تصاویر جدید
آمار بازدید
آخرین بروز رسانی 1395/10/15 2017/01/04
RSS Feed

فقهاء و سنت رسول اکرم صلی الله علیه و سلم

تصویر کوچک شده
عَنْ أمُّ المُؤمِنِینَ أمِّ عَبدِاللهِ عَائِشَةَ رَضِی اللهُ عَنهاَ قَالَتْ: قَالَ رَسُولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم «مَنْ أَحْدَثَ فِي أَمْرِنَا هَذَا مَا لَيْسَ مِنهُ فَهُوَ رَدٌّ» یعنی هر کس در این دین ما چیزی نو پدید آورد که در چارچوب آن نگنجد، مردود است و مورد تأیید نیست. در روایت مسلم اینگونه آمده است: «مَن عَمِلَ عَمَلاً لَیسَ عَلَیهِ اَمرُنَا فَهُوَ رَدٌّ» یعنی: هر کسی کار بکند که مطابق با دین ما نباشد، کار او مردود است. پیامبر مکرم اسلام در حدیثی دیگر نیز اینچنین میفرمایند: «من احدث حدثاً او آوی محدثاً فعلیه لعنة الله» یعنی هر کس بدعتی به وجود آورد و یا بدعتگذاری را پناه دهد، گرفتار لعنت خداوند میشود. طبق احادیث فوق بدعت در دین امری ناپسند و غیر مشروع بوده و علماء و فضلای کرام در مورد بدعت و معانی و مصادیق آن صحبتهای زیادی را مطرح کردند. اما در این مجال شاهد گفتاری کوتاه از بزرگان اسلام در این زمینه خواهیم بود.

انفاق بر زن و فرزندان

تصویر کوچک شده
مَن جَاء بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَمَن جَاء بِالسَّيِّئَةِ فَلاَ يُجْزَى إِلاَّ مِثْلَهَا وَهُمْ لاَ يُظْلَمُونَ. هر كس كار نيكى بياورد ده برابر آن [پاداش] خواهد داشت و هر كس كار بدى بياورد جز مانند آن جزا نيابد و بر آنان ستم نرود. خوبی و تحسین برانگیز بودن احسان و بخشش بر کسی پوشیده نیست و دانستن و اثبات این موضوع نیاز چندانی به ادله نداشته و هر کس که از عقل سلیمی برخوردار باشد، عارف به این مطلب است. اما آنچه که نیاز به دلیل داشته و دانستن آن خالی از لطف نیست این است که ثواب این احسان و بخشش به چه میزان بوده و ثواب ترین این بخشش ها به چه کسی میباشد. رسول الله صلی الله علیه و سلم میفرمایند: «دِینَارٌ اَنفَقتَهُ فِی سَبِیلِ اللهِ، و دِینارٌ فِی رَقَبَة، وَ دِینارٌ تَصَدَّقتَ بِهِ عَلی مِسکِین، وَ دِینارٌ اَنفَقتَهُ علی أَهلِکَ، أَعظَمُهَا أَجراً الَّذِی اَنفَقتَهُ عَلی أَهلِکَ». دیناری که در راه خدا انفاق می کنید، پولی که در راه آزاد شدن بنده ای هزینه نمائید، پولی که به فقیر و بینوا صدقه می دهید و پولی که بر زن و فرزندان خود هزینه می کنید، بزرگترین آنها از حیث ثواب، پولی است که بر زن و فرزندان خود انفاق نموده اید.

حکایت ابوموسی خادم بایزید بسطامی

تصویر کوچک شده
ابوموسی خادم بایزید قدس سره و برادرزاده ی او و پسر آدم بود که در خدمت و محبت و بزرگداشت و احترام بایزید کوشش بلیغ میداشت. تا جایی که گویند او اوقات نماز را برای بایزید «قدس سره» تعیین میکرد و از محلی معروف به باب نوحان گذشته و به نوحان میرفت و نوحان جایی هموار بود و در آنجا افق برای رؤیت طلوع فجر خوب و بدون مانع بود. چون در آنجا سپیده ی صبح را میدید او را آگاه میساخت. بایزید از صومعه ی خویش به مسجد میرفت. گویند در میان شاگردان بایزید «قدس سره» از بزرگداشت و احترام استاد و پیر سخن میرفت، هر کدام چیزی میگفتند. ابوموسی در میان ایشان نبود و سرگرم کارهای خانقاه و پذیرایی زایرین بود. او را گفتند تو نیز در این باره چیزی بگوی! گفت: اگر خدای تعالی چیزی روشنتر از خورشید را بر بنده مکشوف دارد و پیر او را برای کار کوچکی از کارها بخواهد و او آن چیز را ترک گوید و در پی امر پیر رود اندکی از بزرگداشت پیر را بجای آورده است.

رعایت ادب در هنگام نماز

تصویر کوچک شده
«عن جابر، عن النبی: قال رکعتان بِعَمامَةٍ خیرٌ مِن سبعین رکعة بِلا عمامه». رواه الدیلمی.
جابر میگوید پیامبر خدا صلی الله علیه و سلم فرموده است: دو رکعت نماز با عمامه بهتراز هفتاد رکعت بدون عمامه است، پس خرد و دانش بشری چون معیوب و ناقص است بدون یاد و استمداد از دستگاه وحی و رسالت، بر تحصیل خوشبختی و انجام فرایض و واجبات توانا نیست، باید در تمام امورات زندگی، حضرت رسول صلی الله علیه و سلم را الگو قرار دهیم که به براهین و حجّت های بسیار قوی و روشن به مسلمانان این گونه ابلاغ فرموده اند «ثواب نمازی که با عمّامه اداء شود، از ثواب هفتاد رکعت نماز بدون عمّامه بیشتر است». در حدیث شریف نقل شده که حضرت جبرئیل در هنگام وحی، با عمامه به خدمت حضرت رسول صلی الله علیه و سلم شرفیاب شده و سرش عریان نبوده است چون به راستی عمامه بر سر نهادن در هنگام ادای نماز، زینت و زیبایی خاصی به انسان میدهد و خداوند منان هم فرموده است: «يَا بَنِي آدَمَ خُذُواْ زِينَتَكُمْ عِندَ كُلِّ مَسْجِدٍ. اعراف/31. ای فرزندان آدم البسه ای را که برای زیبایی و زینت شما قرار داده ایم در موقع نماز بپوشید و این خطاب قرآن کریم به جهانیان اعم از زن و مرد میباشد، نیز در موقع نماز بایستی لباس تمیز و زیبا پوشید و نباید لخت و عریان بود، «ان الله جمیل یحب الجمال».

مناجات شیخ ابوالحسن خرقانی قدّس سرّه

تصویر کوچک شده
(منقول از مجموعه ای در کتابخانه ی حفید افندی در سلیمانیه در استانبول به شماره ی452)
شبی بعد از عبادت و اوراد به خداوند سبحانه و تعالی شیخ ابوالحسن خرقانی قدس سره مناجات کرد و گفت: خداوندا، فردای قیامت به وقت آنکه نامه ی اعمال هر یکی به دست دهند و کردار هر یکی بر ایشان نمایند چون نوبت به من آید و فرصت یابم من دانم که چه جواب معقول گویم. پس در حال به سرّش ندا آمد که: یا ابا الحسن، آنچه روز حشر خواهی گفتن در این وقت بگو. گفت: خداوندا، چون مرا در رحم مادر بیافریدی در ظلمات عجزم بخوابانیدی، و چون در وجود آوردی معده ی گرسنه را با من همراه کردی تا چون در وجود آمدم از گرسنگی میگریستم و چون مرا در گهواره نهادندی پنداشتم که فرج آمد، پس دست و پایم ببستند و خسته کردند و چون عاقل و سخنگوی شدم گفتم بعد الیوم آسوده مانم، به معلمم دادند،

صلوات و فضائل آن

تصویر کوچک شده
اين كه پيامبر صلّي الله عليه وآله وسلّم، از امّتِ خود و اعمال آنها آگاه است و صلواتِ امّت به ايشان ميرسد، و مرگ حضرتش، تأثيري در اين مسأله ندارد، از حقايق اسلامي است و آيات 143 بقره و 15 مزّمل و 6ـ45 احزاب،كه پيامبر صلّي الله عليه و سلّم را «‌شاهد» خوانده اند، دليلِ اين موضوع است و احاديثِ بسياري هم، از خودِ پيامبر صلّي الله عليه و سلّم، در اينباره، وارد شده است كه میتوان به حدیث زیر اشاره کرد:
قالَ رسولُ الله صلّي الله عليه و آله و سلّم «حَيْثُما كُنْتُمْ، فَصَلُّوا عَلَيَّ، فَإِنَّ صَلاتَكُمْ تَبْلُغُنِي» یعنی: هر جايی كه بوديد، بر من صلوات بفرستيد، زيرا صلوات شما، به من ميرسد. امام علّامۀ مناوي رحمه الله در شرحِ حديث، ميگويد: روحهاي قدسي و پاك، وقتي از علاقه ها و تعلّقات بدني و خاكي و مادّي، خالي و مجرّد شدند، بالا ميروند و به ملكوت اعلی ميپيوندند و حجاب و پرده‌اي جلوِ چشم و ديدِ آنها نميماند و همه چيز را به مشاهده و عيان، يا خودشان میبينند، يا ملائكه به آنها خبر ميدهند.

سخاوت

تصویر کوچک شده
نعمان بن ثابت امام ابوحنیفه رحمة الله علیه فردی سخی و همیشه در فکر مستمندان بود، هیچ سائلی را دست خالی بر نمیگرداند. حسین بن علی بن حسین بن علی میفرماید: شخصی سخی تر از امام اعظم ابوحنیفه رحمة الله علیه سراغ ندارم. امام ابوحنیفه رحمة الله علیه مدّت ده سال مخارج ابو یوسف را تأمین کرد و به او درس میداد، وی عادت داشت که هنگام عید برای دوستان و بستگانش هدایا میفرستاد و مخارج عروسی جوانان مستمند را از جانب خود تأمین میکرد. اگر چیزی برای خود میخرید برای مشایخ و همسایگان نیز همان چیز را میخرید و آن سودی که از تجارتش میبرد همه را برای علما و طلاّب صرف میکرد. شقیق بن ابراهیم میگوید:

انفاق و بخشش

تصویر کوچک شده
رسول الله صلی الله علیه و سلم میفرمایند: «اِنَّ الصَّدَقَةَ تُطفِئُ غَضَبَ الرَّبِّ». یعنی: صدقه دادن در راه خدا خشم خداوند را خاموش میکند. و در حدیثی دیگر میفرمایند: «الصَّدَقَةُ لا تَزِیدُ المَالَ اِلا کَثرَةً». یعنی: صدقه دادن در راه خداوند، در مال، چیزی جز زیادی آن بوجود نمیآورد. صحابی جلیل القدر عبدالرحمن بن عوف رضی الله عنه از ثروتمندترین اصحاب بودند. وقتی که به رفیقان بلند پایه ی پیغمبر صلی الله علیه و سلم ملحق شدند بعضی اصحاب آمدند و گفتند: یا عبدالرحمن! ما میترسیم که کثرت ملکت باعث گردد که از زمره ی رفیقان رسول الله خارج شوی. عبدالرحمن فرمود: چرا و به چه دلیل؟ اصحاب فرمودند:

داستان طاس و انگبین و موی

تصویر کوچک شده
قاضی دامغانی در کتاب مجرد الحکایات، از بایزید حکایت کند که گفت: یک روز من نشسته بودم و چهار کس از صالحان نزد من بودند. مرا طاسی آوردند در آن انگبین، و در انگبین یک تار موی، و در پیش ما گذاشتند. بایزید گفت: طاسی نیکو، و انگبینی شیرین، و مویی باریک، هر کدام از شما در این باره چیزی بگویید. یکی از آنان گفت:

خشم و غضب ـ راهکار، درمان

تصویر کوچک شده
خشم و غضب همواره از طرف عالمان دینی نکوهش شده و این فعل شیطانی را مذمت نموده اند. آتش غضب نیز مثل شعله های سوزان، خانمان برانداز بوده زیرا بنیان آدمی را متزلزل کرده و شخص را از انسانیت بدور و اخلاق رحمانی را سلب میکند. شخص خشمگین هیچ چیزی را درک نکرده و اختیار دست و پا و گوش و زبانش در دستانش نبوده و کنترل اوضاع از دایره ی اختیار وی خارج میگردد. اینچنین است که پیامبر عظیم الشأن اسلام میفرمایند: «الغَضَبُ یُفسِد الایمانَ کما یُفسِدُ الصَّبِرُ العَسَلَ» یعنی: خشم باعث فاسد شدن ایمان میشود همچنان که صَبِر (گیاهی است با گلهای زرد یا قرمز، که عصاره ی تلخ آن جنبه ی دارویی دارد) باعث فاسد شدن و خراب شدن عسل میگردد. تباهی ایمان و فساد آن زخمی نیست که به این آسانی ترمیم یافته و شخص بلافاصله بهبود یابد.

بایزید بسطامی و شاگرد شقیق بلخی

تصویر کوچک شده
عطار در تذکرة الاولیاء مینویسد که: شاگرد شقیق را عزم حج افتاد. شقیق گفت: به بسطام گذر کن و زیارت شیخ بایزید را دریاب. چون مرید به خدمت بایزید رسید، شیخ گفت: تو مرید کیستی؟ گفت من مرید شقیق بلخی ام. گفت: او چه گوید؟ گفت: او از خلق فارغ شده است و بر حکم توکل نشسته و میگوید: اگر آسمان و زمین رویین شوند و آهنین، که نه از آسمان بارد و نه از زمین روید، و خلق عالم همه عیال من باشند، از توکل خود برنگردم. بایزید گفت: اینت صعب مشرکی که اوست! اگر بایزید کلاغی شود، به شهر آن مشرک نپرد. چون بازگردی او را بگوی که: خدای عزّوجل را با دو گرده ی نان آزمایش مکن. چون گرسنه شوی، از هم جنسی دو گرده بستان و بارنامه ی توکل یک سو نه، تا از شومی تو شهر و ولایت به زمین فرو نشود. آن مرد از درشتی این سخن بازگشت و پیش شقیق رفت.

بردباری و شکیبایی

تصویر کوچک شده
یکی از اخلاق حسنه بردبار و شکیبا بودن است. خداوند متعال دارای این صفت است و کسانی که این صفت را دارند، دوست میدارد. بنا به فرمایش خداوند در آیه ی شریفه: «وَ لَقَد عَفَا اللهُ عَنهُم اِنَّ اللهَ غَفُورٌ حَلِیمٌ» ترجمه: «و خداوند ایشان را بخشید، چرا که خداوند آمرزنده و شکیبا است» معلوم میشود که بردباری و شکیبایی صفاتی است نیک و بس خوب که آفریدگار عالم بدان متصف است. به همان دلیل پیامبر عزیز صلی الله علیه و سلم نیز فرموده است: «کَادَ الحَلِیمُ اَن یَکُونَ نَبِیّاً» «مرد حلیم به پیامبر شدن نزدیک شد» یعنی کسی که حلیم باشد و بردباری و شکیبایی را پیشه کند، به چنان درجه ی والایی نائل میگردد که پیامبر صلی الله علیه و سلم اینگونه توصیفش را کرده است. خداوند در مورد حضرت ابراهیم علیه السلام که بسیار مرد بردبار و شکیبایی بود میفرماید:

«داستان بایزید بسطامی و راهب»

تصویر کوچک شده
حکایت کنند که: دوستی از دوستان خدا که او را بایزید بسطامی قدس سره میگفتند و او چهل و پنج بار به حج رفته و در هر روز یک بار قرآن را ختم میکرد. هنگامی که بر بالای کوه عرفات رسیده بود، نفس او، او را گفت: چه کسی هست مانند تو ای بایزید؟! چهل و پنج حج گذارده و ده هزار بار قرآن را ختم کرده ای. بایزید که این سخن را از نفس خود شنید فی الحال به بانگ بلند گفت: کیست که چهل و پنج حج را به گرده نانی از من بخرد؟ مردی گفت: من میخرم. بایزید گرده نان را از آن مرد گرفت پیش سگی انداخت و سگ آن را بخورد. پس بر نفس خود سخت گرفت و داخل مملکت روم شد. در آنجا به راهبی برخورد، راهب دست او را گرفت و به خانه ی خود برد. در خانه جایی برای او خالی کرد و بایزید در آنجا به عبادت خدا مشغول میشد. راهب تا یک ماه هر روز، صبح و شب با خوردنی و آشامیدنی پیش او میرفت. پس از یک ماه بایزید روزی نفس خود را گفت: من میخواهم تو را بشکنم، چرا شکسته نشوی؟

مشورت کردن

تصویر کوچک شده
در منطقه ای شخصی عالم زندگی میکرد، مردمان آن منطقه برای مشورت کردن به نزد آن شخص عالم میرفتند. این شخص عالم دختری جوان داشت که میخواست دخترش را به خانه بخت بفرستد. وی برای مشورت کردن به نزد یکی از کافران کهن سال که در آن منطقه زندگی میکرد رفت تا با او در این زمینه مشورت کند، وی از آن کافر کهن سال سؤال کرد که دخترش را به چه شخصی بدهد؟ کافر کهن سال تعجب کرد و به آن شخص عالم گفت: تمام مردم برای مشورت کردن به نزد تو میآیند چه طور شد که تو پیش من آمده ای؟!!! آن شخص عالم در جوابش گفت:

اهمیت ادای زکات

تصویر کوچک شده
عن ابی عبدالرحمن عبدالله بن عمر بن الخطاب رضی الله عنه قال: سَمِعتُ رسول الله صلی الله علیه و سلم یقول: «بُنِیَ الاِسلامُ عَلی خَمسٍ شَهادَة اَن لا اِلهَ اِلاّ اللهُ و اَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ الله و اِقامِ الصلاةِ و إیتاءِ الزَّکاةِ و حَجِّ البَیتِ و صَوم رَمَضانَ» از عبدالرحمن عبدالله بن عمر بن الخطاب رضی الله عنهما روایت شده است: از پیامبر اکرم صلی الله علیه و سلم شنیدم ایشان میگفتند: «اسلام بر پنج رکن استوار شده است، شهادت دادن به این که جز خدای عزوجل هیچ معبودی نیست و محمد صلی الله علیه و سلم پیامبر خداست، بر پای داشتن نماز، دادن زکات، حج خانه ی خدا و روزه ی ماه رمضان».
تصویر اتفاقی
آرامگاه امام بیهقی ـ ششتمد، سبزوار

آرامگاه امام بیهقی ـ ششتمد، سبزوار

مراسم عمامه گذاری توسط استاد نظری

مراسم عمامه گذاری توسط استاد نظری

اعضای دارای بیشترین پیام
1 mohammad2
mohammad2
172
2 elyas 130
3 SAHABI 111
4 sahneh 91
5 gapist 56
6 neghab
neghab
30
7 nurahmed
nurahmed
25
8 alten 21
9 men 19
10 IBB
IBB
19
جدول اوقات شرعی