تصاویر جدید
آمار بازدید
آخرین بروز رسانی 1395/10/15 2017/01/04
SmartFAQ is developed by The SmartFactory (http://www.smartfactory.ca), a division of InBox Solutions (http://www.inboxsolutions.net)
سئوالات متداول > علوم قرآنی
 شرح شاخه
اطلاعات مربوط به این شاخه
شاخه پرسش و پاسخ آخرین پرسش و پاسخ
 علوم قرآنی
149 علت یا علل انقطاع موقت وحی در آغاز بعثت چه بود ؟

 پرسش و پاسخ
در این قسمت پرسش و پاسخ های مربوط به این شاخه قرار دارند
(1) 2 3 4 ... 8 »
درخواست شده توسط Sahneh و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 30-May-2009 13:02 (3939 خوانده شده)
*
عروة به معنی دستاویز و وثقی به معنی محکم و استوار است. خداوند متعال در آیه ی 256 سوره بقره و همچنین در آیه 22 سوره لقمان اینچنین میفرماید: لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ قَد تَّبَيَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَيِّ فَمَنْ يَكْفُرْ بِالطَّاغُوتِ وَيُؤْمِن بِاللّهِ فَقَدِ اسْتَمْسَكَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقَىَ لاَ انفِصَامَ لَهَا وَاللّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ. یعنی اجبار و اکراهی در دین نیست چرا که هدایت و کمال از گمراهی و ضلال مشخص شده است. بنابراین کسی که از طاغوت نافرمانی کند و به خدا ایمان آورد، به محکم ترین دستاویز در آویخته است و اصلا گسستن ندارد. و خداوند شنوا و دانا است. وَ مَن یَسلِم وَجهَهُ اِلَی اللهِ وَ هُو مُحسِنٌ فَقَد استَمسَکَ بِالعُروَةِ الوُثقَی وَ اِلَی الله عَاقِبَة الاُمُورِ. یعنی کسی که مطیعانه رو به خدا کند، در حالی که نیکوکار باشد، به دستاویز بسیار محکمی چنگ زده است. سرانجام همه ی کارها به خداوند بازگشت داده میشود.


درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 03-Sep-2008 02:42 (1096 خوانده شده)
*
با آرزوی قبولی طاعات و عبادات شما دوست عزیز و با عرض تبریک بمناسبت فرا رسیدن ماه نور و برکت. امیدواریم شما نیز همچون هزاران بلکه میلیونها جوان دیندار و غیرتمند و مشتاق عبادت، هر چه سریعتر اقدام به فراگیری قرآن کریم کرده و روخوانی و روانخوانی آن را با قواعد تجوید به اتمام برسانید. جهت فراگیری هر چه بهتر روخوانی و همچنین تجوید قرآن کریم، می توانید سی دی هائی را که از اساتید فن در این خصوص ارائه شده است تهیه و استفاده نمائید. با تشکر


درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 03-Sep-2008 22:31 (2526 خوانده شده)
*
برای شناخت کلمات و برای دانستن مفهوم هر واژه ای، قطعا باید به ادبیات و قواعد آن زبان تسلط کافی داشت تا بتوان معنی و مفهوم صحیحی از آن برداشت کرد. زبان عربی گسترده ترین و غنی ترین زبان از حیث کلمات و واژه ها و اصطلاحات است. بنابراین برای کسی که از ادبیات عرب و همچنین از اصطلاحات و قواعد بیان، معان و بدیع اطلاعات کافی ندارد مسلم است که اینگونه سردرگم شده و معانی واژه ها را با هم مخلوط کند. اما برای کسی که از وضع الفاظ عربی کاملا آشنایی داشته و به ادبیات زبان عربی مسلط است می داند که کلمه دین یک کلمه مشترک است همانند کلمه عین. بنابراین معنای این کلمه با دنبال کردن عبارت و سیاق کلام فهمیده می شود. ما به شما دوست عزیز توصیه می کنیم جهت دانستن معنا و مفهوم دقیق کلمات قرانی به تفاسیر معتبره رجوع نموده و مشکلات خود را بر طرف نمائید. با تشکر


درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 10-Sep-2008 19:59 (2201 خوانده شده)
*
شنیدن آیات سجده فقط در مواردی موجب سجده است که اگر به صورت زنده و از زبان شخص قرائت کننده شنیده شود اما اگر از رادیو و تلویزیون شنیده شود مستلزم وجوب سجده نمیباشد.
طریقه ی سجده تلاوت بدینگونه است:
1ـ نیت/ نیت کردم سجده تلاوت را فقط برای خداوند.
2ـ تکبیر/ پس از نیت در حالی که به سجده میرویم الله اکبر میگوییم.
3ـ سجده و تسبیح/ در حالی که در سجده هستیم سه بار سبحان ربی الاعلی میگوییم.
4ـ تکبیر و قعده/ با گفتن الله اکبر از سجده برخاسته و مینشینیم.
5ـ دعاء/ سپس اینگونه دعا میکنیم: سجدت للرحمن آمنت بالرحمن فاغفرلی ذنوبی یا رحمن سمعنا و اطعنا غفرانک ربنا و الیک المصیر. و با گفتن برحمتک یا ارحم الراحمین و کشیدن دستها به صورت و گونه ها، سجده تلاوت تمام میشود.


درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 11-Sep-2008 18:59 (1242 خوانده شده)
*
در بین واژه های عربی، دو واژه ی مشابه وجود دارد که از حیث معنی تفاوت کلی با هم دارد. کلمه انزال و تنزیل. انزال در استعمال عرب به معنی نازل کردن دفعی و فرود آوردن به یکباره بوده و تنزیل به معنی نازل کرده اندک اندک و فرود آوردن تدریجی است. لذا ما در سوره قدر شاهد هستیم که خداوند میفرماید: انا انزلناه فی لیله القدر و نمی فرماید انا نزّلناه فی لیله... زیرا طبق شهادت تفاسیر اهل سنت، قرآن به صورت دفعی و به یکباره از لوح محفوظ در شب قدر به آسمان هفتم نازل شده و به صورت تدریجی و در عرض مدت 23 سال از آسمان هفتم به پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم تنزیل شده است.


درخواست شده توسط OMID و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 20-Aug-2009 14:16 (1036 خوانده شده)
*
در کلمه ی طیبه ی «الله» اولین حرف آن یعنی همزه باید با فتحه تلفظ شود.


درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 26-Sep-2008 03:22 (1110 خوانده شده)
*
با آرزوی قبولی طاعات شما عزیزان. همانگونه که مستحضر هستید در هر زبانی لهجه های گوناگونی وجود دارد که لغات و کلمات آن زبان، با گویشهای متفاوتی اداء میگردد. قرآن کریم نیز از این قاعده مستثنی نیست. پیامبر گرامی اسلام در مورد هر قومی که به تازگی مسلمان شده و به دین اسلام مشرف میشدند با لهجه و گویش خاص آن قبیله قرآن را تلاوت میکردند. لذا در قرآن کریم بسیاری از الفاظ و کلمات به طرق متفاوتی توسط قاریان مشهور و راویان آن که به قرآء سبعه معروف است نقل گردیده است. تعداد این قرآء هفت نفر است که هر کدام به دو طریق روایت شده اند. بنابراین مشهورترین و معروف ترین روایتها جمعا چهارده روایت است که توسط قراء و راویان آن به دست ما رسیده است. در منطقه ترکمن صحرا از دیرباز روایت حفص از قرائت عاصم متداول گشته و هم اکنون نیز این روایت در بین قاریان محترم منطقه ساری و جاری است.


درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 28-Sep-2008 21:11 (4662 خوانده شده)
*
اختلاف در تعیین آیات قرآن کریم نه به این خاطر که در آیات قرآن شک و شبهه ای وجود دارد. خیر نه تنها در تعداد آیات بلکه حتی در یک حرف آن نیز هیچگونه اختلاف و شک و شبهه ای وجود ندارد. اختلاف در تعیین تعداد آیات، ناشی از شمارش آیات و همچنین تعیین انتهاء آیات است. مجموع قرائت هایی که از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم نقل شده و به ثبوت رسیده است، هفت قرائت میباشد که توسط هفت قاری مشهور قرائت شده است. قرائت هر قاری نیز توسط دو راوی و به دو طریق نقل شده که مجموع آن 14 قرائت است که هر کدام، نسبت به تعداد آیات قرآن کریم و همچنین محل اتمام آیات و نیز شمارش بسم الله الرحمن الرحیم در ابتداء سوره ها از مجموع آیات سوره، اختلاف نظر دارند. مثلا در سوره حمد، بنا به نظر یک قاری مجموع آیات این سوره 7 آیه و بنا به نظر قاری دیگر، آیات این سوره 6 آیه است. به عقیده ی یک قاری، «صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لا الضالین» یک آیه است و به عقیده ی قاری دیگر «صراط الذین انعمت علیهم» یک آیه و «غیر المغضوب علیهم و لا الضالین» یک آیه ی جداگانه محسوب میشود. خلاصه کلام ما به هیچ وجه نباید فکر کنیم که در آیات قرآن کریم شک و شبهه ای وجود دارد. این اختلافات ناشی از تعیین محل اتمام آیات و نیز از شمارش یا عدم شمارش بسم الله الرحمن الرحیم اوائل سوره ها از مجموع آیات سوره ها است.


درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 04-Oct-2008 14:41 (1073 خوانده شده)
*
شنیدن و ختم کردن تلاوت های قاریان از روی کاست یا سی دی های آنان، اگر چه ثواب آن همانند ثواب تلاوت خود ما نمیباشد، اما از اجر و ثواب زیادی برخوردار است. زیرا طبق فرمایش فقهاء، خداوند برای قاری قرآن یک ثواب و برای سامع و شنونده ی آن، دو ثواب در نظر گرفته است.


درخواست شده توسط Enigma و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 25-Aug-2010 22:35 (1049 خوانده شده)
*
بنا به فرموده ی رسول گرامی اسلام «کُلُّ اَمر ذی بَالٍ لَم یُبدأ ببسم الله فَهُوَ اَبتَر» یعنی هر کاری که با نام خداوند شروع نشده است، ابتر بوده و از برکت منقطع میباشد. لذا برای شروع در هر کاری، شایسته است که بسم الله الرحمن الرحیم گفته شود. اما اگر قرآن کریم را به قصد تلاوت میخواهید، قرائت کنید، باید اعوذ بالله من الشیطان الرجیم را نیز بدان افزوده و سپس بسم الله را بگویید.


درخواست شده توسط Arman و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 27-Jul-2011 15:15 (2880 خوانده شده)
*
واژه ی دعاء از ریشه ی دَعَا یَدعُو در زبان و ادبیات عرب، به معانی متفاوتی استفاده شده و از آن در بیان مقاصد گوناگونی بهره گیری میشود که به طور خلاصه آنرا بیان میکنیم. 1ـ نسبت: یکی از معانی که واژه ی دعا آنرا افاده میکند، نسبت است که قرآن کریم بدین طریق آنرا بیان میکند: اُدعُوهُم لِآبَائِهِم. یعنی آنانرا به پدران خویش نسبت دهید. 2ـ نداء: یعنی صدا کردن و فریاد کردن. قرآن کریم برای بیان این معنی اینچنین میفرماید: وَ ادعُوا شُهَدَاءَکُم. یعنی رفقا و هم پیمانان خود را صدا بزنید. 3ـ سؤال: یعنی سوال کردن و خواستن. باز قرآن کریم از این معنی پرده برداشته و اینچنین میفرماید: اَدعُونِی اَستَجِب لَکُم. یعنی از من سؤال کنید و از من بخواهید، من اجابت خواهم نمود. 4ـ دعوة الی الشئ: یعنی دعوت به سوی چیزی. همانند این آیه ی الهی: اُدعُ اِلَی سَبِیلِ رَبِّکَ بِالحِکمَةِ. یعنی مردم را به سوی راه پروردگارت بخوان و دعوت کن. 5ـ تمنّی: یعنی آرزو کردن چیزی. همانند این آیه ی الهی: وَ لَهُم مَّا یَدَّعُونَ. یعنی آنان برای خویش آنچه را که آرزو میکنند، قرار میدهند. 6ـ قول: یعنی سخن همانند این آیه ی الهی: دَعوَاهُم فِیهَا سُبحَانَکَ اللَّهُمَّ. یعنی سخن آنان «سبحانک اللهم» خواهد بود. 7ـ تسمیة: یعنی نامگذاری و با نام صدا کردن. همانند این آیه ی الهی: لاتَجعَلُوا دُعَاءَ الرَّسُولِ بَینَکُم کَدُعَاءِ بَعضِکُم بَعضَاً. یعنی شما را نسزد که با نام صدا کردن رسول، همانند صدا کردن خود فی ما بین خویش باشد. یعنی شما نباید رسول اکرم صلی الله علیه و سلم را بسان آنچه که خود شما فی ما بین خود با نام صدا میزنید، صدا زده و بگویید: ای محمد، بلکه با احترام و با صفاتیکه شایسته ی مقام و شأن ایشان است او را صدا زده و در اینکار جانب احترام و حرمت ایشان را رعایت نمایید. 8ـ عبادة: یعنی ستایش و کرنش. همانند این آیه ی الهی: فَلاتَدعُوا مَعَ اللهِ اَحَداً. یعنی به همراه خدا، هیچ کسی را عبادت نکنید. تمامی آیاتیکه جماعت تکفیری به آن استناد کرده و در مورد بطلان توسل به غیر خدا و عدم صحت ندا غیر خدا به آن متوسل میشوند، همگی نه تنها در مورد ندا و فریاد کردن نبوده بلکه از آن واژه ها عبادت مقصود میباشد. همانند این آیات: وَ اَنَّ المَسَجِدَ للهِ فَلاتَدعُوا مَعَ اللهِ اَحَداً ــ فَلا تَدعُ مَعَ اللهِ اِلَهاً آخَر ــ وَ الَّذِینَ تَدعُونَ مِن دُونِهِ مَا یَملِکُونَ مِن قِطمِیرٍ ــ اِنَّ الَّذِینَ تَدعَُونَ مِن دُونِ اللهِ لَن یَخلُقُوا ذُبَابَاً. الآیة.


درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 19-Nov-2008 02:37 (1053 خوانده شده)
*
طبق فرمایش علماء « و الاَخذُ بِالتَجوِیدِ حَتمٌ لازِمٌ مَن لَم یجود القرآن آثم » قرائت قرآن با تجوید و با رعایت قوانینی که برای درست تلفظ کردن آن وضع شده است حتمی و لابدی است. زیرا که قرآن با تجوید نازل شده و با تجوید به دست ما رسیده است و هر کس که قرآن را با تجوید فرا نگیرد عاصی و گناه کار است و طبق فرمایش « الالفاظ قوالب المعانی » الفاظ قالب و ظرف معانی هستند به این معنی که اگر الفاظ درست تلفظ نشده و صحیح خوانده نشود چگونه معنای حقیقی و مطلوب از آن بدست خواهد آمد. لذا خواندن قرآن با تجوید باید سر لوحه ی همه ما بوده و عزیزان باید تلاش و کوشش خود را در راه یادگیری آن صرف نمایند. از این طرف، علماء و قراء نیز با عزیزان قرآن آموز، طوری باید برخورد نمایند که موجبات دین گریزی و فراری شدن عزیزان نوآموز نشده و اسباب ترک تحصیل و ترک کلاس درس دانش آموزان و قرآن آموزان را فراهم ننمایند.


درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 11-Dec-2008 16:04 (1245 خوانده شده)
*
تفسیر بالرای، و تعبیر آیات قرآن، مطابق سلیقه و خواهش خود، مطلقا حرام بوده و از گناهان بسیار بزرگی محسوب میشود. تفسیر آیات قرآن، مستلزم دانستن علوم بسیاری است که اکثرا از آن غافل هستند. تفسیر آیات قرآن مستلزم دانستن اصطلاحات بسیاری از قبیل عام، خاص، مطلق، مقید و همچنین دانستن آیات ناسخ و منسوخ، محکم و مفسر، مجمل و مأول، و همچنین مسلط بوده به علوم آلی و داشتن آگاهی کامل از علوم اشتقاق، صرف، نحو، فصاحت، بلاغت و مسلط بوده به تمامی ادبیات و اصطلاحات رایج و غیر رایج یک زبان است که دانستن همه ی این امور برای افراد عادی بسیار مشکل و حتی متعذر میباشد. لذا تفسیر قرآن بر عهده ی افراد عالم و متبحر در علوم و متخصصین دین اسلام که از آنان با نام «مجتهد» یاد میشود میباشد. برای ما مقلدین لازم است آیات قرآن را همانگونه که مجتهدین مذهب تأویل کرده و تفسیبر نموده اند باید تفسیر نمود.


درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 18-Dec-2008 23:14 (1060 خوانده شده)
*
با تشکر از لطف شما دوست عزیز و گرامی. انشاء الله تلاش خواهیم کرد تا تقاضای شما دوست عزیز را نیز بر آورده سازیم. ما خواندن تفسیر گلشاهی تالیف استاد گلشاهی را برای شما دوست عزیز توصیه میکنیم.


درخواست شده توسط Sahneh و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 06-Jun-2009 17:20 (2693 خوانده شده)
*
امام بیهقی از حضرت علی رضی الله عنه نقل میکند که آنحضرت در شأن آیه ی «وَ رَتِّل القُرآنَ تَرتیلاً» فرموده است: «الترتیل تجوید الحروف و معرفة الوقف» یعنی ترتیل، دانستن تجوید حروف و معرفت جاهای وقف است. همچنین علامه ابن الانباری میفرماید: «مِن تمام معرفة القرآن معرفة الوقف و الابتداء» یعنی دانستن اماکن وقف و شروع، از تتمه ی علم قرآن کریم است. همچنین علامه کنزاوی میفرماید: «باب الوقف عظیم القدر جلیل الخطر لانه لایتاتی لاحد معرفة معانی القرآن و لا استنباط الادلة الشرعیة منه الا بمعرفة الفواصل» یعنی بحث وقف در قرآن کریم، یک بحث بسیار مهم و پر خطر است زیرا فقط بوسیله ی دانستن اماکن وقف و شروع است که میتوان معانی قرآن را فهمید و ادله شرعیه را از آیات قرآن استنباط کرد. بنابراین مشخص میگردد که برای هر قاری قرآن و برای هر عالم دینی لازم است که بحث وقف و ابتداء در قرآن کریم را به تمام و کمال دانسته و به آن عمل نماید.


ائمه ی قرائت، در قرآن کریم علائمی را ثبت کرده اند تا قرائت قرآن بر مردم عادی ممکن و آسان باشد و همچنین آنان در امر وقف و شروع مجدد، دچار خطا و مرتکب معصیت نشوند. اما از آنجا که اختلاف بسیاری در مورد این علائم بین ائمه ی قرائت وجود دارد، لذا بعضاً قرآنهایی چاپ میشود که طبق نظر یکی از آن ائمه قرائت، علامت گذاری شده است و دارای تفاوت با قرآنهای دیگر است. مثلا قرآنهایی که در پاکستان چاپ میشود، با قرآنهایی با رسم الخط عثمان طه در مورد علائم وقف دارای اختلاف است. اگر چه رسم الخط عثمان طه از شهرت جهانی برخوردار است اما به نظر میرسد، قرآنهای چاپ پاکستان با دارا بودن علائم بسیار، برای مبتدیها و کسانیکه میخواهند قرآن را به طور روان و آسان قرائت نمایند، کاملا مفید و کار آمد باشد. و الله اعلم بالصواب.


درخواست شده توسط Sahneh و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 04-Mar-2009 22:44 (1091 خوانده شده)
*
برای مطالعه تفسیر قرآن، تفاسیر ذیل را پیشنهاد میکنیم: تفسیر البیضاوی معروف به قاضی بیضاوی تالیف ناصرالدین عبدالله بن عمر بن محمد الشیرازی. تفسیر روح البیان تالیف شیخ اسماعیل الحقی البوسوی. تفسیر کشف الاسرار و عدة الابرار معروف به تفسیر خواجه عبدالله انصاری تالیف ابوالفضل رشید الدین المیبدی. تفاوت بین تفسیرهای قرآن را نمیتوان در یک چیز حصر کرد زیرا بعضی از تفاسیر در مورد احکام و برخی نیز در مورد فلسفه و بعضی ها نیز در مورد عرفان یا ... بحث میکند. لذا نمیتوان در یک جمله تفاوت کتابهای تفسیر را بیان کرد.


درخواست شده توسط Sahneh و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 15-Apr-2009 03:14 (1074 خوانده شده)
*
جهت پاسخ به سوال شما دوست عزیز، مطلب را عینا از کتاب «مباحثی در علوم قرآن» نوشته دکتر صبحی صالح و ترجمه دکتر محمد علی لسانی فشارکی نقل میکنیم.


مراد از «احرف سبعه» که قرآن با آنها نازل شده است، غیر از آن چیزی است که عموما پنداشته میشود. زیرا ابو شامه در کتاب «المرشد الوجیز الی علوم تتعلق بالقرآن العزیز» مینویسد: گروهی بر این پندارند که این قرائتهای هفتگانه ای که هم اکنون وجود دارند، همان احرف سبعه هستند که در حدیث آمده است و این پندار خلاف اجماع قاطبه اهل علم است و فقط بعضی از اهل جهل بر این پندار مانده اند.


علت اینکه این هفت قرائت مشهور شده و مابقی از چنان شهرت کافی و واقعی برخوردار نشده اند این است که امام کبیر ابوبکر احمد بن موسی بن عباس مشهور به ابن مجاهد درست در سیصدمین سال هجرت در شهر بغداد به جمع آوری هفت قرائت از هفت امام و پیشوای علم قرائت قرآن از مکه و مدینه و عراق عرب و عجم و شام اقدام نمود که این هفت نفر همه موثق و امین بودند و به ممارست علی الدوام در علم قرائت قرآن و دقت در ظبط و روایت قرآن و امانت و پارسایی شهرت داشته اند.


اما این گردآوری ابن مجاهد صرفا یک تصادف و اتفاق بود زیرا در میان امامان قرائت قرآن، کسانی بودند که از این هفت نفر جلیل القدر تر بودند و تعدادشان هم قابل توجه بوده است.


اصطلاح «قراءات هفتگانه» در بلاد اسلامی زمانی که دانشمندان اسلامی خواستند درباره قراءات قرآن دست به تالیف بزنند، هیچ معروفیتی نداشت. نخستین مولفان در علم قراءات مانند ابوعبید قاسم بن سلام و ابوجعفر طبری و ابوحاتم سجستانی درمصنفاتشان چندین و چند برابر این قراءات را نقل کرده اند.


آغاز شهرت این عبارت، درست در سال دویست هجری است که در اثر اقبال مردم در بلاد مختلف اسلامی به قرائت بعضی از امامان قرائت و عدم اقبال مردم نسبت به بعضی دیگر، در شهر مکه قرائت عبدالله بن کثیر دارای شهر یافت که از صحابه انس بن مالک و عبدالله بن زبیر و ابو ایوب انصاری را درک کرده بود.


در مدینه قرائت نافع بن عبد الرحمن بن ابی نعیم مشهور گردید که قرائت قرآن را از هفتاد نفر از تابعین فرا گرفته بود که آنان از ابی بن کعب و عبدالله بن عباس و ابوهریرة قرائت قرآن را روایت کرده اند. در شام قرائت عبدالله یحصبی مشهور به ابن عامر شهرت یافت که قرائت قرآن را نزد مغیرة بن ابی شهاب مخزومی و او از عثمان بن عفان فرا گرفته بود و از صحابه، نعمان بن کثیر و وائل بن اسقع را درک کرده بود.


بعضی نیز میگویند وی شخص عثمان را درک کرده است و قرائت قرآن را مستقیما از وی فرا گرفته است. در بصره قرائت دو نفر از قراء ابوعمرو و یعقوب به شهرت رسید. ابو عمرو، زبان بن علاء بن عمار است که از مجاهدین جبر، و سعید بن جبیر و از عبدالله بن عباس به روایت وی از ابی بن کعب قرائت قرآن را روایت کرده است. و یعقوب ابن اسحاق حضرمی است که قرآن را بر سلام بن سلیمان طویل به روایت وی از عاصم و ابوعمرو فرا خوانده است.


در کوفه نیز قرائت دو نفر از قراء، حمزه و عاصم شهرت یافتند. حمزه ابن حبیب زیاد مولی عکرمة بن ربیع تمیمی است که قرآن را بر سلیمان بن مهران اعمش به روایت وی از قرائت خود بر یحیی بن وثاب و بر زر بن حبیش بروایت وی از قرائت خود بر عثمان و علی و ابن مسعود فرا خوانده است. عاصم ابن ابی النجود اسدی است که قرآن را بر زر بن حبیش و اوبر عبدالله بن مسعود فرا خوانده است.


از زمان ابن مجاهد به بعد، قرائتهای این هفت نفر از شهرت گسترده ای برخوردار گردیدند و چنانچه گفتیم بسیاری چنین اندیشیدند که مراد از احرف سبعه که در حدیث نبوی آمده است همین قراءات سبع هستند. حال آنکه حق اینست که برای این کار ضابطه ای است که هر قرائتی دارای این ضابطه باشد باید آن را پذیرفت و در پرتو دارا بودن همین ضابطه قراءات دهگانه و قراءات چهارده گانه بوجود آمده اند.


قرائات عشر عبارتند از همان هفت قرائت مشهور به اضافه قرائت یعقوب که پیش از این مورد اشاره بود و قرائت خلف بن هشام که قرآن را بر سلیم بن عیسی بن حمزه بن حبیب زیات فرا خوانده است و قرائت یزید بن قعقاع مشهور به ابوجعفر که قرائت قرآن را از عبدالله بن عباس و ابوهریره و آندو از ابی ابن کعب فرا گرفته است.


قرائات اربع عشره عبارتند از همان ده قرائت یاد شده باضافه چهار قرائت دیگر که عبارتند از قرائت حسن بصری مشهور و قرائت محمد بن عبدالرحمن معروف به ابن محیصن و قرائت یحیی بن مبارک یزیدی و قرائت ابوالفرج محمد بن احمد شنبوذی.


اسنادهای محدثان تاثیر آشکاری در حرکت زنجیره ای قراءات از آن زمان تا کنون داشته است. توضیح اینکه همانطور که علمای اسلام احکام شرعی و اصول تفسیر را از روایاتی استنباط میکنند که دارای سند صحیح میباشند قرائت احدی از قراء را هم نمیپذیرند مگر هنگامی که ثابت شود که وی قرائت قرآن را از مافوقش به طریق مشافهه و سماع یعنی با گوشهای خودش از دو لب استادش فرا گرفته است تا جائی که سلسله سند به یکی از صحابه برسد که او از رسول الله فراگرفته باشد.


این سلسله سندهای موجود برای قراءات، به علمای اسلامی این زمینه را داده است که بتوانند قراءات را توقیفی بنامند و قرائت قرآن را بر مبنای قیاس مطلق منع کنند و موضع عده ای دیگر از علمای اسلامی که زمخشری از جمله آنان است محکوم کند.


این عده میگویند قرائت اختیاری و گزینشی هستند و دائر مدار گزینش و اجتهاد صاحبنظران در فصاحت و بلاغت هستند. بنابر این حتی اگر قرائتی با عربیت و با رسم الخط قرآن سازگار باشد ولی با سند صحیح نقل نشده باشد همانند سلسله سندهایی که محدثین موفق درست کرده اند مردود خواهد بود و از آن طرف چه بسیار قرائتهایی که بعضی از علمای نحو یا بسیاری از نحویین آنها را منکر، زشت و ناهنجار و غیر قابل قبول اعلام کرده اند ولی کسی به نظرشان وقعی ننهاده است.


مانند ساکن گردانیدن همزه در کلمه بارئکم و با سکون راء خواندن کلمه یامرکم و مجرور خواندن و الارحام و منصوب خواندن لیجزی قوما و فاصله انداختن میان مضاف و مضاف الیه در قتلَ اولادَهُم شُرکائِهِم و از این قبیل.


روی این حساب، جای شگفتی نیست که قراء آنچنان موضع سختی در برابر ابوبکر بن مقسم بگیرند که وی از میان همه قراءات آنچه را که بنظر او از جهت عربیت صحیح تر میآمده است بر میگزیده است هرچند که مخالف نقل یا مخالف رسم الخط مصاحف باشد و کار به جایی رسید که برای این موضوع مجلسی ترتیب دادند و او را محاکمه کردند و همگی اجماع بر منع او از این عمل حاصل کردند و نیز مجلس دیگری برای ابن شنبوذ آراستند تا او را از کاری که پیش گرفته است توبه دهند. آخر وی شروع کرده بود قرآن را بر اساس مواردی که از ابی و ابن مسعود میدانست بنویسد.


ابن خالویه کتابی در باره قراءات شاذه نوشته است که آن را المختصر فی شواذ القراءات نامیده است. ابن جنی کتاب المحتسب فی توجیه القراءات الشاذه را تالیف کرده است. و ابوالبقا عبکری کتابی فراگیرتر و مفصل تر نوشته است بنام املاء ما منَّ به الرحمان من و جوه الاعراب و القراءات فی جمیع القرآن.


حتی بعضی از علمای اسلامی تردید نکرده اند در این که صریحا بگویند: توجیه یک قرائت شاذ بسی نیرومند تر و کار آمدتر است از توجیه یک قرائت مشهور. و در پرتو توجیه قرائتهای شاذ مددی برای بازشناسی صحت و سقم تاویلات قرآنی یافته اند:


قرائت ابن مسعود که به جای (و السارق و السارقة فاقطعوا ایدیهما) خوانده است (و السارق و السارقة فاقطعوا ایمانهما) در جهت فهم اینکه برای جاری کردن حد سرقت کدام دست را باید برید کمک کرده است.


قرائت سعد ابن ابی وقاص که در آیه 12 سوره نساء دو کلمه ( من امٍّ) را افزوده و آیه را چنین خوانده است (و له اخ و اخت من ام فلکل ) به صراحت رسانیده است که نوع خواهری و برادری در این قضیه شرعی مربوط به میراث چه باید باشد.


قرائت عمر ابن عبدالعزیز که از امام ابوحنیفه نیز نقل شده است که بجای (انما یخشی اللهَ من عباده العلماءُ) خوانده اند (انما یخشی اللهُ من عباده العلماءَ) روشن گردانیده است که غرض از تخصیص علماء و دانشمندان به خشیت خداوند (در جایی که غیر آنان نیز خشیت خداوند را دارند؟) نشان دادن مکانت و منزلت و درجه تقرب علماء به خداوند است) و تاویل آیه ( بر حسب این قرائت) چنانکه زرکشی گفته است این است که خشیت در اینجا به معنای اجلال و تعظیم است نه خوف و ترسیدن!) و مانند این اقوال در تفسیر بعضی تابعین هم نقل میشده است و مورد استحسان و استقبال قرار میگرفته است.


این را هم باید افزود که توجیه بعضی از قرائات شاذ خالی از تکلف نیست و گاهی نیز در آغاز کار ناهنجار به نظر میرسد اما بلا فاصله تاویل به دفاع بر میخیزد و آن ناهنجاری را از میان میبرد.


مانند قرائت شاذی که در آیه سوره حشر (59) کلمه (مُصَوِّر) را در عبارت (هو الله الخالق البارئ المصور) به فتح واو یعنی المصوَّر میخواند تاویل این قرائت آن است که (مصور) بر حسب این قرائت مفعول اسم فاعل (البارئ) است که از نظر نحوی عمل فعل را انجام میدهد و مانند آن است که گفته شده باشد الذی بَرَأ المُصَوَّرَ!


توجیه قراءات شاذ به منظور استنباط تاویلات عجیب و غریب از بعضی وجوه این قراءات نوعی تفریح علمی بوده است که علمای اسلام در خلال تحقیقات و مطالعات و سیع و متنوعشان در رابطه با هر چه که متعلق به قرآن بوده است سخت مورد علاقه شان بوده است.


این دانشمندان همچنان که خودشان را سرگرم بازشناسی تعداد آیات قرآن و طولانی ترین کلمه و کوتاه ترین کلمه و بیشترین حروف متحرک که در کتاب الله گرد آمده است و از این قبیل بررسی هایی که فایده ای نداشته اند مگر در موارد بسیار جزیی که به ندرت مفید واقع میشده اند، تمایلی نیز نسبت به بررسی قراءات شاذ در وجود خودشان در یافتند آن هم فقط برای گسترده تر کردن دامنه ی تحقیقات و بررسی هایشان و گرنه به علم الیقین میدانستند که در قرائتی که قرآن بودن آن کاملا به اثبات نرسیده باشد، تلاوت آن نه برای خود ایشان نه برای دیگران نه در نماز و نه در غیر نماز جایز نخواهد بود و نیز اعتقاد به آن و پذیرش آن برای احدی واجب نخواهد گردید.


نووی در شرح المهذب میگوید: جایز نیست قرائت قرآن نه در نماز و نه در غیر نماز بر اساس قراءات شاذ به دلیل اینکه این قراءات قرآن نیستند و قرآن نبودنشان به دلیل آن است که قرآن جز به تواتر ثابت نمیگردد و قرائت شاذ متواتر نیست و هر کس جز این بگوید مغلطه کار یا جاهل است و اگر مخالفت کند و قرائت شاذ را بخواند قرائت او در نماز و در غیر نماز منکر شناخته میشود و مورد نهی قرار میگیرد.


فقهای بغداد اتفاق نظر دارند بر اینکه کسی را که قرآن را بر حسب قرائتهای شاذ بخواند باید توبه داد. ابن عبدالبر اجماع مسلمانان را نقل کرده است بر اینکه قرائت قرآن با قراءات شاذ جایز نیست و نباید پشت سر کسی که این قرائتها را میخواند نماز گزارد.


به همین جهت امام مالک درباره کسی که در نماز بقرائت ابن مسعود و صحابه دیگر در مواردی که مخالف رسم الخط مصحف است قرائت کند گفته است: پشت سر او نماز نگذارند. این موضع گیری علمای اسلامی در برابر ابن مسعود با آن پارسایی و علم و تقوای فراوان وی چه بسا انگیزه اش شایعه انکار معوذتین و فاتحه الکتاب و قرآن ندانستن آنها بوده باشد که به ابن مسعود نسبت میدهند هر چند که بسیاری از علمای اسلامی این کار ابن مسعود را یک تفسیر منطقی میدانستند.


ابن قتیبه در کتاب مشکل القرآن میگوید: ابن مسعود چنین پنداشته است که معوذتین از قرآن نیستند زیرا دیده است که پیامبر اکرم حسن و حسین را با این دو سوره تعویذ میفرماید و بر پایه این گمان خویش ایستادگی کرده است و ما نمیگوییم ابن مسعود در این امر درست اندیشیده است و مهاجران و انصار اشتباه کرده اند.


وی میافزاید: اما اینکه فاتحه الکتاب را از مصحف خودش انداحته است به خاطر این نبوده است که آن را از قرآن نمیدانسته است معاذ الله! بلکه نظرش بر این بوده است که قرآن را در میان دو لوح (جلد) قرار داده اند به خاطر آنکه از شک و نسیان و زیاده و نقصان میهراسیدند و بنا به نظر وی فاتحه الکتاب از این آفات در امان است زیرا هم سوره کوتاهی است و هم فرا گرفتنش بر همه کس واحب است.


قرائت ابی بن کعب نیز مانند قرائت ابن مسعود شاذ بحسات میآید زیرا به او نسبت داده اند که دعای استفتاح و قنوت را در آخر مصحف خودش مانند دو سوره ثبت کرده بوده است با آنکه حجتی بر قرآن منزل بودن آن دو اقامه نشده است بلکه نوعی دعا هستند و اگر قرآن میبودند مانند قرآن بتواتر نقل میشدند و علم و صحت آنها حاصل میگردید.


برای متمایز گردانیدن قراءات پذیرفته شده از قراءات شاذ، علمای اسلامی ظابطه ای وضع کرده اند مبنی بر اینکه قرائت مورد قبول باید سه شرط داشته باشد: یکی موافقت آن قرائت با رسم الخط یکی از مصاحف عثمانی ولو بصورت تقدیری. دوم موافقت آن قرائت با عربیت ولو به وجهی از وجوه. سوم صحت اسناد آن هر چه که از آن قراء مشهور دهگانه (غیر از قراء سبعه) یا چهارده گانه باشد.


ابن جزری در کتاب منجد المقرئین ترجیح قائل شده است که در این ضابطه به جای صحت اسناد، تواتر شرط بشود. زیرا قرآن بودن جز با اسناد متواتر ثابت نمیگردد.بنابر این، قرائات چهارگانه زائد بر قراءات دهگانه صحیح السند هستند و آحادی هستند و به تواتر نرسیده اند و قرآنی که بتوان به عنوان تعبد آنها را خواند و در نماز تلاوت کرد نیستند. قراءات متواتر که امت اسلام آنها را پذیرفته اند قراءات دهگانه هستند که خلف از سلف فرا گرفته اند تا به دست ما رسیده است و امروز قرائتی متواتر غیر از قرائتهای دهگانه موجود نیست.


سیوطی از ابن الجزری نقل میکند: انواع قرائتها از حیث سند شش نوع است: نوع اول، متواتر و آن قرائتی است که آن را جمعی از جمعی نقل کنند و امکان همدستی آنان بر دروغگویی نباشد. مانند قراءاتی که از همه طرق از قراء سبعه نقل شده است و این نوع غالب قراءآت را شامل میگردد.


نوع دوم مشهور. و آن قرائتی است که سندش صحیح باشد یعنی در تمام سلسله سند عدل ظابط (شخص عادل و دقیق) از همانند خودش نقل کرده باشد و با یکی از مصاحف عثمانی هم موافقت داشته باشد خواه از امامان هفتگانه باشد یا از امامان دهگانه یا از امامان دیگر که مورد قبول هستند و نزد قراء شهرت داشته باشد و آن را غلط نشمرده یا شاذ ندانسته باشند اما در عین حال به درجه تواتر هم نرسیده باشد. مانند قراءاتی که از طرق مختلف باختلاف از قراء سبعه نقل شده باشد یعنی بعضی از راویان نقل کرده و بعضی دیگر نقل نکرده باشند.


از جمله مشهورترین کتبی که درباره این دو نوع از قراءات نوشته شده است کتاب التیسیر تالیف دانی است و الشاطبیه و طیبه النشر فی القراءات العشر. این دو نوع از قراءات اند که قرآن بر اساس آنها خوانده میشوند و اعتقاد به آنها واجب است و انکار هیچ یک از آنها جایز نیست.


نوع سوم قرائتی است که سندش صحیح باشد اما با رسم الخط قرآن یا با عربیت مخالفت داشته باشد و یا اینکه به آن حد از شهرت نرسیده باشد. این نوع از قراءآت خوانده نمیشوند و اعتقاد به آنها نیز واجب نیست.


نوع چهارم شاذّ. و آن قرائتی است که سندش صحیح نیست مانند قرائت ابن سمیفع در آیه (فَالیَومَ نُنَنَجِّیکُ بِبَدَنِک لِتَکونَ لِمَن خَلفَکَ آیه) که (نُنَجِّیکَ) و (خَلَفَکَ) خوانده است.


نوع پنجم جعلی و ساختگی. و آن قرائتی است که به گوینده آن نسبت داده میشود ولی پایه و اساسی ندارد. مانند قراءاتی که محمد بن جعفر خزاعی گرد آوری کرده و آنها را به ابوحنیفه نسبت داده است. مانند قرائت ( انما یخشی الله من عباده العلماء).


نوع ششم قرائتی هستند که شبیه (مدرج) یکی از انواع حدیث است و عبارت است از توضیحاتی که بر وجه تفسیر به قراءآت مانند قرائت سعد ابن ابی وقاص (و له اخ او اخت من ام) که دو کلمه من ام را به (آیه 12 سوره نساء) افزوده است و قرائت (لیس علیکم جناح ان تبتغوا فضلا من ربکم فی مواسم الحج که عبارت (فی مواسم الحج) را به آیه 198، سوره بقره افزوده است.


درخواست شده توسط Yus و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 17-Aug-2009 01:53 (1588 خوانده شده)
*
منظور از سبع مثانی، سوره ی حمد و مراد از کوثر، حوضی است که خداوند برای حضرت محمد صلی الله علیه و سلم و امت ایشان در بهشت مهیا کرده است. علت اینکه به سوره ی حمد، سبع مثانی گفته شده است اینست که این سوره دارای هفت آیه بوده و دو بار بر آنحضرت نازل شده است و یا اینکه در هر نماز فرض، دو بار قرائت میشود. پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم در مورد حوض کوثر میفرماید: «حوض من چهار گوش بوده و هر چهار زاویه ی آن مساوی است و هر ضلع آن به اندازه ی مسافت یک ماه است. آب آن از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر است. هر کس فقط یک بار از آن بنوشد تا ابد تشنه نمیگردد.» این حوض در بهشت قرار دارد. به روایتی، یک حوض دیگر که شاخه ای از کوثر است، در روز قیامت و در میدان عرصات خواهد بود که پس از محاسبه ی انسانها و نابودی کل کائنات به غیر از بهشت و جهنم، آن نیز از بین خواهد رفت.


درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 14-Jan-2009 16:16 (1057 خوانده شده)
*
آنچه که از منابع قرآنی و کتابهای تجوید به دست آورده ایم، در قرآن کریم 15 علامت ثبت شده است که به طور خلاصه از این قرار است:
1ـ «هـ» علامت وقف لازم دال بر اینکه وقف در آن محل الزامی میباشد.
2ـ «لا» علامت وقف ممنوع دال بر اینکه وقف در این محل صحیح نمیباشد.
3ـ «ج» علامت وقف جائز د ال بر اینکه وقف و وصل هر دو جائز میباشد.
4ـ «قلی» علامت وقف اولی دال بر اینکه وقف و وصل هر دو جائز است اما وقف بهتر میباشد.
5ـ «صلی» علامت وصل اولی دال بر اینکه وقف و وصل هر دو جائز است اما وصل بهتر میباشد.
6ـ «علامت سه نقطه مثل نقطه ی شین» علامت تعانق وقف دال بر اینکه در هر یک از دو محل وقف جائز است ولی اگر در هر یک از آنها وقف صورت گیرد، نباید در دیگری وقف نمود.
7ـ «س» علامت سکته دال بر اینکه در محلی که علامت گذاشته شده است، اندکی توقف بدون تنفس صورت میگیرد.
8ـ «علامت ساکن بر روی واو ـ الف ـ یاء» نشانه ی زائد بودن آنها در حال وصل و وقف است.
9ـ «ز» علامت وقف مجوز دال بر اینکه وقف و وصل هر دو جائز بوده اما وصل بهتر میباشد.
10ـ «ط» علامت وقف مطلق دال بر اینکه لفظ و معنی آن در محل تمام میشود و ابتداء به بعد بسیار نیکو میباشد. لکن در صورت وصل نیز معنی آیه تغییر نمیکند.
11ـ «ص» علامت وقف مرخص دال بر اینکه ما بعد کلام از ما قبل آن مستغنی نیست و از حیث معنی با یکدیگر مرتبط اند. ولی چون آیه طولانی است و تا محل وقف اصلی نفس یاری نمیکند رخصتی برای وقف وجود دارد. پس این وقف در حالت ضروری واقع میشود و بازگشت به اول آیه هم لزومی ندارد.
12ـ «قف» علامت امر به وقف.
13ـ «ق» علامت دال بر وقف، بنا به قولی و به روایتی.
14ـ «صل» علامت وصل نیکو است.
15ـ «قلا» علامت دال بر عدم وقف، بنا به قولی و به روایتی.


درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 19-Jan-2009 13:21 (1688 خوانده شده)
*
ترتیب حفظ سوره ها و آیه های قرآن با ترتیب کتابت آنها یکی بوده اما ترتیب نزول سوره ها و آیه ها با ترتیب حفظ و کتابت آنها تفاوت های زیادی داشته اند مثلا نخستین آیه ی قرآن «اقرأ باسم ربک ...» در آغاز سوره ی نود و ششم و آخرین آیه ی قرآن کریم «و اتقوا یوما ترجعون فیه الی الله...» بعد از آیه ی 280 سوره ی روم و آخرین سوره ی قرآن نصر بعد از سوره ی 102 حفظ و نوشته شده است. علت تفاوت ترتیب نزول و ترتیب حفظ و کتابت قرآن این بوده است که ترتیب نزول سوره ها و آیه ها تابع وقایع و حوادثی بوده که آن نظم و انسجام و همخوانی که در کتابها وجود دارد در آنها وجود نداشته اما ترتیب حفظ کردن و کتابت سوره ها و آیه ها دستور پیامبر و راهنمایی جبریل و مطابق با ترتیب قرآن موجود در آسمان اول و بیت المعمور انجام یافته است. جهت کسب اطلاعات بیشتر میتوانید به کتاب «قرآن شناسی» حاج ملا عبدالله احمدیان، مراجعه نمائید. قرآن شناسی ص 54


(1) 2 3 4 ... 8 »
تصویر اتفاقی
حضرت الشیخ عبدالملک نقشبندی ـ استاد تنگلی مدیر حوزه علمیه عرفانیه عرفان آباد ـ احمد آخوند تنگلی امام جمعه عرفان آباد

حضرت الشیخ عبدالملک نقشبندی ـ استاد تنگلی مدیر حوزه علمیه عرفانیه عرفان آباد ـ احمد آخوند تنگلی امام جمعه عرفان آباد

مقبره حضرت شیخ عبدالقادر گیلانی ـ بغداد ـ عراق

مقبره حضرت شیخ عبدالقادر گیلانی ـ بغداد ـ عراق

اعضای دارای بیشترین پیام
1 mohammad2
mohammad2
172
2 elyas 130
3 SAHABI 111
4 sahneh 91
5 gapist 56
6 neghab
neghab
30
7 nurahmed
nurahmed
25
8 alten 21
9 men 19
10 IBB
IBB
19
جدول اوقات شرعی