تصاویر جدید
آمار بازدید
آخرین بروز رسانی 1395/10/15 2017/01/04
SmartFAQ is developed by The SmartFactory (http://www.smartfactory.ca), a division of InBox Solutions (http://www.inboxsolutions.net)
 شرح شاخه

 پرسش و پاسخ
در این قسمت پرسش و پاسخ های مربوط به این شاخه قرار دارند
(1) 2 3 4 ... 20 »
عقیدتی ]
درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 04-Jan-2009 22:33 (1308 خوانده شده)
*
با عرض پوزش از محضر شما دوستان در مورد تاخیر پاسخ سوالتان. از آنجا که سوال شما در مورد مکتب کلامی معتزله و اشاعره نیاز به تحقیق بیشتر داشت، از این رو اندکی در دادن پاسخ سوال شما فاصله افتاد لذا از این بابت پوزش میطلبیم. اما بهتر است قبل از دادن جواب شما در مورد عقیده کلامی معتزله و اشاعره، قدری به تاریخچه ی آن نظر بیافکنیم.


تاريخچه قدريه

يكي از كهن ترين فرقه هاي كلامي، فرقه ي قدريه است. محور بحث نزد اين فرقه، افعال اختياري انسان، خصوصا كارهاي نارواي اوست. آنان فكر ميكردند كه اعتقاد به قدر پيشين الهي در افعال اختياري انسان، با مختار و مريد بودن او در انجام كارها سازگار نيست. در اينصورت تكليف و مجازات افراد خطا كار ناعادلانه خواهد بود. از طرف ديگر، هرگاه انسان متعلق به قضا و قدر الهي باشد، كارهاي نارواي او به خدا نسبت داده خواهد شد و اين امر با تنزه و پيراستگي خداوند از قبائح و ناروايي ها منافات دارد. از آنچه گفته شد سه نكته به دست ميآيد الف: محور بحث آنان، افعال اختياري انسان، و قدر پيشين الهي است. ب: به عقيده ي آنان، افعال اختياري انسان از دايره ي قدر پيشين الهي بيرون است. لذا قدريه به معني نافيان قدر در كارهاي اختياري بشر است. ج: انگيزه ي آنان از ابراز اين عقيده، دفاع از اختيار و عدل الهي است. در پيدايش و ظهور اين مكتب كلامي اطلاعات دقيق و روشني در دست نيست. ولي قدر مسلم اين است كه در نيمه ي دوم قرن نخست هجري اين فرقه فعاليت داشته است. يكي از پيشتازان اين عقيده «مَعْبَد جُهَني» است. وي ابتدا معلم مخصوص فرزند عبدالملك بن مروان و سپس سفير ايشان در روم بود. اما به جرم فساد درعقيده به سال 80 هجري به دستور خليفه به دار آويخته شد. مخالفان نظام اموي، او را قهرمان خرد گرا و آزاديخواه لقب داده و او را ستودند. از ديگر رهبران و مروّجان انديشه ي قدري، غَيَلان دمشقي است. وي از قبطيان مصر و ساكن شام بود. هنگامي كه معبد از شام ديدار كرد وي را ديد و اين عقيده را از او فرا گرفت. غيلان دمشقي چند اصل بر اصل معبد جهني افزود: الف: ايمان در همه ي افراد يكي بوده و زيادت و كمي ندارد. ب: خداوند داراي صفات نيست. ج: قرآن مخلوق است. عمر بن عبدالعزيزخليفه عادل، نخستين متكلم اهل سنت، به روش حكيمانه وي را از اشتباه خود آگاه كرده و با مناظره و مباحثه، وي را مغلوب ساخت. سپس هشام بن عبدالملك در آغاز به تاسي از عمر بن عبدالعزيز با غيلان از درِ بحث و مناظره درآمد. اما چون يك شخصيت علمي نبود از دانشمنداني چون اوزاعي و امثال وي دعوت كرد كه با غيلان به بحث و مناظره بنشينند. اما در پايان، چون حكمت و بصيرت عمر بن عبدالعزيز را نداشت پس از شكست و محكوم شدن غيلان، دستور قتل وي را صادر كرد و ناخواسته يك قهرمان نستوه و مجاهد خرد گرا از وي ساخت. اعدام غيلان وي را در نظر مردم مظلوم نشان داد و عقائدش را قدسيت بخشيد. به گفته ي قاضي عبدالجبار معتزلي، غيلان به اصول خمسه معتزله معتقد بوده است. اما مستشرق معروف «سيل» معتقد است كه غيلان در زمينه ي نفي صفات و مخلوق بودن قرآن و اينكه انسانها آفريننده ي كارهاي خويش ميباشند، از تعاليم مسيحيت و كتابهاي يوحنّاي دمشقي به ويژه از كتاب معروف وي « ينبوع الحكمة» گرفته است. قدريه، چون با بني اميه روشي سازش ناپذير و خصمانه داشت، چندان دوام نياورد ولي نظريه ي آنان درباره ي قدر مورد قبول معتزله قرار گرفت و ادامه يافت.


تاريخچه ي معتزله

سال 105 هجري، روزي در مسجد بصره در آن لحظه كه شيخ حسن بصري در پاي ستوني و در ميان حلقه ي وسيع شاگردانش نشسته بود و با شور و حرارت آيات و احاديث و براهين عقلي را بيان مينمود، ناگاه مرد ناشناسي وارد مسجد شد و خطاب به شيخ بصري گفت: اي امام دين! در زمان ما گروهي پيدا شده اند كه مرتكب گناه كبيره را كافر ميشمارند و گروهي ديگر نيز ميگويند: كساني كه ايمان دارند ارتكاب گناهان كبيره زياني به آنها نميرساند، همانگونه كه عبادت براي كافر بي ايمان سودي ندارد، نظر شما در اينباره چيست؟ البته شيخ بصري مدتها قبل با دلائل يقين بخش، اين دو عقيده را رد كرده و عقيده ي اهل سنت و الجماعت را درباره ي ايمان و اجزاي آن تبيين نموده بود، اما به منظور استفاده از كلمات و جملات ساده و آسان جهت فهم بيشتر اين مرد ناشناس، سر به جيب تفكر برده و لحظه اي سكوت اختيار كرد. در آن لحظه، شاگرد بيست و پنچ ساله اش به نام «واصل بن عطا» از وسط حلقه بلند شده و گفت: به اعتقاد من، مرتكب گناه كبيره نه مؤمن است و نه كافر، زيرا عنوان مؤمن بودن براي مدح است و مرتكب كبيره شايسته ي مدح نيست و كافر هم نيست چون شهادتين را بر زبان آورده و عبادتهايي را هم انجام داده است. چنين كسي هرگاه بدون توبه بميرد تا ابد در دوزخ باقي ميماند اما با اين تخفيف كه مانند كفار به درك اسفل برده نميشود. شيخ بصري براي اينكه مرد ناشناس گمان نبرد كه جواب اين شاگرد مورد قبول و تاييد وي است و نيز شاگردانش گمان نبردند كه استاد از موضع قبلي خود عدول كرده است، با صدايي رسا گفت: «اعتزل عنا واصل» يعني واصل بسبب اظهار اين عقيده، از جامعه ي بزرگ اهل سنت و جماعت جدا شد و راه ديگري را در پيش گرفت. واصل نيز اين حرف استاد خود را به منزله ي اعلان جنگ با وي تلقي كرده و حلقه را ترك نمود و پاي يكي ديگر از ستونهاي مسجد نشست و عقائد خود را به جمعي كه دور او حلقه كرده بودند تعليم داد. از اين تاريخ به بعد، مكتب پر سر و صداي معتزله تأسيس شد و در صحنه ها حاضر و پيكار خود را عليه عقائد اهل سنت و الجماعت آغاز نمود.


روش فكري معتزله

روش فكري معتزله در بحث هاي كلامي و نيز تفسير آيات قرآن عقلاني است. يعني هرگاه نتايج استدلال هاي عقلي آنان با ظواهر ديني مخالفت داشته باشد، دست به تأويل ظواهر زده و بدين وسيله ميان عقل و دين هماهنگي ايجاد ميكردند. كسب مقداري از موفقيت، اكثر افراد اين مكتب را دچار غرور و خود محوري و پيش داوري هاي عجولانه نموده كه در چندين مورد درباره ي خدا و پيامبر، قرآن و سنت و اصحاب و مهاجر و اولياء الله و اعمال بندگان دچار اشتباهات بزرگ و انحراف فكر و انديشه شده اند از جمله: الف: صفتهاي متعدد را از خدا نفي ميكنند و پاداش نيكوكاران و مجازات گناهكاران و آفرينش اصلح و بهترين امور را بر خدا واجب ميدانند. ب: شفاعت پيامبر صلي الله عليه و سلم را جهت عفو مجرمين بطور كلي انكار ميكنند. ج: اعجار قرآن را نه در فرازهايي از بلاغت و بيمانندي بلكه تنها در خبر دادن از امور غيبي و همچنين به شيوه ي صرفه، قرار داده اند و معتقدند قرآن از حيث فصاحت و بلاغت در چندان اوج فرازي نيست كه دست مردم به آن پايه نرسد، بلكه اعجاز قرآن در اين است كه با وجود اينكه همتا آوردن به آن كار آساني است اما خدواند، تمام مردم را از انجام دادن آن عاجز و ناتوان ساخته است و اين حالت را اعجار صرفه مينامند. د: اصحاب مهاجر را حتي آنان را كه در قبول اسلام پيشقدم بوده اند، به طور عموم عادل نميشمارند و آن دو دسته از اصحاب را كه در جنگ جمل شركت داشته اند اعم از مهاجر و انصار، يك دسته از آنان را كه معلوم نميكنند، غير عادل دانسته و شهادتشان را قبول ندارند. هـ :كرامات اولياء را بطور كلي انكار ميكنند. و: بندگان را خالق و آفريدگار اعمال و كارهاي خود ميدانند. ز: در آخرت نيز رويت خدا را انكار ميكنند. ح: تنها افراد گروه خود را سخنگوي اسلام ميدانند و نه تنها كار تبيين و تبليغ، بلكه امر به معروف و نهي از منكر را تنها حق مسلم خويش به شمار مياورند. ط: در حالي كه پيروان مكتب اهل سنت را افراد متحجر، قشري، پيرو اسلام روايتي محض بشمار مياورند، خود را افراد خرد گرا، حق بين، اهل منطق ژرف انديش و پيرو اسلام روايتي و درايتي ميدانند. ي: با اينكه اعتقادات پنجگانه ي خاص آنها، التقاطي است از افكار فلاسفه هند و يونان و معتقدات قدريه و وعيديه و مرجئه و جهميه و غيلانيه، با اينحال از فرط خود بيني و خود محوري گمان ميكنند كه آن اعتقادات، تا آن اندازه از مسائل منصوص و قطعي دين اسلام بشمار ميايند كه در صورت بي اثر بودن برهان قاطع، ميتوان آنها را با ضربه شمشير در قلب مردم جاي داد و با زور و شكنجه، ديگران را به داشتن همان اعتقاد ناچار ساخت.


اصول پنجگانه معتزله

اصول پنجگانه ذيل، عقائد مشترك تمام معتزله ها است به گونه اي كه تمام دسته ها و انشعابات بزرگ و كوچك معتزله به اين پنج اصل معتقدند و غير معتزلي ها نيز هيچكدام از آن اصول ـ با تعبير و پيامدي كه معتزلي ها نشان داده اند ـ اعتقاد ندارند. اين اصول كه زير بناي مكتب اعتزال بشمار ميرود عبارتند از: 1ـ توحيد 2ـ عدل 3ـ وعد و وعيد 4ـ منزله بين منزلتين 5ـ امر به معروف و نهي از منكر.

توضيحات

معتزله گمان كرده اند كه وجود صفات و اثبات آن براي خداوند منافي با توحيد و يگانگي الهي است. زيرا اگر صفات، حادث باشند در اين صورت خداوند محل حوادث خواهد بود و اين اثبات نقصان براي خداوند است. به ناچار بايد صفات قديم باشند كه در اين صورت تعدد قدماء لازم ميگردد. بنابراين بهترين كار، نفي صفات الهي است كه حقيقت توحيد نيز همين عقيده ميباشد. به گمان آنها، موحد حقيقي و يكتا پرست واقعي تنها خودشان هستند ولاغير. عدل يعني خداوند قطعا نسبت به هيچ كس ظلم و ستم روا نميدارد و هرگز خلاف بداهت عقل حكم نميكند بنابراين خدا خالق افعال و كارهاي بندگانش نيست بلكه بندگان خود خالق و آفريدگار افعال خويش هستند وچنين نميبود. بندگان به سبب اعمال بد خويش مجازات نميشوند. بنابراين دو اصل توحيد و عدل، آنان خودشان را (اصحاب العدل و التوحيد) معرفي مينمايند. وعد و وعيد خداوند محال است كه تحقق نيابد و خدا هرگز مرتكب گناهان كبيره را بدون توبه از عذاب معاف نخوهد كرد. همچنين افراد مؤمن، متقي و بي گناه را مورد قهر و عذاب قرار نخواهد داد. منزله بين منزلتين، اين اصل اولين نظريه ي جديدي بود كه معتزله آن را مطرح كردند و به واسطه ي آن منزله ناميده شدند. بنابراين برخي معتقدند يگانه معرف و مشخص مكتب اعتزال همين نظريه است و هر كسي هم كه در اثبات منزله بين منزلتين با معتزله موافق باشد، معتزلي خواهد بود. هر چند در برخي از مسائل با آرامي مذاهب ديگر موافق باشد. منزله بين منزلتين به اين معني است كه در بين كفر و ايمان واسطه اي وجود دارد و كسي كه شهادتين را بر زبان جاري كرده و مرتكب گناه كبيره اي گردد و از آن توبه نكند، چنين كسي نه اهل ايمان است تا به بهشت برود و نه كافر است تا به جهنمي برود كه كافران ميروند اين شخص، در جايگاهي بين ايمان و كفر قرار گرفته است. اين نيز به خاطر اصلي است كه در مورد ايمان به آن قائل هستند. معتزله ايمان را به (اقرار باللسان، تصديق بالقلب و عمل بالاركان) تعريف كرده اند. يعني ايمان مجموع اين سه چيز يعني اقرار با زبان، تصديق با قلب، عمل با جوارح است. بنابراين نزد اين گروه عمل با جوارح و اعضا داخل ايمان شده و هرگاه كسي عمل و يا اعمالي را ترك كند يا مرتكب عمل نا مشروعي گردد، از ايمان آن كاسته شده و در نهايت ايمان از وي سلب ميگردد ولي به خاطر عدم جاري شدن الفاظ كفر بر زبان، وي كافر نبوده و در منزله اي بين ايمان و كفر قرار ميگيرد. در اين كه امر به معروف و نهي از منكر از ضروريات دين است اختلافي نيست. اختلاف درباره ي نحوه ي وجوب و شرايط آن است. معتزله وجوب امر به معروف و نهي از منكر را كفائي دانسته و مشروط به شرايطي ميدانند و شديد ترين مرتبه ي آن را از شؤون حكومت و وظايف رهبري اسلامي ميدانند.


اشعريه

مؤسس و بنيان گذار اين مكتب كلامي، ابوالحسن علي بن اسمائيل اشعري است. وي در سال 260 هجري در بصره به دنيا آمد و به سال 324 يا 330 هجري در بغداد در گذشت. او در جواني به مكتب اعتزال گرايش پيدا كرد و تا چهل سالگي آنرا پيمود. از مطالعه ي آثار او به دست ميآيد كه وي متفكري خوش استعداد و صاحب قريحه و محققي پر تلاش بوده و از نبوغ نيز بهره مند بوده است. او در جهت رفع تضاد بين عقل گرايي معتزله و ظاهر گرايي مشبه و مجسمه كوشش بسياري كرد. علت كناره گيري شيخ اشعري از مكتب اعتزال را ميتوان اينگونه بيان كرد 1ـ وي عقائد و آراء معتزله را درباره ي مسائل مختلف به ويژه درباره ي توحيد و عدل نادرست ميدانست. دلائل وي بر نادرستي عقائد معتزله، از مناظره ي وي با استادش ابوعلي جبائي در مسئله ي اصلح مشهود است. 2ـ او در صدد ارائه ي طرحي براي اصلاح عقائد دين از لغزش هايي كه بر پايه ي عقل گرايي معتزله و ظاهر گرايي مشبهه و مجسمه احساس ميكرده بود و به تعديل آن مبادرت ورزيد. شايد به همين آرمان اصلاح طلبي بوده است كه وي درباره ي مذاهب فقهي اهل سنت، موضع بي طرفي را اتخاذ كرده است. چنانكه برخي وي را شافعي و برخي مالكي يا حنبلي دانستند.


نو آوريهاي اشعري

الف: در اين كه خداوند به صفاتي چون علم ـ قدرت ـ حيات ـ اراده و نظاير آن متصف ميگردد هيچ گونه اختلافي ميان متكلمان نيست. اما اكثريت معتزله صفات ازلي خداوند را عين ذات او ميدانند و برخي از اهل حديث به زيادت و مغايرت آنها با ذات معتقد هستند. شيخ اشعري معتقد بود كه صفات ازلي، نه عين ذاتند و نه غير ذات. بدين ترتيب اشعري راهي وسط را ميان مثبتان و نافيان صفات بر گزيد بدون آن كه اشكال تعدد قدماء متوجه وي گردد. ب: معتزله در مورد صفاتي مانند يد ـ وجه ـ مجيئي ـ استواء بر عرش و امثال آنان كه از آنها به آيات متشابه ياد ميشود قائل به روش تأويل هستند. از طرفي ديگر، ظاهر گرايان به مفاد ظاهري آن تمسّك كرده اند. اما اشعري راهي ميان اين دو را بر گزيد. يعني از طرفي تأويل معتزله را نپذيرفت و گفت: خداوند واقعا صفات مزبور را دارا است ولي بحث درباره ي چگونگي آنها روا نيست. ولي از طرفي نظريه ي ظاهر گرايان را رد كرد و معتقد بود كه خداوند با اين كه متصف به يد ـ وجه ـ استواء ... است، اما هيچگونه شباهتي به يد و وجه و استوائي كه ما در اذهان خود ساخت و پرداخته ايم ندارد. از اين نظريه ي ( ايمان داشتن بدون پرسش از چگونگي آن) به عنوان اصل معروف اشعري درباره ي صفات خداوند ياد ميشود. ج: مشبه و مجسمه و برخي از حنابله بر قديم بودن كلام الهي (قرآن) اقرار ميورزيدند. در برابر آنان معتزله قائل به حدوث قرآن بودند. اما اشعري اين نزاع كلامي را فيصله داد و گفت: آنچه قديم است كلام نفسي خداوند است كه حقيقت كلام است و آنچه كه حادث است كلام لفظي است كه كلامي حقيقي نيست بلكه وسيله ي اظهار و ابراز آن است. د: معتزله به انگيزه ي دفاع از عدل و حكمت الهي، انديشه ي قدريگري را برگزيده و افعال اختياري انسان را از قلمرو اراده و قدر الهي بيرون دانسته، انسان را خالق افعال خويش ميشناختند. در برابر آنان ظاهر گرايان به انگيزه ي دفاع از عموميت اراده و قدر الهي و نيز اصل توحيد در خالقيت، هرگونه خالقيت و كسب را از انسان نفي كرده و افعال او را اعم از طاعات و معاصي مخلوق خدا ميدانستند. شيخ اشعري آنگاه كه انصراف خود را از مكتب اعتزال اعلان نمود و حمايت خود را از عقيده ي خلق اعمال ابراز كرد و در رساله هايي كه عقائد خود را در آن نگاشت بر اين عقيده تصريح كرده و گفت: ان اعمال العباد مخلوقة لله مقدورة. يعني افعال و اعمال بندگان مخلوق و مقدور خداوند است. ولي براي توجيه اصل اختيار و رهايي از پيامدهاي نادرست انديشه ي جبر، نظريه ي كسب را مطرح كرد.


ماتريدي

مؤسس و بنيانگذار اين مكتب، محمد بن محمد بن محمود ماتريدي سمرقندي از نواده ي ابو ايوب انصاري ـ صحابي معروف و ميزبان پيامبر اكرم صلي الله عليه و سلم در سفر هجرت ـ ملقب به فقيه، علم الهدي و امام المتكلمين است. از تاريخ ولادت وي اطلاع دقيقي در دست نيست اما اصحاب تراجم وفات ايشان را به سال 333 هجري دانسته اند. ماتريدي در جوّ آرام علمي و محيط فرهنگي سرزمين مادري خود تربيت يافت زيرا نشو و نموي وي مصادف بود با حكومت سامانيان كه عملا از تاريخ 261 تا 389 هجري بر تمامي سرزمين ايران فرمانروايي كرده و به حفظ و اشاعه ي ادب و علوم و فنون همّت گماشتند. انگيزه ي ظهور و پيدايش مكتب كلامي ماتريدي را در يك جمله ميتوان اينگونه بيان كرد: ابو منصور ماتريدي به همان انگيزه اي ظهور كرد كه ابوالحسن اشعري در نظر داشت و آن ابداع روشي بود كه حدّ وسط عقل گرايي افراطي معتزله و ظاهر گرايي تفريط آميز مشبهه و مجسمه و بعضي از حنابله باشد اما از نظر روش اثبات مسائل كلامي ماتريدي با اشعري، محققان نظرات متفاوتي را اظهار داشته اند. اما گذشته از اختلاف اقوال و نظرات محققين در رابطه با اتفاق يا اختلاف انگيزه يا منهج كلامي ماتريدي و اشعري، صحيح ترين سخن در اينباره آن است كه بگوييم: ماتريدي و اشعري انگيزه ي واحدي داشتند، ولي روش آنان كاملا يكسان نبود. بلكه عقل گرايي در مكتب ماتريدي به ظاهر گرايي غالب است. از اين رو روش وي به روش معتزله نزديكتر است. با اين حال در بسياري از مسائل كلامي نظر ماتريدي و اشعري هماهنگ است هر چند در تفسير و تبيين آنها كاملا هم رأي نيستند. در يك جمله بندي كلي بايد بگوييم كه ماتريدي و اشعري در تمامي اصول اعتقادي و مباني كلي عقيدتي با هم متحد بوده و تنها در اندكي از جزئيات اعتقاد با هم اختلاف نظر دارند. لذا اين دو مكتب كاملا مقابل مكتب اعتزال قرار گرفته و در مقام تغليب، از اين دو مكتب با عنوان «اشاعره» ياد ميشود. اما هرگاه قصد تبيين نظريه اي خاص يكي از اين دو مطرح باشد، با نام ماتريدي يا اشعري عنوان ميشود. لازم به ذكر است كه تمامي پيروان مذهب حنفي، مكتب كلامي ماتريدي را پذيرفته و سه مذهب ديگر (شافعي مالكي حنبلي) مكتب كلامي اشعري را اختيار كرده اند.


در مورد سوالات بعدی شما دوستان، آنچه که ما از آن برداشت کردیم این است که اگر پدر و مادر کسی فوت شده باشد و اگر قرار باشد فدیه ی تمامی نمازهای فوت شده ی وی داده شود، چگونه میتوان آمار نمازهای فوت شده ی وی را بدست آورد. پاسخ آن این است که وظیفه ی هر شخص است که نسبت به کوتاهی های خود نسبت به حقوق خداوند و یا حقوق مردم هوشیار باشد و همیشه و در همه حال آنرا به خاطر سپرده و حتی در حال مرگ یا مریض باشد حتما آنرا به فرزندان خود وصیت نماید. این وظیفه ی هر شخص مومن متدین است. اما دانستن نمازهای فوت شده ی هر شخص برای خود آن فرد کاملا مشخص و معین بوده و نیازی به توضیح ندارد.



عقیدتی ]
درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 03-Sep-2008 22:08 (1127 خوانده شده)
*
وجود منجی آخرالزمان و ظهور حضرت مهدی در احادیث صحیح و بسیار متعددی از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم بیان شده است. چنانچه حضرت عبد الله بن مسعود رضی الله عنه در یک حدیثی از پیامبر گرامی اسلام می فرماید: لو لم یبق من الدنیا الا یوم لطول الله ذلک الیوم حتی یبعث فیه رجلا من اهل بیتی یواطئ اسمه اسمی و اسم ابیه اسم ابی فیملا الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما و جورا. یعنی اگر از دنیا فقط یک روز باقی مانده باشد خداوند آن را طوری طولانی خواهد کرد که فردی را از اهل بیتم که اسمش هم اسم با من و اسم پدرش، هم اسم با اسم پدرم است، بر می انگیزد و آنچنان دنیا را پر از قسط و عدل خواهد کرد که پر از ظلم و جور بوده است. حضرت ام سلمه نیز در یک حدیثی از پیامبر گرامی اسلام می فرمایند: المهدی من عترتی من ولد فاطمه. یعنی مهدی از اهل بیت من و از اولاد فاطمه خواهد بود. کوتاه سخن اینکه اهل سنت معتقد است در آخر الزمان شخصی عادل و با تقوی از نوادگان رسول اکرم صلی الله علیه و سلم ظهور خواهد کرد. زمانی که دنیا در فساد و ظلم غوطه ور است آن شخص رهبری مسلمین را بر عهده خواهد گرفت و زمین را پر از قسط و عدل خواهد نمود آنچنان که قبل از آن پر از ظلم و فساد بوده است. آنچه که از احادیث و روایات متعدد برداشت می شود مهمترین خصوصیت بارز وی عدالت گستری و همچنین سخاوت بی حد ایشان است آنچنان که تاریخ به طول خود نظیر آنرا ندیده است. با تشکر.


عقیدتی ]
درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 26-Sep-2008 15:39 (1603 خوانده شده)
*
به اعتقاد اهل سنت و الجماعت، به اذن و تقدیر خداوند دو پیامبر الهی در آسمان و دو پیامبر الهی بر روی زمین هم اکنون زنده و تا قیامت حیات دنیوی خواهند داشت. پیامبران آسمانی حضرت ادریس و حضرت عیسی علیهما السلام و پیامبران زمینی حضرت خضر و حضرت الیاس علیهما السلام نام دارند. در رابطه با حضرت خضر، ایشان در زمان اسکندر ذو القرنین (در مورد پیامبر بودن اسکندر اختلاف وجود دارد. اما آنچه که مسلم است وی یک پادشاه مسلمان، عدالت گستر و محبوب بین مردم بوده است) زندگی میکرده و با اشاراتیکه خداوند به هر دوی آنها مبنی بر وجود آب حیات داده است، هر دو به دنبال آب حیات به سفر و کاوش میپردازند. آخر الامر تقدیر خداوندی اینچنین بوده و خوردن از آب حیات نصیب حضرت خضر علیه السلام میشود و تا قیامت عمر جاوید پیدا کرده و به ارشاد و راهنمایی مردم میپردازد. جهت کسب اطلاعات بیشتر میتوانید به کتابهای «قصص الانبیاء و قصص قرآن» مراجعه فرمائید.


عقیدتی ]
درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 14-Sep-2008 21:09 (1403 خوانده شده)
*
اهل سنت، آن خطبه هایی را که از فرمایشات گهربار حضرت علی رضی الله عنه بوده و به ثبوت رسیده است، با جان و دل قبول کرده و می پذیرد و آن خطبه هایی را که در صحت آن شک و تردید وجود دارد، نمی پذیرد. با تشکر. منتظر سوالات شما دوست عزیز هستیم.


عقیدتی ]
درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 14-Sep-2008 16:17 (4091 خوانده شده)
*
طبق شواهد تاریخی، اصل تفکر وهابیت از سوی وزارت مستعمرات انگلیس و توسط جاسوس انگلیسی به نام همفر به شخصی به نام محمد بن عبدالوهاب نجدی از شهر نجد و از روستای درعیه عربستان القاء شده و با همکاری محمد بن سعود رئیس درعیه و نیز با یاری دولت بریطانیا، دولت کوچکی تشکیل میگردد. این دولت با سپاهی اندک سالیان سال با امیر مکه که از سوی دولت عثمانی منصوب شده بود به نبرد برخاسته و عده ی بیشماری از مسلمانان را به شهادت میرساند. با شروع جنگ دوم جهانی و فروپاشی امپراطوری عثمانی، دولت محمد بن سعود و محمد بن عبدالوهاب استقلال خود را اعلام کرده و خود را به نام «المملکه العربیه السعودیه» به جهانیان اعلام میدارد. جالب توجه است اولین کشوری که استقلال این کشور را به رسمیت میشناسد کشور بریطانیا و انگلیس میباشد. لذا با توجه به اسناد تاریخی، هیچگونه دلیلی که دال بر اسرائیلی بودن این فرقه باشد در دست ما موجود نیست.


عقیدتی ]
درخواست شده توسط Enigma و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 25-Aug-2010 22:40 (8745 خوانده شده)
*
انسانها قبل از تولد، لاشئ و از جمله ی معدومات ممکن میباشند. مکان و حیز، یکی از لوازم موجودات و حوادث عینی است که برای استمرار وجود، نیاز به مکان و حیز دارند. لذا معدومات در حالیکه معدوم هستند، بهیچوجه نیاز به محل نداشته و نمیتوان آنرا در مکانی فرض کرد. انسانها نیز قبل از موجود بودن، در هیچ جایی نبوده و نیاز به مکان را نیز ندارند. آنها پس از اینکه بوجود میآیند، نیاز به محل پیدا کرده و با اوصاف حوادث متصف میگردند.


عقیدتی ]
درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 02-Oct-2008 16:20 (1197 خوانده شده)
*
با سلام و تبریک عید سعید فطر. در صدر اسلام به خاطر نزدیک بودن به عصر جاهلیت و بت پرستی، پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم از زیارت قبور نهی فرموده است. اما پس از گسترش اسلام و دوری از زمان جاهلیت و شرک و بت پرستی حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم اجازه زیارت قبور را داده است. چنانچه در یک حدیثی میفرمایند: کنت نهیتکم عن زیاره القبور الا فزورواها فانها تذکرکم الآخره. یعنی من قبلا شما را از زیارت قبور نهی کرده بودم اما اکنون به شما میگویم به زیارت قبور بروید چونکه آخرت را به یاد شما خواهد انداخت. لذا طبق نظر مذهب حنفی، زیارت قبور نه تنها اشکالی ندارد بلکه از سنت های حسنه و پسندیده ای است که از رسول مکرم اسلام به دست ما رسیده است و شایسته است که ما ملت مسلمان هر چه بیشتر نسبت به این کار اهتمام داشته باشیم خصوصا در اعیاد و مناسبت های مختلف که آن عزیزان چشم به راه دعاها و خیرات ما هستند. اما از منکرات زیارت نیز نباید غافل بود از قبیل رفتن بر روی قبور و راه رفتن بالای آنها و همچنین گریه و زاری کردن در کنار آنها.


عقیدتی ]
درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 10-Oct-2008 01:49 (1216 خوانده شده)
*
به عقیده ی اهل سنت، پیامبران الهی چه قبل از نبوت و چه بعد از نبوت، چه سهوا و چه عمدا، چه گناهان صغیره و چه گناهان کبیره، از همه ی آنان پاک و مبرا و معصوم میباشند. اما حکایتی که در ضمن آیا ی عبس و تولی ذکر شده است هیچگونه گناه و معصیت نبوده بلکه هشدار و تذکری است که خداوند به پیامبر خود داده است. هنگامی که پیامبر خدا با روسای یک قومی مشغول صحبت بودند، عبدالله ابن ام مکتوم که هر دو چشم آن نابینا بودند به مجلس آنان وارد میشود. آن حضرت از حضور وی ناراحت شده و روی خوشی برای آن از خود نشان نمیدهد سپس آیه نازل شده و پیامبر را بر رفتاری که کرده تذکر داده و از آن کار منع مینماید.


عقیدتی ]
درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 12-Oct-2008 00:16 (1125 خوانده شده)
*
خداوند متعال در آیه ی 85 سوره اسراء چنین میفرماید: و یسئلونک عن الروح قل الروح من امر ربی و ما اوتیتم من العلم الا قلیلا. در این آیه، خداوند متعال پیامبر گرامی اسلام را از سوال یهودیان آگاه ساخته و میفرماید: یهودیان و کفار قریش از تو درباره ی روح سوال خواهند کرد، پس به آنها بگو که روح، (چیزی که مبدا حیات جانداران است) و علم به آن، مختص خداوند بوده و هیچگاه عقول انسانها به درک کنه و عمق آن نمیرسد. بعضی گفته اند: روح یعنی خون جانداران است و بعضی نیز روح را به نفس تعبیر کرده اند. برخی نیز گفته اند: روح صورتی است مثل صورت صاحب روح. اما طبق فرمایش خداوند متعال، دانش انسانها درباره ی روح و حقیقت آن بسیار اندک و ناچیز است. لذا میبایست پی بردن به حقیقت آن و دانستن کیفیت آنرا به خداوند بسپاریم و در آن مورد از کنجکاوی و تفحص صرف نظر کنیم.


عقیدتی ]
درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 15-Oct-2008 00:29 (2280 خوانده شده)
*
فرمایش شما دوست عزیز کاملا متین و صحیح است. اهل سنت در فقه و فروعات به چهار مذهب فقهی و اجتهادی تقسیم میشود. مذاهب حنفی ـ مالکی ـ شافعی ـ و حنبلی. این مذاهب بجز در چند مسئله ی جزئی، در اصول دین و اعتقاد، همگی مشترک هستند و به هیچ وجه یکدیکر را تکفیر یا تفسیق نمینمایند. به طور کلی در مسائل اعتقادی و عقائد، هیچگونه اجتهادی مورد قبول حق تعالی نبوده و فقط یک مذهب به حق و حقیقت است و سایر مذاهب همگی بر باطل خواهند بود. اختلاف این چهار مذهب فقط در فروعات و مسائل فقهی است که طبق فرمایش گهربار حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم این اختلاف مجتهدین در فروعات، رحمت و برکت و گشایش بزرگی برای ملتهای مسلمان میباشد.


اما وهابیت و بحث وهابی، یک اختلاف اعتقادی و ریشه ای است که ملت مسلمان ما باید از حقائق آن آگاه و مطلع باشند. وهابیت یک فرقه ی سیاسی است نه یک مذهب اجتهادی و علمی. اختلاف آنها در اعتقاد است نه در فقه و فروعات. عمده ترین اختلاف آنها در مسئله ی «استغاثه و کمک خواستن از غیر خدا ـ نداء غائب ـ توسل به احباب و اولیاء خدا ـ سماع مردگان ـ تبرک کردن آثار و اشیاء دوستان و اولیاء خدا» است که همگی جزء مسائل اعتقادی به حساب آمده و در صورت عدم اعتقاد به آن مسائل، خطرات زیانباری را به عقیده و باورهای راستین ما وارد خواهد ساخت. لذا وظیفه ی هر مومن متدینی است که جهت ترویج عقائد اسلامی و جلوگیری از باورهای ساختگی و گمراه کننده، از اینگونه بحثها آگاه و مطلع باشد. بحث و صحبت نکردن در اینگونه مسائل نه تنها به اتفاق و وحدت مسلمانان کمک نمیکند بلکه منجر به از هم گسیختگی وحدت مسلمین شده و باعث ایجاد افراد ضال و گمراهی که خط مشی خود را از خارج از مرزهای کشور اسلامی دریافت میکنند خواهد شد که بارزترین نشانه و علامت آنگونه افراد، نسبت دادن مردم مسلمان به کفر و شرک است. لذا نه تنها رسالت روحانیت بلکه وظیفه ی تک تک آحاد جامعه است که در مقابل آن افراد و در مقابل آن عقیده قیام کنند و جامعه ی اسلامی را از لوث وجود آنان پاک گردانند.


اما بحث خفیه و جهر، یک بحث کاملا ساده و پیش پا افتاده ی فقهی و فروعی است که از دیر باز بین فقهاء احناف وجود داشته است. ریشه ی این اختلاف برمیگردد به اینکه آیا ذکر باید بلند (جهر) گفته شود یا بیصدا (خفیه). اختلاف در برتر بودن یکی از آنها است اما در صحت هر دو تفکر، هیچگونه شک و شبهه ای وجود ندارد. اما این اختلاف به این حد و به این درجه ختم نشده و بعضا با گرایش های سیاسی عجین شده است چنانچه آنانی که مدعی اند ذکر باید «خفیه» باشد، میبینیم نه تنها ذکر نمیگویند بلکه منکر ذکر هستند، مخالف خواندن مولود نامه پیامبر گرامی اسلام هستند، مدعی اند که اهل سنت هستند و پیرو پیامبر، اما سنت رسول الله (اشاره کردن در تشهد) را بدعت و حرام میدانند، ادعاء میکنند که در مذهب امام اعظم ابوحنیفه هستند اما فرموده ی ایشان (رویت ماه در یک نقطه از جهان، برای سایر نقاط جهان کفایت میکند) را باطل میدانند.


اما بحث سیفی، سیفیه یک گروه طریقتی هستند که راه و روش تزکیه نفس و مجاهده با آن را به مردم مسلمان و جوانان حقیقت جو میآموزند. آنان در مذهب امام اعظم ابوحنیفه بوده و کاملا مقید به مذهب هستند. به فرموده ی سخن گهربار، الطرائق الی الله بعدد انفاس الخلائق یعنی راههای رسیدن به خداوند، به تعداد انسانهای روی زمین است، راهی که آنان دارند میپیمایند راه رسیدن به خداوند است که کاملا بحق و به صواب. ممکن است در بین آنان انحراف و یا بعضا گمراهانی یافت شوند که روی سخن ما با آن عده ی نمیباشد.


عقیدتی ]
درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 01-Dec-2008 22:13 (1712 خوانده شده)
*
دور و اسقاط و دادن فدیه ی نماز و روزه هایی که برای میت قضاء شده است، در مذهب حنفی صحیح بوده و هیچگونه مشکل شرعی ندارد. اگر شخصی قبل از فوت خود، وصیت کند که فدیه ی نماز و روزه هایی که نتوانسته است به هنگام اوقات آن اداء کند و همچنین نتوانسته است در مدت حیات خود، قضای آنرا به جای آورد، برای ورثه ی ایشان لازم است، پس از پرداخت بدهیهای شخصی وی، از یک سوم از باقی مانده ی اموال ایشان، وصیت وی را برآورده کرده و فدیه ی نماز و روزه هایی که برای وی قضاء شده است داده شود.


برای دادن فدیه لازم است، در ازاء هر یک وقت نماز و در مقابل هر یک روز روزه، به اندازه ی زکات فطره (2.250 = دو کیلو و دویست و پنجاه گرم) از گندم داده شود. برای دادن فدیه ی نماز و روزه های قضاء شده ی یک سال کامل شخص متوفی، از گندم سه هزار و هشتصد و هفتاد و نه (3879) کیلو گرم است که به احتساب هر کیلوئی 300 تومان (قیمت فعلی گندم)، تقریبا بالغ بر یک میلیون و دویست هزار تومان میباشد. این مبلغ، فدیه ی نماز و روزه های فوت شده ی یک سال کامل شخص متوفی است که برای ورثه ی ایشان در صورت وصیت، دادن آن لازم میباشد.


اما از آنجا که دین ما، دینی سهل و آسانگیر است، به جهت رعایت وضعیت مالی متوفی و ورثه ی ایشان، و به دستور مجتهدین مذهب، متوسل به حیله ی شرعی شده و عمل دور و اسقاط انجام میشود. کیفیت آن بدین گونه است که مبلغی به اندازه ی فدیه ی یک سال کامل (مثلا 1200000 تومان) تهیه کرده و به یک شخص مستحقی داده میشود. سپس آن شخص نیز دوباره آن مبلغ را به ورثه ی ایشان باز پس میدهد. و بعد دوباره آن مبلغ به آن شخص مستحق داده شده و او نیز آن را به ورثه مسترد مینماید. این عمل به جهت رعایت احتیاط، به تعداد سالهای حیات آن شخص (به غیر از 12 سال که وی صبی بوده است) انجام شده و فدیه ی نماز و روزه های مدت زندگی وی داده میشود.


از آنجا که تمامی دارائی مرحوم در دست وارثین ایشان است، از وارثین و از کسیکه به دارائی مرحوم دسترسی دارد، جهت دور و دادن فدیه ی نماز و روزه های وی تقاضای وجه دستی کرده میشود. برای کسانیکه متمول و دارا هستند، مجتهدین مذهب دادن حداقل، فدیه ی یک سال کامل را شایسته دانسته اند. قرائت قرآن و گرفتن وجه دستی بنا بر قول مختار و اصح، صحیح بوده و دارای هیچگونه مشکل شرعی نمیباشد.


عقیدتی ]
درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 22-Jan-2009 22:37 (1150 خوانده شده)
*
خوشا به سعادت شما دوست عزیز که همیشه و در همه حال به یاد مرگ هستید. این دستوری است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم به امت خود سفارش کرده است. زیرا در یک حدیثی آن حضرت میفرمایند: اکثروا ذکر هاذم اللذات الموت. یعنی چیزی را که لذتها از هم میشکند و از بین میبرد، بسیار یاد کنید و آن چیزی نیست جز مرگ و یاد آن. بنابراین شما نمونه ی مصداق کامل این حدیث بوده و سعادت بزرگی شامل حال شما شده است. برای شما دوست عزیز و تمامی مسلمین جهان آرزوی سعادت دارین را کرده و سر بلندی دنیا و آخرت را از درگاه خداوند مسئلت داریم.


عقیدتی ]
درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 11-Nov-2008 03:56 (2347 خوانده شده)
*
در منابع اهل سنت در مورد دجال اینگونه آمده است:
(و خروج الدجال) بتشدید الجیم مبالغه من الدجل و هو الخلط و التلبیس سمی به لانه یخلط الباطل و الحق و قد تواترت الاحادیث فی خروجه و خوفت الانبیاء اممهم عن شره و هو یهودی اعور العین یسلطه الله سبحانه علی الارض امتحانا للعباد و یدعی الربوبیة و یظهر عنه استدراجات عظیمة فیقول للرجل: لو احییت لک من مات من اهلک فهل تومنون بانی ربکم؟ فیقول نعم فیامر الشیاطین بان یتصوروا فی صور الموتی و یومن به خلق کثیر فمن آمن به صار فی عیش و تنعم و من کفر به ابتلی بقحط شدید و یدخل فی کل قریة فی اربعین لیلة الا مکة و المدینة فان الملائکة یحفظهما ثم یحاربه المسلمون بالشام و امیرهم المهدی خلیفة الله فتقع حروب عظیمة فینزل عیسی علیه السلان فیقتله.

و هل الدجال موجود او یتولد؟

فالصحیح هو الاول و قد صح عن تمیم الداری رضی الله عنه انه رکب البحر فلعب الموج بالسفینة شهرا فوجد انسانا عظیم الجسد مقیدا فاخبرهم انه الدجال و انه یخرج اذا اذن له الخروج فاخبر تمیم بذلک رسول الله صلی الله علیه و سلم و صدقه النبی صلی الله علیه و سلم فی ذلک و قد صح انه یهودیا تولد بالمدینة یقال له ابن صیاد و ظهر عنه الکهانة و دعوی النبوة و لم یزل النبی صلی الله علیه و سلم یحلف انه الدجال و قال ابوبکر الثقفی: وجدت فی ابن صیاد ئ ابیه و امه العلامات التی ذکر لنا رسول الله صلی الله علیه و سلم فی الدجال و ابیه و امه و کان عمر بن الخطاب رضی الله عنه و ابنه عبدالله و جابر الاتنصاری یعتقدون انه الدجال و روی عنه انه اظهر الاسلام و حج البیت و مات بالمدینة و قال جابر: فقدناه یوم الحرة و هو یوم حارب اهل المدینة عسکر یزید بن معاویة و قیل اخذته صاعقة و القته فی جزیرة. قال علماء الاحادیث قصة ابن صیاد مشکلة و لاشک فی انه من جملة الدجالین و الله سبحانه اعلم.

ترجمه:

یکی دیگر از علامات قیامت، خروج دجال است. دجال از ریشه دجل به معنی خلط و تلبیس است. علت اینکه وی را به این نام نامگذاری کرده اند اینست که وی حق و باطل را با هم مخلوط کرده و امر را برای مردم مشتبه خواهد ساخت. احادیث بسیاری در مورد وی به تواتر رسیده و پیامبران گذشته نیز امت خود را از فتنه و فساد وی هشدار داده اند. وی یک فرد یهودی با چشمی کور است که خداوند سبحانه به خاطر امتحان مردم، وی را به زمین مسلط خواهد ساخت. وی ادعای خداوندی کرده و استدراجات و امور خارق العاده ی بسیاری ظاهر خواهد ساخت. وی به مردم ایتگونه میگوید: اگر من گذشتگان و مردگان شما را زنده کنم شما به من ایمان خواهید آورد؟ سپس به شیاطین امر خواهد کرد که به شکل مردگان و گذشتگان آنها در آمده و از قبرها به پا خیزند. بدین ترتیب مردم بسیاری به وی ایمان آورده و به دنبال او به راه خواهند افتاد. کسانی که به او ایمان میاورند، غرق نعمات و در عیش و نوش بسیار بوده و بر عکس، کسانی که به او ایمان نمیاورند در سختی و تنگدستی بسیار به سر خواهند برد. او در مدت چهل روز، به سراسر گیتی سرکشی کرده و تمام نقاط جهان را تسخیر خواهد کرد اما به شهر مکه و مدینه نخواهد توانست نفوذ کند زیرا این دو شهر توسط ملائکه محافظت خواهد شد. مسلمانان در شام به رهبری حضرت مهدی خلیفه خدا در روی زمین، به مبارزه با وی برخاسته و با او نبرد خواهند کرد. پس از مبارزات بسیار و جنگهای سخت، حضرت عیسی علیه السلام از آسمان نازل شده و وی را نابود خواهد کرد.

اما آیا دجال هم اکنون موجود است یا قبل از وقوع قیامت به دنیا خواهد آمد؟

صحیح ترین نظریه این است که وی هم اکنون موجود میباشد. زیرا طبق حدیثی از حضرت تمیم الداری رضی الله عنه، که ایشان طی یک سفر دریایی، گرفتار طوفان دریایی شده و به مدت یک ماه در دریا سرگردان بوده اند تا اینکه پس از یک ماه به جزیره ای رسیده اند که در آن یک مخلوق عظیم الجثه بوده که با زنجیر بسته شده است. وقتی که وی از اهل آن جزیره در مورد آن مخلوق سوال میکند، میگویند که وی دجال است و هر وقت که خداوند اذن دهد خروج خواهد کرد. حضرت تمیم الداری رضی الله عنه وقتی که واقعه را به پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم تعریف کردند، پیامبر حرفهای وی را تصدیق نموده اند. روایت است که در مدینه یهودی زاده ای بود با نام «ابن صیاد». ابن صیاد به حرفه ی کهانت مشغول بوده و ادعای ربوبیت میکرد. پیامبر گرامی اسلام، پیوسته سوگند یاد میکرد که وی دجال است. ابوبکر ثقفی میگوید: همه ی آن علاماتی که پیامبر گرامی اسلام در مورد دجال ذکر کرده اند، در ابن صیاد و در پدر و مادر وی مشاهده کرده ام. حضرت عمر بن خطاب رضی الله عنه و پسرش عبدالله و جابر الانصاری نیز معتقد بودند که وی دجال است. روایت است که این صیاد اسلام آورده و در مدینه مرده و دفن شده است. حضرت جابر رضی الله عنه میگوید: ما ابن صیاد را در روز حرة (روزی که یزید مدینه را به منجنیق بست) گم کردیم. برخی نیز گفته اند: صاعقه ای از آسمان نازل شده و وی را به جزیره ای دور دست انداخته است. علماء حدیث نیز معتقدند قصه ابن صیاد و چگونگی آن اندکی مشکل است. اما شکی نیست که وی (ابن صیاد) از جمله دجال صفتان بوده است. والله اعلم. جهت کسب اطلاعات بیشتر میتوانید به کتاب «النبراس» شرح شرح العقائد مراجعه نمایید.


عقیدتی ]
درخواست شده توسط Fa_na35 و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 29-Dec-2009 10:55 (905 خوانده شده)
*
خداوند متعال پس از اینکه انسانها را خلق کرده و بر پهنه ی زمین خاکی گستراند، پیامبرانی را از جنس خود انسانها به سوی ایشان گسیل داشت تا با ارشاد و راهنمایی، به سوی توحید و یکتاپرستی و دین اسلامی که نزد خداوند راه حق و آئین حقیقی است، رهنمون شوند. لذا در هر عصر و دوره ای، پیوسته پیامبرانی از سوی پروردگار برای هدایت انسانها فرستاده شده اند که همگی با دین اسلام، مردم را به رستگاری و نجات دنیا و آخرت فرا خوانده اند. همانگونه که خداوند در قرآن کریم بیان میدارد، دین، فقط اسلام است. فقط اسلام است که نزد پروردگار مورد قبول بوده و از انسانها میپذیرد. لذا همه ی پیامبران امتهای خود را به دین اسلام دعوت کرده و با آئین و دین اسلام به سوی انسانها فرستاده شده اند. اما از آنجا که ادیان الهی ما قبل اسلام محمدی، از هرگونه تغییر و تحریف در امان نبوده اند، لذا با گذشت زمان و اعصار متمادی، دست تحریف بر آن برده شده و از سوی سودجویان و فرصت طلبان تغییر و تحریف بنیادی بر آن صورت گرفت تا جایی که اسم اسلام از آنان برداشته شده و با نامهای مثلا یهودی و مسیحی نام گذاری گردید. کسانیکه در زمان اسلام پیشین، در زمانهایی که قبل از تغییر و تحریف میزیسته اند، قطعا در مورد ادیان آنان مورد سوال قرار گرفته و در صورت عدم ایمان به آن دین، مورد قهر و غضب الهی قرار خواهند گرفت. اما در دوران تحریف، زمانی که پیامبری برای ارشاد و راهنمایی نبوده و دین نیز به گونه ی دلخواه متولیان امور دینی تحریف گردیده است، که اصطلاحا به دوران فترت نام گذاری شده است، خداوند با لطف و رحمت واسعه ی خود، همه ی آن کسانی را که در دوران فترت میزیسته اند، مورد عفو و بخشش خود قرار خواهد داد. شخصیتهای بزرگ تاریخ که خدمات شایانی به جامعه ی انسانی کرده اند، قطعا در زمان یکی از پیامبران الهی و یا حداقل در زمان برقراری یک دین الهی که قانون و دستورات آن بر جامعه دینی حاکم بوده است، میزیسته اند. لذا هرگاه به آن پیامبران یا به آن دین معتقد باشند، مؤمن و مسلمان شناخته شده و در غیر اینصورت، کافر و بی دین به شمار می آید. در هر صورت، به اندازه ی خدمات بزرگی که انجام داده اند، اجر و پاداش خود را دریافت خواهند نمود. با این تفاوت که برای کفار، هیچگونه ذخیره ای برای آخرت موجود نبوده و همه ی پاداش خود را در این دنیا صاحب خواهد شد اما برای مسلمین، به غیر از پاداش و اکرامی که خداوند در دنیا برای ایشان اهداء مینماید، در آخرت نیز درجات و مقامات رفیع و بی حدی که خداوند برای او در نظر گرفته است، در انتظار او خواهد بود.


عقیدتی ]
درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 18-Nov-2008 04:18 (2202 خوانده شده)
*
كودكي كه در خانواده مسلمان و از يك پدر و مادر مسلمان به دنيا آمده و قبل از بلوغ فوت نموده است، طبق نظر اجماع اهل سنت، بهشتي بوده و بدون هيچگونه سوال و محاسبه اي وارد بهشت خواهد شد.


عقیدتی ]
درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 19-Nov-2008 02:45 (1586 خوانده شده)
*
در مورد اطفال مسلمانان دو نظریه وجود دارد: 1ـ اطفال مسلمانان در بهشت خواهند بود. برخی نیز ادعای اجماع این نظریه را کرده اند. 2ـ عده ی قلیلی نیز معتقدند آنها محول به علم خداوند سبحانه هستند. چنانچه خداوند با علم ازلی خود تشخیص دهد که آنان به هنگام بلوغ مسلمان خواهند بود، آنانرا راهی بهشت کرده و همیشگی آنجا ساکن خواهند بود. و اگر چنانچه خداوند با علم ازلی خود تشخیص دهد که آنان به هنگام بلوغ و رسیدن به سن تکلیف کافر خواهند شد، آنانرا به جهنم روانه خواهد کرد. اما نظریه اولی صحیح و اجماع است.


در مورد اطفال کفار و مشرکین نظریه علماء متفاوت است. برخی معتقدند که آنان نیز بهشتی هستند. صحیح ترین نظریه در مورد اطفال مشرکین و کفار نیز همین نظریه است. برخی نیز معتقدند، اطفال تابع پدر و مادر خود است؛ لذا آنان در جهنم خواهند بود. برخی نیز معتقدند، تصمیم گیری در مورد آنان، محول به علم خداوند سبحانه است همانند نظریه ای که در مورد اطفال مسلمین ذکر شد. برخی نیز معتقدند آنان خادمین اهل بهشت خواهند بود.


برخی نیز معتقدند آنان در محلی بنام «اعراف» مکانی ما بین بهشت و جهنم زندگی خواهند کرد. و برخی نیز همچون امام اعظم ابوحنیفه رحمه الله در این مورد سکوت اختیار کرده اند. لازم به ذکر است همه ی این نظریاتی که در بالا ذکر شد، مبتنی بر آیات قرآن و احادیث رسول اکرم صلی الله علیه و سلم هستند که ذکر آنان به طول خواهد انجامید به همین خاطر از ذکر حدیث و ترجمه آن صرف نظر میکنیم.


عقیدتی ]
درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 22-Nov-2008 20:06 (1050 خوانده شده)
*
در گناه هایی که حقوق الناس و یا به عبارتی حق مردم و خلق الله تضییع میشود، به هیچ وجه با توبه بخشوده نمیشود بلکه لازم است اگر چیزی از اموال دنیوی شخصی را تضییع کرده باشد باید معادل آنرا به وی برگرداند و اگر آبرو و حیثیت شخص را لکه دار کرده باشد باید از وی حلالیت طلبیده و بخشیدن گناه وی را خواستار شود. فقط در اینصورت گناه وی آمرزیده میشود.


عقیدتی ]
درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 23-Nov-2008 19:56 (2558 خوانده شده)
*
طبق عقائد اهل سنت و الجماعت، بلا فاصله پس از دفن میت، دو فرشته با نام منکر و نکیر به سراغ میت آمده و از پروردگار، دین و رسول آن شخص سؤال خواهند کرد. این سه سؤال به طور عموم برای همه ی اشخاص حتی به روایتی برای کودکان و پیامبران نیز خواهد بود. عذابی که در قبر و ما بین مرگ و رستاخیز برای شخص مرده داده می شود، قطع نظر از گناهان و معاصی که انجام داده است، بیشتر مربوط به کارهایی است که شرع مقدس آن را بیان نموده است. پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم می فرمایند: از ادرار دوری جویید که بیشتر عذاب قبر از آن نشأت می گیرد. با توجه به این حدیث در می یابیم که عذاب قبر چیزی نیست که مربوط به ارتکاب گناه یا پایمال کردن حق الناس بوده باشد.و در حدیث دیگری می فرمایند: اگر کسی از عذاب قبر نجات می یافت حتما سعد بن معاذ (یکی از بزرگان و رئیس قبیله خزرج) یکی از آن نجات یافتگان بود، کسی که به هنگام وفات، ارکان عرش از شدت مصیبت وارده به صدا در آمده است.با توجه به احادیث فوق، عذاب قبر برای کفار و برای برخی از گناهکاران مسلمان، چیزی است که هیچگونه شکی در وجود آن نیست. اما علماء در مورد کیفیت و چگونگی تعذیب و یا تنعیم مردگان در قبر اختلاف نظر دارند. اما آنچه که مسلم است عذاب گناهانی که شخص به واسطه ی ترک فرائض و یا انجام منهیات و یا تعدی به حقوق دیگران مستحق آن گردیده است، پس از وقوع قیامت و پس از محاسبه ی اعمال بندگان داده خواهد شد. والله اعلم.


عقیدتی ]
درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 24-Nov-2008 15:27 (2081 خوانده شده)
*
تمامی قضاتی که در محاکم و دادگاه های اسلامی کشور مشغول هستند، حاکم شرع میباشند.


(1) 2 3 4 ... 20 »
تصویر اتفاقی
سخنرانی استاد تنگلی در جشن میلاد رسول

سخنرانی استاد تنگلی در جشن میلاد رسول

حضرت شیخ محمد عثمان سراج الدین نقشبندی و جناب شیخ عبدالملک

حضرت شیخ محمد عثمان سراج الدین نقشبندی و جناب شیخ عبدالملک

اعضای دارای بیشترین پیام
1 mohammad2
mohammad2
172
2 elyas 130
3 SAHABI 111
4 sahneh 91
5 gapist 56
6 neghab
neghab
30
7 nurahmed
nurahmed
25
8 alten 21
9 men 19
10 IBB
IBB
19
جدول اوقات شرعی