*
مسئله اشاره با انگشت سبابه یک مسئله جدید و تازه ای نیست. ریشه ی این اختلاف بر میگردد به زمان امام اعظم ابوحیفه رحمه الله تعالی. اما آنچه که در منابع فقهی به عنوان فلسفه ی این عمل ذکر شده است، نفی و اثبات عملی اعضاء و جوارح میباشد. یعنی همچنانکه در قلوب همه مومنین همیشه و در همه حال نفی شریک برای خداوند بوده و اثبات وحدانیت ذات اقدس الهی وجود دارد، و همچنانکه این اعتقاد قلبی در قرائت تشهد به صورت قولی بیان میشود، با اعضاء و جوارح نیز به منصه ظهور میرسد. آنجا که نمازگزار جمله ی «اشهد ان لا اله» را میگوید به نشانه نفی تمامی شرکاء برای خداوند، انگشت سبابه را بالا برده و سپس با گفتن «الا الله» به نشانه اثبات وحدانیت خداوند به پایین آورده میشود. اینجاست که نفی شریک و اثبات یگانگی خداوند هم اعتقادی و هم قولی و هم به صورت عملی تحقق پیدا میکند.
امام محمد رحمه الله تعالی شاگرد امام اعظم ابوحنیفه رحمه الله تعالی و مدون مذهب حنفی در کتاب خود با نام «الموطأ» پس از ذکر حدیثی از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم در مورد اشاره، اینچنین میفرماید: «استادم امام اعظم ابوحنیفه نیز این کار را انجام میدادند لذا برای ما گفتار پیامبر اکرم صلی الله و عمل امام اعظم رحمه الله تعالی کفایت میکند و گفتار کسانی که قائل به کراهت اشاره در تشهد هستند برای ما هیچگونه ارزشی ندارد». این مهمترین سند و دلیل شرعی احناف در مورد جواز اشاره با سبابه در تشهد است. و طبق قاعده ی «هرگاه دلیل و مدرک شرعی که دال بر جواز یک عمل از طبقه اول یافت شود، نظر و فتاوای علماء طبقات پایین بی اعتبار است» امام محمد رحمه الله تعالی نیز از طبقه اول مجتهدین بوده و کسانی که قائل به کراهت و یا بعضا حرمت اشاره هستند همگی از طبقات پایین تر از امام محمد رحمه الله قرار دارند. لذا نظرات و آراء آنان در مقابل رای و نظر رئیس مذهب و مجتهد مطلق امام اعظم ابوحنیفه و سپس شاگرد ایشان امام محمد رحمه الله، بی ارزش و بی اعتبار میباشد.
ممکن است مقلدین مذهی شافعی نیز عمل اشاره را انجام دهند اما محض انجام آنان دلیل بر تقلید ما از آن مذهب نیست. اشاره در مذهب حنفی وجود دارد و از طبقه ی اول مجتهدین به ثبوت رسیده است. اما اینکه چرا علماء پیشین ما این کار را انجام نداده و بعضا آن را مکروه دانسته اند، باید بگوییم که آن عزیزان، رای و نظر کسانی را اتخاذ کرده اند که در مقابل رای امام اعظم ابوحنیفه قائل به کراهت اشاره بوده اند. اما باید بدانیم که رای، نظر و عمل رئیس مذهب و مجتهد، ملاک و سند شرعی است نه چیز دیگر.