تصاویر جدید




آمار بازدید

آخرین بروز رسانی 1393/06/22 2014/09/13

برای دیدن تصویر اصلی در صفحه جدید کلیک کنید.
SmartFAQ is developed by The SmartFactory (http://www.smartfactory.ca), a division of InBox Solutions (http://www.inboxsolutions.net)
 شرح شاخه

 پرسش و پاسخ
در این قسمت پرسش و پاسخ های مربوط به این شاخه قرار دارند
(1) 2 3 »
طلاق ]
درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۱۴-مهر-۱۳۸۷ ۲۳:۱۴ (840 خوانده شده)
*
به طور کلی، در مذهب حنفی سه نوع طلاق وجود دارد. 1ـ رجعی 2ـ بائن خفیفه یا صغری 3ـ بائن غلیظه یا کبری. در صورت طلاق رجعی، زوج بدون تجدید عقد نکاح، میتواند به همسرش رجوع کرده و با هم زندگی کند. اما در صورت بائن خفیفه، حتما تجدید عقد نکاح لازم میباشد. و در صورت بائن کبری، با هیچ نوع عقدی نمیتواند آن زن را به همسری اختیار کند بلکه لازم است پس از گذشتن عده، به عقد کسی دیگر در آمده و پس از زندگی زناشویی با آن شخص و پس از طلاق دادن وی و سپری شده عده ی زن، میتواند دوباره آنرا به همسری برگزیند.


طلاق ]
درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۰۶-آبان-۱۳۸۷ ۱۹:۴۷ (744 خوانده شده)
*
قبل از هر چیز باید طلاق را تقسیم کرده و تعریف کنیم. طلاق رجعی، طلاقی است که احتیاج به تجدید عقد نکاح را ندارد و اگر قبل از سپری شدن ایام عده ی زن نزدیکی و یا اعمالی از قبیل بوسیدن ـ به آغوش کشیدن ـ و یا با گفتن من رجوع کردم و ... صورت پذیرد رجعت محسوب شده و حکم حرمت آن طلاق نیز از بین میرود. اما اگر تا سپری شدن عده ی زن نزدیکی و یا اعمال مذکوره از طرف زوج صادر نشود، آن رجعی خود به خود تبدیل به بائن گردیده و محتاج به تجدید عقد نکاح خواهد بود. لازم به ذکر است اگر چه با رجوع در ایام عده ی زن، حرمت طلاق رجعی از بین میرود اما آن رجعی در سابقه ی آن زن محفوظ مانده و هرگاه یک رجعی دیگر صورت گیرد با رجعی قبلی، دو رجعی محسوب شده و اگر بار دیگر رجعی داده شود با احتساب دو رجعی قبلی، رجعی سوم، به بائن غلیظه تبدیل گشته و امکان رجوع نخواهد بود.
طلاق بائن، طلاقی است که به تجدید عقد نکاح محتاج است. اگر این بائن یک یا دو باشد بائن خفیفه گفته شده و اگر سه باشد به آن بائن غلیظه اطلاق میگردد. زنی را که یک یا دو بائن داده شده است، میتوان با تجدید نکاح به عقد خود در آورد. اما زنی که بائن غلیظه داده شده است به هیچ وجه نمیتوان آن را به عقد نکاح خود در آورد. یعنی کسی که آن زن را طلاق داده است نمیتواند آن را دوباره به همسری اختیار کند تنها راهش این است که پس از سپری شده عده ی آن زن، به عقد یک مرد دیگری باید در آمده و با او همبستر شود و اگر آن مرد وی را طلاق دهد پس از سپری شدن عده ی زن از طلاق آن مرد، زوج اولی میتواند با عقد جدید آن زن را به همسری اختیار نماید. به طور کلی، طلاق دارای دو نوع لفظ است:
1ـ الفاظ صریح، یعنی الفاظی که مختص طلاق هستند و در دیگر موارد هیچگونه کاربردی ندارد همچون: «اَنتِ طَالِقٌ = تو طلاق هستی» ـ «اَنتِ مُلَلَّقَةٌ = تو طلاق داده شده ای» ـ «طَلَّقتُکِ = من تو را طلاق دادم». با این الفاظ صریح طلاق، همیشه طلاق رجعی واقع میشود. اما اگر طلاق با لفظ مصدر اطلاق شده و زوج بگوید: «اَنتِ الطَّلاَق = تو طلاقی» ، اگر در قلب خود سه طلاق را نیت کرده باشد، سه طلاق واقع میشود در غیر اینصورت طلاق رجعی واقع میگردد.
2ـ الفاظ کنایه ی طلاق، یعنی الفاظی که برای طلاق و نیز برای دیگر موارد کاربرد دارند. این الفاظ به سه دسته ی مهم تقسیم میشود: الف: الفاظی مانند «برو بیرون ـ گم شو ـ بلند شو ـ نمیخواهم ببینمت و ... ». ب: الفاظی مانند «من از تو بیزارم ـ من از تو بریده ام ـ تو بر من حرام هستی ـ تو آزاد هستی و ... ». ج: الفاظی مانند «روزت را بشمار ـ رحم ات را پاک کن ـ تو به اختیار خودت هستی ـ اثاثت به دوشت است و ... ». در حال رضایت بدون مذاکره و گفتگوی طلاق و بدون دعوای زوجین، همه ی الفاظ محتاج نیت زوج هستند. یعنی اگر با گفتن این الفاظ، نیت طلاق را داشته باشد طلاق واقع شده و اگر نیت طلاق را نداشته باشد طلاق واقع نمیشود. در حال رضایت و بدون دعوای زوجین اما همراه با مذاکره و گفتگوی طلاق، الفاظ مربوط به بندهای «ب» و «ج» بدون اینکه متوقف به نیت طلاق زوج باشد، طلاق واقع میشود. توضیحا باید بگوییم که یک طلاق بائن قطعا واقع میشود و اگر در نیت خود دو یا سه بائن باشد آن نیز واقع میگردد. اما الفاظ مربوط به بند «الف» محتاج به نیت زوج است اگر نیت طلاق را داشته باشد، طلاق واقع شده و اگر نیت طلاق را نداشته باشد طلاق واقع نمیگردد.
اما در حال غضب و دعوای زوجین، الفاظ مربوط به بند «ج» بدون اینکه متوقف به نیت باشد طلاق واقع میشود اما الفاظ مربوط به بندهای «الف» و «ب» محتاج به نیت هستند. در هر موردی که طلاق متوقف به نیت باشد آنچه در نیت زوج است واقع میگردد اگر نیت سه طلاق کرده باشد، سه طلاق واقع میشود و اگر نیت دو طلاق کرده باشد دو طلاق و اگر نیت یک طلاق کرده باشد یک طلاق واقع میگردد.


طلاق ]
درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۰۲-بهمن-۱۳۸۷ ۱۶:۱۲ (571 خوانده شده)
*
قبل از هر چیز یاد آوری یک نکته را لازم میدانیم و آن اینست که در شرع مقدس اسلام هر گونه ارتباط علنی یا پنهانی دختر و پسر نامحرم، به شدت نهی شده و حرام میباشد. لذا در مرحله ی اول این ارتباط شما و وعده و وعیدهای شما کاملا اشتباه و به دور از درایت بوده و هرگاه والدین شما از ازدواج و وصلت شما ممانعت بعمل آوردند (انشاء الله که هیچوقت چنین نخواهد شد) و هیچگونه رضایتی به ازدواج شما نداشتند اگر چه در مذهب حنفی رضایت والدین شرط نیست اما به لحاظ حفظ حرمت و شخصیت اجتماعی آنان، شما قادر به وصلت و ازدواج با یکدیگر نخواهید بود. و این مشکل چیزیست که تنها خودتان با دست خودتان درست کرده اید.


لذا عاقلانه ترین راه این بود که میبایست شما پس از پسند یکدیگر، والدین خود را جهت خواستگاری و نشان کردن، به خانه دختر میفرستادید و پس از عقد و محرمیت، با خیال راحت ارتباط خود را حفظ میکردید. به نظر ما بهترین کاری که باید بکنید اینست که از ارتباط و دوستی خود، خانواده ها را مطلع کنید و جریان عشق و علاقمندی خودتان را به خانواده ها بازگو کرده و مقدمات ازدواج و عقد را فراهم نمائید تا قبل از ارتکاب هرگونه عمل نامشروعی، محرمیت را بین خودتان ایجاد نمائید.


در مذهب حنفی اگرچه رضایت والدین برای صحت عقد شرط نیست و شما در صورت مخالفت آنان نیز میتوانید اقدام به ازدواج نمائید اما ما به شما اینرا پیشنهاد نمیکنیم. زیرا انسان یک مخلوق اجتماعی است. حرمت و حیثیت یک فرد در اجتماع و محیط پیرامون لازمه ی یک شخص است. نگذارید در این دو روز عمر خود، بدون رضایت والدین که خداوند رضایت خود را متعلق به رضایت آنان کرده است، در اول جوانی و در اوج آمال و آرزوها، زندگی خود را با تلخی و سراسر نفرت و دشمنی آغاز نمائید.


سعی کنید هر طور که شده و به هر طریق ممکن رضایت والدین خود را جلب کنید. از دوستان و آشنایان و از کسانیکه والدین شما از آنها حرف شنوی دارند کمک و یاری بجوئید.


طلاق ]
درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۰۷-بهمن-۱۳۸۷ ۲۲:۲۹ (637 خوانده شده)
*
در قانونگذاری شرع مقدس اسلام، حق و اختیار طلاق به مردها داده شده است. خداوند متعال در قرآن کریم به این حق مسلم مردها اشاره کرده میفرماید: یا ایها النبی اذا طلقتم النساء فطلقوهن لعدتهن. یعنی ای رسول گرامی! هرگاه که خواستید زنان خود را طلاق بدهید، آنان را در وقت فرا رسیدن عده، طلاق دهید. مخاطب در این آیه اگرچه پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم است اما مراد از آن، امت آن حضرت میباشد. مهمترین حکمتی که برای این حکم ذکر کرده اند اینست که جنس زن، ضعیف و اراده ی وی بسیار سست و شکننده است و در وقت پیش آمد مصیبت و خشم و غضب، از امتیاز آرامش و طمانینه برخوردار نیست و چه بسا با کوچک ترین علتی شاد و غمگین میگردد. بر خلاف جنس مرد که در زیر ضربات تازیانه، شکیبایی و تحمل انواع مشقتها تاب و مقاومت دارد و بدون تفکر و سنجش عواقب هر امری، تصمیم به انجام هیچ کاری نمیگیرد و هیچ اراده ای را نقض نمیکند تا زمانی که درباره ی آن خوب فکر نکند. بنابراین دادن اختیار طلاق به دست مرد برای بقای امر زن و شوهری دارای ضمانت بیشتری بوده و برای ساختن یک زندگی آبرومندانه ، یک اهرم بسیار پرقدرت و مطمئن میباشد. علاوه بر آن، مرد امتیاز دیگری نیز دارد و آن این است که مرد موظف به تهیه کسوت و نفقه بوده و صاحب تسلط و امر و نهی در خانه میباشد. ممکن است زنی که اهل طمع باشد یا زنی باشد که به غذای یکنواخت خانه شوهرش قناعت نداشته باشد در اینصورت اگر اختیار طلاق در دست او میبود بنا به ضرب المثل مشهور «زوج بزوج و الصداق فائدة» یعنی مبادله یک شوهر به شوهری دیگر و مهریه ای نیز اضافه بها، تمسک جسته از شاخه ای به شاخه ای میپرید و هر زمان شوهری میگزید و اگر اختیار طلاق به دست مرد و زن هر دو داده میشد باز هم رسوایی بیشتری ببار میاورد و به اندک فرصتی، مرد و زن به متارکه میانجامید. چه بسا ممکن است که برای مدت کوتاهی بین زن و مرد اختلافی جزئی رخ دهد و زن از جائی که ثابت قدم و شکیبایی و تحمل اندوه را ندارد، به طلاق مبادرت کرده و کار این زوج به جدایی و متارکه انجامد. با توجه به بیانات فوق نتیجه میگیریم که بودن اختیار طلاق بدست مردان بزرگترین فایده و نیکوترین مصلحت زن و مرد و خانواده و زندگی زناشویی را در بر دارد. جهت کسب اطلاعات بیشتر میتوانید به کتاب حکمت و فلسفه شریعت صفحه 304 مراجعه فرمایید.


طلاق ]
درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۲۲-بهمن-۱۳۸۷ ۱۵:۴۰ (636 خوانده شده)
*
اگر شوهر، لفظ طلاق یا لفظی را که دلالت بر طلاق دارد که اصطلاحا الفاظ کنایه طلاق گفته میشود، نگفته باشد، هیچگونه طلاق واقع نشده و ایشان میتواند با همسر خود در کنار هم زندگی کند.


طلاق ]
درخواست شده توسط OMID و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۱۸-اردیبهشت-۱۳۸۸ ۲۲:۰۶ (502 خوانده شده)
*
بدون سبب طلاق دادن، گناه نيست اما برای شخص مومن و متدین شایسته نیست که بدون هیچگونه سبب و دلیلی، همسر خود را طلاق دهد. زیرا حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم فرموده اند: منفور ترين مباحات، طلاق است. فتاوي دارالعلوم ديوبند 22/9 ـ فتح باب العنايه 91/2.


طلاق ]
درخواست شده توسط Molana و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۱۹-اردیبهشت-۱۳۸۸ ۱۷:۴۱ (532 خوانده شده)
*
طبق فتوای فقهاء مذهب حنفی، برای زنی که سه طلاقه شده است تحلیل لازم است. بدین گونه که پس از سپری شدن عده ی آن زن، باید به عقد شخص دیگری در آمده و با ایشان همبستر شود. و در صورت طلاق دادن آن شخص، عده را سپری کرده و مجددا به عقد شوهر اول در آید. فقط بدین صورت میتواند به عقد شوهر اول در آید لاغیر.


طلاق ]
درخواست شده توسط OMID و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۱۰-مرداد-۱۳۸۸ ۱۸:۲۶ (683 خوانده شده)
*
نفرین و اثر کردن یا نکردن آن، فقط تحت اراده و مشیت الهی است. لذا نمی توان به طور قطع گفت که آن نفرین واقع می شود یا نمی شود. اما آنچه که مهم است، شوهر، صرف اینکه از همسرش خوشش نمی آید، نمی تواند آنرا طلاق داده و زندگی خود را متلاشی نماید. این کار اصلا شایسته ی یک شخص مؤمن و متدین نیست. در اینصورت زن، قطعا مورد ظلم و تعدی قرار گرفته و حق همسری و حق زناشویی وی پایمال میگردد. لذا مرد قطعا مسئول بوده و باید جواب این کار ناشایست خود را در روز آخرت بپردازد. اما از احادیث و سخنان گهربار حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم می توان اینچنین استنباط کرد که امکان مقبولیت نفرین زن در اینگونه موارد بیشتر است. زیرا طبق فرمایشات آنحضرت، دعاء مظلومان در حق ظالمین در درگاه خداوند مقبول خواهد بود. همچنین در یک حدیثی دیگر آمده است: بترسید از دعاء مظلومان آنگاه که دستهایشان را به طرف آسمان بلند می کنند. زیرا هیچگاه خالی و ناامید بر نمی گردنند.


طلاق ]
درخواست شده توسط OMID و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۳۱-تیر-۱۳۸۸ ۱۰:۱۷ (591 خوانده شده)
*
*
نفرین و اثر کردن یا نکردن آن، فقط تحت اراده و مشیت الهی است. لذا نمی توان به طور قطع گفت که آن نفرین واقع می شود یا نمی شود. اما آنچه که مهم است، شوهر، صرف اینکه از همسرش خوشش نمی آید، نمی تواند آنرا طلاق داده و زندگی خود را متلاشی نماید. این کار اصلا شایسته ی یک شخص مؤمن و متدین نیست. در اینصورت زن، قطعا مورد ظلم و تعدی قرار گرفته و حق همسری و حق زناشویی وی پایمال میگردد. لذا مرد قطعا مسئول بوده و باید جواب این کار ناشایست خود را در روز آخرت بپردازد. اما از احادیث و سخنان گهربار حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم می توان اینچنین استنباط کرد که امکان مقبولیت نفرین زن در اینگونه موارد بیشتر است. زیرا طبق فرمایشات آنحضرت، دعاء مظلومان در حق ظالمین در درگاه خداوند مقبول خواهد بود. همچنین در یک حدیثی دیگر آمده است: بترسید از دعاء مظلومان آنگاه که دستهایشان را به طرف آسمان بلند می کنند. زیرا هیچگاه خالی و ناامید بر نمی گردنند.


طلاق ]
درخواست شده توسط Kanishka و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۲۷-شهریور-۱۳۹۱ ۲۰:۵۷ (532 خوانده شده)
*
در مذهب احناف، طلاق در اختیار شوهر بوده، لذا هیچکس و لو قاضی و دادگاه با وجود شوهر و سلامتی ایشان، حق طلاق همسر وی را نداشته و با حکم ایشان نیز هیچگونه طلاقی واقع نمی گردد. مدت غیبت در فقه احناف، 90 سال بوده و تا آن مدت، همسر وی بهیچوجه نمی تواند اقدام به ازدواج مجدد نماید.


طلاق ]
درخواست شده توسط Men و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۲۹-مهر-۱۳۸۸ ۱۸:۴۰ (904 خوانده شده)
*
خیر شوهر حق ندارد چنین چیزی را از زنش بخواهد. اگر با چنین شرطی طلاق داده و زنش نیز بپزیرد، باز پس از سپری شدن عده ی آن زن، میتواند با هر کسی که مایل بود ازدواج نماید. با طلاق دادن همسر و سپری شدن عده ی وی، هیچگونه تعلقی بین آن دو وجود نداشته و هیچ چیزی نمی تواند مانع ازدواج آن زن گردد.


طلاق ]
درخواست شده توسط OMID و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۰۲-آذر-۱۳۸۸ ۰۹:۵۷ (483 خوانده شده)
*
از نظر عقلي ترديدي وجود ندارد كه گاهي روابط زن و شوهر به اندازه اي تباه و خراب ميشود و به حدي از يكديگر يا طرفي از ديگري متنفر ميشود كه امكان آشتي و مصالحه ميان آنها وجود ندارد و تنها راه چاره و رهايي آنها از بند يكديگر، طلاق و جدايي است و اين جدايي در جهت جلوگيري از نگراني، سر گرداني، فساد و تباهي هر چه بيشتر صورت ميگرد. لازم به ياد آوري است كه در ممالك غربي آمار طلاق در حد بالايي قرار دارد و گاهي بيش از 70 درصد ميرسد. اما در ممالك اسلامي در غالب اوقات از 10 درصد نيز تجاوز نميكند كه آن هم به خاطر به بن بست رسيدن طرفين و قبول واقعيت است.


با اين همه، حكمت و هدف از طلاق همچنان كه گفته شده، راه حل مشكلات سختي است كه توسط زن، شوهر و اطرافيان آنها قابل حل و فصل نبوده و بخاطر عدم توافق اخلاقي و نفرت بيش از حد يا عوامل خارجي غير قابل تحمل براي آنها، به خاطر جلوگيري از زيان و نگراني بيشتر، چاره اي به جز طلاق پيش او نبوده است. زيرا اين اصل در شرع مقدس اسلام وجود دارد كه «از ميان دو شر و بدي، آني كه زیانش كمتر است انتخاب ميشود». اما اسلام هر يك از زنان و مردان را ادامه روابط همسري و وفا داري به حقوق و مسؤليتهاي ناشي از آن كه قرآن آنرا «ميثاق استوار» مينامد، فرا ميخواند و آنها را به تحمل و بردباري در مقابل اخلاق و رفتار همسر، ترغيب ميكند.


خداوند متعال در اينباره ميفرمايد: با همسران خود به طور شايسته معاشرت نماييد و اگر از آنان (به دلايلي) بدتان آمد (شتاب نكنيد و زود تصميم به جدايي نگيريد) زيرا چه بسا ممكن است از چيزي بدتان بيايد، اما خير و منافع فراواني در آن قرار داده باشد. نساء 19. همچنين رسول گرامي در يك حديثي ميفرمايد: هيچ مؤمني نبايد با همسرش دشمني ورزد، زيرا ممكن است اخلاقي از او را نپسند، اما از اخلاق ديگر او راضي باشد. همچنين اسلام، زنان را به صبر و بردباري دعوت نموده و آنان را به تحمل مشكلات تا فرا رسيدن تغييري در خلق و خو و وضع زندگي مرد به شكيبايي فراخوانده است. در اينمورد حضرت رسول اكرم صلي الله عليه و سلم ميفرمايد: هر زني كه بدون دليل (و بي هيچ عذري) براي طلاق، شوهرش را تحت فشار قرار دهد، او را به بهشت راه نخواهند داد.


شريعت اسلام در راستاي حل نزاع ميان زن و شوهر، آنها را به استفاده از روشهاي مطلوب و دوستانه فراخوانده و بهترين و مناسبترين راه را موعظه و نصيحت و تنها گذاشتن در بستر، و چنانچه زن مقصر باشد، تنبه ساده بدني و در صورت بي نتيجه و به توافق آشتي نرسيدن آنها، پا در مياني دو نفر را يكي از خويشاوندان مرد و ديگري از خويشاوندان راه چاره دانسته است حكم اصلي طلاق، همچون نكاح، جواز است. اما در شرائط خاصي مانند قرار داشتن زن در عادت ماهانه، يا در ايام پاك شدن كه با يكديگر همبستر شده باشند و يا در شرايطي كه اگر زن طلاق داده شود، مرتكب فساد و فحشا گردد و يا عدم امكان ازدواج مجدد، در اينگونه موارد، طلاق دادن زن حرام و نامشروع ميباشد.


اما طلاق بدون دليل و بدون هيچگونه عذر شرعي، مكروه است. و گاهي هم مانند «ايلاء» و سپرده شدن چهار ماه از ايلاء و زمانيكه حكمين رأي شان بر جدايي ميان آنها باشد، طلاق دادن واجب است و زمانيكه زن بد زبان و بد رفتار باشد و به وظايف ديني خود مانند نماز، روزه، دوري از دروغ، تهمت، فتنه گري و ... عمل ننمايد، طلاق دادن او مستحب ميباشد. فقه خانواده/ 385


طلاق ]
درخواست شده توسط Enigma و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۱۸-بهمن-۱۳۸۸ ۰۸:۵۱ (724 خوانده شده)
*
به فرموده ي رسول اكرم صلي عليه و سلم‹ سه چيز كه جدايي آن، جدي است و شوخي آن نيز جدي است› يكي از آن سه چيز، مسئله دي طلاق بين زن و شوهر است. تفاوتي ندارد كه دعوا هاي خانگي كوچك باشد يا بزرگ. هر زني، با ازدواج با يك مرد و اجراي خطبه ي عقد با آن، صاحب 3 طلاق مي شود و فقط تا سه طلاق، آن زن مي تواند با تجديد خطبه ي عقد، با آن مرد زندگي كند. هر گاه تعداد دفعات طلاق به 3 برسد، ديگر آن زن تا ابد بر آن مرد حرام شده و تا وقتي كه تحليل كرده و عده اش سپري شود، نمي توتند آن زن را عقد نكاح كند خود در آورد. در اين صورت لازم است آن زن، به عقد نكاح فرد ديگري در آمده و حتماًٌ بايد با او همبستر شود. هر گاه آن مرد، طلاق وي را داده و از هم جدا شوند و زن نيز عده ي خود را از شوهر دوم نيز سپري كند، شوهر اول در چنين وضعيتي آن زن را به عقد نكاح خود در آورد. در اين صورت هيچ راهي براي ازدواج آن وجود ندارد.


طلاق ]
درخواست شده توسط Rahim و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۰۶-تیر-۱۳۸۹ ۱۵:۱۰ (1593 خوانده شده)
*
تهدید این شخص، از دیدگاه فقه احناف، تعلیق محسوب شده و هرگاه همسر وی با برادرش سلام و علیک کند، یک طلاق بائن واقع میگردد. این طلاق، عقد نکاح را از بین برده و احتیاج به تجدید عقد نکاح خواهد بود.


طلاق ]
درخواست شده توسط Marzimarza و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۰۷-شهریور-۱۳۸۹ ۱۳:۲۰ (916 خوانده شده)
*
1ـ برای ثبوت طلاق، رفتن به دفترخانه و محضر، شرط نبوده و تنها با گفتن «من تو را طلاق دادم» آن زن طلاق میشود. همچنین حضور شاهد نیز در فقه حنفی لازم نمیباشد. به محض طلاق شدن زن، مهریه ی وی واجب شده و در صورتیکه قبلا مهریه ی وی را پرداخت نکرده باشد، پرداخت مهریه ی وی واجب میگردد.
2ـ منظور از دیدن، دیدن دستها تا مچ، دایره ی صورت و پاها تا قوزک است لاغیر.


طلاق ]
درخواست شده توسط Sahneh و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۲۰-تیر-۱۳۹۰ ۱۹:۲۶ (652 خوانده شده)
*
عده ی زن حامله، وضع حمل ایشان است. لذا با وضع حمل و فارغ شدن از تولد نوزاد، عدت وی نیز سپری میگردد. کسیکه زن خود را سه طلاقه کرده است، تفاوتی ندارد که زنش حامله بوده و یا حامله نبوده، در هر صورت طلاق وی واقع شده و دیگر نمیتواند آن زن را با عقد نکاح، به همسری خود در آورد. برای حلالیت آن زن به شوهرش، میبایست پس از سپری شدن عده ی آن زن، به عقد نکاح یک نفر دیگر در آمده و با او همبستر شود. سپس او نیز وی را طلاق داده و عده ی وی از شوهر دوم نیز سپری شود. پس از گذراندن این مراحل، شوهر اول میتواند آن خانم را با عقد نکاح، به همسری انتخاب نماید. این عمل در اصطلاح «تحلیل» نام دارد. اما آن خانم به محض وضع حمل و فارغ شدن از تولد نوزاد، عده ی وی سپری شده و میتواند با یک نفر به غیر شوهرش ازدواج نماید.


طلاق ]
درخواست شده توسط Vahab و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۰۵-مرداد-۱۳۹۰ ۱۰:۳۷ (537 خوانده شده)
*
این سخن شما، تفویض نام داشته و همسرتان را مختار میسازد تا در مورد طلاق خود، تصمیم گرفته و جدایی خود را اختیار نماید. محض گفتن این سخن، طلاق را واقع نمیکند بلکه شما طلاق همسرتان را به خود ایشان سپرده اید. لذا اگر همسرتان بلافاصله طلاق خود را اختیار کرده و از خانه به نیت طلاق خارج شود، طلاق واقع شده و یک طلاق بائن اتفاق میافتد. البته اختیار همسرتان بسته به مجلس خود وی است. بدین معنی که در هر وضعیتی که همسرتان قرار داشته باشد مثلا نشستن ـ ایستادن ـ خوابیدن و ... در هر وضعیتی که باشد، قبل از اینکه حالت خود را تغییر داده و به وضعیت دیگر انتقال یابد، میبایست اختیار کرده و طلاق شدن خود را تثبیت نماید. در غیر اینصورت اختیار وی فوت شده و دیگر نمیتواند خود را طلاق نماید. مثلا اگر همسرتان نشسته باشد و شما نیز طلاق وی را به خود ایشان تفویض کرده و سخن مذکور را گفته باشید، همسر شما برای طلاق شدن میبایست همان لحظه از خانه خارج شود البته به نیت طلاق. اگر کمی تعلل کرده و یا به کار دیگری مثلا آشپزی مشغول شود، بلافاصله اختیار وی از دست رفته و دیگر اختیار طلاق از وی سلب میشود. پس از سپری شدن مجلس، دیگر اختیار وی ارزشی نداشته و هیچگونه طلاقی نیز واقع نمیگردد.


طلاق ]
درخواست شده توسط Yosof و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۲۸-تیر-۱۳۹۰ ۰۹:۳۹ (508 خوانده شده)
*
وجود دو نفر مرد یا یک مرد و دو زن به عنوان شاهد در عقد نکاح الزامی بوده طوری که بدون آن، عقد صحیح نمیگردد. اما در واقعه ی طلاق بهیچوجه این چنین نبوده و بدون حضور هیچگونه شاهدی، طلاق واقع میشود. صحت وقوع طلاق، منوط به حضور شاهد نبوده و در فقه احناف، بدون حضور شاهد و بدون حضور همسر و بدون شنیدن هیچکدام از آنها، طلاق واقع میشود.


طلاق ]
درخواست شده توسط Kamal18 و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۲۶-مرداد-۱۳۹۰ ۱۱:۳۱ (807 خوانده شده)
*
سخن شما خطاب به همسرتان تعلیق محسوب شده و در صورتیکه همسرتان به خانه ی پدری خود برود یک طلاق بائن واقع میگردد.


با سلام و عرض ادب. من چند وقت پیش چند تا سوال عنوان نمودم متاسفانه هنوز پاسخی دریافت نکردم. خواهشمندم زودتر این بنده حقیر را از مساعدت خویش بهره مند سازید. با تشکر فراوان از سایت بسیار مفیدتان. 1ـ اگر زنی حامله باشد و این مساله برای اطرافیان واضح است و در صورتیکه سازگاری بین زوجین نباشد میتوان آنرا سه طلاق داد؟ 2ـ اگر نه یک طلاق را میتوان عنوان کرد؟ لطفا توضیح دهید تکلیف بچه ای متولد میشود چیست مسولیتش با کیست؟ 3ـ آیا زنی که در حال سپری کردن عده میباشد میتواند با شوهر خود در یک اتاق و یا یک بستر بدون جماع به سر ببرد؟ 4ـ نیت داشتن طلاق در دل برای مدت زمان طولانی باعث طلاق آن زن میشود؟ (مثلا بگوید او را طلاق میدهم اما همیشه به دلایل مختلف عرفی اینکار رو نکرده و فرد زمان زیادی را با این افکار گذرانده) 5ـ اگر زوجینی به علت ناسازگاری تصمیم به طلاق بگیرند اما به دلیل مسایل فامیلی و عرفی (متلاشی شدن خانواده و رابطه فامیلی) نتوانند جدا شوند و از این مساله رنج میبرند حکمش چیست چکار باید بکنند؟ 6ـ در زمان گذراندن عده زن، او باید در خانه شوهر باشد اما اگر خود زن چنین خواسته ای نداشته باشد و بگوید خانه پدرم هست و اینجا نمیمانم از نظر شرعی حکمش چیست؟ آیا شوهر میتواند مانع رفتنش بشود؟ و اگر با توافق زوجین باشد یعنی شوهر هم قبول کند از نظر شرعی مانعی ندارد؟
طلاق ]
درخواست شده توسط Monem و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در ۳۱-شهریور-۱۳۹۰ ۰۹:۴۲ (627 خوانده شده)
*
1ـ بله. در صورت ناسازگاری زن و شوهر و عدم تفاهم در زندگی مشترک، آن دو میتوانند از هم جدا شوند. در صورتیکه زن مطلقه حامله باشد، عده ی آن زن، وضع حمل خواهد بود لذا پس از تولد فرزند وی، عده ی آن نیز سپری خواهد شد. 2ـ کیفیت و تعداد طلاق بر عهده ی شوهر میباشد. لذا هر چند تعداد طلاقی که شوهر به زبان آورد، همان تعداد واقع میگردد. مسئولیت حضانت و نگهداری از بچه، بر عهده ی مادر آن است تا وقتیکه فرزند پسر به تنهایی قادر به خوردن و آشامیدن و قضاء حاجت بوده و فرزند دختر دارای شهوت باشد. سپس وظیفه ی نگهداری از بچه، بر عهده ی پدر وی میباشد. 3ـ زنی که در حال سپری کردن عده ی خویش است، نیمتواند در یک اتاق با شوهر خود به تنهایی و بدون حضور کس دیگری زندگی کند. در چنین وضعیتی حتما میبایست از محارم آن زن و شوهر یکی در خانه حضور داشته و مانع از هر گونه ارتباط آن دو باشد. خلوت کردن زن مطلقه ی بائن با شوهر سابق خود، حرام میباشد. 4ـ داشتن نیت طلاق باعث طلاق نمیشود تا وقتیکه الفاظ طلاق را بر زبان جاری نکند. 5ـ طلاق آخرین راه چاره و نهایی ترین کاری است که زوجین میتوانند برای زندگی مشترک خود انجام دهند. لذا تا وقتیکه به این مرتبه نرسیده اند و راهی برای بقاء زندگی مشترک وجود داشته و هنوز تعلق و باعثی برای ادامه ی زندگی مشترک داشته باشد، زوجین هیچگاه نباید دست به متلاشی کردن زندگی زناشویی خود کرده و یک خانه ی آباد را ویران سازند. برای اینکار اندکی صبور باشند و تا حدودی از حقوق خود کوتاهی نمایند. به اصول بچسبند و از نکات ریز و بی ارزش که شیرینی و لذت زندگی مشترک را تحت الشعاع قرار میدهند پرهیز نمایند. خوبیهای یکدیگر را ببینند و اندکی هم حق را به جانب طرف مقابل دهند. 6ـ زن مطلقه، واجب است که در همان خانه ای که طلاق داده شده است، عده ی خود را سپری نماید. در مدتیکه زن در خانه ی شوهر سابق خود عده را سپری میکند، دادن نفقه و خرجی، محل سکونت و یک اتاق با قفل و کلید بر شوهر واجب میباشد. شوهر نباید قبل از سپری شدن عده ی زن، او را از خانه بیرون کرده و یا زن خود، اقدام به ترک منزل نماید. اینکار در فقه احناف حرام میباشد. در صورتیکه شوهر، به هر دلیلی نخواهد زن مطلقه ی خود را در خانه ی خود نگهداری کند، زن میبایست در نزدیکترین و مطمئن ترین محلی که میتواند آنجا ساکن بوده و عده را سپری کند، مستقر شده و عده ی خود را سپری نماید.


(1) 2 3 »

تصویر اتفاقی

سخنرانی حضرت الشیخ عبدالملک نقشبندی

سخنرانی حضرت الشیخ عبدالملک نقشبندی

فارغ التحصیلان جدید و دعای خیر اساتید منطقه برای ایشان

فارغ التحصیلان جدید و دعای خیر اساتید منطقه برای ایشان


اعضای دارای بیشترین پیام

1 mohammad2
mohammad2
127
2 SAHABI 97
3 sahneh 84
4 elyas 62
5 gapist 48
6 neghab
neghab
25
7 nurahmed 23
8 alten 19
9 emin
emin
15
10 rauf 13

جدول اوقات شرعی