می شود و نه به صورت معنوی مراد می گردد. پس عقدی که بنای آن بر جدایی و فرقت باشد، با روح ازدواج منافات داشته و مغایر با فلسفه ی وجودی عقد نکاح که همانا پیوند و تشکیل خانواده است، می باشد.


تاریخی ]
درخواست شده توسط 136461909 و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۰۴-بهمن-۱۳۹۰ ۱۹:۰۸ (31 خوانده شده)
*
اولین فرزند حضرت رسول اکرم زینب نام دارد. مشخصات وی به شرح ذیل است:
نام مادر: خدیجه بنت خویلد
تاریخ تولد: 23 سال قبل از هجرت
محل تولد: مکه مکرمه
محل ازدواج: مکه مکرمه
اسم شوهر: ابوالعاص بن ربیع. او پسر خاله ی زینب می باشد
فرزندان وی: علی، امامه. علی در کودکی فوت کرده و امامه نیز پس از رحلت حضرت فاطمه، به عقد حضرت علی رضی الله عنه درآمدند
محل وفات: مدینه منوره
تاریخ وفات: سال 8 هجری
مدت حیات: 31 سال
پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم، هنگامیکه زینب به سوی مدینه هجرت نمود و مورد آزار و اذیت مشرکین قرار گرفت فرمودند: این بهترین دختر من است که بخاطر من مصیبت دید. حضرت زینب رضی الله عنها پس از غزوه بدر به سوی مدینه هجرت نمود در حالیکه شوهرش مسلمان نشده و وی را به همراه برادر خود به سوی مدینه روانه کرده بود. مشرکین مکه نمی خواستند زینب به مدینه برسد لذا در راه مدینه کمین کرده و در فرصت مناسب به سوی وی حمله ور شدند. مشرکین برادر شوهر وی را همانجا به قتل رسانیده و حضرت زینب را نیز به سختی شکنجه کردند. زینب از دست آنها فرار کرده و به مدینه پناه آورد. اما از شدت شکنجه، درد شدیدی را در ناحیه ی کمر خود احساس می کرد که آخرالامر نیز بدان سبب در بستر بیماری افتاده و رحلت نمودند. به سال 8 هجری شوهر وی نیز به اسلام گرویده و به یاران حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم پیوست و در جنگ احد جام شهادت را سر کشید و به دیدار حق شتافت.

دومین فرزند آنحضرت قاسم نام دارد. مشخصات آنحضرت به شرح ذیل می باشد:
نام مادر: خدیجه بنت خویلد
محل تولد: مکه مکرمه
محل وفات: مکه مکرمه
مدت حیات: ایشان کمتر از یک سال عمر کرده و رحلت نمودند

سومین فرزند آنحضرت رقیه نام دارد. مشخصات آنحضرت به شرح ذیل است:
نام مادر: خدیجه بنت خویلد
تاریخ تولد: 22 سال قبل از هجرت
محل تولد: مکه مکرمه
تاریخ و محل ازدواج: مکه مکرمه دو دفعه
اسم شوهر: عتبه بن ابولهب که در سال فتح مکه مسلمان شد. سپس با حضرت عثمان بن عفان ازدواج کرده و به حبشه مهاجرت نمود
اسم فرزندان: برای حضرت عثمان رضی الله عنه، کودکی بنام عبدالله را به دنیا آورد که در کودکی فوت نمود
محل وفات: مدینه منوره
تاریخ وفات: سال دوم هجری
مدت حیات: 24 سال
پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم پس از اینکه رقیه با حضرت عثمان به حبشه مهاجرت نمودند فرمودند: خداوند همراه آنان باشد. قطعاً عثمان بعد از حضرت لوط علیه السلام، اولین کسی است که همراه خانواده اش هجرت می کند.

فرزند چهارم آنحضرت ام کلثوم نام دارد. مشخصات آنحضرت به شرح ذیل است:
نام مادر: خدیجه بنت خویلد
تاریخ و محل تولد: مکه مکرمه و 19 سال قبل از هجرت
ازدواج: یک بار در مکه مکرمه و بار دوم در مدینه منوره به سال 3 هجری
اسم شوهر: عتیبة پسر ابولهب که در حال کفر مرد. سپس پس از رحلت حضرت رقیه، به عقد نکاح حضرت عثمان رضی الله درآمد. حضرت عثمان از حضرت ام کلثوم صاحب فرزندی نشده است.
تاریخ وفات و محل وفات: مدینه منوره به سال 9 هجری
مدت حیات: 28 سال
حضرت رسول اکرم در حق ایشان فرموده اند: خداوند متعال مرا امر فرمود تا دختر خوبم را به عقد عثمان درآورم.

فرزند پنجم آنحضرت فاطمه نام دارد. مشخصات آنحضرت به شرح ذیل می باشد:
نام مادر: خدیجه بنت خویلد
تاریخ و محل ولادت: مکه مکرمه به سال 18 قبل از هجرت
تاریخ و محل ازدواج: مدینه منوره به سال 2 هجری
اسم شوهر: علی ابن ابی طالب
فرزندان: حسن و حسین سرور جوانان بهشتی
تاریخ و محل وفات: مدینه منوره به سال 11 هجری سوم رمضان المبارک
مدت حیات: 29 سال
آنحضرت صلی الله علیه و سلم در حق حضرت فاطمه فرموده اند: فاطمه پاره تن من است. هر چه که او را ناراحت کند، مرا نیز ناراحت می کند. و هر چه که او را شاد می کند، مرا نیز شاد می گرداند.

ششمین فرزند آنحضرت عبدالله نام دارد. مشخصات آنحضرت به شرح ذیل است:
نام مادر: خدیجه بنت خویلد
لقب: طیب ـ طاهر
تاریخ و محل ولادت: مکه مکرمه قبل از بعثت
مدت حیات: ایشان در کودکی در کمتر از یک سال وفات نموده اند

هفتمین فرزند آنحضرت ابراهیم نام دارد. مشخصات آنحضرت به شرح ذیل می باشد:
نام مادر: ماریه دختر شمعون
تاریخ و محل ولادت: مدینه منوره ذی الحجه سال 8 هجری
تاریخ و محل وفات: مدینه منوره به سال 10 هجری
مدت حیات: 3 سال
حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم فرموده اند: امشب پسری متولد شد که او را با نام پدرم ابراهیم نامگذاری کردم.


درخواست شده توسط Tkmsahra و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۰۳-بهمن-۱۳۹۰ ۱۳:۵۷ (69 خوانده شده)
*
افراد دو جنسه (خنثی) اگر از آلت تناسلی مردانه ی خود ادار کنند، مرد محسوب شده و اگر از آلت تناسلی زنانه ی خود ادرار نمایند، زن محسوب میشوند. اگر از هر دوی آنها ادرار کنند، حکم بر اسبق بوده و از هر کدام که پیشتر ادرار کنند، همان محسوب خواهد شد. اگر در این رتبه نیز مساوی بوده و بطور همزمان از هر دوی آنها ادرار کنند، حکم این مسئله مشکل بوده و این خنثی نیز خنثی مشکل نام دارد.


عرفان ]
درخواست شده توسط Sahneh و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۰۳-بهمن-۱۳۹۰ ۱۴:۰۴ (43 خوانده شده)
*
رؤیت خداوند متعال در خواب، نزد بزرگان اهل سنت و الجماعت مورد اختلاف بوده و برخی معتقد هستند که رؤیت پروردگار در خواب از مستحیلات شمرده میشود؛ زیرا چیزیکه در خواب و رؤیا مشاهده میشود خیال، وهم و مثالی از یک واقعیت است که همه ی آنها در حق پروردگار متعال صادق نبوده و محال میباشد. اما برخی نیز حکم به جواز رؤیت خداوند در خواب کرده و آنرا جائز دانسته اند اما بدون کیفیت، بدون جهت و مقابله و بدون ادراک حقیقت ماهیت ذات اقدس الهی، و بدون احاطه. بسیاری از سلف نیز پروردگار متعال را در خواب دیده حتی روایت شده است که حضرت امام اعظم رضی الله عنه صد بار و حضرت ابی یزید و حضرت حمزه القاری و حضرت امام احمد بن حنبل و سایر بزرگان دین نیز به چنین درجه و شرافتی نائل آمده اند. اما همانگونه که بیان کردیم کیفیت آن برای ما مجهول بوده و خارج از تصور میباشد. نخبة اللآلی شرح بدء الامالی ص 59.


نکاح ]
درخواست شده توسط 136461909 و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۰۳-بهمن-۱۳۹۰ ۱۴:۰۶ (38 خوانده شده)
*
برای جاری ساختن عقد نکاح، اگر چه علنی بودن آن شرط نیست، و با حضور دو شاهد مرد و یا یک مرد و دو زن، عقد نکاح صحیح بوده و به صورت شرعی منعقد میگردد. اما باز برای دفع پیامدهای بعدی و دوری از هر گونه اتهام از سوی مردم، بهتر آن است که آنرا علنی کرده و آشکارا انجام دهید. اما همانگونه که بیان کردیم، عقد نکاح فقط با حضور دو نفر شاهد مرد یا یک مرد و دو زن که همه عاقل و بالغ هستند، نکاح منعقد میگردد و دختر و پسر نسبت به یکدیگر محرم و زن و شوهر میشوند و هر گونه ارتباط و اختلاط و مقاربت پس از آن صحیح و مشروع میگردد.


با سلام و خسته نباشید
چندتا سوال داشتم که خیلی ذهنم رو مشغول کرده است:
1-امام ابوحنیفه تقریبا با امام صادق در یک عصر میزیستن و بقیه امام ها که بعد از امام ابوحنیفه اومدن بر کدام مذهب بودن مثلا امام رضا پیرو کدام مذهب بودن؟
2-منظور رسول الله(ص) از اینکه به زودی بر روزی خواهد رسید که از اسلام فقط اسمی و از قران فقط خطی خواهد ماند یعنی چی؟ایا منظور رسول الله اینکه عده ی زیادی منحرف میشن؟
3-چرا به ما اهل رای میگن؟ایا واقعیت داره که امام ابوحنیفه تعداد کمی از احادیث رو معتبر می دانستن؟
4-چرا ما کسی که با حضرت علی جنگ کرده رو قبول داریم(معاویه)مگر رسول الله به دفعات زیادی نگفتن که هر کس دوست علی باشد دوست من است و هر کس دشمنش باشد دشمن من و خداست؟(خواهشا جواب منطقی بدین و نفرمایین که این همه خونریزی به خاطر اجتهاد بوده است)
5-چرا ما فرقه های متعددی شدیم؟
6-و اینکه وقتی حضرت مهدی ظهور می کنند بر طبق کدام مذهب عمل میکنند؟
7-منظور رسول الله از تعبیر اهل بیت خود به کشتی نوح یعنی چی؟ایا واقعا ما با اهل بیت هم مسیر بودیم؟
خواهشا به هر سوال جواب منطقی و قانع کننده ای بدین
ممنون از سایت بسیار خوبتان
عقیدتی ]
درخواست شده توسط 6423846 و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۱۴-بهمن-۱۳۹۰ ۱۱:۳۲ (19 خوانده شده)
*
1ـ به عقیده اهل سنت و الجماعت، تمامی خاندان حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم و سلاله ی آنحضرت، و همه ی ائمه دوازده گانه، همگی به عقیده ی اهل سنت و الجماعت بوده و از پیروان راستین و واقعی رسول اکرم صلی الله علیه و سلم بوده اند.
2ـ حضرت علی رضی الله عنه حدیثی از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم نقل کرده می فرمایند: «یأتی علی الناس زمان لا یبقی من الاسلام الا اسمه ولا من القرآن الا اسمه، یعمرون مساجدهم و هی من ذکر الله خراب، شر اهل ذلک الزمن علماؤهم، منهم تخرج الفتنه و الیهم تعود» یعنی انهم یعلمون و لا یعملون بواجبات ما علموا. تفسیر قرطبی ـ سوره النور آیه ی 38 الی36. یعنی بر سر امت من زمانی فرا خواهد رسید که از اسلام فقط نامی باقی مانده و از قرآن فقط خط آن باقی خواهد ماند. در آن زمان، مردم مساجد را نقش و نگار کرده و به اصطلاح آباد خواهند ساخت در حالیکه از لحاظ عبادت و ذکر پروردگار خراب بوده و هیچ عابد و نمازگزاری در آن نخواهد بود. در آن زمان، بدترین اقشار، علماء آن زمان بوده و تمامی شر و فتنه از ایشان برخواهد آمد. یعنی آنان به چیزی که به مردم یاد می دهند عمل نکرده و به مقتضای علم خویش نخواهند بود. حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم این حدیث را در سال حجه الوداع، زمانی که از موسم حج فارغ شده و کنار درب خانه ی خدا ایستاده بودند، بیان فرمودند: منظور از این حدیث، فسادی است که به اقشار عالم جامعه وارد شده و انحراف مردم توسط علماء و فرهیختگان یک ملت است، می باشد. آنحضرت این مطلب را از بیان علامات قیامت ذکر شده و اصحاب کرام را بدان توصیه نموده اند. این حدیث به طرق گوناگونی روایت شده و با الفاظ و عبارات مختلفی از اصحاب کرام بیان شده است. حتی در برخی روایات چنین عباراتی نیز آمده است: «اَیُّهَا النَّاسُ! اَلاَ اُخبِرُکُم بِاَشراطِ السَّاعَهِ، فَقَامَ اِلَیهِ سَلماَنُ رَضِیَ اللهُ عَنه فَقَالَ: اَخبِرناَ فَدَاکَ اَبِی وَ اُمِّیَ یَا رَسُولَ اللهِ! قَالَ: اِنَّ اَشرَاطِ السَّاعَهِ اِضَاعَهُ الصَّلاَهِ وَ المَیلُ مَعَ الهَوَی وَ تَعظِیمُ رَبِّ المَال، فَقَالَ سَلمَانُ: وَ یَکُوّنُ هَذَا یَا رَسُولَ اللهِ! قَالَ: نَعَم وَ الَّذِی نَفسِ مُحَمَّدٍ بِیَدِهِ فَعِندَ ذَلِکَ یَا سَلمَان، تَکُونُ الزَّکَاهُ مَغرَماً وَ الفَئُ مَغنَماً وَ یُصَدَّقُ الکَاذِبُ وَ یُکَذَّبُ الصَّادِقُ وَ یُؤتَمَنُ الخَائِنُ وَ یُخَوَّنُ الاَمیِنُ وَ یَتَکَلَّم الرَّویبَضَهُ قَالَ: وَ مَا الرُّوَیبَضَهُ! قَالَ: یَتَکَلَّمُ فِی النَّاسِ مَن لَم یَتَکَلَّم وَ یُنکِرُالحَقَّ تِسعَهُ اَعشَارِهِم وَ یَذهَبُ الاِسلاَمُ فَلاَ یُبقَی اِلاَّ اِسمُهُ وَ یَذهَبُ القُرآنُ فَلاَ اِلاَّ رَسمُهُ وَ تَحَلیَّ المَصَاحِفُ بِالذَّهَبِ وَ تَتَسَمَّنُ ذُکُورُ اُمَّتِی وَ تَکُونٌُ المَشوَرَهُ لِلاِمَاءِ وَ ..... » یعنی حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم فرمودند: ای مردم! آیا دوست دارید که علامات قیامت را برای شما بازگو کنم. حضرت سلمان فارسی رضی الله عنه برخاسته و فرمودند: پدر و مادرم فدایت یا رسول الله! بگوئید. فرمودند: از علامات قیامت، نمازها ضایع شده و ترک خواهد شد، مردم تابع هوای نفس خود شده و افراد پولدار مورد تعظیم قرار خواهند گرفت. حضرت سلمان رضی الله عنه فرمودند: یا رسول الله! آیا واقعاً چنین چیزی خواهد شد؟ آنحضرت فرمودند: بله! قسم به خدایی که جان محمد در اختیار اوست ای سلمان! در آن روز زکات و دادن آن غرامت و زیان محسوب شده و غارت اموال مردم، غنیمت محسوب می شود. در آن روز افراد کاذب تصدیق شده و افراد صادق تکذیب می گردند. در آن روز افراد خائن، امین و افراد امین، خائن قلمداد می شوند و رویبضه در بین مردم سخن پراکنی خواهد کرد. پرسیدند: رویبضه چه کسی است؟ فرمودند: کسیکه در میان مردم، عادت به سخن پراکنی نداشته و سخن چینی نمی کند، در آن روز دست به سخن پراکنی خواهد زد. در آن روز، حق مورد انکار قرار گرفته و نه دهم انسانها حقیقت را زیر پا خواهند گذاشت و از اسلام جز نامی و از قرآن جز خطی، چیزی باقی نخواهند ماند. در آن روز قرآن ها زینت داده شده و با طلا متزین خواهند شد و مردها و آقایان امت من چاق و فربه خواهند شد. در آن روز مشورت با زنان انجام شده و مشاوره با خانم ها صورت خواهد گرفت و .... این حدیث ادامه دارد که بخاطر اختصار به این موارد بسنده می کنیم.
3ـ پس از شهادت حضرت عثمان رضی الله عنه، خلافت و مرکز حکومت اسلامی از مدینه به کوفه انتقال یافته و رفته رفته تمدن و رونق مادی به شهر کوفه انتقال یافته بود تا جایی که در مدینه ی منوره هیچگونه تازه گی و مسائل مستحدثه بوجود نیامده و اگر هم می آمد، فقهاء آن دوران می توانستند با احادیث حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم آنرا پاسخ بگویند. لذا ایشان با جدّیت تمام به احادیث آنحضرت چنگ زده و آنرا مصدر فتاوی و احکام خویش قرار داده بودند. بنابراین حضرت امام مالک رحمه الله تعالی نیز که یکی از فقهاء مدینه منوره بودند راه فقهاء و مجتهدین سلف را در پیش گرفته و به حفظ و نشر احادیث رسول مکرم اسلام همت گماشتند و آنرا مصدر فتاوای خویش قرار دادند. لذا حضرت امام مالک رحمه الله تعالی و پیروان ایشان را اهل حدیث نامیدند. اما از طرف دیگر کوفه از رونق و رواج فوق العاده ای برخوردار بوده و محل بزرگی برای تلاقی کاروان های تجاری و محل داد و ستد گشته بود، لذا مسائل جدید و مستحدثه ی بسیاری بوجود می آمد که در احادیث حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم در آن اشاره نشده و تبیین نگشته بود. لذا حضرت امام اعظم ابوحنیفه رحمه الله تعالی یک اصل دیگری بر اصول فقه افزوده و قیاس را پایه گذاری نمودند. این اصل، انقلاب بزرگی در اصول استنباطی ایجاد کرده و باعث پویایی و شکوفایی مذهب حنفی گشت لذا مخالفین و معاندین حضرت امام اعظم ابوحنیفه رحمه الله تعالی این ابتکار و خلاقیّت آنحضرت را زیر سوال برده و آنرا مایه ی تهاجمات و حملات خود قرار دادند و مذهب وی را عاری از سنت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم قلمداد کرده و بعضاً تهمت های ناروایی به آنحضرت نسبت دادند. از آن جمله اینکه آنحضرت هیچگونه آشنایی با احادیث رسول اکرم صلی الله علیه و سلم نداشته و بعضاً تعداد بسیار کمی از احادیث آنحضرت را قبول داشتند و نظیر این سخنان که هیچگونه پایه و اساس علمی و شرعی نداشته و کاملاً مغایر با اصول مدونه ی فقه حنفی و نظرات و منهج فقهی حضرت امام اعظم ابوحنیفه رضی الله عنه می باشد. از جمله ی این افتراءات است نام گذاری کردن منهج و مذهب فقهی ایشان به اهل رأی. اما این نیز کاملا اسم بی مسمی بوده و برای هر کسیکه اندکی آشنایی با اصول فقه احناف دارد مشخص است که اصول فقه احناف مبتنی بر چهار اصل است: 1ـ قرآن 2ـ حدیث 3ـ اجماع 4ـ قیاس. بنابراین احادیث حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم نزد امام اعظم ابوحنیفه در رتبه ای والاتر و بالاتر از اجماع و قیاس قرار داشته و همان اندازه ای که سایر مجتهدین به احادیث رسول مکرم اسلام ارزش و اعتبار قائل شده اند، حضرت امام اعظم ابوحنیفه نیز به همان اندازه و چه بسا بیشتر از آن ارزش و اعتبار قائل شده و با رعایت شروط صحت یا شهرت یا تواتر حدیث، آنرا مصدر احکام شرعی و یک رکن از ارکان تشریع اسلامی به حساب آورده اند. گفتگوی حضرت امام اعظم ابوحنیفه رضی الله عنه با حضرت امام جعفر صادق رضی الله عنه در باب جمیّت حدیث نزد حضرت امام اعظم رضی الله عنه شنیدنی است. حضرت امام اعظم ابوحنیفه رضی الله عنه فرموده اند: اِذَا صَحَّ الحَدِیثُ فَهُوَ مَذهَبِی. یعنی هر گاه با احادیث صحیح مواجه شدید، قطعاً بدانید که آن، مذهب من است. و یا در یک جای دیگری می فرمایند: هرگاه سخن من با احادیث رسول مکرم اسلام متعارض شد، سخن من را به دیوار بکوبید و سخن رسول مکرم اسلام را قبول نمائید. این سخن نشان از سنّی بودن مذهب حنفی و مبتنی بودن آراء و نظرات امام اعظم ابوحنیفه بر احادیث رسول مکرم اسلام داشته طوری که با قاطعیت تمام می فرماید: هر گاه سخن مرا با احادیث رسول مغایر یافتید، سخن مرا به دیوار بکوبید. لازمه ی این سخن این است که: شما هیچگاه نمی توانید از لابه لای سخنان حضرت امام اعظم ابوحنیفه، سخنی مغایر با حدیث یافته و مخالف آن به دست آورید. بنابراین مشخص می شود که همه ی آن سخنانی که در مورد آنحضرت گفته می شود، همه و همه ساخته ی دشمنان اسلام و شایعه پراکنی معاندین و مخالفین آنحضرت بوده، کسانیکه قادر به مقابله و توانایی رو در رویی با اصول مدونه ی ایشان را نداشته اند، در نهایت عجز و زبونی، اقدام به شایعه پراکنی و تشویش اذهان عمومی کرده و بدین طریق می خواهند دامان پاک آنحضرت را لوث نمایند. وَ کَفَی بِاللهِ وَلِیَّا وَ کَفَی بِاللهِ نَصِیراً.
4ـ برای شما دوست عزیز توصیه می کنیم مقاله ی «معاویه رضی الله عنه از ولادت تا وفات » را که در همین سایت نیز موجود است، مطالعه نمائید. تمامی پاسخ سوالات شما در این رساله موجود می باشد.
5ـ اگر منظور از فرقه، فرقه های فقهی و اجتهادی باشد که تعدد فرقه های اجتهادی نه تنها بد نبوده بلکه بنا به فرمایش حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم (اختلاف امتی رحمه) این اختلاف مایه ی رحمت و برکت برای امت اسلامی بوده و باعث گشایش در امر عبادی برای امت اسلامی خواهد بود. اما اگر منظور از فرقه، فرقه های اعتقادی باشد، در اینصورت باید بگوئیم که ما هیچگاه فرقه فرقه نشدیم و هیچگاه راضی به آن نیستیم. ما معتقدیم که در بحث اصول عقائد و باورهای کلامی، حقیقت یکی بوده و هیچگاه متعدد نمی شود. در این مورد، ملاک و سند، فرمایش حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم بوده و میزان، سخن گهربار آنحضرت می باشد. آنحضرت می فرمایند: اِفتَرَقَتِ الیَهُودَ عَلَی اِحدَی وَ سَبعِینَ فِرقَهً وَ افتَرَقَتِ النَّصَارَی عَلَی اِثنَتَینِ وَ سَبعِینَ فِرقَهً وَ تَفتَرِقُ اُمَّتِی عَلَی ثَلاَثٍ وَ سَبعِینَ فِرقَهً» در برخی احادیث، در ادامه ی این حدیث آنحضرت فرموده اند: «کُلُّهُم فِی النَّارِ اِلاَّ مِلَّهً وَاحِدَهً قَالُوا: یَا رَسُولَ الله! وَ مَا المِلَّهُ الَّتِی تَتَغَلَّبُ؟ قَالَ: مَا اَنَا عَلَیهِ وَ اَصحَابِی» یعنی آنحضرت فرموده اند: یهود71 فرقه شده و نصاری72 فرقه شدند و امت من نیز 73 فرقه خواهند شد. همه ی آنها در آتش بوده و فقط یک گروه از آنان ناجی خواهد بود. پرسیدند: یا رسول الله! آن فرقه ی ناجیه کدام فرقه است؟ فرمودند: کسانی که راه من و اصحابم را دنبال کرده و از ایشان پیروی می کنند. الفرق بین الفرق ـ عبدالقاهر بغدادی ص9. در طول تاریخ با توجه به وقوع حوادث و وقایع، اختلاف نظرهایی بین بزرگان اتفاق افتاده و منجر به تشعّب و فرقه گرایی بین مسلمین شده است که برخی از آنان نتیجه ی توطئه و دسیسه ی کفار و دشمنان قسم خورده ی اسلام بوده و برخی نیز بخاطر اختلاف تفکر و سلیقه ی بزرگان در آن دوران بوده است. اما باید بخاطر داشت که فرقه گرایی و تشعّب در اسلام، هیچگونه ضرری متوجه ی این دین عزیز نکرده و از ضعف این دین الهی به حساب نمی آید؛ زیرا آنحضرت خود این مطلب را بیان کرده و پیدایش چنین گروههایی را پیش بینی نموده اند. در این میان، حقیقت با کسی است که پیرو اسلام ناب برخاسته از تعالیم حقه ی رسول اکرم صلی الله علیه و سلم بوده و از جماعت اصحاب، آن حافظین واقعی اسلام که برای بقاء این امانت الهی از جان و مال خود گذشتند تا این دین عزیز سالم و دست نخورده به دست ما رسیده و تحویل آینده گان شود، متابعت نمایند. اکنون وظیفه ی ما این نیست که در چگونگی پیدایش این فرقه ها صحبت کرده و در مورد آن به بحث بنشینیم. اکنون وظیفه ی ما شناخت اسلام واقعی و پی بردن به اصل سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم و پیروی کامل از اصحاب کرام و یاران وفادار آنحضرت است. اکنون که هجمات متعددی چه از درون و چه از بیرون، متوجه ی این دین عزیز است، وظیفه ی ماست که اسلام ناب را به جوانان و نسل آینده ی خود شناسانده و خطرات موجود را برای آنان بیان نمائیم.
6 ـ حضرت مهدی، مجتهد بوده و طبق اجتهاد خود عمل خواهد نمود. او از هیچیک از مجتهدین پیروی نکرده و مقلد هیچیک از آنان نخواهد بود. ردالمختار علی الدرالمختار علی تنویر الابصار ج1 ص139.
7ـ حدیث مشارالیه حضرتعالی را مبنی بر تشبیه اهل بیت به کشتی نوح، در منابع روایی اهل سنت و الجماعت نیافتیم. انشاءالله تعالی پس از پیدا کردن آن از منابع معتبر روایی اهل سنت والجماعت، منظور از آن و تعابیر و تفاسیر موجود را بیان خواهیم نمود. اما این را نیز باید بگوئیم که ما اهل سنت والجماعت، پیرو اهل بیت پیامبر، دوستدار و مُحب خاندان آنحضرت بوده و هستیم. یکی از مصادیق بارز این مطلب، حمایت مالی و سیاسی امام اعظم ابوحنیفه رضی الله عنه از حرکت و قیام زید شهید است که این حمایت، منجر به دستگیری، شکنجه و در آخر به شهادت آنحضرت در زندان منصور دوانقی خلیفه ظالم و جبار عباسی انجامید. اگر اهل سنت والجماعت دوستدار و محب اهل بیت نبوده باشند، چگونه حضرت امام اعظم ابوحنیفه رضی الله عنه از جان و مال و جاه خود گذشته و تمامی خطرات را به جان خریدند تا از قیام حضرت زید شهید بر علیه دستگاه جبار عباسی، حمایت نمایند، هم حمایت مالی و هم حمایت سیاسی. آخرالامر بخاطر همین حمایت و پیروی از اهل بیت بود که بهانه ای برای دستگیری و شکنجه و شهادت وی شده و منصور خلیفه ی عباسی وی را متهم به حمایت زید کرده و او را به شهادت برساند. مواضع انقلابی، سیاسی حضرت امام اعظم ابوحنیفه رضی الله عنه، بهترین کتابی است که شما دوستان می توانید با مطالعه ی آن به حقیقت مطلب پی برده و واقعیت ها را کشف نمائید.


عقیدتی ]
درخواست شده توسط 1991931 و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۰۳-بهمن-۱۳۹۰ ۱۴:۱۰ (49 خوانده شده)
*
به عقیده ی اهل سنت و الجماعت، همه ی پیامبران الهی از هر گونه گناه و معصیتی معصوم بوده و به طور مطلق اعم از گناهان کبیره، گناهان صغیره، چه قبل از نبوت، چه بعد از نبوت، چه عمداً و چه سهواً از همه ی آنها پاک و مبرا میباشد. اما در حین حال ممکن است از ایشان خطاء، لغزش و یا ترک اولی صادر شود که هیچیک از آنها گناه و یا معصیت به شمار نمیآید. داستان کشته شدن قبطی به دست حضرت موسی نیز از همین قبیل است. ابوالمنتهی شرح فقه الاکبر ص 49.


درخواست شده توسط Badesard و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۲۱-دی-۱۳۹۰ ۱۸:۳۴ (121 خوانده شده)
*
دوست عزیز! کتابیکه حضرتعالی در اختیار دارید، طبق اصول فقه احناف نوشته نشده و مطابق با فقه حنفی نمیباشد. برای شما دوست گرامی توصیه میکنیم که کتابهایی را که مؤلف آنرا نشناخته و مورد تأیید یک عالم آشنا و موثق قرار نگرفته است، اصلا به دست نگیرید و مطالعه ننمایید، خصوصا که آن کتاب از عربستان آمده و ترجمه شده باشد. در این رابطه از دوستان و آشنایان خود مخصوصا با یک عالم روحانی و آشنا با مسائل اعتقادی مشورت کرده و در خصوص مطالعه ی کتاب، از وی نظرخواهی نمایید.


عقیدتی ]
درخواست شده توسط Taherkhan و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۲۱-دی-۱۳۹۰ ۱۸:۴۴ (102 خوانده شده)
*
وهابیها در رابطه با توسل و نفی آن، به آیاتی استناد میکنند که در خصوص مذمت کفار و بتهای آنان نازل شده است. ایشان آن آیات را عمومیت داده لذا تمامی انسانهایی را که در جهت رفع احتیاجات خود، به مخلوقی توسل میکنند، مشرک و کافر میپندارند. مستند آنان در اینخصوص آیات ذیل است: «وَ لاتَدعُ مِن دُونِ اللهِ مَا لاَیَنفَعُکَ وَ لاَیَضُرُّکَ. فَاِن فَعَلتَ فَاِنَّکَ اِذاً مِنَ الظَّالِمِینَ. سوره یونس آیه ی 106. فَلاَتَدعُ مَعَ اللهِ اِلَهاً آخَرَ فَتَکُونَ مِنَ المُعَذَّبِینَ. سوره ی شعراء آیه ی 213. وَ لاَتَدعُ مَعَ اللهِ اِلَهاً آخَرَ لاَ اِلَهَ اِلاَّ هُوَ کُلُّ شَئٍ هَالِکٌ اِلاَّ وَجهَه. سوره قصص آیه ی 88 و نظایر این آیات. آنان در همه ی آیات، واژه ی «لاتَدعُ» را به نخوانید و ندا نکنید معنی کرده و آیات قرآنی را بنا به سلیقه و هوای نفس خود ترجمه و معنی میکنند. اما این کار آنان هیچگونه ارزش روایی نداشته و مطابق با هیچیک از تفاسیر ما اهل سنت و الجماعت نمیباشد؛ زیرا در تمامی تفاسیر مأثور از سلف و خلف، واژه ی لاتدع به «لاتَعبُد» ترجمه و تفسیر شده است. بنابراین معنی آیات اینچنین میگردد: به غیر از خداوند، چیزهایی را که نه میتوانند به شما منفعت برسانند و نه میتوانند به شما ضرر برسانند، عبادت نکنید. سوره ی یونس آیه ی 106. همچنین معنی آیه ی 212 سوره ی شعراء اینچنین است: به همراه خداوند واحد، خدایان دیگری را نیز عبادت نکنید، چه اگر اینکار را کنید قطعاً از جمله ی معذبین خواهید شد.

خداوند متعال در جای جای قرآن کریم در مورد توسل و در مشروعیت و جواز آن سخن گفته و آیات بیشماری را در آن خصوص نازل فرموده است. جهت آشنایی شما دوستان به چند مورد اشاره مینمائیم: خداوند متعال در آیه ی 35 سوره مائده میفرماید: «یَا اَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللهَ وَ ابتَغُوا اِلَیهِ الوَسِیلَةَ وَ جَاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُم تُفلِحُونَ» یعنی ای مؤمنان! از خداوند بترسید و پرهیزگاری نمائید و برای رسیدن به پروردگار، وسیله بجوئید و در راه خداوند مجاهده نمائید تا رستگار شوید. حضرت علامه اسماعیل حقی در تفسیر خود «تفسیر روح البیان» در تفسیر این آیه میفرماید: این آیه به صراحت تمام در خصوص جستجوی وسیله سخن گفته و مؤمنان را به اتخاذ آن امر فرموده است. قطعاً حقیقت نیز اینچنین است؛ زیرا برای رسیدن به پروردگار هیچوقت بدون وسیله امکان پذیر نبوده و بدون اتخاذ وسیله امکان راهیابی به مقام قرب الهی فراهم نمیباشد. منظور از وسیله، علماء حقیقت و مشایخ طریقت میباشند. تفسیر روح البیان جلد 2 ص 388. همانگونه که مستحضر هستید در این آیه ی کریمه خداوند متعال امر به اتخاذ وسیله نموده و مؤمنان را به این امر مهم دستور فرموده است. پس چگونه میتوان امری را که خداوند متعال مشروعیت و جواز آنرا صادر کرده است، باطل، شرک و بدعت دانست و حکم نامشروع و عدم جواز برای آن صادر کرد؟

همچنین خداوند متعال در آیه ی 57 سوره ی اسراء میفرماید: «اُولئِکَ الَّذِینَ یَدعُونَ یَبتَغُونَ اِلَی رَبِّهِمُ الوَسِیلَةَ اَیُّهُم اَقرَبُ وَ یَرجُونَ رَحمَتَهُ وَ یَخَافُونَ عَذَابَه» یعنی آن کسانی را که به فریاد میخوانند، آنانیکه از همه مقربترند همچون عیسی و عزیر، برای تقرب به پروردگارشان وسیله میجویند و به رحمت خداوند امیدوار و از عذاب او هراسناکند چرا که عذاب پروردگارت چنان شدید است که باید خویشتن را از آن برحذر داشت. در این آیه ی کریمه، خداوند متعال بیان میدارد که افرادی همچون حضرت عیسی و حضرت عزیر، که مورد تقدیس و بزرگداشت بعضی از فرق گشته است، این انبیاء الهی نیز برای رسیدن به اهداف خود وسیله میجویند و برای خود بهترین و مقرّبترین وسیله ها را انتخاب مینمایند. اگر توسل به غیر خدا شرک بوده و هیچگونه جوازی در شرع مقدس برای آن وجود نداشته باشد، پس چرا پروردگار عالم از توسل انبیاء الهی پرده برداشته و در مقام مذمت و توبیخ ایشان، سخنی به میان نیاورده و شرک آلود بودن افعال و توسل ایشان را بازگو نمینماید.

باز خداوند متعال در آیه ی 89 سوره ی بقره میفرماید: «وَ کَانُوا مِن قَبلُ یَستَفتِحُونَ عَلَی الَّذِینَ کَفَرُوا فَلَمَّا جَاءَهُم مَا عَرَفُوا کَفَرُوا بِهِ فَلَعنَةُ اللهِ عَلَی الکَافِرِینَ» یعنی آن هنگام که یهودیان میخواستند به نبرد با دشمنان خود عازم شوند، به نبی آخر الزمان حضرت محمد صلی الله علیه و سلم توسل کرده و میگفتند: اللهم انصرنا بالنبی المبعوث آخر الزمان الذی نجد نعته فی التوراة. یعنی پروردگارا ما را به حرمت پیامبر آخر الزمان که توصیف آنرا در تورات دیده و خوانده ایم پیروز گردان و بر دشمنانمان چیره بگردان، اما هنگامیکه آن پیامبر آخر الزمان مبعوث گردید، ایشان وی را نشناختند و به ایشان کافر شدند. پس لعنت خداوند بر کافرین باد. در این آیه، خداوند متعال توسل یهودیان ما قبل اسلام را بیان کرده و چگونگی پیروزی آنانرا بر دشمنان خود بازگو میکند. آنان به پیامبری توسل میکردند که هیچگاه وجود نداشته و اصلاً آن پیامبر بر آن قوم فرستاده نشده بود، پس چگونه امت همان پیامبر، پیامبری را که برای آن قوم فرستاده شده است، نمیتوانند برای رسیدن به پروردگار خود، یا رسول بگویند و ایشان را برای رسیدن به اهداف خود، وسیله و واسطه قرار ندهند؟

خلاصه سخن اینکه، توسل در شرع مقدس امری مشروع و جائز بوده و تمامی استدلال و استنادات وهابیها در اینخصوص فاقد ارزش و اعتبار علمی و اصولی میباشد و نشأت گرفته از بی اطلاعی ایشان از اصول و قواعد اهل سنت و الجماعت بوده و بعضاً بخاطر تفسیرهای شخصی و عدم مراجعه به تفاسیر ثقات و مأثور سلف و خلف میباشد.


درخواست شده توسط 3080871585 و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۲۱-دی-۱۳۹۰ ۱۸:۲۴ (73 خوانده شده)
*
شما دوست عزیز برای دانستن دعای مخصوص پس از غذا، دعاء برای اهل قبور، دعاء به هنگام عیادت مریض و یا هرگونه دعایی که شما در زندگی روزمره بدان احتیاج پیدا کرده و فکر میکنید که دانستن آن برای شما شایسته است، میتوانید به کتاب «صیقل اللسان و القلوب بدعاء علام الغیوب» تألیف استاد تنگلی مراجعه نمایید. این کتاب در همین سایت نیز در بخش کتابخانه ی الکترونیکی موجود میباشد.


عقیدتی ]
درخواست شده توسط Mohammad2 و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۲۱-دی-۱۳۹۰ ۱۸:۲۹ (69 خوانده شده)
*
برای چشیدن عذاب در عالم برزخ و سؤال منکر و نکیر، دفن شدن در قبر خاکی شرط نبوده و خداوند قادر است به کسیکه توسط حیوانات درنده کشته شده و در شکم آنان قرار گرفته است و یا کسیکه در دریا غرق شده و بدن وی غذای حیوانات دریایی شده است، عذاب یا نعمت عالم برزخ را بر وی چشانده و همچنین سؤال منکر و نکیر را بر وی جاری نماید. بلافاصله پس از خروج روح از بدن، عالم برزخ بر آن شخص شروع شده و لذائذ یا عذابهای آن عالم، طبق اراده ی الهی بر آن شخص جاری خواهد گشت. تفاوتی ندارد که جسد آن شخص چگونه در خاک دفن شده و یا توسط حملات انتحاری تکه تکه شده و یا توسط حیوانات شکاری خورده شود.


طهارت ]
درخواست شده توسط Ayub و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۱۳-دی-۱۳۹۰ ۲۰:۰۰ (130 خوانده شده)
*
اگر منی به محلی از بدن، لباس و یا فرش و قالی اصابت کرده و خشک شده باشد، میتوان محل خشک شده را با دست مالش داده طوریکه ذرات خشک شده ی منی، از محل جدا شده و بریزد. بدین ترتیب آن محل پاک شده و میتوان در آن جا نماز خود را اداء کرد. اما اگر منی تازه بوده و هنوز خشک نشده باشد، در اینصورت لازم است آنرا با آب سه بار شسته و چیزهاییکه قابل فشردن هستند، میبایست سه بار محکم فشرده شوند. اما چیزهاییکه قابل فشردن نبوده و نجاست را به خود جذب میکنند همانند قالی و فرش، برای پاک نمودن چنین چیزهایی لازم است پس از هر بار شستن با آب پاک، از محلی آنرا آویزان کرده تا آب نجس قطره قطره از آن خارج شود. پس از خشک شدن آن، دوباره آب پاک بر روی آن ریخته و منتظر قطره قطره خارج شدن آب نجس و خشک شدن آن میشویم. اینکار را سه بار انجام داده و پس از خشک شدن آن، محل پاک شده و میتوان در آن نماز خود را اداء نمود.



میراث ]
درخواست شده توسط Alireza و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۱۳-دی-۱۳۹۰ ۱۷:۴۴ (52 خوانده شده)
*
کل اموال منقول و غیر منقول مرحوم، از مخرج 24 تقسیم شده و یک هشتم از بیست و چهار، سهم همسران متوفی بوده و دو سوم از بیست و چهار، سهم شش دختر متوفی بوده و ما بقی نیز سهم برادر متوفی میباشد. برای تعیین سهام ورثه و مشخص نمودن، مثلا یک هشتم یا یک سوم یا دو سوم و ... باید مخرج مسئله را در نظر بگیرید. در این مسئله، مخرج بیست و چهار بوده و میبایست یک هشتم بیست و چهار، دو سوم بیست و چهار را به ورثه داده و از آن مخرج، سهام ورثه را مشخص نمایید.


میراث ]
درخواست شده توسط Nemani و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۱۳-دی-۱۳۹۰ ۱۹:۵۴ (60 خوانده شده)
*
اولین کاریکه میبایست انجام دهید، تقسیم اموال و دارایی مادر مرحومتان فی ما بین 5 دختر و شوهر میباشد. بدین صورت: کلیه ی دارایی منقول و غیر منقول مادر مرحومتان از مخرج دوازده (12) تقسیم شده و یک چهارم از دوازده، سهم پدرتان بوده و دو سوم از دوازده نیز سهم پنج دختر میباشد. در صورت باقی ماندن اموال از این تقسیم، یک چهارم آن نیز سهم شوهر متوفی بوده و ما بقی نیز فی ما بین 5 دختر بصورت مساوی تقسیم میگردد. شخصیکه هنوز در قید حیات بوده و در حال حاضر زنده است، بهیچوجه نباید در مورد تقسیم اموال وی صحبت کرده و بحث کرد. زیرا معلوم نیست که چه کسی زودتر فوت کرده و چه کسی بیشتر عمر خواهد کرد. علی ای حال در صورت فوت پدرتان، فقط اموال و دارایی که از همسرش به ارث برده، به همراه اموالی که خود شخصا کسب کرده است، میبایست فی ما بین ورثه تقسیم نموده شود. اما سهامی که 5 دختر از مادرشان به ارث برده اند، همچنان محفوظ بوده و بهیچوجه نباید در اموال ما ترک پدرتان دخالت داده شود.


تاریخی ]
درخواست شده توسط Badesard و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۰۴-دی-۱۳۹۰ ۱۰:۲۴ (114 خوانده شده)
*
محمد بن عبدالله (ابي بکر صديق) در سال حجة الوداع ديده به جهان گشود. مادر ايشان «اسماء بنت عميس» بود که پس از وفات حضرت ابوبکر صديق رضي الله عنه، همسر حضرت علي رضي الله عنه شده و به عقد ايشان در آمد. لذا محمد بن ابي بکر در منزل حضرت علي رضي الله عنه و در دامان آنحضرت رشد و نمو کرد. هنگاميکه حضرت علي رضي الله عنه به خلافت مسلمين برگزيده شد، وي را به امامت مصر برگزيد و به عنوان والي مصر از سوي خليفه مسلمين منصوب نمود. اما به علت اختلافاتيکه حضرت علي رضي الله عنه با حضرت معاويه رضي الله عنه پيدا کرد، حضرت معاويه رضي الله عنه نيز عمرو بن عاص را بعنوان حاکم مصر تعيين کرده و به سوي مصر روانه کرد. مردم مصر که با معاويه رضي الله عنه بيعت کرده بودند، حاکم ارسالي وي را به عنوان امير قبول کرده و با وي بيعت نمودند. لذا طي درگيري با افراد محمد بن ابي بکر، افراد طرفدار وي را نابود ساخته و همه را از دم تيغ گذراندند. محمد بن ابي بکر نيز از مهلکه فرار کرده و در خرابه اي بيرون از شهر مخفي گشت. عمرو بن عاص، معاويه بن خديج را مأمور ساخت تا محمد بن ابي بکر را پيدا کرده و او را به قتل برساند. آخر الامر وي توانست محمد بن ابي بکر را پيدا کرده و در همان خرابه او را به قتل برساند. اين واقعه به سال 38 هجري قمري اتفاق افتاد که محمد بن ابي بکر در آن سال، 30 سال سن داشت. البداية و النهاية ج 7 ص 302.


نکاح ]
درخواست شده توسط Tkmsahra و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۰۴-دی-۱۳۹۰ ۱۰:۲۱ (207 خوانده شده)
*
بله. متعاقدين (دختر و پسري که قصد ازدواج را دارند) ميتوانند خود، صيغه ي عقد را جاري کرده و خطبه را نيز خود قرائت نمايند. اينکار در فقه احناف کاملا مشروع بوده و هيچگونه مشکل شرعي را نيز به دنبال نخواهد داشت. طلاق دادن، بهيچوجه احتياج به خواندن صيغه نداشته و با گفتن کلمه ي «طلاق»، طلاق واقع شده و جدايي حاصل ميشود.


(1) 2 3 4 ... 107 »

تصاویر جدید

تصویر اتفاقی

سخنرانی استاد تنگلی در سالگرد جلسه رضوان

سخنرانی استاد تنگلی در سالگرد جلسه رضوان

بالای سر بردن فارغ التحصیلان جدید

بالای سر بردن فارغ التحصیلان جدید

جدول اوقات شرعی

آمار بازدید

آخرین بروز رسانی 15 بهمن 1390