تصاویر جدید
آمار بازدید
آخرین بروز رسانی 1395/10/15 2017/01/04
SmartFAQ is developed by The SmartFactory (http://www.smartfactory.ca), a division of InBox Solutions (http://www.inboxsolutions.net)
 شرح شاخه

 پرسش و پاسخ
در این قسمت پرسش و پاسخ های مربوط به این شاخه قرار دارند
« 1 (2) 3 4 5 ... 8 »
نکاح ]
درخواست شده توسط Men و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 05-Mar-2009 16:07 (1190 خوانده شده)
*
عروس، تا وقتی که خودش را در خانه داماد، تسلیم داماد نکرده و خود را در اختیار شوهرش قرار ندهد، هیچگونه حقی نسبت به شوهر خود ندارد و برای شوهر نیز دادن نفقه و مخارج زندگی لازم نمیباشد.


نکاح ]
درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 21-Jan-2009 20:56 (2973 خوانده شده)
*
شرط عقد، ایجاب و قبول بین زوجین است. یعنی هرگاه یکی از آنها ایجاب کرده (مثلا بگوید: من نفس خود را به تو بخشیدم) و دیگری قبول نماید و بگوید: قبول کردم، عقد نکاح بین آن دو منعقد میگردد. اما خواندن خطبه ی عقد به زبان عربی سنت میباشد.


نکاح ]
درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 22-Jan-2009 22:35 (1372 خوانده شده)
*
اصطلاحات ایگ و قول و عدم برقراری ارتبات زنا شویی بین آنان، از جمله باورها و سنتهایی است که از دوران قبل، یعنی دوران بیسوادی و بی اطلاعی از آموزه های اسلامی و دینی در بین ما به جا مانده است. اگر چه این فرهنگ هیچ گونه تضادی با آموزه های دینی و مذهبی ندارد اما به نظر میرسد که این فرهنگ از جمله فرهنگهای تعصبی قومی و ملیتی بوده و بر خواسته از روح خود پسندی و خود بینی باشد و در صورت رواج و اهمیت دادن به آن فرهنگ، امکان کم رنگ شدن ارزشهایی است که شرع مقدس و مذهب برای تعیین همسر مناسب در نظر گرفته است. در قانون تشریعی اسلام، ملیتها و قومیتها به هیچ وجه مطرح نبوده و آن چه که از اهمیت زیادی برخوردار است تدین و مقید بودن به دستورات شرع مقدس است که در جای جای قرآن کریم با عبارت «تقوا» یاد شده است. آنجا که خداوند متعال میفر ماید: ان اکرمکم عند الله اتقاکم. یعنی بهترین شما نزد پروردگار، با تقوا ترین شما است. خوشبختانه در حال حاضر که تمامی ملتها و قومیتها از دستورات و آداب شرعی کاملا مطلع بوده و از آموزه های دینی و مذهبی به تمام و کمال بهره مند هستند، فرهنگ ایگ و قول به فراموشی سپرده شده و فقط نامی از آن در ذهنها و کتابها به یادگار مانده است.


نکاح ]
درخواست شده توسط مهمان و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 27-Jan-2009 03:28 (1617 خوانده شده)
*
حکمت خداوند متعال تقاضا نموده است که غالبا مردها تا سن هشتاد سالگی آمادگی تولید نسل را دارند و باز حکمت خداوند متعال تقاضا نموده است که زنها معمولا تا سن 50 یا 55 سالگی از حیض مأیوس میگردند که در آنها استعداد بارور شدن برای آنها باقی نمیماند. و اگر به دیده ی بصیرت در تفاوت بین زن و مرد توجه شود، خواهیم فهمید که در امور خانوادگی زن مشقتهای بیشماری را تحمل میکند همانند زحمت بارداری و دردهای زایمان و خونریزیهای بعد از زایمان و پرورش فرزندان بخصوص فرزند نوزادی که رنج و مشقت آن بر هیچ عاقلی پوشیده نیست. و همچنین مسلم است که برای تولید نسل، ترغیب و تشویق از سوی پیامبر آمده است آنجا که میفرماید: تَنَاکَحُوا تَنَاسَلُوا تَکَثَّرُوا فَاِنّی مُبَاهٍ بِکُم الاُمَمَ یَومَ القِیَامَة. یعنی ازدواج کنید و تولید نسل نمایید تا بسیار شوید زیرا من در قیامت به کثرت افراد شما و سایر ملتها افتخار میکنم. حکمت در این ترغیب و افتخار، بر اثر آن است که هرگاه مسلمانان ازدواج کنند و توالد و تناسل آنها بیشتر گردد تعداد آنها بسیار میشوند و بسیاری عدد، نشان دهنده عظمت آنها بوده و موجب افزایش عظمت و شوکت امت اسلامی میگردد. حکمت دیگر تعدد زوجات این است که مرد با آن تمایلی که خداوند در او به آمیزش قرار داده است اگر بخواهد به یک زن اکتفاء کند ممکن است ضرری متوجه او گردد زیرا معلوم است که زنها ایامی را به حیض میگذرانند چنانچه در ماه 3 تا 10 روز به این علت مبتلا باشند در خلال این ایام اگر برای مرد آمدگی آمیزش وجود داشته و زن قادر به آن نباشد ایجاد اذیت و ناراحتی گردیده و اگر خود را با فشار نگه دارد باز هم دچار مرض و خسارت میشود لذا تعدد زوجات مشروع گردیده تا میدان برای مردها توسعه داشته و بتوانند مدتی را با زن دیگر همبستر شود و نیز به این سبب از احتمال ارتکاب زنا برحذر باشد. شرع مقدس اسلام برای زن جمع کردن 2 شوهر و بیش از آن را به چندین دلیل منع فرموده که تمام آنها حکمت و رمزهای بزرگی را دارد. یکی از آنها این است که اگر زن بیش از یک شوهر داشته باشد نسب فرزندان مختلط گردیده و هر فرزندی که بدنیا میآید مشخص نمیگردد که از کدام شوهر وی بوده است. کمترین ضرری که از اختلاط نسب بوجود میآید، ضایع شدن حقوق ارثی بین پدران و فرزندان است که با اصل مشروعیت نکاح منافات دارد. همچنین غیرت نوع نرینه در جنس حیوانات بیشتر از نوع ماده است چنانچه اگر مردی کسی غیر از خود را ببیند که در ازدواج همسرش مشارکت مینماید بخاطر حفظ حقوق زناشویی در پی دفع آن گردیده و جنگ و جدال بپا میخیزد و نظام عالم به فساد کشیده خواهد شد. جهت کسب اطلاعات بیشتر میتوانید به کتاب حکمت و فلسفه شریعت صفحه 249 الی 274 مراجعه فرمایید.


نکاح ]
درخواست شده توسط OMID و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 09-May-2009 03:04 (3050 خوانده شده)
*
تشريع بلند مرتبه اسلامي و نظام فراگير آن، معيارهايي پيش روي هر پسر و دختر جوان گذاشته است، كه از آن بهره گيرد و بر طبق آن عمل كند تا زندگي زناشوئي آينده آنان در نهايت تفاهم و محبت و پايداري باشد. جمع خانوادگي آنان از والدين و فرزنداني تشكيل يابد كه به مراتب والاي ايماني دست يابند، داراي جسمي سالم، اخلاقي متعالي، انديشه اي حسابگر و توانا و شخصيتي ارجمند و مطمئن باشند. لذا مهمترين اصول انتخاب همسر در این چند نکته خلاصه میشود:


انتخاب همسر بر اساس تدين:
منظور از تدين آن است كه فردي كه انتخاب ميشود داراي فهم عميقي از اسلام بوده و فضايل اخلاقي و والاي ديني و آداب بلند پايه آن را عملا بر زندگي خود تطبيق داده باشد و به عبارت ديگر هميشه به قوانين و قواعد شريعت اسلامي و اصول جاودان آن پايبند باشد. وجود اين اوصاف، دلالت بر تدين دختر يا پسر دارد. چنانچه هر كدام از آنان فاقد خصايل فوق الذكر بودند، از عقيده اسلامي فاصله گرفته و از راه راست منحرف شده اند و اخلاقي ناسالم دارند هر چند مردم ظاهراً آنرا نيكوكار و شايسته و متدين بدانند. بنابراين بايد موازين صحيح و قابل اعتمادي براي سنجش اشخاص و آشكار كردن ويژگيهاي برجسته شخصيتي آنها داشته باشيم و چه دقيق است معيارهايي كه خليفه عادل «عمر بن الخطاب رضي الله عنه» در اينباره بيان كرده اند. مردي به جهت شهادت دادن درباره شخصي به آن حضرت مراجعه ميكند. حضرت عمر رضي الله عنه ميگويد: آيا اين مرد را ميشناسيد؟ مرد میگوید: بله! حضرت عمر رضي الله عنه میفرماید: آيا در سفري همراه او بوده اي كه با خصايل اخلاقي او آشنا باشي؟ مرد میگوید: خير. حضرت عمر رضي الله عنه میفرماید: آيا همسايه اش هستي و هر روز او را ميبيني كه از خانه بيرون ميآيد، يا به خانه اش برگردد؟ مرد میگوید: خير! حضرت عمر رضي الله عنه میفرماید: آيا تا بحال با او معامله اي كرده اي كه تقوي و پرهيزگاري او را در رابطه با مال دنيا برايت مشخص شود؟ مرد میگوید: خير! عمر رضي الله عنه بر سرش فرياد ميكشد و ميگويد: شايد او را در حال نماز خواندن در مسجد ديده اي كه شرس را بلند ميكند يا بر زمين ميگذارد. مرد میگوید: آري همينطور است. عمر رضي الله عنه میفرماید: برو! تو او را نميشناسي. سپس به مرد مراجع روي نموده و فرمود: برو كسي را بياور كه تو را بشناسد!


عمر بن الخطاب رضي الله عنه گول شكل و قيافه ظاهري او را نخورد بلكه موازيني را در شناخت آن مرد مطرح كرد كه تدين يا اخلاق او را آشكارا نشان ميدهد. اين شناخت صحيح مصداق گفته مبارك رسول اكرم صلي الله عليه و سلم است كه فرمود «ان الله لا ينظر الي صوركم و اجسادكم و انما ينظر الي قلوبكم و اعمالكم».رواه مسلم. خداي عزوجل به جسم و صورت شما نگاه نميكند، بلكه به قلب شما و اعمالتان نظر مينمايد. به اين دليل، نبي اكرم صلي الله عليه و سلم تمام كساني را كه قصد ازدواج دارند راهنمايي كرده است كه: مهمترين شرط انتخاب، صفت تدين است، چه براي پسر، و چه براي دختر تا فرد متدين در زندگي زناشوئي آينده خود، وظيفه كامل خود را در حق همسر و فرزندانش ادا كند. در روايت بخاري و مسلم از ابو هريره آمده است كه آن حضرت فرمودند: «تنكح المرأة لأربع: لمالها و لحسبها و لجمالها و لدينها، فاظفر بذات الدين تربت يداك». زن بر اساس چهار ويژگي براي ازدواج انتخاب ميشود، ثروت و دارايي، اصل و نسب خانوادگي، زيبايي و دينداري، اما زن ديندار را برگزين كه مايه بي نيازي و سعادت است.


نبي اكرم صلي الله عليه و سلم همچنين فرموده اند: «من تزوج امرأة لعزها لم يزده الله الا ذلاً، و من تزوجها لمالها لم يزده الله الا فقراً، و من تزوجها لحسبها لم يزده الله الا دناءة، و من تزوج امرأة لم يرد بها الا ان يغض بصره، و يحصن فرجه، او يصل رحمه، بارك الله له فيها، و بارك لها فيه».رواه طبراني. كسيكه زني را بخاطر فخر فروشي و اظهار بزرگي انتخاب كند، خداوند بر ذلت و خواريش ميافزايد، و اگر انتخابش به علت ثروت و دارايي زن باشد، خداوند متعال فقر و درماندگي اش را بيشتر ميكند و اگر به دليل اصل و نسب خانوادگي باشد، خداي عزوجل او را خوارتر و حقيتر خواهد كرد و اگر كسي زني را انتخاب كند تا چشمش را از نگاه حرام و اعضايش را از عمل فحشا حفظ نمايد يا صله رحم را به جاي آورد، خداوند زندگي آن را پر از خير و بركت خواهد نمود. همچنين پيامبر خدا صلي الله عليه و سلم اولياء دختران را راهنمايي كرده اند كه درباره خواستگار دخترشان تحقيق كند که آيا ديندار و با اخلاق است يا نه؟ آيا ميتواند حق زناشوئي را ادا كند و به شيوه مناسب خانواده اش را اداره نمايد؟ آيا ميتواند پاسدار شرف و حيثيت خانوادگي باشد؟ وآيا قادر به تأمين نيازهاي اقتصادي و مالي زندگي است يا نه؟ «ترمذي» از رسول اكرم صلي الله عليه و سلم روايت ميكند: «اذا جاءكم من ترضون دينه و خلقه فزوجوه الا تفعلوا تكن فتنة في الارض، و فساد عريض». اگر خواستگاري براي دخترتان آمد و او را از جهت دين واخلاق پسنديديد با ازدواج او موافقت كنيد در غير اين صورت (چنانچه خواستگاري بي اخلاق يا بي دين باشد) با ازدواج افراد نا اهل با دختران شما گمراهي و فسادي فراگير دامن گيرتان خواهد شد.


و حقيقتا چه لطمه بزرگي به تربيت و اخلاق و دين ما وارد خواهد شد وقتیکه دختر جوان و مؤمن ما در چنگال فاجر و فاسقي گرفتار آيد كه براي شرف و حيثيتش ارزش و اعتباري قائل نبوده و به هيچ عهد و پيمان و قانوني پايبند نباشد. چه مصيبت بزرگی است براي زن مؤمن و شايسته اي كه پاكي و نجابت او را شوهري بي دين و فاسد لكه دار ميكند و او را مجبور به برهنه گي و همنشيني و رقص با مردان نامحرم و نوشيدن شراب مينمايد و به عبارت ديگر او را از محدوده اخلاق و انديشه اسلامي به جانب تباهي و بي ديني سوق ميدهد. با كمال تأسف بسيارند دختران عفيفي كه در منزل پدر نمونه پاكي و اخلاق بوده اند و زماني كه وارد خانه شوهر بي دين و بي بند و بار شدند به موجودي بيهوده و مفتضح تبديل گرديدند كه براي آنان اصول و مباني ارزشمند اخلاقي و عقيدتي هيچ اهميتي ندارد و اعتباري براي عفت و شرف قائل نميشود و شكي نيست كه فرزنداني كه در اين خانواده يا بهتر است بگوييم در اين منجلاب گناه و فساد رشد ميكنند، در آينده افرادي منحرف و تبهكار خواهند شد. بنا بر آنچه گفته شد، آنچه زندگي سعادتمند و تربيت اسلامي فرزندان و حيثيت و ثبات حيات آينده زوجين را تضمين ميكند، انتخاب همسر آينده بر اساس دينداري و التزام به اخلاق اسلامي است.


انتخاب بر اساس نجابت و اصالت خانوادگي:
يكي ديگر از روابطي مهم اسلام براي انتخاب شريك زندگي وضع نموده است انتخاب همسر بر اساس نجابت و اصالت خانوادگي است. به اين معني كه شخصي كه برگزيده ميشود از خانواده اي ريشه دار و اصيل در بين مردم به شرافت و پاكي و شايستگي اخلاقي معروف باشند. در واقع ميتوان مردم را معادن خصايل اخلاقي و معنوي تشبيه كرد كه از لحاظ حقارت و شرافت و فساد و سلامت اخلاقي با هم تفاوت دارند. اين نكته را پيامبر محبوب صلي الله عليه و سلم بدينگونه بيان كرده اند: «الناس معادن في الخير و الشر، خيارهم في الجاهلية خيارهم في الاسلام، اذا فقهوا». رواه الطيالسي و ابن منيع. مردم مانند معادن نيكي و بدي هستند، اگر هدايت يافتند، برگزيدگان آنان در جاهليت در زمان اسلام نيز برگزيده و والا هستند. بنابراين ميبينيم كه رسول اكرم صلي الله عليه و سلم داوطلبان پيوند زناشويي را به گزينش همسر بر اساس اصالت، نجابت، پاكي و شايستگي خانوادگي تشويق مينمايد. ابو سعيد الخدري رضی الله عنه ميگويد رسول صلي الله عليه و سلم فرموده اند: «اياكم و خضراء الدِّمَن، قالوا و ما خضراء الدمن يا رسول الله؟ قال: المرأة الحسناء في المنبت السوء». رواه دار قطني و العسكري و ابن عدي. از گياهان هرزه بپرهيزيد! پرسيديم اي پيامبر خدا منظور شما از گياهان هرزه چيست؟ فرمودند: زنان زيبايي كه در محيط خانوادگي ناسالم رشد كرده اند.


همچنين در حديث مرفوعي از آن حضرت صلي الله عليه و سلم آمده است: «تخيروا لنطفكم و انكحوا الاكفاء». رواه ابن ماجه و الحاكم و دارقطني. با كسي ازدواج كنيد كه با شما تناسب داشته باشد و براي استقرار نطفه خويش شايسته ترين جايگاه را برگزينيد. همچنين ابن ماجه و ديلمي از رسول اكرم صلي الله عليه و سلم روايت ميكنند كه فرموده است: «تخيروا لنطفكم فان العرق دسّاس». براي استقرار نطفه خود شايسته ترين جايگاه را برگزينيد، زيرا اصل بد، زماني خود را ظاهر خواهد كرد. ابن عدي و ابن عساكر در حديث مرفوعي از حضرت عايشه رضي الله عنها روايت ميكنند كه رسول خدا صلي الله عليه و سلم فرموده اند: «تخيروا لنطفكم فان النساء يلدن أشباه إخوانهن و أخواتهن» و في رواية: «اطلبوا مواضع الأكفاء لنطفكم، فإن الرجل ربما أشبه أخواله». براي استقرار نطفه خويش جايگاه شايسته اي برگزينيد، زیرا زنان، فرزنداني همانند برادران و خواهران خود بدنيا ميآورند».


اين احاديث مجموعا داوطلبان ازدواج را راه مينمايد كه همسراني انتخاب كنند كه در محيطي شايسته و خانواده اي اصيل و ريشه دار كه به شرافت و پاكي معروف باشند، رشد و نمو كرده باشند و توالد و تناسل آنها از نطفه اي با منشأ ارجمند از پدران و گذشتگان بزرگواري بوده باشد. شايد حكمت تمامي اين سفارشها آن باشد كه از همان ابتدا سنگ بناي وجودي فرزندان، از بهترينها باشد و طبع و خلقت آنان با عادات ارزشمند و اخلاق اسلامي در آميزد و از دوران طفوليت شير مكارم و فضايل اخلاقي را از اين مبدأ متعالي بنوشد و خصلتهاي نيك و اخلاق خوب را به اين شيوه برگزيده، كسب كنند. به همين مناسبت وقتي كه «عثمان بن ابي العاص ثقفي» فرزندانش را به انتخاب نطفه پاك و پرهيز از همسري كه از اصل بد منشأ گرفته است سفارش ميكند، ميگويد: فرزندان عزيزم! ازدواج كننده مانند كسي است كه نهالي ميكارد، پس بايد دقت كند كه در چه زميني نهالش كاشته ميشود، ريشه و اصل بد، فرزند و نتيجه خوب ببارد نميآورد، پس در انتخاب خود دقت كنيد هر چند طول بكشد. دليل ديگر اثبات ارزش اين گزينش جواب «حضرت عمر بن الخطاب رضي الله عنه» است كه در جواب سؤال كننده اي كه ميپرسد، حق فرزند بر پدر چيست؟ ميفرمايد: «مادرش را با دقت و شناخت برگزيند، اسمي نيكو بر فرزند بگذارد، و قرآن را به او بياموزد».


اينچنين انتخابي كه موازين آنرا رسول خدا صلي الله عليه و سلم بيان فرموده اند، داراي پايه محكم علمي بوده و تئوريها و نظريات تربيتي عصر حاضر نيز بر آن صحه ميگذارند. علم وراثت ثابت كرده است كه طفل خصوصيات جسمي و عقلي و رواني را از والدين دريافت ميكند، پس اگر همسر را بر اساس سلامت و اصالت و شايستگي و شرافت خانوادگي برگزينيم، بي ترديد فرزنداني كه از اين وصلت نتيجه ميشوند، سالم و عفيف و پاك منش خواهند بود. طفلي كه بر اساس وراثت شايسته اي متولد ميشود، و با روش تربيتي ارزشمندي پرورش مييابد، تحقيقاً ميتواند به مدارج بالاي ديني و اخلاقي برسد و به الگويي در تقوي و فضيلت و نمونه اي در برخورد خوب با اطرافيان و جامعه اش تبديل شود. پس راهيان اين طريق بهوش باشند كه براي ياور آينده زندگي، انتخاب شايسته اي داشته باشند و از ابتدا بنيان محكمي ايجاد نمايند تا فرزندان سالم، صالح و مؤمن نصيب آنان گردد.


انتخاب غير خويشاوندي براي ازدواج:
از دستورات حكيمانه و بسيار ارزشمند اسلام در انتخاب زوج آينده در نظر داشتن رابطه نسبي و خويشاوندي است. در تشريع اسلامي زن بيگانه (از لحاظ رابطه نسبي) براي ازدواج از زني كه رابطه خويشاوندي دارد بهتر است، زيرا ازدواج با اقارب و اقوام نسبي، احتمال بروز بيماريهاي مختلف نقض بدني و بطور كلي ضايعات ارثي را در طفل بيشتر خواهد كرد. با ازدواج با غريبه، سلامت و نيرومندي طفل تأمين خواهد شد، همچنين در آينده چنين فرزنداني استحكام روابط اجتماعي را بيشتر ميكنند و آشنايي و ارتباط خانواده ها در جامعه بيشتر خواهد شد كه اين نيز به وحدت بيشتر آنان و گستردگي بيشتر و ارتباط مفيد و صميمانه كمك خواهد كرد. بر اساس علم ژنتيك پزشكي، ساختمان كرموزومي سلولهاي همه انسانها حاوي حد اقل چند عامل بيماريها و يا نقض بدني است و در هر فرد سالمي حتماً تعدادي از اين عوامل وجود دارد، در ازدواج غريبه كه صفات جسمي 50% از زن و 50% از مرد ميباشد، اين نقصها پوشيده خواهند شد. اما در ازدواجهاي خويشاوندي خصوصاً دختر عمو و پسر عمو و دختر خاله و پسر خاله و غيره بعلت آنكه ژن يا عامل صفات جنسي از پدر يا مادر مشترك (از لحاظ اعقاب آنها) دريافت كرده اند، پس ژن آنها در مورد بيماري يا نقض بدني مشترك خواهد بود بنابر اين دو ژن معيوب در كنار هم قرار گرفته و در بچه اي كه متولد ميشود عيبب و نقص بروز ميكند.


پس تعجبي ندارد اگر ببينيم كه نبي اكرم صلي الله عليه و سلم ما را از ازدواج با اقارب و خويشاوندان نسبي بر حذر داشته اند، تا طفل ضعيف و مريض نباشد و داراي نقض جسمي و بيماريهاي ارثي مهم نگردد. از جمله تحذيرات آن حضرت صلي الله عليه و سلم كه ميفرمايند: «با اقارب و خويشاوندان ازدواج نكنيد زيرا نوزاد نحيف، مريض و كند ذهن خواهد شد». و نيز فرموده اند: «اغتربوا و لا تضووا». زنان غريبه را برگزينيد تا بيماري گريبان گیرتان نشود». علم وراثت ثابت كرده است، ازدواج با خويشاوندان، نسلي ضعيف چه از جنبه جسمي و چه از جهت هوشي ببار ميآورد كه منشأ اخلاق مذموم و عادات ناپسند اجتماعي نيز خواهد شد. حقيقتي كه 1400 سال پيش پيامبر خدا صلي الله عليه و سلم به آن اشاره كرده و پيش از آن كه علم بشر به آن نايل گردد، اين نكته را براي صاحبان بصيرت بيان فرموده اند. و اين نمونه اي از معجزات شگفت انگيز آن عزيز درس ناخوانده ماست ـ سلام و درود خدا بر او باد ـ كه دليلي بر صدق رسالت با عظمت اوست به قول حافظ: نگار من كه به مكتب نرفت و خط ننوشت / به غمزه، مسأله آموز صد مدرس شد!


نکاح ]
درخواست شده توسط OMID و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 10-Jun-2009 23:21 (1118 خوانده شده)
*
طبق فرمایش پیامبر عظیم الشأن اسلام، مهمترین شرط انتخاب همسر، صفت تدین است. در روایت بخاری و مسلم از ابی هریره رضی الله عنه آمده است که آنحضرت فرموده اند: تُنکَحُ المَرأةُ لاَربَعٍ لِمَالِهَا و لِنَسَبِهَا وَ لِجَمَالِهَا وَ لِدِینِهَا فاظفَر بِذَاتِ الدِّینِ تَرِبَت یَدَاکَ. یعنی زن بر اساس چهار ویژگی برای ازدواج انتخاب میشود. ثروت و دارایی، اصل و نسب خانوادگی، زیبایی و دینداری، زن دیندار را برگزین که مایه ی بی نیازی و سعادت است. بنابراین صفت تدین و دینداری یک اصل مهم در انتخاب همسر آینده بوده و منشأ همه ی سعادتهایی است که زوجهای خوشبخت در آینده به آن نائل میگردند.


لذا با توجه به موقعیت زمانی حدوداً سه یا چهار دهه ی گذشته نسبت به زمان حال، در مییابیم که در امر ازدواج، مسائل به طور بنیادی تغییر کرده و ارزشها و معیارهایی که شرع مقدس آنرا اصل و شرط مهم دانسته است، به کلی از بین رفته و یا حداقل کم رنگ شده است. ازدواج هایی که در دوران نه چندان گذشته صورت میگرفت، اگر چه عروس و داماد یگدیگر را نمیدیدند و هیچگونه اثری از ارتباط نامشروع و مخفیانه وجود نداشت، اما از آنجا که به تصمیم و انتخاب والدین احترام و اعتماد کامل داشتند و به یقین میدانستند که والدین و یا کسانی که در امر ازدواج تصمیم گیرنده هستند، با در نظر گرفتن تمامی ارزشها و فاکتورهای مهم اسلامی و شرعی، زوج آینده ی وی را انتخاب مینمایند. بنابراین قطعاً چنین ازدواجی، با رضایت و دعای خیر والدین به همراه بوده و در نتیجه تفاهم و سعادت دنیوی و همچنین به ثمر رسیدن اولاد صالح و نیکوکار را به دنبال خواهد داشت.


اما در حال حاضر اکثراً ارزشها دگرگون شده و اکثریت قریب به اتفاق، تصمیم گیرنده در امر ازدواج، خود جوانان هستند و بزرگان و والدین و کسانی که در امر ازدواج با تجربه هستند، نقش نظارتی و هدایتگر بودن خود را نیز از دست داده اند. از آنجا که جوانان نیز از اطلاعات کافی برخوردار نبوده و از ارزشها و معیارهای دینی که در امر ازدواج کاملا حیاتی هستند، بی اطلاع و یا حداقل کم اطلاع هستند، و از اصول پنجگانه ای که در شرع مقدس اسلام، به عنوان اصول مهم و زیربنایی ازدواج یاد شده است، اطلاعات وافی ندارند،. لذا اکثراً همسر بر اساس زیبایی ظاهری ... انتخاب شده و در نتیجه، تبعات ناخوشایندی از قبیل جنجالهای خانوادگی، دوستهای پنهانی از هر دو طرف و در نهایت، طلاق و فرو پاشی اساس خانواده و به جا ماندن بچه های بی سرپرست و تشنه ی مهر مادری و عطوفت پدری، میانجامد.


اینجاست که حکمت فرمایش گهربار حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم آشکار میشود آنجا که میفرماید: کسی که زنی را بخاطر فخر فروشی و اظهار بزرگی انتخاب کند، خداوند بر ذلت و خواریش میافزاید و اگر انتخابش به علت ثروت و دارایی زن باشد، خداوند فقر و درماندگی اش را بیشتر میکند و اگر به دلیل اصل و نسب خانوادگی اش باشد، خداوند او را خوارتر و حقیرتر خواهد کرد و اگر کسی زنی را انتخاب نماید تا چشمش را از نگاه حرام و اعضایش را از عمل فحشا حفظ نماید و یا صله ی رحم را بجای آورد، خداوند متعال زندگی آنان را پر از خیر و برکت خواهد نمود. در مورد سوال شما دوست عزیز نیز باید بگوییم، دیدن یا ندیدن زوج آینده به هیچوجه شرط نبوده و هیچگونه تأثیری در حکم شرعی و جواز آن ندارد. آنچه مهم است، همسر آینده باید بر اساس تدین، نجابت و اصالت خانوادگی، حتی المقدور دختر غیر خویشاوند، و در نهایت کسی که از هر نظر (فکری ـ اجتماعی ـ مالی ـ علمی ـ تربیتی) کفو و همتراز است، انتخاب شود تا بتواند از عهده ی مسئولیتهای خانوادگی و اجتماعی که پس از تشکیل زندگی بر دوش خود دارد، به نحو احسن برآید و یک زندگی سراسر خوشبخت و سعادت داشته و فرزندان صالح و نیکوکار به جامعه ی اسلامی تحویل نماید.


نکاح ]
درخواست شده توسط Gharaghol و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 29-Sep-2011 02:57 (1760 خوانده شده)
*
در مورد اختلاف سن دختر و پسر، هیچگونه محدوده ی مشخصی نبوده و دختر و پسر در هر سنی که باشند، میتوانند با هم ازدواج نمایند. اما بلحاظ دستیابی به تفاهم و درک متقابل زوجین در زندگی مشترک، همسن بودن آنها و یا حداقل نزدیک بودن سن آنها شایسته به نظر رسیده و برای رسیدن به زندگی سراسر کامیابی و موفقیت میتواند علت و باعث مؤثری در این مورد باشد.



نکاح ]
درخواست شده توسط Farhad و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 01-Oct-2009 22:34 (3072 خوانده شده)
*
مسیار کلمه ای معجمی و لغت نامه ای نیست؛ شاید عبارت از سیر و حرکت و عبور گرفته شده و اصطلاحی عامیانه است که در کشورهای حاشیه خلیج و عربستان بین مردم رواج یافته است. و عموما از این گرفته که فرد در یکی از شهرهای مسیر گردش و ترددش برای تجارت یا کسب علم با خانمی ازدواج میکند که در زمان تحصیل و یا هنگام آمدن برای تجارت و بازرگانی پیش خانم خودش جا خوش کند و از حرام هم نجات پیدا کند او را به طور دایم نکاح میکند. و یا خانمهایی هستند که مشکل مادی و مسکن و نفقه ندارند ولی چون بیوه شده اند کسی با آنان ازدواج نمیکند اینان از حق نفقه و مسکن و قسم شبانه (نوبت شبگذاری) خود صرفنظر میکنند و به اختیار شوهر میگذارند هر وقت برای او میسر شد به او سر بزند و این ازدواج تمام شرایط و ارکان عقد نکاح شرعی را دارد، از قبیل: گواه، تعیین مهریه، و ثبوت نسب برای فرزندان از زن و مرد. البته با هم به توافق میرسند که در خانه والدین خود بماند و تقاضای مسکن و نفقه و قسم را از شوهر ننماید. غالبا از ناداری است یا از اینکه زندگی شان با همسر اول دچار مشکل و فروپاشی و تنش نشود یا اینکه همسر اول خود را زیاد دوست دارد و نمیخواهد اثرات روانی نکاح دایم دوم او را ناراحت نماید و در کابوس فرو ببرد. این عقد را از چشم او و خانواده همسرش پنهان میکنند، ولی در عین حال این عقد علنا با حضور گواهان با رضایت کامل زوجین و حضور ولی زن و الفاظی که بر دوام نکاح دلالت کند انجام میگیرد. اینگونه عقد در شرع مقدس کاملا مشروع بوده و هیچگونه مشکلی ندارد. این نکاح هیچ ربطی به نکاح موقت و متعه ندارد؛ زیرا در نکاح موقت یا متعه، ذکر مدت به پایان رسیدن عقد نکاح در صلب و متن عقد داخل است به این صورت که گفته ميشود: «متعینی بنفسک الی مدة کذا بکذا من المهر. لفظ «متعینی» بجای « زوجتک و نکحتک» با ذکر نهایت مدت عقد همراه است که این دو مسئله این عقد را از نکاح دایم ممتاز میکند. عموما ازدواج متعه، ازدواج موقتی است که اجرت آن بر اساس مدت زمان نکاح کم و زیاد میشود. اجرت متعه یک روز، با یک هفته و یک ماه و یک سال متفاوت است. ازدواج موقت خود بخود بعد از اتمام مدت تعیین شده به پایان میرسد و دیگر نیازی به طلاق و یا فسخ و خلع ندارد. مدت در صلب عقد داخل و غیر قابل انفکاک است.


نکاح ]
درخواست شده توسط Sahneh و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 31-Oct-2009 12:51 (2077 خوانده شده)
*
جواب این سوال قبلا داده شده است. لطفا با جستجو کردن عبارت «مسیار» آن را پیدا کرده و مطالعه نمایید.


نکاح ]
درخواست شده توسط Jemal و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 23-Nov-2009 14:13 (3459 خوانده شده)
*
به طور کلی، در شرع مقدس اسلام هرگونه ارتباط با نامحرم چه به صورت کلامی و چه به صورت عملی مطلقا حرام شناخته شده است. حتی جواب دادن به سلام را نیز جواز داده نشده است. زیرا حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم در یک حدیثی ميفرمايند: و اللسان زناه الكلام. یعنی زنای زبان، سخن گفتن اوست. همچنین در یک حدیث دیگری میفرمایند: العینان تزنیان. یعنی دو چشم نیز زنا میکنند زنای چمشها، دیدن نامحرم است. لذا در اینمورد هیچگونه جوازی برای ارتباط با نامحرم از سوی شرع مقدس اسلام صادر نشده است. اما کسانیکه میخواهند با دختری ازداوج نمایند، میتوانند در حدود و اندازه ای که شرع مقدس اسلام برای آنان تعیین کرده است، دختر مورد نظر خود را نظر نمایند.


شريعت اسلامي براي آنکه خواستگار و دختر یا زنی که مورد خواستگاری قرار میگیرد بر اساس شناخت و با روش روشن بینی و تفاهم ازداوج کنند، اجازه میدهد که هر دو به یکدیگر بنگرند. اساس این جواز فرموده ی حضرت اکرم رسول الله علیه و سلم است که به مغیره بن شعبه میفرماید: به او نگاه کن زیرا بهتر است که بين شما محبت و الفت پایدارتری ایجاد شود. مسلم و نسائی نیز روایت میکنند که مردی به خدمت رسول الله صلی الله علیه و سلم رسیده و گفت: زنی را از انصار خواستگاری کرده ام. آنحضرت فرمودند: آیا به او نگاه کرده ای؟ گفت نه. فرمود: او را ببین، زیرا در چشم انصار مختصر عیبی وجود دارد. اما این نگاه کردن خود آدابی دارد كه باید خواستگار آنرا رعایت نماید.


1ـ نگاه کردن به دستها و صورت جائز نیست مگر اینکه خواستگار قصد ازدواج داشته باشد. 2ـ جائز است که چندین بار نگاه کند تا صورت حسی بطور کامل در ذهن او جایگزین شود. 3ـ مجاز است که در جلسه خواستگاری طرفین با هم صحبت کنند. 4ـ دست دادن با دختر یا زن قبل از خواندن خطبه ی عقد جائز نیست زیرا قبل از عقد بیگانه محسوب میشوند. در روایت بخاری از حضرت عایشه رضی الله عنها آمده است: دست رسول الله صلی الله علیه و سلم دست هیچ زنی را هنگام بیعت لمس نکرد، بیعت زنان با کلام بود. 5ـ طرفین اجازه ی خلوت کردن با یکدیگر را ندارند و ملاقات آنها باید با حضور شخص محرم باشد. بخاری و مسلم از آنحضرت روایت میکنند: هیچ مردی نباید با زن بیگانه ای خلوت کند و هیچ زنی نباید به تنهایی مسافرت کند مگر آنکه همراهش محرمی باشد.


در اینجا ضروری است به رسم ناپسندی اشاره کنیم که در بعضی مجامع به چشم میخورد که با عقیده و شرع مقدس اسلام و دستورات آن کاملاً منافات دارد. مرد خواستگار بدون هیچ قید و بند و هیچ محدودیتی با خانواده ی دختر ارتباط برقرار کرده و با دختر خانواده اختلاط میکند و این رفتار خود را با قصد آشنایی طرفین با اخلاق یکدیگر توجیه میکند. اما میدانیم که این ادعا نه تنها از طرف دین مورد قبول نیست بلکه با آن به شدت مبارزه میشود. زیرا با ابتدایی ترین اصول اخلاقی ناسازگار است و حیثیت و آبروی دختر را مورد تهدید قرار میدهد. و اگر ازدواج صورت نگیرد، دختر جوان آماج انواع تهمتها قرار گرفته و از آن به بعد، فرصت یک ازدواج موفق و سالم با هم سن و سال خود از وی سلب میگردد.


این مطلب را به خوبی میدانیم که اینچنین افرادی برای آشنا شدن و شناختن یکدیگر به رفتارهای رسمی و روابط آمیخته با تکلف و تعارف راضی نمیشوند، بلکه قصد آنان از این فتره ی زمانی، نزدیک شدن و آشنا شدنی بیش از حد تعارف و متداول است. و چه بسیارند زنان و مردانی که مدتهای طولانی و حتی چندین سال در این وضعیت باقی میمانند اما پس از مدت کوتاهی که از ازدواج آنها میگذرد، از هم جدا میشوند. این چه نوع آشنا شدنی است که با اختلاط و با ایجاد روابط نامشروع و غیر اخلاقی با دختر صورت میگیرد؟ و یا اینکه اصلاً به ازدواج منجر نمیشود. پس بر شماست ای صاحبان بصیرت که پند گیرید! چگونه فرزندان خود را تربیت کنیم جلد 2 صفحه 13 ـ الطریقه المحمدیه صفحه 304


نکاح ]
درخواست شده توسط Sahneh و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 25-Nov-2009 19:35 (1100 خوانده شده)
*
خداوند متعال در آیه ی سوم سوره ی نساء میفرماید: وَ اِن خِفتُم الّا تُقسِطُوا فِی الیَتَامی فانکِحُوا مَا طَابَ لَکُم مِن النِّسَاءِ مَثنَی وَ ثُلَثَ وَ رُبَعَ فَاِن خِفتُم اَلّا تَعدِلُوا فَوَاحِدَةٌ اَو مَا مَلَکَت اَیمَانُکُم ذَلِکَ اَدنَی اَلّا تَعُولُوا. یعنی و اگر ترسیدید که درباره ی یتیمان نتوانید دادگری کنید، با زنان دیگری که برای شما حلالند و دوست دارید، با دو یا سه یا چهار تا ازدواج کنید. اگر هم ترسیدید که نتوانید میان زنان دادگری و عدالت را مراعات دارید، پس به یک زن اکتفاء کنید یا با کنیزان خود ازدواج نمایید. این سبب میشود که کمتر دچار کج روی و ستم شوید و کژی نورزید. خداوند متعال در این آیه به صراحت، ازدواج مجدد را برای کسانی که قادر هستند عدالت و برابری را بین همسران خود رعایت کنند، جائز دانسته و اجازه ی این کار را صادر مینماید. اما کسانی که توانایی برقراری عدالت را بین همسران خود نداشته باشد، و یا به ظن غالب او اجرای عدالت بین آنها امکان پذیر نباشد، در اینصورت تعدد ازدواج برای او مطلقا صحیح نبوده و حرام میباشد. و هر حکمی که مغایر با این قانون الهی و دینی باشد، مردود و باطل میباشد.


نکاح ]
درخواست شده توسط Gurkha و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 10-Dec-2009 17:05 (1228 خوانده شده)
*
عقد نکاح دارای دو شرط است: 1ـ ایجاب از یک طرف 2ـ قبول از طرف دیگر. لذا هرگاه یکی از طرفین ایجاب کرده و بگوید: «من نفسم را به تو بخشیدم» و دیگری نیز قبول کرده و بگوید: «قبول کردم» نکاح منعقد میگردد. اما برای اینکه این عقد نکاح صحیح باشد. باید دو نفر شاهد عاقل و بالغ وجود داشته باشد. اگر این دو شاهد وجود نداشته باشد، نکاح فاسد شده و فسخ بین آن دو واجب میگردد.


نکاح ]
درخواست شده توسط Gurkha و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 19-Dec-2009 13:04 (1230 خوانده شده)
*
هر گونه ايجاب و قبول از طرف دختر و پسر، بدون حضور دو شاهد عاقل و بالغ، نكاح فاسد به شمار آمده فسخ آن لازم مي باشد. نكاح، وقتي صحيح است كه با حضور دو شاهد مرد يا يك مرد و دو زن صورت پذيرد كه همگي از عقل و بلوغ برخوردار بوده و ايجاب و قبول طرفين را همزمان بشنوند و سخنان آنان را فهم نمايند. لذا گفتن ايجاب و قبول نزد دو نفر ناشنوا و همچنين نزد دو نفر خارجي كه هيچگونه اطلاعي از زبان و گويش زوجين ندارند صحيح نميباشد.
براي دانستن رضايت خانواده ها، لازم نيست دو نفر نامحرم با هم صحبت كرده و مخفيانه با هم ارتباط برقرار نمايند. اين كار بر خلاف دستورات شرع مقدس بوده و مغاير با آداب و ارزشهاي اخلاقي و اسلامي ميباشد. بهترين كار اين است كه شخصي كه ميخواهد ازدواج كند، پدر و مادر و يا نزديكان خود را از قصد و نيت خود آشنا كرده و در صورت موافقت آنان، به خواستگاري دختر رفته و وي را به طور رسمي و علني به عقد خود در آورد.
نكاح فاسد، در صورتي كه هيچگونه نزديكي و همبستر شدن بين متعاقدين صورت نگرفته باشد، به محض متاركه و ترك يكديگر و يا سخناني كه دال بر آن است، تحقق مييابد. اما اگر نزديكي صورت گرفته باشد، در اين صورت بايد با گفتن «طلاق»يا«من ترا ترك ميكنم»يا«راهت باز است»يا«برو و ازدواج كن» ويا سخناني از اين قبيل، بايد فسخ نمود.
براي ازدواج مرد(چه براي بار اول و چه براي ازدواج مجدد) به هيچ وجه اجازه و يا رضايت همسر شرط نيست مرد ميتواند چهار زن، و لو بدون رضايت همسران قبلي، به عقد خود در آورد. ما عقد مخفيانه و بدور از حضور دو شاهد صحيح بوده و عقد نكاح متعقد ميگردد، اما به لحاظ اخلاقي و اجتماعي، كاري ناشايست و نا پسند ميباشد.


نکاح ]
درخواست شده توسط Sahneh و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 31-Dec-2009 20:50 (1266 خوانده شده)
*
فقهاء احناف معتقد است، شخص مفقود در حق خود، زنده بوده و در حق سایرین مرده قلمداد میشود. بدین معنی که همسر وی منحکومه و زن وی شناخته شده و اموال و دارایی ایشان بین ورثه ی وی تقسیم نمیشود. این بدان جهت است که وی در حق خود زنده و حی به شمار میرود. اما بخاطر مرده شناخته شدن وی در حق دیگران، نمیتواند از سایر اقوام و نزدیکان خود مالی را به ارث ببرد و مالک اموالی از طریق ارث شود.


بنا به قول فتوی، شخص مفقود تا وقیکه هم سن و سالان وی زنده باشند، او نیز زنده محسوب میشود همسر وی حق ندارد در این مدت به نکاح و عقد شخص دیگری در آید زیرا از نظر شرع مقدس عقد نکاح وی پا برجا شناخته میشود. اگر چه برخی از فقهاء 100 و یا 120 سال از بدو تولد وی را برای مرگ ایشان تعیین کرده اند، اما آنچه که قابل اعتبار بوده نظریه ی مختار شناخته شده است، این است که با فوت تمامی هم سن و سالان وی، حکم به مرگ ایشان کرده میشود. پس از صدور حکم مرگ وی، زن او مطلقه شناخته شده و لازم است عده ی وفات را به انتظار بنشیند و ورثه ی ایشان، کسانیکه به هنگام صدور چنین حکمی، زنده باشند میتوانند اموال وی را بین خود تقسیم نمایند. پس از صدور حکم وفات وی و ازدواج همسر ایشان با شخصی دیگر، اگر مفقود حاضر شده و به موطن خود باز گردند، دیگر هیچگونه حقی نسبت به همسر و اموال خود نخواهد داشت.


اما اگر همسر وی قبل از صدور چنین حکمی،اقدام به ازدواج نماید، در اینصورت یس از برگشتن شخص مفقود، همسر وی بخاطر وجود عقد نکاح از نظر شرع مقدس، زن شرعی شخص مفقود شناخته شده و برای شوهر دوم لازم است پس از پرداخت مهریه به آن زن، وی را به شخص مفقود که هم اکنون به وطن خود باز گشته است، تسلیم نماید. شخص مفقود نیز از باز پس گرفتن همسر خود تا سپری شدن عده ی زن (3 حیض کامل) نمیتواند با او همبستر شود. مبسوط سرخسی جلد 11 صفحه 35 / الفتاوی الهندیه جلد 2 صفحه 371


نکاح ]
درخواست شده توسط Masoud و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 21-Feb-2010 21:32 (1218 خوانده شده)
*
هرگاه کسی این احتمال را بدهد که توانایی ادای حقوق مادی و معنوی همسرش را ندارد، اما یقین نداشته باشد، ازدواج او مکروه است. اما هرگاه مطمئن اشد که در صورت ازدواج، نمیتواند حقوق همسرش را مراعات نماید و توانایی تأمین مخارج زندگیش را ندارد، ازدواج او حرام است. زیرا ضرر و زیان رساندن به دیگران حرام است و هر کاری هم که منجر به زیان دیگران شود، آن نیز حرام خواهد بود.

فقه خانواده ص 61


نکاح ]
درخواست شده توسط Enigma و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 10-Feb-2010 10:54 (2311 خوانده شده)
*
اگر چه بانك ها معاملات ربوي انجام داده و قرار داده هاي خلاف شرع منعقد مي نمايد، اما كارمندان آن به خصوص كارمنداني كه هيچ گونه ارتباطي با قسمت وام و مطالبه ي آن ندارند، حق الزحمه ي كار خود را دريافت مي كنند و هيچ گونه ارتباطي با عمل خلاف شرع بانك ندارند. لذا از ازدواج با دختري كه كارمند بانك است، هيچگونه مشكل شرعي نداشته و جائز مي باشد. اما بايد در نظر داشت هر گونه مشاركت در انعقاد قراردادهاي ربوي از قبيل سلف، مضاربه، و وام هاي با بهره و سود... كه توسط عوامل بانك (كارمند و مسئول تصحيلات ـ رئيس ـ شاهد ـ ضامن) و يا ساير افراد در بانك صورت مي پزيرد، مطلقاً صحيح نبوده و حرام مي باشد. لذا بهيچوجه نبايد در آن قسمت مشغول كار شده و شريك اين عمل نامشروع شد.


نکاح ]
درخواست شده توسط Javan و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 17-Mar-2010 13:36 (1408 خوانده شده)
*
تجدید نکاح و عقد زن دوم و سوم و چهارم به هیچوجه منوط به رضایت زن اول نبوده بلکه میتوان با عدم رضایت ایشان اقدام به ازدواج مجدد نمود به شرطی که قادر باشد عدالت بین آنها را رعایت نماید. اگر در رعایت عدالت بین زنان خود شک داشته باشد، برای او ازدواج مجدد حرام است.


نکاح ]
درخواست شده توسط 786111786 و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 18-Apr-2010 04:04 (1826 خوانده شده)
*
اگر چه برای نزدیکی بار دوم در یک شب، غسل یا وضو گرفتن لازم نیست، اما وضو گرفتن و یا حداقل، شستن آلت تناسلی و دستها جهت نظافت، ادب بوده و برای شادابی و طراوت و همچنین برای نشاط در مقاربت بعدی مؤثر میباشد. شرع شرعة الاسلام صفحه 453


نکاح ]
درخواست شده توسط Badraghi و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 19-May-2010 13:09 (1163 خوانده شده)
*
خواندن خطبه ی عربی در نکاح سنت میباشد. عقد یعنی بخشیدن از یک طرف و قبول کردن از طرف دیگر. لذا در صورت وجود دو نفر شاهد مرد و اجرای ایجاب و قبول از طرفین، عقد و نکاح منعقد گردیده و آن عقد کاملاً صحیح خواهد بود.


« 1 (2) 3 4 5 ... 8 »
تصویر اتفاقی
استاد تنگلی در حال سخنرانی

استاد تنگلی در حال سخنرانی

استقبال بی نظیر مردم عرفان آباد از حضرت شیخ عبدالملک نقشبندی

استقبال بی نظیر مردم عرفان آباد از حضرت شیخ عبدالملک نقشبندی

اعضای دارای بیشترین پیام
1 mohammad2
mohammad2
172
2 elyas 130
3 SAHABI 111
4 sahneh 91
5 gapist 56
6 neghab
neghab
30
7 nurahmed
nurahmed
25
8 alten 21
9 men 19
10 IBB
IBB
19
جدول اوقات شرعی