تصاویر جدید
آمار بازدید
آخرین بروز رسانی 1395/10/15 2017/01/04
SmartFAQ is developed by The SmartFactory (http://www.smartfactory.ca), a division of InBox Solutions (http://www.inboxsolutions.net)
 شرح شاخه

 پرسش و پاسخ
در این قسمت پرسش و پاسخ های مربوط به این شاخه قرار دارند
« 1 (2) 3 4 »
طلاق ]
درخواست شده توسط Monem و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 25-Sep-2011 23:27 (1104 خوانده شده)
*
بله. زن حامله را میتوان سه طلاق داد و سه طلاق واقع میگردد. عده ی زن حامله با وضع حمل بوده و پس از تولد نوزاد، عده ی آن زن سپری خواهد شد.


طلاق ]
درخواست شده توسط Sahneh و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 27-Oct-2011 00:04 (5952 خوانده شده)
*
فلسفه ی وجوب عده، برای زنی که از شوهر خود جدا گشته است را میتوان در چند مورد بیان کرد. یکی از آن موارد، یقین پیدا کردن به پاکی و برائت رحم آن زن است تا دو آب در یک رحم جمع نگردد و باعث اختلاط نسب فرزند نشود. یکی دیگر از آن موارد، احترام به عقد نکاح و تعظیم داشتن به آن میباشد. همچنین طولانی شدن مهلت رجوع برای کسیکه زنش را طلاق رجعی داده است، و چه بسا با طولانی شدن مدت، به سر عقل آمده و از کرده ی خود پشیمان شود و به رجوع و مراجعه به همسر بیانجامد. از دیگر موارد فلسفه ی وجوب عده، احترام به حقوق شوهر است هنگامیکه شوهر وفات نموده است، در اینصورت زن بر فراق شوهر، اظهار تأسف کرده و ناراحتی و تألم خود را آشکار میسازد و در طی مدت چهار ماه و ده روز، به عزای شوهر فوت شده ی خود نشسته و به انتظار مینشیند. در فلسفه ی وجودی وجوب عده برای زن، حکمت های فراوانی نهفته است که میتوانید با مراجعه به کتاب «حکمت و فلسفه ی شریعت» تألیف شیخ احمد جرجاوی، مطالب بسیار مفید و ارزنده ای را به دست آورده و به معلومات خود بیافزایید. هرگاه با دستگاههای پیشرفته و تکنولوژی به روز، متوجه شوید که زن باردار است، عده ی آن زن، وضع حمل بوده و تا وقتیکه وضع حمل ننموده است، نمیتواند به عقد نکاح کسی دیگری درآمده و شوهر نماید. سقط جنین در شرع مقدس و فقه احناف، بدون هیچگونه عذر و بهانه ی شرعی، حرام میباشد.


طلاق ]
درخواست شده توسط Media و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 24-Oct-2011 15:44 (1133 خوانده شده)
*
حق طلاق در فقه احناف، فقط با همسر (شوهر) بوده و کس دیگری نمیتواند بجای او تصمیم گرفته و طلاق وی را صادر نماید. قاضی و دادگاه بهیچوجه این اختیار را نداشته و نمیتواند در غیاب شوهر، طلاق همسر وی را صادر نماید.


طلاق ]
درخواست شده و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 01-Apr-2012 16:42 (4455 خوانده شده)
*
قبل از هر چیز باید طلاق رجعی و بائن را تعریف کنیم. طلاق رجعی، طلاقی است که احتیاج به تجدید عقد نکاح را ندارد و اگر قبل از سپری شدن ایام عده ی زن نزدیکی و یا اعمالی از قبیل بوسیدن ـ به آغوش کشیدن ـ و یا با گفتن من رجوع کردم و ... صورت پذیرد رجعت محسوب شده و حکم حرمت آن طلاق نیز از بین میرود. اما اگر تا سپری شدن عده ی زن نزدیکی و یا اعمال مذکوره از طرف زوج صادر نشود، آن رجعی خود به خود تبدیل به بائن گردیده و محتاج به تجدید عقد نکاح خواهد بود. لازم به ذکر است اگر چه با رجوع در ایام عده ی زن، حرمت طلاق رجعی از بین میرود اما آن رجعی در سابقه ی آن زن محفوظ مانده و هرگاه یک رجعی دیگر صورت گیرد با رجعی قبلی، دو رجعی محسوب شده و اگر بار دیگر رجعی داده شود با احتساب دو رجعی قبلی، رجعی سوم، به بائن غلیظه تبدیل گشته و امکان رجوع نخواهد بود.
طلاق بائن، طلاقی است که به تجدید عقد نکاح محتاج است. اگر این بائن یک یا دو باشد بائن خفیفه گفته شده و اگر سه باشد به آن بائن غلیظه اطلاق میگردد. زنی را که یک یا دو بائن داده شده است، میتوان با تجدید نکاح به عقد خود در آورد. اما زنی که بائن غلیظه داده شده است به هیچ وجه نمیتوان آن را به عقد نکاح خود در آورد. یعنی کسی که آن زن را طلاق داده است نمیتواند آن را دوباره به همسری اختیار کند تنها راهش این است که پس از سپری شده عده ی آن زن، به عقد یک مرد دیگری باید در آمده و با او همبستر شود و اگر آن مرد وی را طلاق دهد پس از سپری شدن عده ی زن از طلاق آن مرد، زوج اولی میتواند با عقد جدید آن زن را به همسری اختیار نماید.به طور کلی، طلاق دارای دو نوع لفظ است:
1ـ الفاظ صریح، یعنی الفاظی که مختص طلاق هستند و در دیگر موارد هیچگونه کاربردی ندارد همچون: «اَنتِ طَالِقٌ = تو طلاق هستی» ـ «اَنتِ مُلَلَّقَةٌ = تو طلاق داده شده ای» ـ «طَلَّقتُکِ = من تو را طلاق دادم». با این الفاظ صریح طلاق، همیشه طلاق رجعی واقع میشود. اما اگر طلاق با لفظ مصدر اطلاق شده و زوج بگوید: «اَنتِ الطَّلاَق = تو طلاقی» ، اگر در قلب خود سه طلاق را نیت کرده باشد، سه طلاق واقع میشود در غیر اینصورت طلاق رجعی واقع میگردد.
2ـ الفاظ کنایه ی طلاق، یعنی الفاظی که برای طلاق و نیز برای دیگر موارد کاربرد دارند. این الفاظ به سه دسته ی مهم تقسیم میشود: الف: الفاظی مانند «برو بیرون ـ گم شو ـ بلند شو ـ نمیخواهم ببینمت و ... ». ب: الفاظی مانند «من از تو بیزارم ـ من از تو بریده ام ـ تو بر من حرام هستی ـ تو آزاد هستی و ... ». ج: الفاظی مانند «روزت را بشمار ـ رحم ات را پاک کن ـ تو به اختیار خودت هستی ـ اثاثت به دوشت است و ... ». در حال رضایت بدون مذاکره و گفتگوی طلاق و بدون دعوای زوجین، همه ی الفاظ محتاج نیت زوج هستند. یعنی اگر با گفتن این الفاظ، نیت طلاق را داشته باشد طلاق واقع شده و اگر نیت طلاق را نداشته باشد طلاق واقع نمیشود. در حال رضایت و بدون دعوای زوجین اما همراه با مذاکره و گفتگوی طلاق، الفاظ مربوط به بندهای «ب» و «ج» بدون اینکه متوقف به نیت طلاق زوج باشد، طلاق واقع میشود. توضیحا باید بگوییم که یک طلاق بائن قطعا واقع میشود و اگر در نیت خود دو یا سه بائن باشد آن نیز واقع میگردد. اما الفاظ مربوط به بند «الف» محتاج به نیت زوج است اگر نیت طلاق را داشته باشد، طلاق واقع شده و اگر نیت طلاق را نداشته باشد طلاق واقع نمیگردد. اما در حال غضب و دعوای زوجین، الفاظ مربوط به بند «ج» بدون اینکه متوقف به نیت باشد طلاق واقع میشود اما الفاظ مربوط به بندهای «الف» و «ب» محتاج به نیت هستند. در هر موردی که طلاق متوقف به نیت باشد آنچه در نیت زوج است واقع میگردد اگر نیت سه طلاق کرده باشد، سه طلاق واقع میشود و اگر نیت دو طلاق کرده باشد دو طلاق و اگر نیت یک طلاق کرده باشد یک طلاق واقع میگردد.


طلاق ]
درخواست شده توسط Arefeh و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 17-Apr-2012 14:58 (1357 خوانده شده)
*
با تهدید به طلاق، طلاق واقع نمی شود لذا تهدید وی طلاق نبوده و می تواند با شوهر خود زندگی نماید.


طلاق ]
درخواست شده توسط Molana11 و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 29-May-2012 00:33 (1405 خوانده شده)
*
دادن نصف دارایی به زوجة هنگام متارکه ی زن و شوهر، یک امر کاملا مغایر با اصول و قواعد فقه احناف بوده و بهیچوجه چنین چیزی در فقه و احکام منابع فقهی احناف وجود ندارد. همچنین امضاء سند ازدواج از سوی زن و شوهر در دفترخانه ی ازدواج و امضاء و انگشت نگاری تمامی بندهای آن، در صورت عدم فهم معنای دقیق آن بندها از سوی زوجین، کاملا از ارزش شرعی ساقط بوده و هیچ اعتباری نزد شرع مقدس و اصول مذهب احناف ندارد. اما در صورت فهم معنای آن و تفهیم مفاد آن بندها از سوی سردفتر ازدواج، باز عباراتی در آن وجود دارد که مغایر با اصول فقه احناف بوده و آنرا از وجهه ی شرعی بودن خارج میسازد.


طلاق ]
درخواست شده توسط Nabikhan و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 29-May-2012 00:08 (1070 خوانده شده)
*
اگر چه انجام آن عمل، گناه بزرگ و معصیت عظیمی نزد خداوند محسوب شده و در روایات با نام ملعون از آن شخص یاد شده است، اما با اینحال زن وی طلاق نشده و همچنان عقد نکاح آن برقرار خواهد بود. طلاق بین زن و شوهر، منوط به جاری شدن الفاظ صریح یا کنایه ی طلاق بوده و هیچگاه به غیر آن، با هیچ عملی طلاق بین زن و شوهر صورت نمیگیرد.


طلاق ]
درخواست شده توسط 88888 و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 28-Jan-2013 15:24 (1132 خوانده شده)
*
لطفاً عین عبارتی را که زوج به زبان آورده است، برای ما بگوئید تا بتوانیم پاسخ و جواب دقیق آنرا بیان نمائیم.


طلاق ]
درخواست شده توسط Faragi و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 22-Dec-2012 23:26 (1171 خوانده شده)
*
ایلاء یعنی: سوگند خوردن بجهت همبستر نشدن با همسر. اگر شخصی سوگند خورده و بگوید: قسم بخدا اکنون با همسرم همبستر نخواهم شد، و یا به همسرش بگوید: بخدا سوگند هرگز با تو همبستر نخواهم شد، و یا بگوید: قسم بخدا اگر با تو همبستر باشم، در اینصورت، هرگاه شخص موصوف، تا مدّت چهار ماه با همسرش همبستر نشود خود بخود طلاق بائن واقع میشود و زن نمیتواند بدون نکاح مجدد پیش مرد بماند. اگر در مدّت چهار ماه سوگند خود را شکسته و با همسرش همبستر باشد آنوقت طلاق واقع نمیشود، البته کفّاره شکستن سوگند لازم میگردد، شرح البدایة ج2، ص381. زیور بهشت جلد4 ص123


طلاق ]
درخواست شده توسط Mohammad2 و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 28-Jan-2013 15:05 (2261 خوانده شده)
*
بله. مادر زن، حکم مادر را بخود گرفته و پس از فوت همسر یا طلاق، باز مثل مادر آن شخص بوده و تا ابد محرم وی باقی میماند. لذا شخص میتواند دستان مادر زن خود را بوسیده و یا به همراه وی مسافرت نماید.


طلاق ]
درخواست شده توسط Mohammad2 و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 24-Feb-2013 01:59 (1001 خوانده شده)
*
ولایت و سرپرستی کودکان دارای ضوابط و شرایطی میباشد که در راستای حفظ مصالح شخصی و مادی کودکان و به خاطر تربیت صحیح و بار آمدن فرزندانی خوب و شایسته و همچنین استفاده به جا و مناسب از دارایی ایشان است که اسلام، ولایت و سرپرستی کودکان را ضرورتی اجتناب ناپذیر گردانیده است. حضانت کودکان دو گونه میباشد: 1ـ نگهداری پسر تا زمانیکه بتواند به تنهایی بخورد و بنوشد و استنجاء کند که علماء برای این کار سن هفت سالگی را تعیین کرده اند ـ نگهداری دختر تا رسیدن به حد شهوت؛ علماء نیز برای این کار حداقل سن 9 سالگی را تعیین کرده اند. 2ـ ولایت و سرپرستی بعد از 9 و 7 سالگی.
حضانت کودک بر اساس گزینه (1) بر عهده مادر کودک میباشد (بدون اجبار)، اگر مادرش حضانت فرزندش را قبول نکند یا اینکه در قید حیات نباشد، حضانت بر عهده مادر مادرش (مادر بزرگ) میباشد، به همین ترتیب: مادر مادر مادر... اگر ایشان نیز حضانت را قبول نکنند یا اینکه در قید حیات نباشند حضانت بر عهده: مادر پدرش (مادر بزرگ) میباشد، به همین ترتیب: مادر مادر پدر... حال اینکه هیچکدام از ایشان در قید حیات نباشند یا حضانت را قبول نکنند، نوبت میرسد به خواهر بزرگش که از کودک نگهداری کند و اگر خواهرش نیز قبول نکند یا خواهری بزرگتر از خودش نداشته باشد، نگهداری از کودک بر عهده ی خاله ی کودک میباشد و بعد از آن بر عهده ی عمه ی کودک.
ولایت و سرپرستی کودک بر اساس گزینه (2) بر عهده پدر کودک میباشد، حال اگر پدر در قید حیات نباشد بر عهده پدر بزرگ کودک میباشد و اگر پدر بزرگش نیز در قید حیات نباشد ولایت و سرپرستی بر عهده برادر بزرگ کودک میباشد، اگر برادر بزرگی نداشته باشد، بر عهده عموی کودک میباشد. خلاصه لازم است تا سن هفت و نه سالگی پسر و دختر، روی اخلاق، تربیت، رحم و عطوفت و... کودکان کار کرد که این کار را زنان (مادر و...) بهتر انجام میدهند و بعد از 9 سالگی دختر، نیاز است، دختر را از شر نامحرمان محافظت کرد تا اینکه ازدواج کند و این کار را مردان (پدر، پدربزرگ و...) بهتر انجام میدهند و بعد از 7 سالگی پسر نیاز است که وی را به مدرسه بفرستد تا خواندن و نوشتن را بیاموزد و بعد از آن به حوزه بفرستد تا علوم شرعی یاد بگیرد و یا اینکه به وی حرفه ای بیاموزد و او را از شر مُخرِّبات دین و دنیا (همچون تریاک ـ حشیش ـ سیگار ـ قلیان و...) محافظت کند که این کارها را نیز مردان (پدرـ پدر بزرگ و...) بهتر انجام میدهند. مختصر الوقایه ص73. در المختار مع حاشیة الرد المحتار جلد 5 ص 271.


طلاق ]
درخواست شده توسط Nader333 و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 22-Feb-2013 21:29 (1146 خوانده شده)
*
خیر. طلاق در اختیار شوهر بوده و هیچگاه با گفتن چنین سخنانی توسط همسر هیچگونه مشکلی در عقد نکاح شما بوجود نیامده و همچنان عقد نکاح شما پابرجا باقی میماند. اما بخاطر داشته باشید که صدور چنین الفاظی از زبان شوهر، احکام خاصی را در برداشته و خسارات جبران ناپذیری را به زندگی زناشویی شما را وارد خواهد ساخت.


طلاق ]
درخواست شده توسط Mtgm و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 22-Apr-2013 14:23 (1205 خوانده شده)
*
هرگاه گفته های خود را خودش نشنود، طلاق وی واقع نمیگردد. تمامی اعمالی که به گفتار و تکلم انسان مربوط میشوند، حکم شرعی آن، منوط به چرخش زبان و شنیدن خود آن شخص بوده و هرگاه این شرط تحقق پیدا نکند، حکم شرعی بدان متعلق نمیشود. بنابراین طلاق نیز واقع نمیگردد.


طلاق ]
درخواست شده توسط Maryam1352 و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 06-May-2013 03:30 (1668 خوانده شده)
*
طبق فرموده ی فقهاء احناف، چیزی بنام «اجرت المثل» در فقه احناف وجود نداشته و از لحاظ دریافت، انجام امور خانه و کارهای داخل منزل اعم از پخت و پز، رُخت و روب و.... بر ذمه ی زن واجب میباشد. هنگامیکه حضرت فاطمه ی زهراء سلام الله علیها با حضرت علی رضی الله عنه ازدواج نمودند، پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم انجام کارهای خارج منزل را بر عهده ی حضرت علی رضی الله عنه قرار داده و انجام کارهای داخل خانه را نیز بر حضرت فاطمه زهراء سلام الله علیها واجب نموده اند. با استناد به این روایت، فقهاء احناف «اجرت المثل» را مردود دانسته و حکم به بطلان آن نموده اند.


طلاق ]
درخواست شده توسط Mkt635 و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 16-May-2013 22:58 (1173 خوانده شده)
*
جهل و نادانی و عدم اطلاع از وقوع طلاق و یا داشتن نیت یا عدم نیت، هیچگونه تأثیری در وقوع طلاق نداشته و با جاری شدن لفظ طلاق بر زبان، طلاق واقع میشود، هرگاه نامزد خود را قبلاً نکاح کرده و صیغه ی عقد را جاری کرده باشید. اما اگر قبلاً عقد نکرده بلکه فقط نامزد کرده باشید در اینصورت با گفتن طلاق، چیزی واقع نشده و هیچ اتفاقی نمیافتد و میتوانید آن نامزد خود را به عقد نکاح خود در آورید.


طلاق ]
درخواست شده توسط 88888 و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 16-May-2013 23:03 (1110 خوانده شده)
*
1ـ با جاری شدن لفظ طلاق بر زبان، طلاق واقع میگردد و هیچگونه احتیاجی به بودن نیت و یا نبودن آن وجود ندارد. الفاظ صریح طلاق، بدون اینکه نیتی در قلب وی باشد، نیز طلاق واقع میگردد. 2ـ ازدواج موقت در فقه اهل سنت و الجماعت، امری باطل و مردود بوده و در زمان حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم منسوخ گردیده است. 3ـ حداقل مهریه 10 درهم بوده و برای حداکثر آن هیچگونه حدی متصور نیست.



طلاق ]
درخواست شده توسط Neghab و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 06-Jul-2013 17:42 (1191 خوانده شده)
*
حق و حقوق انسانی در شرع مقدس، به گونه ای زیبا و حکیمانه مورد توجه قرار گرفته و در ظریف ترین حالات، شارع مقدس آنرا لحاظ کرده است. در مسئله ی مورد نظر ما هم اگرچه شخصی به شخصی دیگر خیانت کرده و نسبت به قولش بی وفایی انجام داده است، اما نکته ای نباید آنرا هیچگاه فراموش کرد این است که: هرگونه ارتباط و برقراری رابطه ی نامشروعی در شرع مقدس اسلام حرام شناخته شده است. لذا دختر و پسری که بر خلاف دستورات شرع مقدس، اقدام به برقراری رابطه ی نامشروع میکنند، قبل از اینکه شخص خیانت کننده به آن دیگری خیانت کند، آن شخص باعث اینکار شده و با زیر پا گذاشتن احکام شرعی، موجبات خیانت و بیوفایی را به آن دیگری فراهم نموده است. بنابراین قبل از اینکه صحبت خیانت به دیگری باشد، هر دوی آنها نسبت به پروردگارشان، مذهبشان و احکام شرعی شان خیانت کرده و بی وفایی نموده اند. شرع مقدس، وقتی حامی و مدافع حقوق انسانها است که هرگاه آنان در چهارچوب احکام وی حرکت کرده و با دستورات و موازین ایشان اقدام کرده باشند. به طور مثال، شرع مقدس در معامله ی افراد میگوید: هرگاه قرارداد معامله ای را میکنید حتما نوشته ای فی ما بین خود داشته باشید تا در صورت انکار دیگری، بتوانید آنرا اثبات نمائید. لذا شخصی این حکم شرعی را زیر پا گذاشته و بدون هیچگونه شاهد و مکتوبی اقدام به پرداخت پولی به رفیقش کند، سپس رفیق وی منکر چنین قضیه ای شده و از پرداخت بدهی خود سر باز زند، شرع مقدس چگونه میتواند حامی و مدافع آن شخص باشد؟ هیچ دادگاه و قاضی ای نمیتواند به نفع آن شخص حکم کند، اگر چندی که قاضی بداند که وی از آن شخص طلبکار است. در اینجا نیز وضع اینچنین است. وقتیکه خود آن شخص احکام شرعی را زیر پا گذاشته و بر خلاف دستورات شرع عمل کرده است، چگونه میتواند از شرع مقدس امیدوار بوده و از وی انتظار یاری و کمک داشته باشد. در چنین وضعیتی، نفرین وی نیز هیچگونه تاثیری نداشته و کاری را به پیش نخواهد برد.


طلاق ]
درخواست شده توسط Fadak313 و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 15-Aug-2013 23:59 (3088 خوانده شده)
*
با گفتن لفظ طلاق، همچنین با بیرون کردن شما از خانه و گفتن به پدرتان «دخترت را بردار ببر خانه ی خودت»، هم لفظ صریح طلاق را گفته و هم الفاظ کنایه ی طلاق را بکار برده است. لذا شما شرعا از ایشان جدا شده و هیچگونه عقدی فی ما بین شما باقی نمانده است. برای وقوع طلاق هیچگونه احتیاجی به حکم دادگاه نبوده و محضری بودن آن شرط نمیباشد.


طلاق ]
درخواست شده توسط Mohammad2 و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 06-Sep-2013 22:47 (2624 خوانده شده)
*
طلاق غیابی در فقه احناف وجود ندارد. بنا به قول فتوی در فقه احناف، هیچکس نمیتواند از جانب زوج، طلاق زوجة را صادر نماید. هرگاه زنی بنا به حکم دادگاه یا هر کس دیگری، طلاق غیابی بدون اذن شوهر گرفته و ازدواج مجدد نموده باشد، نکاح دوم وی باطل بوده و هیچگونه ارزش و اعتبار شرعی ندارد. وی کما کان، زنِ شوهر اول خود بوده و فراش وی متعلق به آن شخص خواهد بود. خلع یعنی خرید طلاق با پرداخت مبلغی به زوج، هرگاه زوج ناشزه و ناسازگار باشد، گرفتن وجه برای زوج کراهت داشته و اگر زن ناشزه و ناسازگار باشد، گرفتن بیش از اندازه ی مهر مکروه میباشد.


« 1 (2) 3 4 »
تصویر اتفاقی
حضور پرشور مردم در نمازجمعه

حضور پرشور مردم در نمازجمعه

حضرت شیخ محمد عثمان سراج الدین نقشبندی

حضرت شیخ محمد عثمان سراج الدین نقشبندی

اعضای دارای بیشترین پیام
1 mohammad2
mohammad2
172
2 elyas 130
3 SAHABI 111
4 sahneh 91
5 gapist 56
6 neghab
neghab
30
7 nurahmed
nurahmed
25
8 alten 21
9 men 19
10 IBB
IBB
19
جدول اوقات شرعی