تصاویر جدید
آمار بازدید
آخرین بروز رسانی 1395/10/15 2017/01/04
SmartFAQ is developed by The SmartFactory (http://www.smartfactory.ca), a division of InBox Solutions (http://www.inboxsolutions.net)
 شرح شاخه

 پرسش و پاسخ
در این قسمت پرسش و پاسخ های مربوط به این شاخه قرار دارند
« 1 2 3 (4) 5 6 7 8 »
کراهیت ]
درخواست شده توسط Sahneh و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 30-May-2010 14:39 (2628 خوانده شده)
*
به طور کلی موهای بدن به دو دسته تقسیم میشوند: 1ـ موهایی که برداشتن آن هم برای زنان و هم برای مردان جائز بوده بلکه سنت و بعضا مستحب میباشد. از قبیل برداشتن موهای شرمگاه، برداشتن موهای دبر (عقب)، کوتاه کردن موهای داخل بینی هرگاه خیلی بزرگ باشند، کوتاه کردن موهای ابروها هرگاه چهره ی شخص را بد نظر و ناهنجار نشان دهد، برداشتن موهای زیر بغل.


2ـ موهایی که برداشتن و یا بعضا کوتاه کردن آن اصلا جائز نیست از قبیل برداشتن و یا کوتاه کردن موی سر برای خانمها، برداشتن و یا کوتاه کردن بیش از حد ریش برای آقایان، کوتاه کردن و یا تغییر دادن خلقت الهی در مورد ابروها، برداشتن موهای گونه ها برای خانمها.


اما برداشتن موهای سینه دست و پاها و یا پشت خلاف ادب میباشد. در همه ی مواردی که صحبت از برداشتن موها است، هیچگونه تفاوتی بین برداشتن با لیزر و یا برداشتن با تیغ وجود ندارد. حاشیة الطحطاوی جلد 2 صفحه 145


کراهیت ]
درخواست شده توسط Enigma و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 17-Jul-2010 17:19 (3841 خوانده شده)
*
تراشیدن ریش برای آقایان و تیغ زدن آن، مکروه تحریمه بوده و تیغ زدن موهای دست و پا برای خانمها و کوتاه کردن آن مباح میباشد. یعنی با انجام دادن آن، ثوابی بدست نیامده و با ترک آن، عذابی حاصل نمیشود و بالعکس. هرگاه موهای دست و پای همسر، طوری باشد که باعث آزار شوهرش شده و موجبات بی میلی شوهر نسبت به همسر را فراهم سازد، در اینصورت تراشیدن آن و برداشتن موهای زائد دست و پا لازم بوده و همسر موظف است جهت جلب رضایت شوهرش، نسبت به برداشتن آنها اقدام نماید. احکام تجمیل النساء صفحه ی 214


کراهیت ]
درخواست شده توسط Enigma و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 28-Jun-2010 17:28 (1258 خوانده شده)
*
اگر شرکت در مراسم مذکور، باعث اختلاط با نامحرم شده و موجبات استماع آواز و غناء را فراهم سازد. یا اینکه باعث ترک واجبات و نماز و اذکار شده و موجبات تضییع عمر گرانبها را فراهم سازد، قطعا شرکت در اینگونه مراسم، نامشروع بوده و در شرع مقدس اسلام، حرام محسوب میشود.


کراهیت ]
درخواست شده توسط Borhan و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 19-Aug-2010 13:48 (1386 خوانده شده)
*
به طور کلی موهای بدن به دو دسته تقسیم میشوند: 1ـ موهایی که برداشتن آن هم برای زنان و هم برای مردان جائز بوده بلکه سنت و بعضا مستحب میباشد. از قبیل برداشتن موهای شرمگاه، برداشتن موهای دبر (عقب)، کوتاه کردن موهای داخل بینی هرگاه خیلی بزرگ باشند، کوتاه کردن موهای ابروها هرگاه چهره ی شخص را بد نظر و ناهنجار نشان دهد، برداشتن موهای زیر بغل.


2ـ موهایی که برداشتن و یا بعضا کوتاه کردن آن اصلا جائز نیست از قبیل برداشتن و یا کوتاه کردن موی سر برای خانمها، برداشتن و یا کوتاه کردن بیش از حد ریش برای آقایان، کوتاه کردن و یا تغییر دادن خلقت الهی در مورد ابروها، برداشتن موهای گونه ها برای خانمها.


اما برداشتن موهای سینه دست و پاها و یا پشت خلاف ادب میباشد. در همه ی مواردی که صحبت از برداشتن موها است، هیچگونه تفاوتی بین برداشتن با لیزر و یا برداشتن با تیغ وجود ندارد. حاشیة الطحطاوی جلد 2 صفحه 145


کراهیت ]
درخواست شده توسط Eh-davaji و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 11-Oct-2010 21:16 (1163 خوانده شده)
*
از بین بردن موهای دست و پا هیچگونه اشکال شرعی ندارد. اما تراشیدن موهای صورت (چه برای آقایان و چه برای خانمها) حرام میباشد.


کراهیت ]
درخواست شده توسط Yeldez و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 13-Sep-2010 18:13 (1187 خوانده شده)
*
بازی پاسور و ورق بدون شرط بندی و قمار، مکروه است. اما اگر منجر به ترک واجبات و فرائض شود، بازی پاسور و ورق حرام میباشد.


کراهیت ]
درخواست شده توسط Ab_de932 و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 01-Dec-2010 20:21 (2956 خوانده شده)
*
انگشتر و گذاشتن آن در انگشت، یکی از سنتهای حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم است در حق کسانیکه نیازمند به گذاشتن آن هستند. یعنی افرادی همچون قاضی یا سلطان که پیوسته نیاز به صدور فرمان و زدن مهر یا امضاء برای آنان وجود دارد. زیرا حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم نیز پیوسته آنرا در انگشت مبارک خود قرار نمیدادند بلکه فقط در مواقعیکه نیاز به آن وجود داشت آنرا در دست میگرفتند. لذا هنگامیکه هیچ نیازی به آن وجود ندارد، برداشتن آن از انگشتان بهتر و شایسته تر میباشد.


حضرت الشیخ شمس الائمه الحلوانی رحمه الله تعالی، هنگامیکه انگشتری را در انگشت یکی از شاگردان خود مشاهده کرد، خطاب به ایشان فرمود: هنگامیکه قاضی شدی آنرا به دست گیر. حتی فقیه ابو اللیث، گذاشتن انگشتری در انگشت را به غیر سلطان و قاضی مکروه دانسته است. خلاصه ی مطلب اینکه، انگشتری و گذاشتن آن در انگشت در صورت نیاز به آن اگر از نقره باشد، هیچگونه مشکل شرعی نداشته و کاملاً صحیح میباشد. اما اگر از آهن، حلب و مس باشد، مطلقاً حرام بوده و برای زن و مرد یکسان میباشد و هیچگونه جوازی برای آن وجود ندارد. فقط برای زنان، انگشتری طلا و نقره جائز بوده و آنان میتوانند از هر کدام از آنها به هر اندازه که میتوانند استفاده کرده و تزئین نمایند.


علت حرمت استفاده طلا و نقره برای آقایان (به غیر از انگشتری که ذکر آن گذشت) حدیثی از حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم است که حضرت علی، عبدالله بن مسعود و ابی هریره رضی الله عنهم آنرا روایت نموده اند. ایشان فرمودند: پیامبر اسلام استفاده طلا و نقره را برای آقایان حرام کرده و فرمودند: این دو برای آقایان این امت من حرام بوده و برای خانمها حلال بوده. المحیط البرهانی فی القفه النعمانی 5\348.


کراهیت ]
درخواست شده توسط IBB و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 23-Dec-2012 20:21 (2515 خوانده شده)
*
پیامبر گرامی صلی الله علیه و سلم فرموده اند: «لاَ تُسَافِرُ المَرأَةُ مَسِیرَةَ ثَلاَثَةَ اَیَّامٍ اِلاّ وَ مَعَهَا ذُو مَحرَمٍ: زن اجازه ندارد مسیر سه روز (به زبان امروزی 81 کیلومتر) را بدون محرم سفر کند». حال سؤالی پیش میآید که امروزه مثلاً: راه خانه تا مکه را در عرض فقط چند ساعت طی میکنیم و همه ی همسفران نیز مردم مورد اعتمادی هستند، چون همه احرام بسته و مُحرِم شده اند، آیا با این شرایط نیز زن نمیتواند بدون محرم سفر کند؟ در جواب میگوییم: ابن عباس رضی الله عنه روایت میکند که رسول خدا صلی الله علیه و سلم در یکی از فرمایشات خود فرموده اند: «زن حج نکند مگر اینکه همراهش یکی از محارمش وجود داشته باشد». در این حین یکی از اصحاب پیامبر علیه السلام که در آن مجلس حضور داشت گفت: یا رسول خدا مَن در فلان جنگ نام نویسی کردم و همسرم را تنها بدون محرم به حج فرستادم و حال در مکه به سر میبرد!!!!! {لازم به ذکر است که: محل سکونت پیامبر علیه السلام مدینه بوده و مسافت بین مکه و مدینه نیز مسیر سفر میباشد}. پیامبر اسلام صلی الله علیه و سلم خطاب به آن مرد فرمودند: «اِرجِع و حُجَّ معها: برگرد و برو پیش همسرت و با او حج کن و او را تنها مگذار». نزد امام اعظم ابوحنیفه رحمه الله آنچه که مسلّم بوده و در مذهبش به عنوان حکمی از احکام جاری است، کمیّت مسافت (81 کیلومتر) است نه زمان آن. به همین علت با پیشرفت وسایل نقلیه شاید مسیر سفر را در عرض فقط چند ساعت با هواپیما یا.... طی کنند، اما در مذهب ایشان اعتباری به زمان نمیدهند، بلکه مقدار مسافت آن مورد اعتماد است. پیامبر اسلام صلی الله علیه و سلم در حدیثی دیگر فرموده اند: «بر زنیکه به خدا و روز قیامت ایمان دارد، حلال نیست که مسیر سفر {81 کیلومتر} را بدون همراهی پدر یا پسر یا زوج یا برادر یا یکی دیگر از محارم خود، سفر کند». بنا به این فرموده رسول گرامی علیه السلام، حکم مسافرت بدون محرم زنان در مذهب امام اعظم ابوحنیفه رحمه الله حرام بوده و این حکم نسبت به جهان امروز هیچ تغییری نیافته و نخواهد کرد، حتی در کتب فقهی ما آمده که اگر زنی مال دار بوده و استطاعت برای حج کردن را دارا باشد، اما مَحرمی نداشته باشد که او را همراهی کند، فرضیت حج به ایشان تعلق نمیگیرد و حج بر وی فرض نمیشود، حجی که یکی از ارکان پنجگانه اسلام است شریعت اجازه نداده که زن تنها سفر کند. پس سفرهای دیگر که جای خود دارد. در نتیجه وظیفه ی ما مسلمانان این است که: «به فرمایشات رسول گرامی مان محمّد مصطفی صلی الله علیه و سلم و آنچه که از فرمایشات ایشان توسط مجتهدین مذهب استخراج شده است، لبّیک گفته و با جان و دل آن را قبول کنیم و به آن جامه ی عمل بپوشانیم چون خداوند در مورد فرمایشات پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم فرموده اند: ما یَنطِقُ عن الهوی اِن هو الاّ وَحیٌ یُوحی؛ گفته های پیامبر اسلام علیه السلام از هوا و هوس نبوده و از خود چیزی نمیگوید، بلکه سخنان ایشان وحی بوده که از طرف خداوند متعال به او ابلاغ گشته است».


کراهیت ]
درخواست شده توسط SAHABI و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 07-Aug-2012 13:00 (904 خوانده شده)
*
مراتع و جنگلها و ... توسط حکومت حفظ و نگهداری شده و در صورت نیاز، به یکی از نهادهای عام المنفعه همچون مدرسه، دبیرستان، بیمارستان و ... از سوی دولت اهداء میگردد. لذا هر گونه استفاده و تصرف در اراضی عامه، جنگلها، مراتع، دریاها و رودخانه ها منوط به کسب اجازه از حکومت بوده و در صورت عدم اجازه ی ایشان، نباید بدان تعرض نمود.


کراهیت ]
درخواست شده توسط Asia و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 03-Jan-2011 00:25 (1115 خوانده شده)
*
خیر. موی سر زنان از جمله ی عورتهای ایشان محسوب شده و نشان دادن آن به نامحرم و همچنین دیدن آن از سوی اجانب، حرام میباشد. حالا اگر این بی قیدی و بی بند و باری در امور شرعیه به صورت فرهنگ در آید، و یا افراد خانواده ی یک قشر محترم مرتکب این عمل زشت گردند، دلیل مشروعیت آن نبوده و بهیچوجه این عمل نامشروع را موجه نمیسازد. لذا نشان دادن موی سر توسط زنان، همچنان حرام بوده و حرام باقی خواهد ماند.


کراهیت ]
درخواست شده توسط Gyounesg و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 12-Jan-2011 23:59 (1062 خوانده شده)
*
منظور از حرمت کوتاه کردن و یا برداشتن ابروها، اینست که ابروها را نباید از حالت عادی خود خارج ساخته و دست به تبدیل خلق الله برد. همانگونه که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم در حدیث خود (لَعَنَ اللهُ النَّامِصَةِ وَ المُتَنَمِّصَةِ) بدان اشاره فرموده است. اما از طرفی، فقهاء احناف فرموده اند: «لابَأسَ بِاَن یاخُذَ شَعرَ الحَاجِبَینِ وَ شَعرَ وَجهِهِ مَا لَم یَتَشَبَه بِالمُخَنَّثِینِ» یعنی برداشتن ابرو و موهای صورت، هیچگونه مشکلی ندارد، هرگاه به مخنثین شباهت پیدا نکند، یعنی ابروها و موهای صورت، به گونه ای است که وضعیت صورت را ناهنجار نشان داده و او را زشت منظر مینماید. در اینصورت میتوان آنرا برداشت تا حدیکه به مرحله ی عادی رسیده و با سایر ابروها برابر باشد، نه اینکه ابروها را به اندازه ای برداشت طوریکه تبدیل خلق الله شده و به مرحله ی مثله برسد. اینکار بهیچوجه صحیح نبوده و تحت حدیث رسول اکرم صلی الله علیه و سلم که فوقاً به آن اشاره شد، قرار میگیرد. حاشیة الطحطاوی 2/145.


کراهیت ]
درخواست شده توسط 786 و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 18-Jan-2011 20:34 (1040 خوانده شده)
*
با عرض پوزش، این سوال و سوالات مشابه آنرا در چندین مرحله پاسخ گفته ایم. لذا شما دوست عزیز میتوانید با واژه ی «موسیقی» از قسمت جستجو، جستجو کرده و پاسخ مطلوب خود را بدست آورید.


کراهیت ]
درخواست شده توسط 1234567890 و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 15-Feb-2011 03:06 (1312 خوانده شده)
*
برداشتن موهای دست و پا مباح بوده و هیچگونه ثواب یا عذابی متوجه ی انجام آن نمیباشد. احکام تجمیل النساء/214.


کراهیت ]
درخواست شده توسط 786 و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 15-Feb-2011 14:07 (1285 خوانده شده)
*
اگرچه مسئولین باشگاه باعث و بانی اینکار هستند و گناه آن متوجه ی ایشان است، اما شنوندگان نیز از گناه آن بدور نخواهند بود، زیرا پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم فرموده است: «اِستِمَاعُ المَلاَهِی مَعصِیَةٌ وَ الجُلُوسُ عَلَیهَا فِسقٌ وَ التَّلَذُّذ بِهَا کُفرٌ» شنیدن ساز و آواز معصیت، نشستن بر آن فسق و لذت بردن از آن کفران است. لذا شما نیز به اندازه ی خود از وبال آن بی بهره نخواهید بود.


کراهیت ]
درخواست شده توسط Ebrahim68 و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 22-Feb-2011 16:31 (1096 خوانده شده)
*
به طور کلی موهای بدن به دو دسته تقسیم میشوند: 1ـ موهایی که برداشتن آن هم برای زنان و هم برای مردان جائز بوده بلکه سنت و بعضا مستحب میباشد. از قبیل برداشتن موهای شرمگاه، برداشتن موهای دبر (عقب)، کوتاه کردن موهای داخل بینی هرگاه خیلی بزرگ باشند، کوتاه کردن موهای ابروها هرگاه چهره ی شخص را بد نظر و ناهنجار نشان دهد، برداشتن موهای زیر بغل. 2ـ موهایی که برداشتن و یا بعضا کوتاه کردن آن اصلا جائز نیست از قبیل برداشتن و یا کوتاه کردن موی سر برای خانمها، برداشتن و یا کوتاه کردن بیش از حد ریش برای آقایان، کوتاه کردن و یا تغییر دادن خلقت الهی در مورد ابروها، برداشتن موهای گونه ها برای خانمها. اما برداشتن موهای سینه دست و پاها و یا پشت خلاف ادب میباشد. حاشیة الطحطاوی 2/145.


کراهیت ]
درخواست شده توسط 1234567890 و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 28-Feb-2011 14:42 (1127 خوانده شده)
*
بطور کلی هر گونه وقت گذرانی و سرگرمی که هیچگونه فوائد آموزشی و علمی را در بر نداشته و اوقات انسان را تلف میسازد، مکروه میباشد.


کراهیت ]
درخواست شده توسط Enigma و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 28-Mar-2011 13:20 (898 خوانده شده)
*
تیغ زدن موهای دستها و پاها، مباح میباشد. هیچگونه عذابی در انجام آن و هیچگونه ثوابی در ترک آن و یا بالعکس وجود ندارد. احکام تجمیل النساء/214.


کراهیت ]
درخواست شده توسط Omid_24 و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 17-Apr-2011 23:33 (826 خوانده شده)
*
قبل از هر چیز باید دانست، آن چیزی که در مراسم عزاء در بین اهل سنت ترکمن صحرا رسم شده است، از قبیل فرش کردن قالی و برپا کردن چادر برای عوام و خواص، ذبح گوسفند و تهیه ی غذا برای حاضرین به مدت هفت روز، سپس در هر یک ماه تا تمام شدن یک سال، سپس در هر یک سال، همه ی این موارد صدقه به معنی شرعی آن نبوده بلکه اباحتی است که از سوی ورثه و اقارب میت در اختیار حاضرین و مهمانان قرار میگیرد. تفصیل آن، طبق فرمایش استاد علامه عبدالقادر آخوند داغستانی اینچنین است: تملیک مال بدون عوض در اصطلاح شرع، هبه نام دارد. هرگاه آنرا به نیت نیل به ثواب آخرت تملیک کند، صدقه نامیده شده و اگر به طریق اباحت باشد ضیافت محسوب میگردد. هرگاه شخصی فوت شده و فردی بخواهد به نفع آن شخص فوت شده، مالی را انفاق نماید، مالیکه مورد انفاق قرار میگیرد از دو حالت خارج نیست: یا از ترکه ی میت بوده و یا اینکه از ملک شخص انفاق کننده خواهد بود. اگر مالیکه مورد انفاق قرار میگیرد، از ترکه ی میت باشد، هرگاه در بین ورثه فرد صبی و نابالغ بوده و یا به آن مال، حق کس دیگری تعلق گرفته باشد (مثلا شخص فوت شده بدهکار باشد)، در حالیکه در ترکه ی میت مالی غیر از آن وجود نداشته باشد، در اینصورت انفاق از آن مال، بدون شک حرام بوده و به هر طریقی که باشد نامشروع و ناروا میباشد.


اما هرگاه در بین ورثه فرد نابالغ و صبی نبوده و هیچگونه حقی نسبت به اموال میت تعلق نگرفته باشد و یا اینکه میت دارای اموالی بسیار بوده و غیر از آن مالیکه قرار است مورد انفاق قرار گیرد، اموال دیگری را نیز دارا باشد، و یا اینکه شخص انفاق کننده از مال شخصی خود بخواهد چیزی را انفاق نماید، این در حالی است که انفاق مذکور بطریق اباحت بوده و یا به گونه ی تملیک است. در هر صورت که باشد، انفاق به یک شخص محتاج و نیازمند بوده و یا به یک فرد غیر نیازمند بوده است. علی ای حال، این انفاق بنا به نیل ثواب اخروی بوده و یا بخاطر چیز دیگری بوده است. همه ی این موارد دارای هشت قسم است که تفصیلا حکم آنها را ذکر خواهیم نمود.


نوع اول: انفاق به طریق اباحت به یک شخص محتاج و نیازمند بوده و بخاطر نیل به ثواب اخروی بوده است. این انفاق، ضیافت نام داشته و پس از سپری شدن روز سوم میت بدون هیچگونه مشکل شرعی مستحب میباشد. اما قبل از آن، مورد اختلاف فقهاء بوده که نظریه ی مختار در مورد آن، مستحب بودن آن است. نوع دوم: انفاق به طریق اباحت برای افراد غیر محتاج و غیر نیازمند بوده و بخاطر نیل به ثواب اخروی بوده است. این نیز ضیافت نام داشته و از جمله ی مستحبات شمرده میشود هرگاه پس از سپری شدن روز سوم میت باشد. اما قبل از آن، نظریه ی مختار در مورد آن، مکروه بودن آن است، زیرا آن ایام، ایام عزاء و سوگواری و مصیبت بوده و ضیافت، خاص ایام سرور و شادمانی است.


نوع سوم و چهارم: انفاق به طریق اباحت و به افراد نیازمند و غیر نیازمند بوده اما نه بخاطر نیل به ثواب اخروی، بلکه بخاطر چیزی غیر از آن باشد. این نیز از زمره ی ضیافت محسوب شده و بسته به نیت و هدف انفاق کننده خواهد بود. هرگاه بخاطر ریاء و تظاهر و خودنمایی و یا بخاطر کمک رسانی به فعل نامشروع و حرام و نوحه گری باشد، قطعا این عمل حرام بوده اما اگر بخاطر چیزی غیر از موارد ذکر شده باشد، اگر پس از روز سوم میت باشد، آنکار مباح بوده و در غیر اینصورت مکروه میباشد. نوع پنجم: انفاق به طریق تملیک برای افراد نیازمند بوده و فقط برای رسیدن به ثواب اخروی بوده است. این عمل قطعا سنت بوده و هیچگونه خلافی در سنیت آن وجود ندارد.


نوع ششم: انفاق به طریق تملیک برای افراد غیر نیازمند بوده و بخاطر نیل به ثواب اخروی بوده است. این عمل مطلقا مستحب بوده و در استحباب آن هیچگونه خلافی وجود ندارد. نوع هفتم و هشتم: انفاق به طریق تملیک بوده و برای افراد نیازمند و غیر نیازمند نه بخاطر نیل به ثواب اخروی، بلکه بخاطر چیزی غیر از آن باشد، در اینصورت این عمل بسته به نیت و هدف انفاق کننده است. همه ی این اقسام ذکر شده، در حالی است که شخص فوت شده، نسبت به انفاق یاد شده وصیت نکرده باشد. اما اگر شخص فوت شده نسبت به انفاق یاد شده وصیت کرده باشد، در اینصورت میبایست مقصود و هدف وصیت کننده رعایت شده و تا جائیکه امکان دارد نسبت به انجام وصیت وی اقدام شود. هرگاه وصیت وی مغایر با احکام شرعی و آموزه های دینی و مذهبی نباشد. بنابر آنچه که ذکر کردیم، سنت و روشی که اهل سنت ترکمن صحرا آنرا اتخاذ کرده و در پیش گرفته اند، از این اقسام خارج نیست. اما تعیین روزهای مشخص برای ذبح حیوان و جاری کردن خون آن و اعتقاد قربت الهی با آن عمل، از نوع بدعت مذمومه و نامشروع بوده و زیادتی ناخواسته و ناروا در دین محسوب میشود.


کراهیت ]
درخواست شده توسط Gyounesg و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 10-Apr-2011 22:48 (1163 خوانده شده)
*
میزان و قدر مسنون ریش یک فرد عاقل و بالغ، به اندازه ی یک قبضه (یک پنجه دست) خود شخص است. این مقدار در شرع مقدس اسلام سنت شناخته شده است. زیرا حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم در یک حدیثی میفرمایند: خَالِفُوا المُشرِکِینَ وَفِّرُوا اللِّحَی وَ اَحفُوا الشَّوَارِبَ یعنی: از شباهت با مشرکان پرهیز کنید و ریشهایتان را بلند و سبیل هایتان را کوتاه نمایید. از آنجا که این حدیث مجمل بوده و نیاز به توضیح دارد، آثار و سیره ی عملی اصحاب کرام، این حدیث مجمل را بیان کرده و اندازه ی آنرا تبیین مینماید. زیرا طبق حدیثی از حضرت ابن عمر و ابی هریرة رضی الله عنهما اندازه ی ریش و قدر مسنون آن مشخص شده است. ایشان به اندازه ی یک قبضه ریش گذاشته و مازاد آنرا کوتاه مینمودند. همچنین تمامی اصحاب کرام نیز به این روش عمل مینمودند. بنابراین این مقدار برای این امت به عنوان سنت رسول الله صلی الله علیه و سلم به یادگار مانده است.


البته در مورد ریش و اندازه آن دو نظریه مطرح است: 1ـ گذاشتن ریش به اندازه یک پنجه دست سنت موکده بوده و کوتاه کردن یا تراشیدن آن به هیچوجه صحیح نبوده و حرام میباشد. 2ـ گذاشتن ریش به اندازه یک پنجه دست، سنت زوائده بوده و گذاشتن آن به اندازه ای کوتاه تر از آن، به طوری که بیننده شخص را ریش دار به حساب آورد، سنت موکده میباشد. حکم سنت زوائده برابر با حکم مستحب است. یعنی اینکه شخص با انجام آن ثواب داده شده اما با ترک آن مستوجب عقاب نمیگردد. اما سنت موکده همانگونه که از نامش پیداست تاکید بسیاری برای انجام آن از سوی پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم شده است لذا با ترک آن احتمال عذاب الهی بوده، حتی در یک حدیثی «محرومیت از شفاعت پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم» به عنوان عقوبت ترک سنت موکده ذکر شده است.


منظور از حرمت کوتاه کردن و یا برداشتن ابروها، اینست که ابروها را نباید از حالت عادی خود خارج ساخته و دست به تبدیل خلق الله برد. همانگونه که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم در حدیث خود (لَعَنَ اللهُ النَّامِصَةِ وَ المُتَنَمِّصَةِ) بدان اشاره فرموده است. اما از طرفی، فقهاء احناف فرموده اند: «لابَأسَ بِاَن یاخُذَ شَعرَ الحَاجِبَینِ وَ شَعرَ وَجهِهِ مَا لَم یَتَشَبَه بِالمُخَنَّثِینِ» یعنی برداشتن ابرو و موهای صورت، هیچگونه مشکلی ندارد، هرگاه به مخنثین شباهت پیدا نکند، یعنی ابروها و موهای صورت، به گونه ای است که وضعیت صورت را ناهنجار نشان داده و او را زشت منظر مینماید. در اینصورت میتوان آنرا برداشت تا حدیکه به مرحله ی عادی رسیده و با سایر ابروها برابر باشد، نه اینکه ابروها را به اندازه ای برداشت طوریکه تبدیل خلق الله شده و به مرحله ی مثله برسد. اینکار بهیچوجه صحیح نبوده و تحت حدیث رسول اکرم صلی الله علیه و سلم که فوقاً به آن اشاره شد، قرار میگیرد. حاشیة الطحطاوی 2/145.


کراهیت ]
درخواست شده توسط Omid_24 و پاسخ داده شده توسط ErfanAbad در 25-Apr-2011 00:26 (1105 خوانده شده)
*
در صورت دراز شدن موی سر خانمها به اندازه ای که حضرتعالی فرض کرده اید، داخل بحث «ضرورت» و «عسر و حرج» شده و احکام خاص آن مترتب میگردد.


« 1 2 3 (4) 5 6 7 8 »
تصویر اتفاقی
جوانی حضرت شیح محمد عثمان سراج الدین نقشبندی

جوانی حضرت شیح محمد عثمان سراج الدین نقشبندی

استقبال بی نظیر مردم از نماز جمعه

استقبال بی نظیر مردم از نماز جمعه

اعضای دارای بیشترین پیام
1 mohammad2
mohammad2
172
2 elyas 130
3 SAHABI 111
4 sahneh 91
5 gapist 56
6 neghab
neghab
30
7 nurahmed
nurahmed
25
8 alten 21
9 men 19
10 IBB
IBB
19
جدول اوقات شرعی